Translate

پنجشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۷

مقاومت وابسته و یک شکست سیاسی دیگرجریان رجوی



مقاومت وابسته و یک شکست سیاسی دیگرجریان رجوی

سعید سلطانپور

متاسفانه اتحادیه اروپا جریان رجوی و شورای مقاومت وابسته به دشمنان استقلال مردم ایران را همچنان در لیست تروریستی نگاه داشت. کاشکی در سیاست هم چراغ جادوئی بود و جنی که آرزوهای مسعود رجوی را بر آورده می کرد و یک دفعه اروپائیان را در وسط مذاکره با جمهوری اسلامی د رمورد توقف غنی سازی اورانیوم وا می داشت که رجوی را از لیست در بیاورند و اسبتداد ولایت مطلقه فقیه آخوندی را سرنگون و استبداد ولایت مطلقه فقیه رجوی کت وشلواری را جایگزین آن می کرد.

من د رتعجبم که این نابغه گان سیاسی که خود را عقل کل می دانند در این همه سال اقامت در غرب و لاس زدن و سرو کله زدن با سیاستمداران غربی که دلشان برای هیچ ملتی حتی حوزه انتخابیه خودشان هم نسوخته است چرا چیزی یاد نگرفته اند . چر ا خود را به حماقت می زنند و خود را با حمایت های نمایندگان پارلمان های غربی دلخوش نمی کردند.
در حالی که می دانند سیاست های دولتها با تظاهرات خارجی ها ( بخوانید هواداران و اجاره شده ها ) تدوین نمیشود. اگر این همه نماینده می توانستند کاری بکنند که اول از همه این جماعت بلاتکلیف از نظر ملیتی و هویتی را از لیست تروریستی در می آوردند.

کاشکی بجای اینهمه انرژی که هواداران رجوی که همه شان پا به سن گذاشته و در حسرت دیدار سرزمین مان ایران هر روز شکسته تر شده فیلم های سینمائی هالیودی را که آخریش تام هنکس در فیلم جنگ چارلی ویلسون ، نقش سناتور آمریکائی در افغانستان را بازی می کند می دیدند که متوجه می شدند سیاست چه قدر کثیف و بی پدر ومادر هست .
Tom Hanks Tells Hollywood Whopper in ‘Charlie Wilson’s War’


امروز آمریکائی ها اعلام کردند که نفر سوم خود را به جمع مذاکره کنندگان با جلیلی می فرستند این برای اولین مرتبه هست که آمریکائی ها در این مذاکرات شرکت می کنند . همزمان جماعت وابسته به رجوی و رجوی وابسته به سازمان " سیا " و "موساد " را که میلیونها پوند خرج وکیل و دادگاه کرده تا از لیست ترورانگلیس دربیایند ، را در لیست ترور اروپا نگه دارند تا سیاست چماق و حلوا را در مورد جمهوری اسلامی با استفاده ابزاری از عشیره رجوی در حساس ترین دورمذاکرات هسته ای را اجرا کرده باشند .

تفاوت رجوی و حسن نصرالله
ا
ین در حالی است که انگلیس حزب الله را در لیست ترور قرارد اد ولی بدلیل پایگاه مردمی حزب الله د رلبنان و هوشیاری سیاسی حسن نصرالله که بر خلاف رجوی که نوکر صدام حسین بود متحد استراتژیک جمهوری اسلامی شود
امروز روز بازگشت 5 زندانی لبنانی و فلسطینی به لبنان بود . بازگشت سمیر قنطار چریک کمونیستی که 30 سال در زندان اسرائیل بخاطر عملیاتی که علیه اسرائیلی ها داخل خاک اسرائیل انجام داده بود و متاسفانه دختر 4 ساله ای را هم همراه پلیس ها کشته بود یک شکست سیاسی برای اسرایئل و یک پیروزی برای حزب الله و حسن نصرااله بود . تمامی منابع رژیم اسرائیل هم به این نکته اعترا ف کردند .

وقتی سخنرانی را نگاه می کردم . سمیر قنطار را در حالیکه لباس نظامی بتن داشت و شال زرد رنگ حزب اله را بر گردن داشت و با حرارت سخنرانی می کردو ئ به 540 سال زندان محکوم شده بود ویک زندانبان به وی گفته بود هیچ گاه از این زندان زنده بیرون نخواهد رفت. در حالیکه پرچم های حزب کمونیست لبنان همراه با پرچم های حزب اله در میان هزاران لبنانی که برای استقبال از این زندانیان که به عنوان قهرمان نامیده می شدند موج می زد. سمیر قنطار بدون هیچ سیاسی کاری آزادی خود را مدیون حزب الله و حسن نصرالله دانست و آز انان تشکرکرد . قنطار با حرارت سخن می گفت و خواهان وحدت ملی برا ی آزاد سازی فلسطین شد .
یاد سخنرانی مسعود رجوی در امجدیه افتادم و آرزوهای نسل جوان را که رجوی با غلطیدن به سیاست بازی و انتقام گیری شخصی از خمینی بر باد داد. نه تنها آروزها را که هزاران نو جوان را که بخاطر حمایت از یک رهبر نالایق و بزدل که سربزنگاه های تاریخی مانند شاه فرار را بر قرارترجیح مید اد ، به کشتن داد تا خود مدعی رهبری انقلاب شود .

براستی ایا حزب الله و حسن نصرالله که قدمت تشکیلات شان به مجاهدین نمی رسد و حریفشان( اسرائیل ) هم که
ا زنظر نظامی –امنیتی و سیاسی بسیار قدرتمند از شاه و خمینی هست درسی برای رجوی و شورای وابسته نمی باشند چگونه آنها توانستند به چینن موقعیت در لبنان و د رجهان عرب قرار بگیرند اگر قرار بود هر کسی با پولا گرفتن از رژیم دیکتاتوری بتواند به موفقیت برسد پس چرا رجوی شکست خورد ؟
چگونه رجوی وشورای مزدبگیر رجوی چشم به کرم آمریکا و اسرائیل دارند که راه را برایشان برای ورود به ایران بازکنند. ؟


حزب الله در حالی که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد ولی وقتی منافع مردم لبنان و مقاومت و تشکیلات آنها در میان است با دشمنان خودهم مذاکره می کند و بر سر آنها چانه هم می زند. همین آزادی گروگانها از 2 سال پیش آغاز شده بود و به جنگ 33 روزه منتهی شد که به شکست اسرائیل انجامید .


حزب الله از شیوه ها ی سیاسی برای سرنگون کردن دولت مورد حمایت آمریکا – فواد سینیوره - استفاده کرد و دو سال تلاش کرد ولی تنها یک روز از اسحه استفاده کرد وتمامی مواضع را به ارتش لبنان واگذار کرد و عملا راه جنگ داخلی را که خواست اسرائیل بود بست . در حالیکه رجوی از سر غرور وارد 30 خرداد شد و رسما رژیم را به جنگ مسلحانه تهدید کرد و تشکیلات سازمان را بدون اینکه ارزیابی صحیحی از توازن قدرت داشته باشد به قتلگاه برد .


چیزی که رجوی نمی فهمد . البته حق هم دارد که نفهمدزیرا بر عکس نصراله که اسرائیل رسما گفته است وی را ترور خواهد کرد از سال 1359 به این طرف هرگز دربین هیچ تجمع ایرانی ظاهر نشده است . همانگونه که رضا پهلوی می ترسد و به همین دلیل هم اعتباری در بین مردم ندارد
درتمامی مانورها ی نظامی وقتی که رجوی وارد میشد غلاف ها فشنگ نداشت .
در تانک ها که هرروزه روشن و بازدید می شد به بهانه اینکه باطری برای روز عملیات هست از نصب آنها خودداری میشد و تانکها بوسیله هل دادن توسط تانک اول روشن می شد چرا ؟ زیرا بدون باطری امکان شلیک توپ و دیدبانی ممکن نیست . زیرا رجوی هم مانند صدام و دیگر دیکتا تورها به کسی اعتماد نداشت .





رهبر ان همانگونه که باید مراقب امنیت خود باشد باید در بین مردم هم حضور داشته باشد مانند عرفات اگر واقعا باور داشته باشیم که مرگ و زندگی دست خداست . اما چه فایده که رجوی خود را امام زمان می داند و مریم و دیگر اعضا وی را خدا می دانند که مرگ و زندگی آنا ن در دست اوست . آخر چگونه میشود که به مردم گفت شما به خیابان بریزید و رژیم را سرنگون کنید و فرش قرمز پهن کنید تا ما وارد شویم .
اگر خمینی به ایران بر نگشته بود و به بهشت زهرا و قلب جمعیت نرفته بود که نمی توانست رهبری را بدست بگیرد. مردم اگر رهبرشان را در صف اول دیدند بیرون خواهند آمد والا جانشان را به خطر نخواهند انداخت .

آقای رجوی می توانید خمینی را متهم به دزدیدن انقلاب کنید ولی خمینی در 12 بهمن اسلحه ای نداشت و محافظ مسلحی هم نداشت . تو که همیشه بعد از آزادی از زندان هم مسلح بودی و هم چند تا محافظ داشتی پس خجالت بکش . خودت که جانت را دوست داری و قایم شده ای اقلا دست از سر این مردم و جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران بردار.

از سوی دیگر مریم رجوی خواستار تغییر رژیم توسط مردم هست "راه حل سوم یعنی تغییر دمكراتیك توسط مردم و مقاومت ایران "
ایا مریم رجوی نمی فهمد که با حضور مردم در صحنه نه تنها جمهوری اسلامی که بسیاری از رژیم های انحصارطلب هم تغییر خواهند کرد، آنچه را که مریم رجوی خودش را به کوچه علی چپ می زند این است که چگونه ؟ در دنیای غرب و لیبرال دموکراسی زندگی کردن و برگزاری شورای وابستگی در پشت درهای بسته بدون حضور خبرنگاران و ناظران . تغییر شعار ایران رجوی رجوی ایران به شعار

مریم رجوی که امتحان خود را پس داده است و رد شد ه است ؟
رجوی زن و شوهر مهره های سوخته ای بیش نیستید که غربیها برای معامله با جمهوری اسلامی بر علیه منافع مردم ایران از شما حمایت می کنند .

با توجه به تجربه انقلاب و سرنگونی شاه قرار نیست که مرد م از چاله در آمده به چاه بیفتند . آخر شما چه گلی بسر مردم ایران زده اید که توقع دارید مردم از شما حمایت کنند .
درانحصار طلبی – دروغ گوئی – وقاحت – سرسپردگی – وطن فروشی – تهمت و دریدگی ، نقض حقوق بشر شما ده آبادی نگذاشته اید .

جمهوری اسلامی دشنمان آزادی مردم ایران هست. شورای وابسته و جریان رجوی و شما با گذشته نگین و وابستگی تان به بیرحمترین دیکتاتور منطقه و بخشی از نیروهای سرکوبگر صدام دشمنان آزادی و استقلال مردم ایران هستید . زیرا بقول یک نویسنده عراقی صدام دیکتاتو ر و دشمن آزادی من بهتر از سربازان آمریکائی است که استقلال و هم آزادی من را گرفته اند .
به همین دلیل تا انتخابات آزاد در تشکیلات بر گزار نکنید
تا به حقوق بشر احترام نگذارید
و تا خشونت را محکوم نکنید
هیچ جائی در جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران نخواهید داشت .


از اولین اصولی که در مجاهدین اولیه یاد گرفتم و مرتب آنرا رجوی جوان در مقابل حکومت تکرا ر می کرد این بود که مردی عادی در جواب عمر(ر) که خلیفه بوده است و خواستار تذکر مردم بوده است که وی را راست کنند می گوید ای عمر (ر) که اگر کج شوی با این شمشیر راستت می کنم. خوشبختانه پس از تجربه تلخ وشکست در تشکیلات مروج خشونت رجوی یاد گرفته ام که به رجوی بگویم اگر کج شدی ،که سالهاست شده ای با این قلم راستت می کنم.

چهارشنبه، تیر ۲۶، ۱۳۸۷

کدام شورشی ؟

کدام شورشی ؟
نگاهی کوتاه به کتاب خاطرات یک شورشی ایرانی نوشته دکتر مسعود بنی صدر

سعید سلطانپور

کتاب خاطرات شورشی آقای بنی صدر را خواند م اصولا کتاب خاطرات شخصیتهای سیاسی برایم جالب است . مسعود بنی صدر جز معدود کسانی هستند که از جریان رجوی جداشده اند و اقدام به انتشار کتاب کرده است که در فرهنگ نیروهای سیاسی ایران جا نیفتاده است . زیرا خاطرات همه کسانی که در انقلاب بوده اند چه د رجریان حاکمیت و چه در جریان مخالفان حکومت می تواند فضای تاریخی جامع تری را برای ما و نسل جوان و آینده از شرایط را بدهد و شاید از آن مجموعه بتوا ن راهی برای جلو گیر ی از اشتباهات تکراری و دور تسلسل مردم برای رسیدن به آزادی و تحقق دموکراسی یافت .

کتاب بدون منبع هست و سعی هم نشده که از منابع مختلف استفاده شود . بشدت در آن مسائل امنیتی در ان رعایت شده است نام مدرسه خیابانی که در آن خانه بزرگ شده است و جزئیات کودکی و نو جوانی که که برای سازمانهای امنیتی قابل دسترسی است ولی به همان شیوه مجاهدین و رجوی برای مردم معمولی ممنوعه است .
اطلاعاتی که ارزش امنیتی ندارد و لی خاطره را زنده تر و طبیعی تر و قابل تحقیق می کند نوشته نشده است .
این کتاب به مخاطبان ایرانی این شناخت را تاکید می کند که هم جریان رجوی و هم جریان آخوندها هرد و
ا زمردم طلبکار می دانند و خودشان را بالاتر از مردم عادی می دانند که حق دارند بجای آنها تصمیم گیر ی کنند و نکته دیگر اینکه هر دو جریان ازنظر مالی دست بگیر دارند .

این کتاب برای مخاطب غیر ایرانی نوشته شده است . زیرا کتاب چیز تازه ای حداقل برای من و امثال من که با فرهنگ و ادبیات و سابقه مجاهدین آشنائی داشته باشد ، ندارد . کتاب خاطرات رفسنجانی هم چیزی در این حد هست که از آن چیزی که بدرد بخورد پیدا نمی شود تنها ملاقاتهای روزانه هست که در یکجا جمع شده است . همه چیز حساب شده و سانسور شده است .

این نوشته نوشته یک دیپلمات هست که به چیزی پاسخ نمی گوید و چیزی رابرای مردم ایران روشن نمی کند و هنوز راه خود را درست می داند. سند های بسیاری می توانست در این کتاب باشد که وابستگی مالی و سیاسی رجوی را نشان بدهد که نویسنده به عمد از آوردن انها خودداری کرده است .
بنی صدر می نویسد که برای راه انداختن رادیو شروع به کار کردم و تمامی مراحل آنرا که نیاز به پول داشت انجام داده است بدون اینکه منابع مالی آنرا مشخص کند . از سوئی وی می گوید ما در 500 هزار دلار درامد و 1میلیون دلار هزینه داشتیم .

نویسنده هیچ ردی که مباد ا علیه وی در دادگاهی استفاده شود از خود باقی نگذاشته است .

بنی صدر باورها ، دوران جوانیش را با باورهای امروزی اش که آثار مکتب رجوی در ان بخوبی مشاهده می شود ، می نویسد .

ص 109 – برای من قابل فهم نبود که یک ملا انقلاب را رهبری کند لذا شروع کردم به خندیدن . من از دورا ن کودکی چیزهائی در باره خمینی می دانستم و به عنوان یکی از ناد رمخالفان شاه حتی کمی هم برای او احترام قائل بودم . البته هیچ گاه برای او پتانسیل رهبری در او نمی دیدم . درواقع من هیچگاه با یک ملای خوب و روشنفکر برخورد نکرده بودم . بسیاری از افراد معتبر گفته اند که ملاها فقط به شکم و سکس فکر می کنند . پیش گویی محمود باورنکردنی بود اما مرا ترساند.

بنی صدر اشاره نمی کند این آدمهای معتبر چه کسانی بودند . تا کنون چند تا ملا دیده بود .ملای خوب ندیده بود . وی که د رفعالیت سیاسی و مذهبی در ان دوران نبود ه است . چگونه می ترسد ولی هیچ یادداشتی و یا تلاشی نمی کند . وی نه تنها با خمینی که شهرتش بیشتر از چریکها و مجاهدین د ربین سیاسیون بود بلکه مجاهدین رانیز نمی شناخت . ص121


مثلا سعادتی توسط کمیته دستگیر شد و نه توسط سپاه 133
145- مجاهدین خیلی زود متوجه شدند که نیاز به سلاح دارند. سازمان از ابتدای انقلاب به جمع اوری سلاح دست زده بود از جمله انبار سلاح در بنگاه پدر مهدی بخارائی در خزانه تهران که لو رفت. تمامی مجاهدین تحلیل داشتند که رژیم با آنها درگیر خواهد شد .

د رحالی که جریان میلیشیا را سازمان مجاهدین برای مطرح کردن خود و دامن زدن به جنگ روانی علیه آمریکا پیش کشید . مسولان از بخش دانشجویی و دانش آموزی خواشتند که روز بعد با پوشیدن اورکت و شلوار ارتشی در دانشگاه تهران جمع شوند و یک ساعتی تمرین نظام کردند . کسی از ان گروه آموزش نظامی نداشت . بعد هم یک رژه ا ز دانشگاه به سمت سفارت آمریکا انجام شد که رژه میلیشیا ، هم مردم و هم خود میلیشا را که از همان روز به این نام خواند ه شد ه بودند را به سمت چریک شدن ونظامی شدن جو سوق می داد.
اصولا از روز اول تن کردن کاپشن کره ای که ارزانتر از نوع آمریکائی آن بود وجه مشترک بین کمیته چی ها و مجاهدین و چریکها بود و خود دلیلی بود که رهبری مجاهدین شرایط را نظامی می دید.



وی به هیچ از مذاکرا ت خودش و تقاضاهای مشخص در ملاقات با نمایند گان آمریکا سخن نمی گوید.
وی از حمایت لابی قدرتمند اسرائیل که نقش عمده ای در حمایت از رجوی دارند نام نمی برد.
وی از هیچ شخص آمریکائی نام نمی برد در حالیکه موضوع امنیتی نیست .

جدی ترین تضادی که مطرح می شود این است که زنان مسول همراه وی وارد هیئت می شوند و باید آموزش ببینید.وی ترجیج می داده تنها با سیاستمدران مذاکره کند . مشکل زنان ،دست ندادن زنها با مردها هست ؟

وی در مورد نقض وسیع حقوق بشر و حقوق کودکان و بردن آنها از آمریکا و کانادا به عراق و اقامت اجباری آن هیچ سخن نمی گوید در حالیکه عموما نمایندگان سازمان امنیت و اف .بی .ای با آنها ملاقات عمومی و خصوصی داشته اند . اینکه چه قدر آمریکا ئیان از کارهای جریان رجوی با خبر بوده اند و چشم خود را بر روی این کارها می بسته اند چیزی نمی گوید .

در سازمانی که سکس تابو هست و داشتن غریضه بشری یک جرم نابخشودنی است هیچ کلامی بغیر از یک مورد در جوانی خودش نمی گوید .

وی از آوردن اسامی کامل کسانی هم که کشته شده اند خودداری می کند وی از نام بردن کسانی که در شورا باج می گیرند نام نمی برد. آنجا که یک مسول می گوید به این شاعر باید د پول داد تا علیه رجوی ننویسید ( حق السکوت )
وی اسم هنرمندانی راکه پول تو جیبی ماهانه می گیرند نمی برد . این در حالی است که از نامبردن مخالفینی که که به نادرستی از سوی رجوی وابسته به جمهوری اسلامی خوانده می شدند در بین مقامات سیاسی و امنیتی آمریکا ابایئ نداشته است .


علت رازداری نویسنده چیست ؟

بنظر می رسد این کتاب با مشورت با یک روانشناس برای خالی کردن خود شیوه ای که در مورد آدمهایی که مورد سو استفاده قرارگرفته اند و خود را ملامت می کنند نوشته شده است تا اعتماد خود را بیاید و بتواند آنرا پشت سر بگذارد.
مسعود بنی صدر طوری صحبت میکند که قربانی یک فرقه شده است و مسول فرقه هم مسول این جنایات و استقمار فکر ی .و جنسی و جسمی نیست . بلکه این 4 فرد خبیث هستند که ساز خودشان و خط خودشان راپیش می برند د رحالیکه وی اشاره می کند محدثین یک عروسک مسعود رجوی بیش نیست و یا تعظیم کردن مهدی ابریشچمی جلوی مسعود و مریم
.
وی راه را برای معامله و آشتی باز گذاشته است . این تحلیل رجوی در مورد وی درست است که بنی صدر لیبرال هست و می خواهد همه از وی راضی باشند. حتی زمانی که کتاب می نویسد و قرار است از کسانی بگوید که د ر وحله اول باعث نابودی خانواده وی و هزاران مجاهد دیکر رد وحله بعد و خیانت به جنبش آزادی خواهی و استقلال طلبانه مردم ایران شدند .

و اما بنظر من این کتاب آقای بنی صدر یک کتاب برای تبرئه کردن خود در نزد جریان رجوی می باشد حداقل در آن زمان که این کتاب را می نوشته قلبا به اینکه رجوی یک دیکتاتور و عامل انحراف جنبش مجاهدین و مسول شکست نسل انقلاب که امید خود را در جریانات چریکی می دیدند،نمی داند و نسلی که سرخورده از خمینی که در تهران به آنچه که در پاریس می گفت وفادار نماند ، سرنوشت خود را به دست یک موجود خودمحورر،بدون دانش سیاسی و قدرت تحلیل ، عاشق قدرت و چریک بازی و زن و بدون حس واقعی در مورد ارزش جان انسانهایی که مانند او نمی اندیشیده اند ، نمی داند.

وی بنظر نمی آید که باور داشته باشد مریم رجوی خود یک انحصار طلب و عامل بسیاری از انحرافات مجاهدین هست . ص 434 گزارشات مستقیم به مریم رجوی و اینکه مریم رجوی متوجه شد و دست مرا برای عمل باز گذاشت . بعدا توسط دفتر تبلیغات د ربغداد به لباس زن مجری ایراد گرفته شد.
یعنی همان سیاست شاه خوب بود دورو بریهایش بد بودند و خمینی و رجوی که طرفدارانشان معتقدند اگر بدی هست از دور و بریهایش هست در حالیکه بنی صدر در غرب با سیاستمداران آشنائی داشت و می دانست که اولین وظیفه هر رهبر سیاسی در غرب پذیرش شکست و استعفا و رهبری در صورت پیروزی در انتخابات هست ؟ آیا بدین دلیل نیست که هیچ گاه مکتب رجوی شکست وجودندارد .

ایا بنی صدر تلاش کرده است که برای نمایند گان کنگره آمریکا واقعیت ها را از دید خودش بنویسد ؟

مسعود بنی صدردر این کتاب خود را قربانی ساد ه می خواند . اینکه این تعریف درست است نیاز به گذشت زمان و شکسته شدن دیوارهای اختناق و سکوت قبرستانی در تشکیلات رجوی است تا دیگرانی هم روایت خود را از مسائلی بنویسند که در آن مسعود بنی صدر در کتاب خود نوشته است .
گذشت زمان ثابت خواهد کرد قربانی ما چقدر نیت خیر و کمک به جنبش دموکراسی خواهانه و مستقل مردم ایران داشته است . فراموش نکنیم که بسیار کسانی در آمریکا منجمله مشاوران بوش که در حمله به عراق نقش داشتند استعفا کرده و خاطرات نوشته اند. شاید این کتابها به شناخت واقعیت رهبران کمک کند ولی به تنهائی نمی تواند دلیلی بر تبرئه ما در استمرار سیستم های سرکوبگر و ضد مردمی باشد.

پنجشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۷

انتخابات زود هنگام در شهر" وان"فرصتی سیاسی برای جامعه ایرانی

روز 24 ژوئن انجمن شهر ، شهر وان در غرب ریچموند هیل رای به تحقیق در مورد هزینه کردن زیاد تر از حد مجاز توسط لیندا جکسون در انتخابات شهرداری وان جنجال سیاسی را با اوچ خود رسانید . جکسون بر اساس حکم دادگاه برای حسابرسی هزینه انتخاباتی اش مشخص شد که وی 10 % بیشتر از مبلغ 120،419 دلار (1) هزینه کرده است و از قوانین انتخابات شهرداری ها تخلف کرده است . قاضی دادگا ه در نیو مارکت این حکم را بر اساس شکایت دو تن از ساکنان شهر وان صادر کرده بود. البته رقم تخلفات بیشتر از این حد هست ولی هنوز تایید نشده است مثلا یک اگهی تبلیعاتی به مبلغ 3،808 دلار و مبلغ 14 هزار دلار در آمد از محل جمع آوری کمک مالی گزارش نشده بود ه است .

چه نباید کرد؟
لیندا جکسون اعلام کرده است که حاضر نیست از سمت خود استعفا بده
در حالیکه حمایت انجمن شهر را ندارد . شهر به دو جناح تقسیم شده است .
اگر وی در دادگاه متهم شناخته شده از شهرداری برکنار خواهد شد . انتخابات جدید باید برگزار شود . دی بایس خود را کاندید این پست می داند. از سوی دیگر ماریو راکو تنها نماینده ایتالیائی تبار لیبرالی که در تورن هیل به رقیب محافظه کار خود باخت و همسرش عضو انجمن شهر " وان " هست در مصاحبه ای با روزنامه لیبرال یورک از نامزدی خود برای شهرداری وان سخن گفته است .
علت باخت راکو عدم حمایت سوزان کدیس نماینده مجلس اتاوا از تورن هیل که زمانی رقیب راکو در نامزدی حزب در این منطقه بوده است می باشد .
در هر صورت لیندا جکسون اگر هم از این فساد مالی و قانون شکنی تبرئه شود اعتبار سیاسی برای ادامه شهرداری نخواهد داشت .
جامعه ایرانی در " وان " قدرتمند نیست برای تثبیت سیاسی و اقتصادی در انتاریو و کانادا حضور کاندیدا ی ایرانی تبار خوش نام و حمایت جامعه ایرانی با درخواستهای مشروع و عملی مانند برسمیت شناخته شدن جشنهای باستانی ایرانیان مانند نوروز و چهارشنبه سوری – مشارکت ایرانیان در سیستم شهری – استخدام حداقل یک ایرانی تبار واجد شرایط در شهرداری و برسمیت شناخته شدن وحق رای داشتن یک ایرانی تبار در یک کمیته شهری برای مشاوره در اداره شهر از حداق خواسته ها ست که می توان به آن دست یافت . حضور نماینده ایرانی تبار که شانس زیادی هم برای برنده شدن نخواهدنداشت به اعتبار سیاسی جامعه ایرانی خواهد افزود . نام ایران وایرانی به در تک تک خانه های شهر "وان " خواهدر فت و هیچ نماینده ای نمی تواند نقش وسهم ایرانیها را ندیده بگیرد . حضور قدرتمند سیاسی در عرصه های قانونی مقدمه حضور قدرتمند اقتصادی برای جامعه ایرانی هست که سهم زیادی تا کنون در این تقسیم بندی ها نداشته است .
حضور فعال در انتخابات به شناختن سیستم سیاسی کاناد اکمک خواهد کرد و همچنین راه فرصت طلب ها را که به یک ناچیزی قانع هستند را خواهد بست .
راه رابرای نسل جوان خود آماده کنیم . نسلی که در کانادا خواهد ماند .
در سیاست فرصت ها همیشه برای مبارزات قانونی اسان بدست نمی آید . این فرصت ها را ازدست ندهیم .

متن کامل

پنجشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۷

حمله اسرائیل به ایران -بایدها و شایدها

حمله هوائی اسرائیل به ایران، بایدها و شایدها


باید به نمایندگان مجلس، رهبران احزاب، کلیساها، رسانه ها، و یهودیان کانادائی نوشت که اختلاف بین ایران و اسرائیل جنگ قدرتی است بین جناحهای جنگ طلب دو کشور که خواهان روشن شدن آتش جنگ هستند تا بتوانند بحران را از داخل کشور به خارج از مرزهای خود منتقل کنند
سعید سلطانپور
02-07-2008

هزینه حمله نظامی اسرائیل به ایران را مردم ایران و اسرائیل پرداخت خواهند کرد

چند روزی است که رسانه های غربی بوِیژه "فاکس نیوز" ازمصاحبه یک نویسنده یهودی امریکائی با نیویورک تایمز از تمرین 100 هواپیمای نظامی ارتش اسرائیل در دریای مدیترانه برای حمله به تاسیسات اتمی نطنز و اصفهان خبرمی دهند.

برای خواندن متن کامل

شنبه، تیر ۰۸، ۱۳۸۷

گفت‌وگوی زیر، حاصل مصاحبه خبرنگار روزنامه اعتماد با مهندس سحابی است که از انتشار باز ماند:

گفت‌وگوی زیر، حاصل مصاحبه خبرنگار روزنامه اعتماد با مهندس سحابی است که از انتشار باز ماند:
عزت‌الله سحابي:

*بهشتی نیز با ولایت فقیه مخالف بود*فاجعه هفتم تیر کار مجاهدین نبود

حسين سخنور

مروري بر خاطرات هفتم‌تير زمينه حضور ما بود در دفتر ميدان هفت‌تير مهندس سحابي. وقتي وارد دفتر شديم سحابي نيز مشغول تصحيح و تنظيم جلد دوم كتاب خاطرات خود بود. حكايات شنيدني و ناشنيده‌هاي فراواني در خاطرات سحابي وجود دارد كه وقتي به اتفاقات و ترورهاي دهه 60 مي‌رسد، اوج مي‌گيرد.

از اين رو ترجيح مي‌دهيم بيشتر راجع به ترورهاي آن دهه و آثار و تبعات آن در فضاي سياسي و اجتماعي كشور با او صحبت كنيم. او نخست به انگيزه‌هاي متفاوت ترورهاي اول انقلاب اشاره مي‌كند و سپس علت‌هاي متعدد به وجود آمدن آن فضا را برمي‌شمارد. سحابي پيش از آنكه كلام خود را آغاز كند به ما تذكر مي‌دهد: «راجع به اين مسائل كمتر سراغ من بياييد.»

جمعه، تیر ۰۷، ۱۳۸۷

هر صداي آزاديخواهي در فرقه به فرمان رجوي ها خاموش گرديد.

سعيد نوروزي – قرباني به خواست رجوي ها




فرقه تروریستی رجوی در روز سوم تیرماه 1387به کسب یک پیروزی سیاه نائل گشت.
در این روز دولتمردان فخیمه استعمارکهنه به حذف نام این فرقه از لیست تروریستی رای دادند، بهمین بهانه رهبر خائن و فراری فرقه که عامل سرکوب و کشتارنسلی پر جنب و جوش و پرخروش می باشد و از منظر تمامی آزادیخواهان بعنوان عامل سرکوب و کشتار نسلی پویا، بایستی محاکمه و پاسخگوی جنایات خود باشد وقیحانه ، این روز را تداوم راه مصدق کبیر نامیده است ! شگفتا از این یکسان گری !

سئوال این است :

آیا کسب پیروزی تاریخی توسط مصدق با این امتیاز کسب شده برای فرقه رجوی از منظر ایرانی آزادیخواه پیروزی همسویی بوده است ؟
آیا هدف مبارز بزرگ ایرانی ( مصدق کبیر) سرتعظیم فرود آوردن در برابر استعمارگر بوده است ؟ ! که این فرد وقیحانه کسب امتیازی سیاه و کثیف را به مثابه تداوم حرکت 30 تیر آزادیخواهان دانسته است ! شگفتا از این همه وقاحت!
آیا تایید حرکت های هیستریکی رجوی یعنی مبارزه ؟ که دولت فخیمه این خائنین را بعنوان تکیه گاه خود برگزید تا بدین وسیله دوباره به دست درازی های خود بر ثروت ملی ایران نائل گردد؟
اگر از دیدگاه پیران استعمار کهنه رجزخوانی های مزدوری خائن ، مبارزه خوانده شود و برای این مزدور فراری هورا بکشند؟ ! از دیدگاه و منظر آزادیخواهان و مبارزان ایرانی این امتیاز یک سرشکستگی شمرده نمی شود ؟!
میدانیم که استعمار کهنه هنوز داغ ملی شدن صنعت نفت توسط مصدق کبیر را فراموش ننموده و از این بخش از خاک کره زمین که دارای ثروت و ذخایر بی همتای خدادادی است چشم پوشی نکرده است ؟ بنابراین در پی یافتن عناصر خائن و مزدور به این مرز و بوم بوده و برای خائنین و مزدوران امتیازات ویژه در نظر گرفته بنابراین با خارج کردن این فرقه از لیست تروریستی ، دشمنی خود را با آزادیخواهان و ملت ایران به اثبات رساند!
این حرکت دولت فخیمه و نمایندگان مجلس چنین دولتی باعث شرمساری میهن پرستان ایرانی است چرا ؟ که فردی که بانی به انحراف کشاندن مسیر دمکراتیزه شدن جامعه تغییر یافته ایران بوده است با وقاحتی وصف ناپذیر، کسب امتیاز از استعمار کهنه را با قطع دست استعمار از صنعت نفت ایران را همسو و هم جهت دانسته است و باعث آزرده شدن روح مبارز کبیر ، مصدق گردید و وقیحانه به پای بوسی استعمار کهنه رفته است!

به بخشی از سخنان غایب کبیر توجه نمائید!
در همين لحظات، بايد از نمايندگان شرافتمند مردم انگلستان قدردانى وتشكرنمود. به خاطر روشن بينى سياسى شان، به خاطر شرافت انسانى شان و به خاطر ايستادگى و ثبات قدمشان در دفاع ازمظلوم...

با این پیام ، این مزدورکه بیمار روحی و روانی است و نام رهبر فرقه را یدک می کشد و از ریخته شدن خون انسان ها لذت می برد ، جنگ طلب خستگی ناپذیری که برای برافروختن آتش جنگ به مجیزگویی استعمارگر کهنه میرود تا به استثمارگر نیز یادآوری نماید که قدردان خوبی است و بدینوسیله با تحریک امپریالیسم برای کسب امتیاز ، از عمو سام و صهیونیسم گام بر می دارد.
اینک مردم آزاده جهان دریافته اند که این مزدور جایگاهش نزد تروریست های بین المللی است چه خطر بزرگی برای جامعه بشریت می باشد !
ننگ ابدی بر خیانت و خیانت پیشه !

بیاد داشته باشیم :

آزادي روح بخش است بشرط اینکه کلیه قواعد رسیدن به آزادی رعایت گردد.


با احترام سوسن نوروزی07/04/1387

دوشنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۷

هاله نور در حوزه رهبری و وظیفه روشنگری ما

هاله نور در حوزه رهبری و وظیفه روشنگری ما


سعید سلطانپور

از محمد رضا شاه روایت شده است که در راهپیمائی میلیونی تاسوعای 57 در هلی کوپتری مردم را که شعار مرگ بر شاه می دادند را مشاهده کرده بود و بعد از آن کاملا روحیه خود را باخت . دیدیم که محمد رضا شاه علیرغم تحلیل درستش درمورد ایران و ایرانستان شدن ( صرف نظر از مقوله حق و باطل )با توصیه ژنرال هایزر از ایران خارج شد . در حقیقت توهم شاه از میزان محبوبیت خود ش در میان مردم بدلیل وجود بله قربانهای درباری باعث شد که تاریخ ایران و خاورمیانه و جهان تغییر کند ( اثرات منفی و مثبت آنرا در این مقوله نمی گنجد ) . شاه سالها بود که با مردم عادی فرصت گفتگو پیدا نکرده بود . به شاه تلقین شده بود که نظر کرده هست و نابغه ای است که ایران را یک تنه به سمت تمدن بزرگ می برد .

شاه معتقد بود که کمر بسته امام رضا هست . و به این ترتیب هر ساله به حرم امام رضا ( ع) می رفت و زیارت می کرد . من فکر نمی کنم شاه قصدش فریب مردم بود و واقعا به این داستان باور داشت .

در دوران امروز هم رییس جمهوری هم مانند احمدی نژاد داریم که منتصب شورای نگبهان است و
http://bayanupload.blogspot.com/
متن کامل

شنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۷

مصباح یزدی مبتکر خط کورها

تا امروز فکر می کرد م مبتکر خط برای کورها یک نفر دیگر ی بغیر از مصباح یزدی بودم تا اینکه ذوالنور معاون نمایندگی استبداد ولی فقیه در سپاه گفت

وي بدون اشاره به سند و مدرکی و پس از سال ها تحقیق تصريح كرد: طبق اسناد موجود آيت الله مصباح يزدي با خط ابداعي و رمزي به چاپ اطلاعيه و بيانيه مي‌پرداخت و براي اينكه اسناد انقلاب به دست بيگانه و نامحرمان نيفتد ، ايشان با اين شگرد به مبارزه با رژيم مي‌پرداخت.


این اسناد را باید از دسته کورها آدرسش را گرفت . . البته با عرض معذرت از کورها
این ذوالقدر حرف خنده دار دیگه ای هم زده و گفته که

تا حالا فکر می کردم آمریکا هم حکومتش از نوع ولایت فقیه است که تصحیح شدم
ذوالنور خاطرنشان كرد: حضرت امام راحل (ره) چنين تفكري كه مردم به ولي فقيه مشروعيت مي‌دهند را قبول نداشت، اگر اينگونه باشد ، امروز حكومت رييس جمهور آمريكا ، رژيم اسرائيل و حكومت هاي شيطاني ديگر نيز مشروع مي باشند.


تنها کشوری که ولی فقیه دارد ایران هست یعنی تمامی کشورهای دیگر نامشروع هستند جمهوری اسلامی مشروع .

بیچاره مردم ایران که گیر چه کسانی افتاده اند که خودشان از خودشان مثال می سازند .نفهم هائی افتاده اند

پنجشنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۷

http://www.shahrvand.com/

http://www.shahrvand.com/
جنبش جمهوری خواهی در کانادا و قطع بند ناف انگلیس

کبکی ها خواهان استقلال هستند در حالی که جنبش جمهوری خواهان که سابقه طولانی هم دارد به کنفدراسیون کانادا و استقلال کانادا معتقد است. بنابر این نمی تواند در کنار جدایی خواهان کبک باشد
گفت وگو: سعید سلطانپور
10-06-2008




گفت وگو با چارلز روچ از وکلای مدافع حقوق بشر
و فعال مدنی کاناداو از رهبران سیاه پوست

روز جمعه 6 جون ساعت 11 صبح با چارلز روچ (1) از وکلای برجسته حقوق بشر و مهاجرت کانادا و از شخصیتهای برجسته سیاهپوستان کانادا در دفتر کارش دیدار و گفت وگو کردم. او که تجارب شخصی و دانش زیادی از مبارزات مردم کانادا برای تحقق خواسته های حق طلبانه شان و نیز شرایط تبعیض نژادی سیاهان و مهاجران دارد، در برابر هر سئوالی پاسخ های بسیار دقیق و آگاهانه دارد. چارلز روچ آن چنان مطمئن و با آرامش صحبت می کند که مصاحبه نیم ساعته ما تبدیل به یک ساعت و اندی شد بدون اینکه گذر زمان را حس کنیم. مجبور شدیم سئوالات نپرسیده را به جلسه دیگری موکول کنیم .

چارلز روچ که بسیار تحت تاثیر مارتین لوتر کینگ است، از فعالان جنبش جمهوری خواهی کاناداست(2) که از راه های حقوقی و قانونی برای پایان دادن به سلطه انگلیس و استقلال تمام عیارکانادا تلاش می کند. او سالهاست که برای لغو قسم خوردن به ملکه انگلیس برای شهروند شدن در دادگاههای کانادا تلاش میکند.



لطفا خودتان را معرفی کنید.

ـ من چارلز روچ "دفتر حقوقی روچ و همکاران" متشکل از هشت وکیل را اداره می کنم. مدت 44 سال است که وکالت می کنم و از وکلای حقوق فردی و مدنی هستم و علاقه زیادی به کار در زمینه های حقوق بشر در سطح بین المللی دارم .

بین سالهای 1998تا 2005 در شهر روژه در آفریقای شرقی به عنوان وکلای متهمانی که در ماجرای قتل عام و نسل کشی و جنایت علیه بشریت ـ که در سال 1994 در رواندا اتفاق افتاده بود ـ محاکمه می شدند، شرکت داشتم.

هدف من احقاق حق و عدالت برای کسانی است که از این قتل عام ها زنده مانده اند.برای کسانی است که در این گونه فجایع قربانی شده اند. کسانی که در زندانها شکنجه و یا به قتل رسیده اند.

متن کامل در شهروند

شنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۸۷

افشاگری غافلگیرانه یک مسئول قوه قضائیه

افشاگری غافلگیرانه یک مسئول قوه قضائیه
افشاگری غافلگیرانه یک مسئول قوه قضائیه


آقایان و آقازادگان مملکت را به تاراج بردند!
- یکی از اقایان علما آمد گفت یک پسرمعلول جسمی دارم و می خواهم یک موسسه توانبخشی بسازم که پسرم هم زیر نظر خودم باشد. ما هم موسسه را ثبت کردیم. بعد آمد گفت که اقا من ساپورت مالی می خواهم فلان معدن سنگ دهبید فارس را که بهترین معدن سنگ دنیاست به من بدهید. بعد از چند وقت گفت کم است معدن دیگری در زنجان را هم به من واگذار کنید و تا به حال این اقا چهار معدن را تصاحب کرده به بهانه ساپورت یک موسسه توانبخشی. در این زمان دانشجویان با اصرار خواستند که نام این شخص چیست. پالیزار گفت آیت الله امامی کاشانی (عضو شورای نگهبان و یکی از 4 امام جمعه موقت اما پای ثابت تهران)

پنجشنبه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۷

تظاهرات اعتراضی دانشجویان و پشتیبانی جامعه ایرانی تورنتو


عکس ها : سعید سلطانپور

تظاهرات اعتراضی دانشجویان و پشتیبانی جامعه ایرانی تورنتو
دادن شعارهای مناسب پشتیبانی خود را از این دانشجویان اعلام داشتند. در این مراسم کوششگران اجتماعی جامعه ایرانی به طور وسیعی شرکت کردند و بدینوسیله پشتیبانی قاطع خود را از دانشجویان اعلام داشتند.

برخی از شعارهایی که روی پلاکاردهای مختلف نوشته شده بود چنین بود: "پارسال نتوانستم شهریه خود را بپردازم امسال چگونه 4% اضافی را بپردازم"، "شهریه را ملغی کنید"،"اتهام علیه دانشجویان را پس بگیرید"، "تحصیل حقی است همگانی"، "دانشجویان و کارگران را نمیتوانید با شرایط ضمانت و تهدید پلیس بترسانید"...

دانشجویان یک صدا فریاد میزدند: "آموزش حق ماست و ما برای احقاق این حق مبارزه میکنیم." عده ای از دانشجویان شعار میدادند: "دانشگاه مال کیست؟"بقیه یک صدا جواب میدادند: "مال ما." یکی از نمایندگان حزبدموکرات نو (ان دی پی)، آقای روزاریو مارچیز(Rosario Marchese)، همبستگی حزب خود را با دانشجویان اعلام داشت و اتهام وارده علیه دانشجویان را بی مورد و تهدید آمیز خواند. او اعلام کرد که دولت لیبرال مک گینتی هزینه های دانشگاهی را بدون توجه به وضعیت جامعه بالا برده است و مسئول نهایی این مشکلات است. او تاکید کرد که حزب دموکرات نو از دانشجویان متهم پشتیبانی میکند و خواهان سیستم آموزشی عادلانه تری است

چهارشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۷

لبنان،پیش زمینه های دوحه


توافق قطر فصل جدیدی برای لبنان بود. در این کنفرانس 6 روزه بحران لبنان با تغییر ساختار انتحابات بر اساس جمعیت و نیز دولت وحدت ملی که خواست گروه های اپوزیسیون بود به تواف دست یافت و ژنرال میشل سلیمان رئیس ستاد مشترک به ریاست جمهوری رسید
مقاله ای از فرید مرجائی

دوشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۸۷

رئيس جمهور اعلام كرد كه "شخصا" در مورد مساله گراني مسكن وارد مي شود.

رئيس جمهور اعلام كرد كه "شخصا" در مورد مساله گراني مسكن وارد مي شود.


از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور:
امروز ساعت 5 صبح از خواب بلند شدم. بعد از نماز و ورزش و صبحانه و دعا براي نابودي مافيا، وزير مسكن را احضار كردم. بيست دقيقه بعد در حاليكه هنوز خميازه مي كشيد در دفتر حاضر شد. سلام و عرض ارادت كرد. شخصا به او دستور دادم كه مسكن را ارزان كند. هاج و واج من را نگاه كرد و بعد پرسيد چطوري؟ گفتم من اين حرفها حاليم نيست، يا تا پس فردا مسكن را ارزان مي كني يا مي فرستمت وردست وزراي اخراجي قبلي. خيلي گريه و زاري كرد كه زن و بچه دارد و اگر بيكار شود شرمنده آنها مي شود. دلم سوخت. گفتم بچه هاي دفتر بيايند ببرند يك آبي به دست و صورتش بزنند تا بعدا تكليفش را روشن كنم.

بعد گفتم وزير اقتصاد بيايد. دو سه دقيقه اي حاضر شد. فكر كنم ناقلا همان اطراف پرسه مي زند كه اينقدر زود به خدمت مي رسد. دوتا ساك نقل و نبات و باقلوا و خرما و گز و كلوچه و قاووت و اين چيزها آورده بود. شخصا عصباني شدم و گفتم اينها چيست؟ ترسان و لرزان گفت سوغاتي است. گفتم اگر اينطور است اشكالي ندارد، بدهد به بچه هاي دفتر. بعد گفتم برود مسكن را ارزان كند. فوري اطاعت كرد اما گفت تازه وارد است و هنوز به چم و خم وزارت آشنا نيست، اگر اشكالي ندارد يه مدتي بهش فرصت بدهم. گفتم چقدر؟ گفت دوسال. آنچنان عصباني شدم كه خودش از پنجره پريد بيرون!

به بچه هاي دفتر گفتم وزير بازرگاني را احضار كنند. گفتند اتفاقا همينجا بست نشسته است. معلوم شد از ترس مجلس به ما پناه آورده! خوشم آمد. گريه كنان آمد تو كه تورا به خدا نگذاريد من را استيضاح كنند. شخصا گفتم نترس در اماني. گل از گلش شكفت. خيلي اظهار ارادت كرد و گفت تا آخر عمر هركاري كه از دستش بربيايد برايم مي كند. گفتم وظيفه ات همينه! حالا برو مسكن را ارزان كن. گفت چشم الساعه! بعد همانجا با موبايلش زنگ زد به رئيس گمرك و گفت تعرفه واردات مسكن را صفر كند!

گفتم آهاي چكار مي كني؟ گفت: جسارتا مثل گوشي موبايل كه طبق دستورتان اول با افزايش تعرفه واردات گران كرديم و بعد با كاهش تعرفه واردات ارزانش كرديم، مسكن را هم ارزان كرديم!

ديدم بنده خدا توي باغ نيست. مرخصش كردم كه برود. بعد گفتم كه بگويند وزير اطلاعات بيايد. آمد. شخصا به او گفتم زود مسكن را ارزان كن. گفت تا كي؟ گفتم تا فردا. گفت چشم. همين امشب يك مصاحبه تلويزيوني مي كنم و مي گويم كه مافيا در قضيه گراني مسكن دست دارند و به زودي آنها را افشا مي كنيم. گفتم خب بعدش چي؟ گفت هيچي ديگر. كار ديگري كه از ما برنمي آيد. گفتم من روزي ده بار اين ماجراي مافيا را مي گويم، اگر فايده داشت كه تاحالا نشان داده بود. يك فكر جديدي بكن. فكر كرد و با خوشحالي گفت: مي خواهيد به جاي مافيا بگوييم گانگسترها پشت پرده گراني مسكن اند؟!
خواهش كردم برود! رفت.

بعد گفتم وزير كشور را احضار كنند. گفتند گفته كار دارم. گفتم بگوييد من كارش دارم. گفتند گفته هر كي با من كار دارد بيايد خيابان فاطمي. خيلي عصباني شدم و شخصا با بچه هاي دفتر يك جلسه سه ساعته براي اتخاذ تاكتيك مناسب در مقابل معضل وزير كشور گذاشتيم.

بعد از ظهر براي مبارزه با گراني مسكن، شخصا وارد شدم. از بنگاه مسكن سركوچه مان شروع كردم و گفتم مسكن را ارزان كند. بنده خدا از ديدن من زبانش بند آمده بود. خيلي ذوق زده بود و بعد از انداختن چند عكس و توصيه براي اشتغال چند تا از فاميل هايش، با خجالت و حجب و حياي فراوان گفت كه كاره اي نيست و مجبور است هر ملكي را به همان قيمتي كه فروشنده تعيين مي كند بفروشد. فكر كنم راست مي گفت. حيف شد. از فردا مجبورم شخصا به در خانه ها بروم و از مالكين آنها بخواهم كه مسكن هايشان را ارزان كنند
.
این طنز را از ایران فرستاده اند . نویسنده آن را ذکر نکرد ه بودند

یکشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۸۷

لبنان و خاورمیانه جدید

لبنان و خاورمیانه جدید

Farid Marjaee-Canada
فرید مرجایی: طبق قطعنامه دوحه، یك‌شنبه این هفته مجلس لبنان طی مراسمی ژنرال میشل سلیمان رئیس ستاد ارتش را برای سمت رئیس‌جمهوری انتخاب كرد. قطعنامه شامل به‌وجود آمدن یك دولت ائتلافی وحدت، و اصلاح قانون انتخابات نیز است. اپوزیسیون نیز از تظاهركنندگان خواست كه به اعتصاب گسترده و چند ماهه خود در مركز بیروت خاتمه دهند و آنها نیز تمام چادرها را به سرعت برداشتند. تقریبا مقاومت و اپوزیسیون به اكثر اهداف خود رسیدند. بنا به مفاد این موافقتنامه، 11 عضو كابینه دولت ائتلافی به اپوزیسیون تعلق خواهد گرفت و 16 كرسی به جناح دولت. سه كرسی باقیمانده را رئیس‌جمهور انتخاب خواهد كرد. در گذشته اپوزیسیون فقط شش عضو از كابینه را داشت، ولی اكنون حق وتو علیه تصمیمات حساس دولت ائتلافی را نیز به‌دست آورده است. پیش‌فرض جلسه قطر این بود كه سلاح مقاومت اصلا جزء دستورالعمل مذاكرات نباشد. این از اهمیت خاصی برخوردار بود، چرا كه در دو سال اخیر آمریكا و فرانسه با فشار و تصویب قطعنامه شورای امنیت به دنبال آن بودند كه مقاومت لبنان را خلع سلاح کنند. مهم‌تر از همه آنكه درخواست اپوزیسیون مبنی بر اصلاح قانون انتخابات نیز به وسیله قطعنامه دوحه تصویب شد. این اصلاح قانون، حوزه‌های انتخاباتی را كوچك‌تر می‌سازد كه فرآیند انتخابات بیشتر منعكس‌كننده جمعیت‌ها باشد. سوال اینجاست كه چگونه دول هم‌پیمان آمریكا به این توازن جدید در لبنان تمكین كردند؟ به‌رغم كمك‌های مالی، اطلاعاتی و سیاسی دولت بوش، این‌طور كه پیداست، بعد از 18 ماه بحران جریان حریری توان ایستادگی به میزان سابق را تا حدودی از دست داده است. دول منطقه تشدید بحران در لبنان را نگران‌كننده می‌دانند و طرح ثبات لبنان به هر حال به نفع همه است. تئوری وسوسه‌انگیز «تخریب كنترل‌شده» نومحافظه‌كاران در نقاط مختلف منطقه با شكست روبه‌رو شده است. در ضمن در انتخابات ریاست جمهوری آمریكا، مواضع نومحافظه‌كاران مورد نقد قرار خواهد گرفت و شرایط عینی در صحنه این شبكه را در حالت دفاعی قرار می‌دهد. در تحلیل نهایی می‌شود اذعان داشت كه شرایط منطقه و جهانی تا حدودی تغییر كرده است. برای تاثیرگذاری، بازیگران نیازمندند كه درك دقیق‌تری از جهت تحولات و تغییرات منطقه داشته باشند. تحمیل دید تك‌محوری آمریكا- فرانسه به صحنه سیاسی لبنان كارساز نبود. قطعنامه دوحه قطر موفقیت دید «چندجانبه‌نگری» را می‌رساند. رمز موفقیت عامل حزب‌الله در تحولات چند سال اخیر لبنان را چگونه می‌شود ارزیابی كرد؟ نوع عملكرد حساب‌شده و نقش مردمی و تاثیرگذار حزب‌الله در درازمدت، قطعا در این تحولات تعیین‌كننده بود. نیروی حزب‌الله لبنان با دوراندیشی استراتژیك، در تمامی دوره 18 ماهه بحران و مقابله با دولت سنیوره و جریان سعد حریری، توانست كه درگیری را در سطح سیاسی مهار کرده و به‌رغم تحریكات متعدد، برای استقرار موقعیت خود متوسل به اقدام نظامی نشود. یعنی اپوزیسیون توانست كه خواست‌های بحق خود را در چارچوب نافرمانی مدنی نگاه داشته و به كرسی بنشاند. ( فاز آخر فتح موقت بیروت غربی به‌كلی تدافعی، سنجیده، محدود و در پاسخ به تحریكات میلیشای نیمه مخفی و جدیدالتاسیس جریان 14 مارس بود.) به‌عبارت دیگر، مقاومت پیروزی خود را در اتكا به جایگاه مدنی و معنوی خود قائل است و نه در توانایی نظامی خود در لبنان. در طول مدت بحران اخیر، عملكرد حزب‌الله در حوزه‌های دیگر مدنی نیز حساب‌شده و فرهیخته بود. به این ترتیب كه جامعه لبنان از نظر سیاسی متنوع و از نظر قومی و مذهبی متكثر می‌باشد. دقیقا با یك دید و عملكرد «كثرت‌گرا» و دموكرات بود كه حزب‌الله موفق شد ائتلاف اپوزیسیون را با قسمت عمده‌ای از جوامع شیعه، سنی، مسیحی، مارونی، و بلوردا «دروز» لبنان هماهنگ كند. پیامی كه برای منطقه دارد این است كه حركت حزب‌الله برخلاف بعضی جریان‌های جزم‌اندیش منطقه همچون القاعده دید مذهبی و احكام شریعت خود را بر دیگران تحمیل نمی‌كند. از این جهت به‌عنوان یك جنبش فراگیر، می‌شود گفت كه حزب‌الله در جامعه متكثر لبنان سكولار عمل كرده است. همه اینها باعث شده است كه حزب‌الله و مقاومت از پایگاه محكمی در میان ملت لبنان برخوردار باشند. رامی خوری، سردبیر روزنامه انگلیسی زبان لبنانی «دیلی استار» دیروز نوشت: این پیروزی است برای دول عربی كه خود توانستند در اقدامی موثر، خصومت‌ها را با مذاكره به آشتی و توافق برسانند. رامی خوری افزود: كاندولیزا رایس در تابستان 2006 به درستی اظهار داشت كه «ما شاهد درد زایمان خاورمیانه جدید هستیم.» ولی اكنون توازن نیروها حاكی از آن است كه این مناسبات آنی نیست كه وی در نظر داشت و امیدوار بود كه با جنگ‌های مختلف آن را به‌وجود آور