Translate

چهارشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۹۰


s
www.khodnevis.org
۱۹ بهمن ۱۳۹۰ نیک آهنگ کوثر اندازه حروف لیندا فروم، سناتور کانادایی در گفتگو با خودنویس با اشاره به وضعیت سعید ملک‌پور که به اعدام محکوم شده، تاکید کرد که گرچه حمایت از زندانیان سیاسی از سوی سناتورهای کانادایی ممکن است اندکی دیر باشد، اما اقدام‌های خلاف حقوق بشر جمهوری اسلامی از سوی کانادایی‌ها نادی...

با تشکر از شما و خانم فروم
برای من که درسیاست کانادا فعال هستم ازاینکه بالاخره سناتورهای کانادایی تکانی به خودشان دادند خوشحال شدم .ولی نکته ای که باید سوال شود در اعدام های 60 و قتل عام 67 چگونه کانادا و امریکا ککشان نگزید و نقض  حقوق بشر نگرانشان نکرده بود ولی چند سالی است که نگران نقض حقوق بشر در ایران شده اند ..
بخصوص متاسفانه سردمداران این جریانات نقض حقوق بشر رژِیم ایران خانم سناتور فروم محافظه کار رئیس  بخش زنان یهودی یونایند اپیل و عضو کمیته اسرائیل کانادا هست . از سوی دیگر اقای کاتلر نماینده لیبرال مونترال هم از حامیان سرسخت اسراییل است
حمهوری یهودی اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران   هردو بخش های گسترده ای از مردمان خودشان را درجه دوم می دانند . 3 میلیون عرب مسلمان و مسیحی اسرائیلی شهروند درجه 2 هستند . زنان در اتوبوس های جداگانه در برخی از شهرهای اسرائیل هستند . هر دو افراطیون مذهبی و جنگ طلب . دوستانی مانند اقای نیک آهنگ زحمت می کشند فقط یک طرف قضیه را پوشش ندهند .  اصل رسانه پوشش دو طرف معادله و مسله برای آگاهی بیشتر است
موفق باشید   
She has served as a volunteer for many community organizations. She is vice-chair of the board of governors of Upper Canada College and a member of the board of the Bishop Strachan School in Toronto and the Canadian Club of Toronto. She is honorary patron of the Leukemia and Lymphoma Society of Canada. In 2006, she was chair of the Women's Division of the United Jewish Appeal. She is a past board member of the Canada Israel Committee, the Art Gallery of Ontario Foundation, Soulpepper Theatre, and the Ontario Arts Council.[1]


قابل توجه دوستانی که از توی کانادا شعار می دهند اعدام در ایران باید لغوشود بجای اینکه بگویند دادگاه عادلانه . طبق اخرین نظر سنجی 61 % مردم کانادا خواهان برقراری اعدام هستند . مطلبی که سال گذشته قبل از پیروزی هارپر و محافظه کاران نوشتم
دوستان روشنفکر ما یک کمی با مردم عادی راه بروند هم برای تعادل فکریشان خوب است و هم برای درستی تحلیل هایشان
 
Inside thestar.com

Majority of Canadians support return of death penalty, poll finds

Richard J. Brennan National Affairs Writer
A half-century has passed since the last person in Canada was executed, but a recent public opinion poll suggests Canadians are warming to the idea of a return to capital punishment.
The survey conducted by Angus Reid Public Opinion in partnership with the Toronto Star found that 63 per cent of the 1,002 Canadians surveyed across the country believe the death penalty is sometimes appropriate. Sixty-one per cent said capital punishment, which was abolished in Canada in 1976, is warranted for murder.
“I think people might be warming to the idea of having it as an option on the table, if anything just as a deterrent,” said Jaideep Mukerji of Angus Reid.
But Mukerji said the poll also reveals that it is “not a black and white” issue for many Canadians. Given the choice of supporting the death penalty or life imprisonment, 50 per cent chose the latter, the survey found.
“We ask the question in two ways — do you support or oppose the death penalty — and in that context people really do support it,” he said. But when the option of life imprisonment is introduced as an option for those convicted of murder, “50 per cent actually say they would prefer life in prison.”
 

سه‌شنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۹۰

سوپر عرفان هم بسته شد


سو پر عرفان هم بسته شد . یادش بخیر سالها پیش اولین نانوایی ایرانی در ریچموند هیل بود . خد ابیامرز  سورن مدیریت نا نوایی را داشت .
 شبها می رفت کازینو صبح ساعت 4 مغازه بود . همشه سروقت باز می کرد  . سورن که مرد  نانواهای زیاد ی امدند  ولی نان بربری اش هیچ وفت به خوشمزگی گارنی نبود .
سوپر کارش را ادامه می داد اقای صاحب مغازه همیشه تلویزیون مغازه اش روی بی بی سی بود .
هر از گاهی برای روزنامه می رفتم خریدهم می کردم . سلام و علیکی هم می کردیم .  قدیم تر گوشت هم داشت که بعد ا زمدتی نیاوردند . این روزها که می رفتنی مغازه جنس کم بود . صاحب مغازه هم سرحال نبود .
چند روز پیش دیدم تابلو را پایین می کشند و پرونده ای و خاطره ای بسته شد .
راستی سورن فامیل گارنی بود همان نان بربری مشهور و خوشمزه .  با هم در مارکهام شریک بودند بعدا جداشدند و سورن به عرفان آمد .  حس تلخی به ادم دست می دهد . پسر صاحب مغازه که بعضی وقتها پشت د خل می ایستاد مشاور املاک بود که تابلویش را هم پشت شیشه زده بود . و یکبا رهم شهرداری آمده بود گفته بود باید بردارید . بعدها دیدم دوباره انرا چسبانده اند . نپرسیدم  چگونه ؟ امیدوارم مغازه ای بسته نشه . کاشکی این تجارب جایی مکتوب می شد و کسانی که دنبال کسب .و کار هستند با اطلاعات بیشتری پولهایشان را سرمایه گذاری کنند . الان فکر میکنم یک آگهی در روزنامه ها بود که نوشته بود
مغازه نانوایی در ریچموند هیل به فروش می رسد .


دوشنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۹۰

نقد قدرت و نگاهی به موضع نماینده لیبرال ریچموند هیل




علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد.    

 دریغ سود ندارد چورفت کار ازدست            سعدی

 

 

 

برای یک جامعه سالم وجود نقد – پاسخگویی و گفت و گو و توسعه اندیشه ها و تفکرات مختلف اجتماعی ضروری است و تضمین سلامت یک جامعه است . اگر نقادی از قدرت نباشد آن قدرت از دورن می پوسد .

 

نماینده لیبرال د رمجلس انتاریو در ای میلی نوشته است  با تشکر از انتقادایشان ؛حیف که  از طریق  غیر مستقیم بدست ما رسیده است لذا ضرروت پاسخگویی عمومی را می طلبد


---------- Forwarded message ----------



--- On Tue,
1/24/12, reza moridi <reza.moridi@rogers.com> wrote:

From: reza moridi <reza.moridi@rogers.com>
Subject: FW:
موضع گیری سیاسی مریدی درتحریمها ، عدم درایت و دو دستگی کامیونیتی ایرانی
To: "reza moridi" <reza.moridi@rogers.com>
Received:
Tuesday, January 24, 2012, 7:38 PM

Dear friends:

On the following links, please see/view my speech at therecent  Iranian Canadian Congress event  (Jan. 22nd) and  Mr. Soltanpour's "far-ma-yeshat" at TEN TVand in his email below .



I have no comments on the actions of this "self appointed and the so called freelance journalist" at this point.  Perhaps Salam Toronto and Ten TV would teach him the ABC's of journalism!  So that he should understand that there is a distinct separation between Journalism and "Hoo-chi-gary"!

Reza   
   

اینکه اصول روزنامه نگاری را سلام تورنتو و تن تی وی به من یاد بدهند همیشه نیاز به یادگیری هست .

در مورد تن تی وی باید بگویم اصل اول رسانه ای ، سانسور نکردن و استقلال مجریان هست که در تن تی وی محترم شمرده شده است  .

 

2- در مطلبی تحت عنوان  عدم درایت سیاسی موجب دو دستگی جامعه ایرانی در انتاریو و کانادا می شود  که

این مطلب در شهروند منتشر نشد .  که به سیاست این روزنامه هم احترام گذاشته می شود ،همیشه هم گفته ام مطالب نویسندگان باید  با چارچوب آن رسانه ای در تضاد نباشد . 

 

 قدرت مدنی تنها یک قدرت نظارتی نیست بلکه کمک می کند که مشکلات جامعه ، نقاط قوت و مثبت یک جامعه  ، یک کامیونیتی شنا خته شود ، و به اتفاق نهادهای قدرت ،یعنی  سیاستمداران ، نقشه راه جامعه ایرانی کانادایی انتاریو ترسیم شود .   چیزی که حتی در روی صفحه هم وجودندارد .

 

 

  ولی یاد اوری ام به  نماینده لیبرال ریچموند هیل این است :

 در کشور آزادی زندگی می کنیم و همه مقاماتی که از محل بودجه عمومی دستمزد می گیرند در برابر مردم پاسخگو هستند .  حالا اگر بعضی ها جواب نمی دهند این دیگر از عدم باوران به دمکراسی از یکسو و  ضعف رسانه های قوی از سوی دیگر است .

 

2- به عنوان کسی که 15 سال در ریچموند هیل زندگی کرده ام .

 محل استودیوی تلویزیونی مان هم  در ریچموند هیل است

و در دو دوره گذشته هم به نماینده لیبرال ریچموند هیل  رای داده ام و هم به برایان ویلفرت نماینده فدرال لیبرال که بخاطر آن نماینده  به ایشان رای دادیم 

یعنی هم شهروند کانادا هستم و هم ساکن ریچموند هیل . بنابراین  حق مضاعفی است که در مورد هر موضوعی اظهار نظر کنیم و سوال کنیم وایشان هم باید( بر اساس عرف دمکراسی کانادا )  پاسخ گو باشید .

 

شیوه دمکراسی این است که به سوالات و انتقادات پاسخ بدهید .

نه اینکه سعی کنید با دادن اگهی های یک صفحه ای  بیزنسی توسط یکی از مسولان ایرانی تبار حزب لیبرال ریچموند هیل (  یعنی حزب شما ) و آگهی خودتان در بسیاری از نشریات فارسی زبان  آنها را بخرید تا

برایتا ن مصاحبه های فرمایشی ترتیب بدهند .

 

شما  حتی اگر یک نهاد  اجتماعی و یا فرهنگی و یا سیاسی برای شهرریچموند هیل و یا  اقلیت های  ریچموند هیل درست کرده باشید من حرفهایم را پس می گیرم .

 چه برسد به نهاد سازی برای جامعه ایرانی کانادایی ، برای جوانان برای هنرمندان و برای روزنامه نگاران ایرانی کانادایی پیشکشتان .

 

 

باهم  سخنان دو تن از شرکت کنند گان در  حمایت از کاوس صوفی در برابر بازداشتگاه اداره مهاجرت کانادا می بینیم .

 

سخنان علیرضا خشنودو مهدی شمس  

انتقادشان از نماینده لیبرال ریچموند هیل در مورد عدم کمک نماینده لیبرال  به دو پناهنده ایرانی تبار ،

 

توضیح : این گزار ش 47 دقیقه بود که بطور کامل  سه شنبه  31 ژانویه از ساعت 9 شب از تلویویزیون تن پخش شد لینک آن هم در کانال گلاس سیلینگ یوتوب قرارد اده شد ه است .

 خوشبختانه بر اثر کار گروهی و پوشش خبری اخراج کاوس صوفی متوقف شد .

 

 

 

 

لی کارتر، خبرنگار بی بی سی در کانادا می گوید که این نتیجه قابل پیش بینی بود. BBC فارسی ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام

دولت کانادا سقوط کرد

پنجشنبه 11 فروردین 1390   02:55

رضا مریدی، نماینده لیبرال مجلس ایالتی اونتاریو، سقوط دولت محافظه کار را تحولی مثبت برای اقتصاد کانادا ارزیابی کرده است.
او به خشایار مهیم، خبرنگار بی بی سی فارسی گفت: "محافظه کاران سرمایه گذاری زیادی در خرید تسلیحات نظامی می کنند. قصد دارند سی تا چهل میلیارد دلار خرج خرید تسلیحاتی کنند."
وی افزود: "از سوی دیگر می خواهند مالیات های شرکت های بزرگ را به شدت کم کنند که این دو باعث افزایش زیاد کسری بودجه می شود."

  ظرف 10 ماه چه اتفاقی افتاده است  که نماینده لیبرال ریچموند هیل ، همسو  با دست راستی ترین جناح محافظه کاران کانادا جناح توسعه اقتصادی نظامی و توسعه طلبی های نظامی یعنی آقای هارپر ، در تربیون عمومی موضع گیری به نفع تحریم ها علیه مردم زیر ستم ایران همسویی می کند.  ؟

 هارپر نه تنها عوض نشده است بلکه مواضعش جنگی تر شده است  ؟ شما چطور ؟

ایا این موضع  نزدیکی به حزب محافظه کار ، موضع حزب لیبرال انتاریو  است یا موضع شماست ؟

ایا کسانی که در ریچموند هیل به شما رای دادند ( لیبرالها از اقوام مختلف  ) با نظر شما موافق هستند ؟

دفتر نمایند ه لیبرال آماری برای حمایت از تحریم علیه ایران دارد ؟ یا بر خلاف نظر اکثریت لیبرال های ریچموند هیل موضع سیاسی گرفته است ؟

 

همین هفته بود که افتضاح قلابی بودن عکس مراسم شهروندی کانادایی های جدید که با دروغ 6 کارمند اداره مهاجرت را به استودیو سان تی وی آورده بودند فاش شد .  وقتی برای یک  برنامه قسم خوردن 6 شهروند کلک می زنند ، انوقت می توان باور کرد که  در مورد ایران و برنامه هسته ای ش ، دروغ نگویند .

 


 

همزمانی اعلام تحریم های جدید علیه رژیم ایران وقتی جان بیرد وزیر امور خارجه در اسرائیل با تفاق نمایند ه لیبرال   اورین کاتلرکه بیشتر قطعنامه های نقض حقوق بشر علیه رژیم را تدوین می کند .

اعلام نقض حقوق بشر در ایران توسط مناکیس نماینده محافظه کار فدرال ریچموند هیل

ارسال خبر توسط دفتر وزیر مهاجرت کانادا –جیسون کنی به  ای میل های ایرانی ها

http://youtu.be/b5C2IXy6vSo

 

 

 

ایا همه اینها تصادفی شده است ؟ در سیاست کمتر حوادث اتفاقی وجوددارد .

 

زمانی که مسله مردم ایران در میان است ان زمان سکوت اشتباه است . باید نظرات را گفت تا مردم خود بشنوند و قضاوت کنند . اگر ما اشتباه می کنیم ما را با دلیل ومنطق تصحیح کنند ولی اگر ما درست می گوییم وظیفه شان معلوم است .

 

ضرب و شتم یک ایرانی تبار توسط پلیس یورک -انتاریو

کوروش ربانی ازاد  روز دوشنبه 30 ژانویه 2012 در ساعت 3:30 بامداد در  ریچموند هیل توسط افسر پلیس متوقف شده است .کوروش می گوید وی بدون دلیل متوقف شده است و مورد ضرب و شتم  چند پلیس قرار گرفته است  باهم به این ویدیو نگاه می کنیم .

لیتک این ویدئو 


کوروش روز شنبه با من تماس گرفت . من با مسول بخش اقلیتهای پلیس یورک تلفن کردم  پیام گذاشتم . شب ساعت:30 10 ای میلزدم  چند دقیقه بعد کارآگاه ریکی تلفن کرد . گفت پیگیر موضوع هستند و راه های شکایت را گفت

امروز هم صبح تلفن کرد گفت راس بیل من مسول پرونده در کمیته بررسی استانداردهای پلیس است ..

به کوروش صحبت کردم .

حالا از نماینده لیبرال ریچموند هیل که دفترشان 1000 متر با محل حادثه فاصله دارد تقاضا می کنم

یک نفر دستگیر شد ه است اگر مجرم بوده چرا کتک خورده است

اگر مجرم نبود ه چرا دستگیر شده

ایا پلیس بر اساس قانون عمل کرده است و یا نژاد پرستانه بوده است ؟

حالا این شخص ایرانی کانادایی هم هست ؟   ما وظیفه اطلاع رسانیر سانه ای خودمان را ا با اینکه هیچ بودجه ای نداریم انجام دادیم حالا شما که سالی 140 هزار دلار حقوق می گیرید

دفتر دارید و چند تا کارمند  که همه بودجه اش از طرف مالیات مردم پرداخته می شود . افراد   داوطلب ها که دارید بینیم چه گلی به سر حوزه انتخابیه خودتان می زنید .


شنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۹۰

بر ضد جنگ و تحریم ها - تورنتو

تجمع گروهی بر علیه تحریم ها و جنگ - تورنتو -یانگ ودانداس ساعت 2:30 شنبه 2012
عکس : سعید سلطانپور

چهارشنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۹۰

حمایت از کاوس صوفی پناهجوی در حال اخراج

 عکس ها : سعید



گزارش سعید سلطانپور از تظاهرات حمایت کاوس صوفی

علیرضا خشنود بعد از 18 سال پناهندگی اقامتش را در 26 نوامبر 2011 گرفته است از خاطراتش ، ازضرورت حمایت از کاوس ها و از عدم حمایت رضا مریدی نمایند ه ریچموند هیل می گوید 
Report by Saeed Soltanpour on Kavoos Sofi
Jan 31-2012 ( Ten TV )
Interview with Mehdi Shams, Ataolah Shomali – Alireza Khoshnood , Kiyomars Soofi ,
9600 Air Prot Road _Canada Immigration Detention Centre
عطا شمالی



مهدی شمس

کیومرث صوفی

علیرضا خشنود - حمایت از پناهنده


دوشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۹۰

سعید سلطانپور در برنامه را ه حل طرح مشکل 3 نفر در ارتباط با برخی از صرافی ها ی تورنتو


http://youtu.be/LieOMf4n5mM لینک یو تیوب 

ای میل های رسیده
اقا مرتضی مانند همیشه به من لطف داشتند و ای میل در مورد گلشیفته فرستاده اند.
خانمی در مورد سرقت دزدان بعد از اینکه از یک صرافی پول گرفتند . 24 نوامبر 2011
توصیه به صرافان که لطفا در زمینه های ایمنی بیشتر مشتریان را آگاه کنند.
البته این خانم که هم اسمشان را دادند و هم تلفنشان را اتهاماتی را هم د رمورد یک کارمند یک صرافی می زدند که با توجه به اینکه هنوز پلیس موفق به دستگیر ی سارقان نشده است تنها باعث دل چرکی و عدم اعتماد می شود  در یک موردی صرافی امده داخل ماشین پول را داخل پاکت به دست مشتری داده است .

در این شرایط تمام رعایت ایمنی و شغلی خودتان را رعایت کنید . 
 پیام تلفنی خانمی که می گویند صرافی بهش با تاخیر پول  داده است
اقا مصطفی هنوز 10 هزار دلار پول خودشان را که روز 29 دسامبر به صرافی داده اند که فعلا پسر صاحب این صرافی قدیمی تورنتو انجا را مدیریت می کند از تحویل این پول د رایران خودداری کرده اند .
سعید سلطانپور در برنامه را ه حل طرح مشکل 3 نفر در ارتباط با  برخی از صرافی ها ی تورنتو
یکشنبه 29 ژانویه 2012
ُSaeed Soltanpour On late payment by  a few exchange in Toronto

کاوس صوفی در استانه اخراج از کانادا - افزایش اخراجی ها



لینک ویدیویی برنامه 
  

برنامه را با کمپین اخراج کاوس  صوفی آغاز می کنیم  که حکم اخراج وی توسط اداره مهاجرت کانادا صادر شده است . وی که در6 مین روز اعتصاب غذا به سر می برد . به گفته کیومرت برادرش ، کاوس با خطر شکنجه ومرگ درایران روبرو است .  وی در  2004 ویزای دانشجویی به کانادا امده است . تقاضای پناهندگی وی رد شده است و وی قرار است در ظرف 10 روز اینده به ایران اخراج شود  www.kavoos.org

 دولت کانادا در ماه دسامبر فرزاد ادیب تهرانی را بعد از 13 سال به ایران بازگرداند
همچنین خانم فاطمه طالب سریعه که 4 سال پیش از آلمان به کانادا آمده است نیز در زندان اداره مهاجرت در میلتون بازداشت است و قرار است 4 فوریه دادگاهی برای وی تشکیل شود
این در حالی است که در حدود 7 هزار مجرم در کانادا فراری هستند
لیون  بعد از 16 سال به جرم اتهام در قتل عام مردم رواندا به ان کشور بازگردانده شد.
Leon Mugesera ماگیسرا

گوین چارلز در هافتینگتن پست کانادا می نویسد که سیستم پناهندگی کانادا بایستی تغییر کند .  کشورهایی که خطر اعدام وجود دارد بایستی از همان اول در نظر گرفته شود که پروند ه ها وارد پروسه هزینه بر و طولانی نشود .
ایکاش نهادهایی درست شود که با کمک سرما یه های ایرانی و با کمک داوطلبان و وکلای جوان ، سرمایه ای درست شود که ایرانی ها هم بتوانند مانند مسلمانان گروه اسماعیلیه با حمایت مالی کامیونیتی به کانادا بیایند . برایشان شغل و کار فراهم کنند . التبه این دو طرفه است . مثلا اگر  اعضای کامیونیتی را به یک مشاور املاک
معرفی می کنند در موقع برگشت هم آن مشاور املاک پول زیادی را به ان صندوق واریز می کند که بتوانند پروژه های اقتصادی و مهاجرتی را دنبال کنند . که این قد رشاهد اخراج ها و هزینه هایی که افراد می کنند تا به صورت غیر قانونی به کانادا وارد شوند . د رحالی که با سیاست درست مطالعاتی و راهبردی می شود این پروژه را حداقل به صورت امتحانی در مورد دانشجویانی مانند کاوس که در اینجا درس خواند ه اند  پیاد ه کرد . همه ازاین طرحها متنفع می شوند .

ایکاش بجای این افراد کسانی مانند محمود خاوری  را اخراج می کردند .
به گزارش بازتاب، امیر منصور اریا گفته است
  
دومیلیون دلار به حساب محمود خاور ی  در کانادر ریخته شده است . 
خاوری در قراردادی  به بانک ملی دستور داده بود تا چند هزار نسخه روزنامه راه مردم  را بخرند
خیلی جالب است راه مردم روزنامه حزب توده بود!!

شنبه، بهمن ۰۸، ۱۳۹۰

فقدان درایت سیاسی به نفع کامیونیتی ما نیست

فقدان درایت سیاسی ( رضا مریدی - نماینده لیبرال ریچموندهیل )  به نفع کامیونیتی ما نیست 

سعیدسلطانپور 


روز یکشنبه 22 ژانویه 5 تن از اعضای جامعه ایرانی کانادایی انتاریو، زوایای مختلف تحریم ها را به زبان انگلیسی بررسی کردند. این جلسه شروع خوبی برای فعال تر کردن و مشارکت کامیونیتی ایرانی بود که توسط کنگره ایرانیان کانادا انجام شد.
رامین جهانبگلو فیلسوف پیرو مکتب عدم خشونت، حسن یاری استاد دانشگاه نظامی کینکستون، علی احساسی، شهروز کاوه و دیوید موسوی ( هر سه وکلای جوان ) نظرات کارشناسی خود را در مورد تحریم ها بیان کردند.

همه این شرکت کنندگان به درستی مرزبندی با حاکمیت رژیم استبدادی ایران داشته و به نقض حقوق بشردر ایران اعتراض داشتند. دکتر رامین جهانبگلو خود یک قربانی نقض حقوق بشر بود که مدتی را در زندانهای انفرادی ایران در بازداشت بسر برده است.
یکی ازمهمانان جلسه که آخرین سخنران جلسه هم بود رضا مریدی نماینده لیبرال ریچموندهیل در مجلس انتاریو بود که بر خلاف دیگر سخنرانان به فارسی صحبت کرد سخنرانی ایشان سوالات بسیاری را برای حاضران و اعضای کامیونیتی ایرانی ایجاد نمود که امید است ایشان برای روشن شدن ابهامات، توضیحات شان را ارائه نمایند.

1- آیا دلیل بخصوصی وجود دارد که ایشان در زمان موضعگیری موافق شان با تحریم ها ( که به گفته دکتر حسن یاری مرحله قبل از حمله نظامی ست )، برخلاف روند جلسه، هیچگاه به زبان انگلیسی

سخنرانی نکرده اند؟ بویژه آنکه این موضوع فراتر از کامیونیتی ایرانی در انتاریو و کانادا است.


2- تحریم ها علیه رژیم ایران، با تحریم های افریقای جنوبی و برمه، نه شباهت موضوعی، نه تاریخی و نه سیاسی دارد. تحریم ها در آفریقای جنوبی برای پذیرش حق انسانی و پایان تبعیض نژادی اقلیت سفید پوست بر اکثریت 80 درصدی سیاه پوست اجرا شد. رژیم نژاد پرستی که از سال 1948 تا 1994 بر سرکار بود و با سیاهان مانند حیوانات رفتار می کرد هیچ قرابتی با شرایط کنونی ایران ندارد. بعلاوه هیچگاه در اهداف این تحریم ها حمله نظامی منظور نبوده است. این در حالی است که در سال 1984 دولت امریکا تحریم های اقتصادی را پس از مقاومتی 34 ساله درمورد دولت سفید پوست تصویب کرد. نژاد پرستان افریقای جنوبی نیز هیچ کدام از بعنوان جنایت علیه بشریت، کشتار و شکنجه دستگیر ومحاکمه نشدند. اکنون نیز سفید پوستان همچنان قدرت اقتصادی در کشور هستند و هنوز حداقل 3 پست وزارت در دست سفید پوستان محفوظ باقی مانده است.

در برمه هم تحریم ها خواستار اجازه دادن به مخالفان کمیته نظامیان در برمه ( میانمار ) می باشد برای شرکت در انتخابات طراحی شده و این تحریم ها حدود 20 سال است که به اجرا در آمده است. بعد از آزادی زندانیان سیاسی، روز دوشنبه دولت انگلیس و
اتحادیه اروپا، فقط کمی از تحریم ها را کاستند. هر چند مارک فارمنر از کمپین برمه در انگلیس می گوید هنوز قوانینی که به موجب آن زندانیان دستگیر شده اند، کاملا برجاست.
نکته نامشخص و متناقض در این رابطه آنست که اگر رژیم ایران، پروژه دانش اتمی و به قول غرب ( اهداف نظامی اتمی ) را کنار بگذارد ( با توجه به دو مثال برمه و افریقای جنوبی)، آیا باز هم سران رژیم می توانند با دادن آزادی های مختصری به مردم به حکومت خود ادامه دهند، و یا اینکه هدف اصلی تحریم ها همانا برانداری رژیم ایران است؟آیا اکثریت زیر ستم مردم ایران می توانند با چنین حاکمیتی را بپذیرند . دوگانگی رفتار غرب نشان می دهد


در این نمونه تحریم ها همواره منافع دولتهای خارجی در اولویت قراردارد و نه منافع اکثریت مردم ایران، مردمی که سالهاست نقشی بیش از نظاره گر در اداره ایران را، نداشته و ندارند. استفاده ابزاری از این تحریم ها و تشابه سازی، برای یک شهروند معمولی تحت عنوان ابراز عقیده شاید بتواند توجیه پذیر باشد ولی درمورد یک سیاستمدار، دوگانگی اخلاقی را ترسیم می نماید.


3- کسانی که در کامیونیتی ایرانی-کانادایی نقش دارند می توانند هر نوع موضع گیری داشته باشند اما در مقابل می بایست در آینده از پاسخ گویی نسبت به عواقب آن، طفره نروند. آنان که نقش بزرگتری دارند باید موضع مسئولانه تری بگیرند تا در این شرایط بحران اقتصادی، که فشار زیادی بر اقشاری از کامیونیتی ایرانی

در انتاریو و کانادا بدلیل سیاست های غلط اقتصادی رژیم ایران وارد می شود، در جهت وحدت نسبی و کاهش مشکلات کامیونیتی حرکت کنند نه در جهت شکاف بیشتر کامیونیتی.

همسویی یک سیاستمدار استانی لیبرال با دست راستی ترین محافظه کاران کانادا نظیر آقای نخست وزیر هارپر که بر خلاف منافع تمامی کانادا ( که کشور چندین ملیتی است )، یکسویه در کنار اسرائیل می ایستد ، چه پیامی می تواند برای مردم داشته باشد؟ آیا این موضع وحدت گرایانه است یا تفرقه گرایانه؟


4- بنظر می رسد کامیونیتی ایرانی با همه اعضای خوب و بدش، یک هویت در ترکیب موزائیک کانادا دارد. اکثر ما سالیان درازی است که در این کشور زندگی کرده ایم و احتمالا در اینجا هم حیات را بدرود خواهیم گفت اما منافع کامیونیتی ما در ارتباط با سرزمین اصلی مان، ایران است، که حکومتهای مختلفی را در طول تاریخ بر خود دیده است و علیرغم هم آنها همچنان برپا ایستاده است. مقوله جمهوری اسلامی هم در این منظر، ابدی نخواهد بود ولی نهایتا ایران همچنان خواهد ماند. آیا بهتر نیست که ایرانی سالم داشته باشیم تا ایرانی خونین تر و ویران تر از وضعیت فعلی اش؟ سرنوشت دو کشور ویران همسایه ما عراق و افغانستان نمونه های خوب، مشابه و جامع تری از اهداف تحریمی و اشغالی خارجی ها در منطقه، و آنچه که پس از آن بجا می ماند، به شمار می آیند.
این مطلب در هفته نامه های شهروند - سلام تورنتو و ایران استار به دلیل جند مشت دلار آگهی منتشر نشد 

پنجشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۹۰

گفت‌وگو با جرالد هورن، مورخ و استاد دانشگاه: بررسی اوباما مستقل از تاریخ آمریکا ممکن نیست! مبارزه برای کاخ سفید در سال انتخابات بخش اول




از راست، سعید سلطانپور و جرالد هورن
 منتشر شده در هفته مونترال 



سوتیترها:

- یکی از دلایل انتخاب شدن اوباما، شوک اقتصادی ناشی از فروپاشی وال‌استریت در سپتامبر 2008 بود.

- در کل جمهوری‌خواهان آشکارا سیاست نژادپرستانه‌ای را در داخل، و درخارج دنبال کرده‌اند.

- قانون اساسی ایالات متحده یک قانون بورژوازی است. البته باید بگویم که این دموکراسی بهتر از فاشیسم است.

- من فردا که به نیویورک می‌روم با اینکه سنم زیاد است باید این احتمال را بدهم که ممکن است توسط پلیس دستگیر شوم زیرا سیاه هستم.




گفت‌وگو با جرالد هورن، مورخ و استاد دانشگاه:

بررسی اوباما مستقل از
تاریخ آمریکا ممکن نیست!

مبارزه برای کاخ سفید در سال انتخابات


بخش اول


سعید سلطانپور
soltanpour@hotmail.com


روز یکشنبه 15 ژانویه 2012 باخبر شدم پروفسور جرالد هورن، Gerald Horne مورخ، نویسنده و استاد دانشگاه از هوستن تگزاس برای رونمایی کتاب جدیدش به تورنتو آمده است. برای انجام یک گفت‌وگوی تلویزیونی به هتل وی رفتیم.
دکتر هورن بسیار پرانرژی و دوستانه به تمام سؤالات درباره وضعیت سیاهان، آزادی بیان، پرزیدنت اوباما و سیاست خارجی توسعه‌طلبانه آمریکا گرفته تا ایران و خاورمیانه و ترور دانشمند اتمی ایران پاسخ داد. از جمله گفت که اخیرا  سه فیلم از ایران دیده که آخرینش «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی است. مصاحبه برای پخش تلویزیونی تهیه شد و نسخه نوشتاری آن را برای خوانندگان «هفته» آماده کردیم. این گفت وگو در دو شماره پی‌درپی «هفته» ارائه خواهد‌شد و گشایش بابی خواهد بود بر سال انتخابات در ایالات متحده آمریکا. امیدورام طی ماه‌های آینده بتوانیم در «هفته» دیدگاه‌های متفاوت را که در جامعه آمریکا در رابطه با انتخابات و کاندیدا‌ها موجود است ارائه دهیم.

دکتر هورن آثار متعددی درباره تاریخ آمریکا و درمزنیه نژادپرستی منتشر کرده که «پایان امپراتوری‌های آفریقایی آمریکایی -2008»؛ «قربانی نهایی از لیست سیاه: جان هوارد لاوسون، رئیس روستای هالیوود – 2005»؛ «سیاه و قهوه‌ای: آفریقایی‌ها و انقلاب مکزیک،  (1910-1920)- 2005»؛ «جنگ نژادی! برتری سفیدپوستان بر نژادهای دیگر و حمله ژاپن به امپراتوری انگلیس – 2003»؛ و «آتش این زمان: قیام وات 1995» از آن چمله هستند.
سین.سین.




پروفسور جرالد هورن، چرا شما معتقدید تاریخ آمریکا را دوباره باید نوشت؟

بسیاری از حوادث تاریخ ایالات متحده در کتابهای تاریخ آمده که در مدرسه‌های ما نیز تدریس می‌شود و جهان هم عموماً آن را پذیرفته است. مثلا اینکه در سال 1776 انقلابی بزرگ توسط یک مرد بزرگ علیه امپراتوری بریتانیا در آمریکا تحقق یافت. هرچند دردهایی مانند برده‌داری آفریقائیان در آمریکا و تصرف سرزمین سرخپوستان با زور وجود داشت، ولی می‌توان آن را یک انقلاب خواند اما بدون بازخوانی تاریخی این حوادث، پیونددادن آن انقلاب با حوادثی دیگر که از پس آن اتفاق افتاد دشوار است.
به عنوان مثال من در کتابی که اخیراً در مورد برزیل نوشته‌ام، اشاره کرده‌ام که برزیل بیشترین تعداد سیاهان آفریقایی را از هر کشور دیگری در جهان به جز نیجریه دارد. این عده توسط شهروندان ایالات متحده آمریکا از موزامبیک و آنگولا ربوده شده و به عنوان برده به برزیل و بعداً هم به کوبا آورده شده بودند. تجارت برده تا سال 1862 هم توسط شهروندان آمریکایی انجام می‌شد. در این مورد می‌توان مثالهای زیادی زد.


به نظر شما آیا آمریکا در ارتباط با تمامی کشورها باید دوباره تاریخ خود را بنویسد؟ به عنوان مثال ایران و کشورهای خاورمیانه؟

این بدیهی است و تلاشهایی هم برای بازنویسی تاریخ آمریکا در ارتباط با ایران شده است، مانند بازنویسی کودتای 1953 (ش1332) علیه مصدق در ایران و دخالت امپریالیستی در این کشور و سایر کشورها. همچنین در پیدایش اسرائیل و ادامه حیات و سیاست‌هایش، افسانه‌های زیادی وجود دارد که باید دوباره بررسی شود.


با توجه به تاریخ ایالات متحده آمریکا و موضوع برده‌داری سیاهان در آن سالها، آیا امروزه در سال 2012، ایالات متحده آمریکا در از بین بردن نژاد پرستی جهت‌گیری درستی داشته است؟

شما حتماً شوخی می‌کنید!


شما یک سیاه‌پوست آمریکایی و من متعلق به یک اقلیت قومی در کانادا هستم ما بر اساس آمار صحبت می‌کنیم. در کانادا، به نظر می‌رسد دولت به سمت محو نژادپرستی حرکت می‌کند، اما آمار نشان می‌دهد که 20درصدی جمعیت زندان‌ها را سیاهان تشکیل می‌دهند درحالی‌که تنها 3 درصد (قریب به 800 هزار نفر) جمعیت کانادا سیاه‌پوست است. این امر چه چیز را نشان‌می‌دهد؟

درایالات متحده تعداد زندانیان سیاه‌پوست بالغ بر 50% است. این در حالی است که از جمعیت 312 میلیونی آمریکا، 13% آن را سیاه‌پوستان تشکیل می‌دهند. نسبت تعداد سیاهانی که منتظر اعدام هستند، بخصوص در ایالت تگزاس که من زندگی می‌کنم، از این هم بدتر است. تاریخ‌نویسانی مانند من معتقدیم که پیشرفت‌های اجتماعی و آزادی‌های مدنی دهه 1960، نتیجه فشارهای بین‌المللی در دوران جنگ سرد بود، زیرا دولت آمریکا نمی‌توانست بدون بهبود وضع سیاهان از وضعیت حقوق بشر در شوروی انتقاد کند. اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آن دستاوردها در حال پس گرفتن هستند.


اما در آمریکا یک سیاه‌پوست به ریاست جمهوری رسیده است. این را چگونه تحلیل می‌کنید؟

یکی از دلایل انتخاب شدن اوباما، شوک اقتصادی ناشی از فروپاشی وال‌استریت در سپتامبر 2008 بود. بر اثر این ضربه بخشی از نیروهای سنتی جمهوری‌خواهان، اعتماد خود را به رهبران این جناح سیاسی از دست دادند. دیگر اینکه اوباما به دلیل مخالفتش با جنگ عراق در کنگره، از محبوبیت برخوردار بود. حتی در سال 2008 که جنگ عراق دیگر طرفداری نداشت، رقیب جمهوری‌خواه او، سناتور جان مک کین، طرفدار جنگ بود. جالب‌توجه است که در آن سال هم 57 به 43 درصد جمعیت سفیدپوست به جمهوری‌خواهان رأی دادند. این رأی در 50 سال گذشته تفاوت چندانی نکرده بود.
عامل دیگر پیروزی اوباما این بود که، در سال 2008 به دلیل تغییر جمعیتی و رأی‌های انتخاباتی در برخی از حوزه‌ها، تعادل قوا به نفع اوباما برهم خورد. به عنوان مثال تعداد جوانان اسپانیایی‌تبار در کالیفرنیا، و سرزمین‌های هم‌مرز با مکزیک، تگزاس و آریزونا افزایش بی‌سابقه  داشت. و همچنین افزایش مهاجران آسیایی در کالیفرنیا و نیویورک و برخی از ایالات که معمولاً به دموکرات‌ها رأی می‌دهند، این معادله را به نفع اوبامای سیاه‌پوست رقم زد. در کل جمهوری‌خواهان همیشه آشکارا سیاست نژادپرستانه‌ای را در داخل، و درخارج دنبال کرده‌اند، ولی در سال 2012 به دلیل کاهش نسبی جمعیت سفیدپوستان، با وجود بیکاری‌های زیاد و جنگ در لیبی، دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان مبارزه تنگاتنگی را پیش می‌برند.


کارنامه اوباما از نظر شما چگونه است؟

من فکر می‌کنم اوباما را نمی‌توان مستقل از تاریخ ایالات متحده بررسی کرد. این کشوری است که خاطره خشونت علیه سرخ‌پوستان، برده‌داری سیاهان، و تصرف هاوایی و فیلیپین را باخود‌دارد. در قرن بیستم هم که دخالت در گواتمالا و ایران دیگر کشورها را داریم. اوباما ریاست این امپراتوری را دارد. دشوار بشود گفت که وی می‌تواند بهتر عمل کند. انتقاد من به اوباما برای شرکت در جنگ لیبی است که علیه مردم آفریقا بود و اتفاقاً در داخل، باعث دو دسته شدن سیاستمداران شده بود. دیگر اینکه او وعده داده بود زندان گوانتاناما را می‌بندد ولی دربرابر فشارهای راست‌گرایان کنگره نتوانست کاری از پیش ببرد. او دیگر نمی‌توانست کاری بکند.



قانون اساسی آمریکا اصل آزادی بیان بدون قید و شرط رادارد که یکی از تحسین‌برانگیزترین‌ها در نوع خود است درکنار آن ما می‌بینیم که پرزیدنت اوباما در شب سال نو 2012، قانون دستگیری بدون حکم قاضی را امضا می‌کند. نظر شما چیست؟

قطعاً همان‌طور که می‌دانید بین قانون نوشته شده و آنچه به اجرا درمی‌آید، تفاوت زیادی وجود دارد. به عنوان مثال در این مورد، یعنی قانون اساسی که در قرن 18 نوشته شده است، جملاتی مانند «شادی همگانی»، یا «تمام انسانها برابر هستند» هم وجود دارد، در حالی که درآن دوران برده‌داری علیه آفریقایی‌ها که 5/3 جمعیت بوده‌اند، به بدترین شکل اجرا می‌شده است.
البته آزادی بیان هست ولی این اصل توضیحاتی هم دارد. آزادی‌های مدنی در ایالات متحده آمریکایِ امروز تا حدودی شبیه است به رابطه اقتصادی آمریکا و گرانادا. فرض کنید امروز قرارداد تجارت آزاد بین آمریکا و گرانادا امضا می‌شود. یعنی هر دوطرف می‌توانند آزادانه کالاهای خود را به طرف دیگر بفرستند. اما آیا این یک رابطه برابر است؟ یعنی آیا به راستی ظرفیت اقتصادی تجاری گرانادا اجازه می‌دهد که این کشور درچارچوب چنین قراردادی، در برابر ایالات متحده آمریکا برابرحقوق عمل‌کند؟  توجه داشته باشید که کمپانی تایم وارنر، تلویزیون سی‌ان‌ان و یا فاکس‌نیوز، بلندگوهای جریانات اقتصادی سیاسی آمریکا هستند، در حالی که من و امثال من تریبونی در آن مقیاس برای اطلاع‌رسانی نداریم.
قانون اساسی ایالات متحده یک قانون بورژوازی است. البته باید بگویم که این دموکراسی بهتر از فاشیسم است.



دربخشی از صحبت‌ها اشاره‌ای کردید به جنگ سرد. رؤسای جمهوری آمریکا از گفتن اینکه میلیاردها دلار برای فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی هزینه کرده‌اند ابراز افتخار می‌کنند. البته در سیستم سرمایه‌داری هم در سالهای اخیر تَرَک‌هایی دیده شده است. حال اگر در بلوک شوروی آزادی بیان بود، آیا این اتحادیه سرپا نمی‌ماند؟

 از لحاظ تاریخی می‌توان گفت سیستم قدرتی در ایالات متحده وجود دارد که دموکراسی بورژوازی را برای اروپایی‌تبارها می‌خواهد و فاشیسم را برای آفریقایی‌های برده تجویز می‌کند؛ دقیقاً یک سیستم آپارتاید. من فردا که به نیویورک می‌روم با اینکه سنم زیاد است باید این احتمال را بدهم که ممکن است توسط پلیس دستگیر شوم زیرا سیاه هستم. من باید مواظب پرکردن فرم مالیات خود باشم تا اشتباهی نکنم. به همه اینها مسائل ساده‌ای مثل رانندگی در خیابان و خیلی چیزهای دیگر را هم اضافه کنید. اگر بحران اقتصادی دهه 80 در اروپای شرقی پیش نیامده بود شاید آن اتحادیه به سمت سقوط نمی‌رفت. در ایالات متحده همین حالا ممکن است این اتفاق بیافتد. آن‌وقت داشتن اسلحه، یک کابوس جدی برای همه مردم خواهدبود. بد نیست یادآوری کنم که اخیراً در تگزاس بحثی در مورد حق داشتن اسلحه توسط دانش‌آموزان درگرفته است. می‌دانید که آنجا داشتن اسلحه یک حق است.


احتمالاً اگر این قانون تصویب شود شما باید با محافظ به دانشگاه بروید...؟
احتمالاً، ولی این مسأله موازنه قدرت در کلاس درس را بر هم خواهد زد. تصور کنید یک دانشجوی توبیخ‌شده انضباطی با یک اسلحه چه می‌تواند بکند. من در تحقیقاتم در ویرجینا به سند جالبی رسیدم. در سال 1730 قانونی وضع شده بود که سفیدپوستان با اسلحه به کلیسا بروند زیرا سیاه‌پوستان در روز یکشنبه انتقام‌گیری می‌کنند. تصور کنید، کلیسا و اسلحه!


پس  تصاویر رنگی و خوب ایالات متحده، که توسط هالیوود به جهان نشان داده می‌شود با واقعیت متفاوت است؟
یادمان باشد که قصه شاه‌ پریان فقط برای کودکان نوشته می‌شود. ... / ادامه دارد