Translate

سه‌شنبه، دی ۲۰، ۱۳۹۰

خبر هایی از سیاست


خبر هایی از سیاست
یک خبر خوب ویک خبر بد برای ان دی پی

استادحقوق نامزد حزب ان دی پی برای نمایندگی از حوزه جک لیتون رهبر فقید حزب ، انتخاب شد  .

کریک اسکات  روز دوشنبه 9 ژانویه از سوی اعضای ان دی پی در حوزه انتخاباتی " برادویو – دنفورت " انتخاب شد .
این کرسی از تابستان 2011 بعداز مرگ لیتون خالی مانده است .  هر چند هنوز تاریخ انتخابات میان دوره ای معلوم نشده است .  اسکات که توانست دو تن از رقبا یان انتخاباتی خود را شکست بدهد استاد دانشگاه  در زمینه حقوق بشر است که حمایت های افرادی مانند جان تیلور استاد جک لیتون و  رئیس  حزب  در انتاریو خانم جنت سولبرگ  را به همراه داشت .
استیون هارپر تا 22 فوریه مهلت دارد که  روز انتخابات میان دوره ای را مشخص کند .

از سوی دیگر روز سه شنبه خانم  لیز سنت – دنیز نماینده  ان دی پی  مجلس فدرال از حوزه سنت ماریوس – چامپلین  به حزب لیبرال پیوست .
وی که در کنفرانس مطبوعاتی با با ب ری – رهبر موقت حزب لیبرال شرکت کرده بود علت تعویض حزبش را عملکرد بهتر لیبرال ها برای کبک و اختلاف نظر با ان دی پی درزمینه های مختلف اعلام کرد.

وی همچنین گفت که بعلت نام فامیلی اش که با اس شروع می شود برای نوبت حرف زدن د رپارلمان در این چند ماه گذشته مجبور شده است منتظر بماند.
سنت – دنیز که در حوزه انتخاباتی نخست وزیر سابق  کانادا – ژان کریتین شرکت کرده بود و بر خلاف انتظار خودش در موج نارنجی ، به نمایندگی انتخاب شده بود گفت که مردم حوزه انتخاباتی به جک لیتون رای داده اند و جک لیتون نیز الان مرده است.
گای کارون نماینده دیگر ان دی پی ومسول کبک حزب  گفت این بی احترامی به دموکراسی است که شما از یک حزب انتخاب شوید و به حزب دیگری بپیوندی.
این تعویض جبهه در استانه کنگره دوساله حزب لیبرال در اتاوا که از روز 13 ژانویه امسال تا 15 برگزار خواهد شد ، انرژی بهتری به حزب لیبرال که همچنان برای تجدید سازمان تلا ش  می کند ، محسوب می شود.

مرگ جک لیتون و مبارزه انتخاباتی برای جانشینی وی از یک سو  ، انتخاب یک نماینده با توانایی های کم برای رهبری اپوزیسیون دولت محافظه کار  اکثریتی که خط اول مقدم ان کسانی مانند جان بیرد- هارپر را دارد، باعث ضعیف شدن حزب ان دی پی شده است .  زیرا نیکول ترمول تمامی کاندیداهای اصلی را که پست های کلیدی انتقادی نظیرل پل دوار را برای رعایت شرایط انتخابات به صندلی های عقب منتقل کرده است .
کاری که شاید برای کاندیداها ی ان دی پی عادلانه باشد ولی باعث شادی هارپر هست که چند ماهی است بدون دغدغه به تصویب لایحه هایی مانند افزایش زندان ها و نو جوانان مشغول بوده است .
به همین دلیل با ب ری- رهبر موقت حزب لیبرال - بدلیل سابقه سیاسی اش ، بیشتر مورد علاقه رسانه های برای نظر خواهی در مورد سیاست دولت هست تا نیکول  تورمل – رهبر موقت حزب ان دی پی  می باشد.

با استفاده از خبر های سی بی سی و تورنتو استار








قتل یک ایرانی دیگر توسط پلیس در کانادا

یک ایرانی مهاجر توسط پلیس شهر مونترال کانادا کشته شد.

روزنامه شرق نوشت: این مرد 35ساله ایرانی که فرشاد محمدی نام داشت، پیش از این دوره طولانی‌ای را در زندان به سر برده و بعد از آزادی به اخراج از کانادا محکوم شده بود اما او این کشور را ترک نکرد و به عنوان یک بی‌خانمان به زندگی‌اش ادامه داد تا اینکه شامگاه یکشنبه دو مامور پلیس به سمت وی رفتند و فرشاد با چاقو به آنها حمله‌ور شد و پا به فرار گذاشت.

این مرد به فرمان ایست پلیس توجه نکرد و یکی از افسران به سوی او آتش گشود و وی را به قتل رساند. برخی از اهالی منطقه‌ای که حادثه در آن رخ داده، فرشاد را به عنوان یک بیمار روانی معرفی کرده‌اند که اغلب با خودش حرف می‌زد و رفتارهای پرخاشگرایانه داشت. در حال حاضر تحقیقات در رابطه با مرگ مرد ایرانی ادامه دارد.

یکشنبه، دی ۱۸، ۱۳۹۰

دولت لیبرال انتاریو ، 42 میلیون از بودجه تحقیق دانشگاه ها را بدون اطلاع قطع کرد


نظر اقای مریدی نماینده لیبرال مجلس با توجه به سمت قبلی شان در معاونت وزارت اموزش عالی چیست ؟
این قطع بودجه دانشجویان ایرانی کانادایی در این دانشگاهها را هم فرا خواهد گرفت 

Liberals kill $42 million in university research grants

Forced to downsize his cabinet after the Oct. 6 election, Premier Dalton McGuinty, right, folded the research and innovation ministry into the Ministry of Economic Development and Innovation under Brad Duguid, left.
Research Forced to downsize his cabinet after the Oct. 6 election, Premier Dalton McGuinty, right, folded the research and innovation ministry into the Ministry of Economic Development and Innovation under Brad Duguid, left.
file photo/The Canadian Press
TORONTO The nearly broke Liberal government quietly scrapped $42 million in university research grants days before launching a 30 per cent tuition rebate for 

شنبه، دی ۱۷، ۱۳۹۰

رانندگان شرکت میلر ، پشنهاد را رد کردند

در بی خیالی سیاستمدارن یورک 40 هزار مسافر روزانه نزدیک به 3 ماه است که اتوبوس ندارند .در این میان صدها ایرانی ساکن این منطقه که بسیاری از ایرانی ها در ان زندگی می کند . ایکاش اقای مریدی و شهردار ریچموند هیل ، دیوبارو ، هم یک دفعه د ر ایستگاه اتوبوس در سرما مقابل دفتر نمایندگی می ایستد واین ملت درمانده را مشاهده می کرد .
رانندگان شرکت میلر با 83 % طرح شرکت میلر را رد کردند .
این رانندگان در 12 مین هفته اعثصا ب خود هستند


Transit workers reject deal

No end in sight. Workers with Amalgamated Transit Union Local 1587 voted 83 per cent against Miller Transit's offer.
York Region Transit drivers have done just what their union leader said they would, soundly rejecting a deal offered by their employer, Miller Transit.
Of the 225 employees who showed up to vote at the Sheraton Parkway hotel Friday, 196 — or more than 83 per cent — voted not to accept the deal.

پنجشنبه، دی ۱۵، ۱۳۹۰

سال 2012 چشم انداز چالش های جدی اتحادیه ها و کارفرمایان در کانادا


سال 2012 چشم انداز چالش های جدی اتحادیه ها و کارفرمایان در کانادا

سعید سلطانپور

در حالی وارد سال 2012 شده ایم که انتاریو با هشدار از طر ف سازمان اعتباری «مودی» 1 در مورد تنزل رتبه انتاریو روبرو شده است. مودی نسبت به عدم رسیدن به اهداف پیش بینی شده توسط دولت لیبرال انتاریو  که با بزرگترین بدهی تاریخ انتاریو بهمبلغ 190 میلیارد دلار روبرو است، ابراز نگرانی کرده است. کاهش اعتبار بانکی می تواند فشار زیادی به مردم انتاریو وارد کند. « اگر نیم درصد به بهره بانکی وامهای انتاریو توسط موسسات اعتباری اضافه شود مبلغ 190 میلیارد به رقمی برابر یک تریلیارد  دلار افزایش خواهد یافت.  « توماس والکوم – ستون نویس تورنتو استار- در 16 دسامبر می نویسد…
بر خلاف اوایل دهه 90 و نخست وزیری باب ری که درآن دوران رهبر حزب ان . دی .پی بود نباید از بخش عمومی بودجه ای را قطع کرد.  (همان منبع ) 
در اوایل دهه 90 کانادا با بحران اقتصادی شدیدی روبرو بود . اقدامات باب ری برای کسری بودجه ،  مانند کاهش اجباری چند روز دستمزد  ( موسوم به روزهای صورتی)، منجر به نارضایتی اتحادیه های کارمندی که از عواملی اصلی به قدرت رسیدن ان دی پی بودند، شد. اختلاف عمیق بین اتحادیه ها و باب ری، به پیروزی قاطع مایک هریس، نخست وزیر محافظه کار که با شعار  به میدان آمده بود، کمک کرد.  دانکن وزیر اقتصاد انتاریو می گوید ما باید در جهت تعادل بودجه در سال 2017 حرکت کنیم در حالیکه از بخش بهداشت و آموزش و پرورش مراقبت می کنیم. (2) این در حالی است که دانکن و مک گینتی  در مورد کم کردن مالیات شرکتهای بزرگ از 11.5درصد به 10درصد که خواست حزب محافظه کار است ، اطمینان دادند ولی زمان آنرا مشخص نکردند. 3

بهداشت 
طرح جدید دولت محافظه کار استفن هارپردر 20 دسامبر در مورد افزایش 6 درصدی انتقال بودجه فدرال به بهداشت استانها  تا سال 2017و کاهش آن بعد از سال 2017، که با سورپرایز  و اعتراض چند تن از نخست  وزیران استانها منجمله انتاریو روبرو شده است ، (4) 
دانکن اعلام کرد که این طرح در ارایه خدمات بهداشتی انتاریو تاثیر منفی خواهد گذاشت .  دولت لیبرال انتاریو قصد دارد 3درصد بر روی بودجه بهداشت که سالانه رقمی برابر 47 میلیارد دلار است محدودیت بگذارد. آنها از سقف 1 درصد برای آموزش و پرورش که بودجه سالانه آن در سال2009، نزدیک به 16 میلیارد دلار بوده است  ، در نظر گرفته اند  تا کسری بودجه 16 میلیارددلاری سال 2011 را جبران کنند.   ( همان منبع ). اندریا هوروث رهبر ان دی پی می گوید این احمقانه است که از دولت فدرال برای محدودیت سقف  افزایش انتقادکرد ولی در انتاریو همین کار را انجام بدهند. (همان منبع )  بودجه انتاریو سالانه 124 میلیارد دلار است.
زمینه های اقتصادی و سیاسی  چالش های نیروی کار و دولت و بخش خصوصی
 
با توجه به بحران اقتصادی در دنیا ، وضعیت نه چندان خوب اقتصادی اتحادیه اروپا، ورشکستگی یونان ، مشکلات اقتصادی ایتالیا و اسپانیا ، ادامه اوضاع بد اقتصادی امریکا بزرگترین همسایه وشریک تجاری کانادا، فشار زیادی بر اقتصاد کانادا ومردم آن واردکرده است.
سرمایه گذاری های کلان آمریکا و اروپایی ها در چین ، شرایط غیر اتحادیه ای کارگران در چین  و نیروی کار ارزان ، واردات بی رویه از چین و عدم حمایت از تولید کنندگان داخلی توسط دولت ، که از اصول بازار آزاد است ، باعث شده است که بسیاری از نیروی کار در کانادا و انتاریو از کاربیکار بشوند . به عنوان مثال ، استان  انتاریو  در نوامبر 2011 تعداد  75400 شغل را ازدست داد در حالیکه 36000 کار نیمه وقت ایجادشده است که خبر بدی برای اقتصاد و مردم انتاریو بود.
نظریه اقتصادی دولت هارپر و تجربه عینی آمریکا
 
آقای هارپر که خودش ازهواداران مکتب اقتصادی بازاربدون مالیات است ، با بدست آوردن اکثریت در مجلس به تلاش برای کاهش مالیات شرکتهای بزرگ که سودهای کلانی بدست می آورند ، ادامه داده است. این در حالی است که عملکرد همسایه جنوبی و قدرتمند اقتصادی جهان ، یعنی آمریکا ، در بحران اقتصادی عمیقی فرورفته است که عملکرد سیاست های بازار آزاد ریگان و بازگذاشتن دست شرکتهای  چند میلیارد دلاری بدون کمترین نظارت دولتی ، بوده است.
جنبش اعتراضی وال استریت که نزدیک به دو ماه است ، آمریکا و یک ماهی بود که چند شهر بزرگ کانادا را در بر گرفته است ، واکنش طبیعی هزاران شهروند این دوکشور بود که به ظلمهای اقتصادی توسط شرکتهای چند میلیارد دلاری بر 99 درصد مردم این کشور ها اعتراض کردند. 
هر چند این جنبش هنوز نتوانسته است دستاورد عینی در برقراری عدالت اقتصادی داشته باشد ولی بدون شک دستاورد سیاسی داشته است . این دستاورد به چالش کشیدن مدعیان برتری سرمایه داری آزاد بدون هیچ کنترل دولتی توسط بسیاری از معترضان از اقشار مختلف مردم بود . 
برخوردهای خشن  پلیس امریکا ، نشان داد که نظم سیاسی در کنترل همان 1درصد سرمایه های چند میلیارد دلاری است  که حاضر نیستند بخشی از سودهای نجومی خودرا برای هموطنان خوددر آمریکا سرمایه گذاری وایجاد کار کنند. بسیاری از این سودها در بازاربورس بدست می آید و در موسسات مالی که کار تولیدی ندارند.
دولت آقای هارپر و اعتراضات صنفی
 
در همین راستا است که دولت آقای هارپر بدون پروا در یک حرکت کم سابقه دراعتصاب های کارکنان پست سراسری کانادا با48000 کارمند بر سرحقوق  مداخله کرد. مرحوم جک لیتون وان دی پی با اعتراض قانونی شبانه روزی  در مجلس تنها توانستند چند روز لایحه بازگشت به کار  اداره پست را به تعویق بیندازند.  این لایحه در روزیک شنبه 24 ژوئن به تصویب رسید. 
اداره پست کانادا که انحصار پست در کانادارا به عهده دارد خواستار کاهش حقوق ومزایای کارکنان پست با عنوان رقابت با سایر توزیع کنندگان شخصی مانند یو پی اس و بخش خصوصی کوچکتر شد . اداره پست در 12 جون با بستن درمراکز توزیع پست ، مانع ورود کارکنان به این مراکز شد ه بود. اتحادیه کارکنان پست با صدور بیانیه ای اعلام کرد که در سال 2012 برای حقوق از دست رفته خودشان تلاش خواهند کرد. 
در 19 سپتامبر 2011 هم دولت آقای هارپر اتحادیه مهمانداران و خدمات پروازی  ایرکانادا با 6800  عضو را تهدید به مداخله و تصویب لایحه برگشت به سرکار  کرد. 
در جریان کمک مالی چند میلیارددلاری برای جلوگیری از ورشکستگی سه کمپانی بزرگ اتوموبیل سازی آمریکایی فورد – جنرال موتورز و دوج کرایسلردر 2010 ، هم در امریکا و هم  در انتاریو ، که 4 میلیارد دلار به طور مشترک توسط دولت آقای هارپر و دولت مک گینتی پرداخت شد ،  کارکنان عضو اتحادیه ها زیر فشار مدیران ، مجبور به قبول کاهش دستمزدها برای رقابت شدند.  این کمپانی ها وام خود را قبل از سررسید در امریکا پرداخت کردند تا مجبور نشوند به دولت اوباما برای پرداخت   پاداش های میلیونی به مدیر و اعضای هیت مدیره  پاسخگویی  کنند.
لارن سفتون مک دول استاد تاریخ و روابط کارگری در تورنتو می گوید که اتحادیه های زیر فشار شديد از طرف شرکتها برای کاهش قیمت تمام شده و نیز دولت برای کاهش دستمزد و بازنشستگی هستند . آنها در حقیقت در حال دفاع هستند و شرکتها به طور محسوسی ، بر آنها فشار می آورند. (5)

اعتصاب و ممنوع کردن کارگران
 
در اولین روزهای سال نو 2012 ، شرکت  چند ملیتی ریو تینتو -  الکون بزرگترین شرکت آلومینوم سازی اقدام به بستن کارخانه برای جلوگیری از ورود 800 کارگری شد که قراردادشان در 31 دسامبر 2011 پایان می یافت .  این کارخانه در کبک قراردارد . شرکت ریو تینتو یک شرکت انگلیسی استرالیایی است. 
کارخانه لکوموتیوسازی کاترپیلار در لندن انتاریو، روز اول ژانویه 450 کارگر را از ورود به کارخانه ممنوع کرد  .تیم کاری – نماینده سی ای دبلیو می گوید : کاترپیلار که این کارخانه را سال 2010 خریده است  می خواهد دستمزد کارگران را از 34 دلار به 16.50 دلار کاهش دهد.
شواهدی نشان می دهد که کاتر پیلار می خواهد این کارخانه را به ایندیانا منتقل کند و از شعار کالای آمریکایی بخر پیروی کند.
کارگران این کارخانه که عضو اتحادیه  سی ای دبلیو ( کاندین اتو ورکرز) هستند ، از سوی سید رایان ریئس کنگره کار کانادا حمایت شدند. 
قرارداد بیش از 28 هزار کارمند  شهرداری تورنتو در روز 31 دسامبر 2011 به پایان رسیده است . گزارشهای منتشر شده حکایت از عدم رسیدن به توافق در ماه دسامبر داشته است بطوری که داگ هالیدی معاون شهردار و مسول مذاکرات از اینکه اتحادیه به رسانه ها بیانیه داده بود ، اظهار ناخرسندی کرد  ( 6). شایعاتی در مورد ممنوع شدن این افراد در ماه ژانویه توسط شهردار محافظه کار – راب فورد- که سال گذشته با 60 درصد آرا انتخاب شده است ، و قول به تعدیل نیروی کار و بودجه شهرداری را داده بود در رسانه ها مطرح شده است .  

شهرداری تورنتو 800میلیون کسری بودجه دارد و برای توازن بودجه بایستی از مخارج کاسته شود . 
هزینه دستمزد کارکنان شهرداری تورنتو بالغ بر یک میلیارد ونیم میلیون دلار است.

اعضای اتحادیه و غیر اتحادیه 
اختلاف بین کارگران و کارمندان  عضو اتحادیه و غیر اتحایه ، یکی از موانع بزرگ در راه حمایت همه جانبه تر عمومی در بدست آوردن حقوق کارگران است  . به عنوان مثال ، دستمزد  و مزایای کارگران فورد و یا جی ام از بسیاری از مدیران اقلیت های قومی در کارخانجات دیگر بیشتر است چه برسد به نیروی کاردر بخش های خصوصی مانند تیم هورتن –کاندین تایر –فست فودها – بخش ساخت و سازهای سا ختمانی  که تعداد قابل ملاحظه ای از اقلیتها منجمله جامعه ایرانی درآن برای گذران زندگی و یا پرداخت هزینه تحصیلی در آن به کار مشغول هستند.
این عدم ارتباط با دیگر اتحادیه ها ی کارگری و کارمندی از یک سو با اقشار مختلف مردم ، عدم اطلاع رسانی به اقلیتهای قومی کانادا که دولت و کارفرمایان از آن بخوبی آگاه هستتند باعث می شود که قدرت چانه زنی آنها برای بستن قراردادهای جدید با توجه به حاکمیت سیاسی محافظه کاران در اتاوا و بحران اقتصادی کانادا ، کم شود . 
نمونه اخیر ان هم واردشدن در دهمین هفته اعتصاب رانندگان اتوبوسرانی منطقه یورک ( انتاریو ) که 17 ایرانی تبار درآن مشغول کارهستند ( گزارش کامل آن در سلام تورنتو 22 دسامبر منتشرشد ) . این اعتصاب که اثرات منفی بر رو ی 40 هزار استفاده کنند ه  روزانه از این سرویس که شامل صدها ایرانی تبار دانشجو و شاغل می شود داشته است . متاسفانه مقامات منطقه یورک  چشمشان را بر روی این واقعیت و مشکلات شهروندان بسته اند . اینطور  بنظر می آید که خود شهرداران و اعضای انجمن شهر  از این سرویسها استفاده نکرده و ضرروت آن را در زندگی روزمره شهروندان یورک که محل زندگی بسیاری از ایرانی تبارها میباشد، نمی  دانند

تعمیق اختلاف اجتماعی و طبقاتی در کانادا
.
عمیق شدن   فاصله های طبقاتی کشورهایی که طبقات متوسط جامعه درآن زیاد باشد، جوامع سالمتری هستند. عدم توزیع عادلانه سودها ، باعث می شود که طبقات متوسط کاهش یافته و به سمت پایین تر رانده شوند .
در حالی که نیروی کار ( کارگران و کارمندان ) برای افزایش چند درصد حقوق متناسب با نرخ تورم ، با چالش های جدی روبرو هستند روز دوشنبه در گزارشات آمده بود که 100 مدیرعامل شرکتهای کانادایی ، در سال 2011 رقمی برابر8.2 میلیون دلار حقوق و پاداش دریافت کرده اند .  این رقم 27 درصد افزایش نشان می دهد  (7) این د رحالی است که یک کانادایی بطور متوسط 44386 دلار درآمد داشته است که 1.1 درصد افزایش داشته است .    باب ری رهبر موقت لیبرال ها در دسامبر گفت 8 میلیون کانادایی گزارش مالیاتی نمی‌دهند، که نشان از در آمد کم آنها دارد . البته باید در نظر گرفت که برخی از صاحبان مشاغل آزاد که نقد داد و ستد و یاکار می کنند در این طبقه قرار می گیرند . ( البته هیچ آماررسمی در دست نیست  ) .کسانی که با حداقل مزد کار می کنند در سال 2010 رقمی برابر 19798 $ دستمزد دریافت کرده اند . (همان منبع ) .
یکی از دلایلی که اختلاف طبقاتی هنوز درکانادا مانند آمریکا به چشم نمی خورد را باید در وجود بهداشت رایگان دانست که هزینه قابل توجهی از بودجه دولتها و مالیات مردم را در بر می گیرد ، دانست.
همین  دو هفته گذشته بود که درپی تحقیق تورنتو استار در مورد شرکت  آمبولانس هوایی انتاریو بنام ( اورنج ) که از سال 2005 از اعلام حقوق مدیران خود خودداری می کرد . حقوق های چند صد هزار دلاری می گرفته اند . دکتر کریس مازا مدیر این شرکت رقمی برای یک میلیون و چهارصد هزار دلارحقوق گرفته است .  این شرکت سالانه 150 میلیون دلار از بودجه دولتی  دریافت می کند .

چند تن از مدیران این شرکت ، در دوره های مدیریتی ثبت نام کرده اند که شهریه ان بالغ بر 600 هزاردلار از محل مالیا ت های مردم انتاریو بوده است . خوشبختانه دکتر مذکور استعفا کرد و وزیر بهداشت قول داد که در مورد حقوق مدیران این شرکت دقت بیشتری کند . (
8)
مسولیت فعالین ایرانی تبار

ما در انتاریو و کانادا زندگی می کنیم وباید با هوشیاری بیشتری  حوادثی را که بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در اطراف ما م گذرد و بر زندگی تک تک جامعه ایرانی در انتاریو تاثیردارد ، رصد کنیم . در حالی که باید نگران ولخرجی ها ی دولتی ها از محل مالیاتمان باشیم ولی نباید فراموش کرد که کاهش بسیاری از هزینه ها در سیستم جاری ، می تواند به کاهش خدماتی که در زندگی بسیاری از اقلیتها منجمله جامعه ایرانی کانادایی تاثیر دارد ،منجر شود .

ایرانی هایی که تجارب زیادی از مبارزات سیاسی و اجتماعی در ایران دارند ، بایستی همانگونه که دل نگران چشم انداز نه چندان روشن ، سرزمین مادری خود ایران ،هستند ، دل نگران انجایی که درآن روزانه زندگی را با همه سختی های مهاجرت ، می گذرانیم نیز باشیم . جایی که نسل بعدی ما ، فرزندانمان آنرا وطن اولشان خواهند دانست و در آن زندگی خواهند کرد .  با درگیر شدن قانونمند وفعال در عرصه های سیاسی و اجتماعی تورنتو –انتاریو و کانادا ، به بهبود سطح زندگی خود، خانواده و جامعه ایرانی به همراه اقلیت های دیگر کانادایی  در یک جامعه متمایز کانادا،  کمک خواهیم کرد. شکی نداشته باشیم که اثرات حضو ر پررنگ ما ، اثراتش از اقیانوس ها خواهد گذشت و به میهن ما نسل اولی های مهاجرت – یعنی  ایران هم خواهد رسید.
عدم حضور یعنی اجازه تصمیم گیری به دیگران برای زندگی روزانه و آینده شهر – استان و کشور دوممان کانادا
منابع :
1-Moody investor service  – CBC Dec 15 -2011
2-CBC NOV 11-2011 
3-CBC   DEC 20-2011
4-CBC DEC 20 -2011
5-wall street journal- Jan 3-2011
6-Toronto Sun Jan 3-2012
7-Torotno Star Jan 2-2012
8-Toronto Star Dec 15-2011

 



چهارشنبه، دی ۱۴، ۱۳۹۰

ازدواج دو جنگ طلب

پیتر مک کی و نازنین افشار جم در مکزیک ازدواج کردند .
نازنین افشار جم ، فعال خط دار حقوق بشر وطرفدار جنگ علیه ایران ، همراه با وزیر دفاع کانادا ، وزیر جنگ طلب محافظه کار
برایشان ارزوی زندگی مشترک خوبی دارم اگر ازدواج سیاسی نبوده باشد و دو تا دو تا چهار تا ی سیاسی پشت آن نبود ه باشد

دوشنبه، دی ۱۲، ۱۳۹۰

چند خبر و چند نظر


مقاوم سازی خانه های روستایی در برابر زلزله 
وزیر کشور ادامه داد: «رویکرد دولت نهم و دهم پیش‌بینی و پیشگیری از آسیب‌های وارد شده از حوادث طبیعی بوده که در همین خصوص تا به امروز یک میلیون و 500 هزار مسکن روستایی در مقابل عوارض طبیعی مقاوم‌سازی شده‌اند که تا پایان دولت دهم این آمار به 2 میلیون مسکن خواهد رسید.» 
## فکر می کنم 1500000 هزار : و ان یکاد " سردر این خانه ها نصب شده است



digarban.com
عباس کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری ادعا کرد معترضان به نتیجه انتخابات سال ۱۳۸۸ در قالب «بازی فوتبال» توسط سازمان مجاهدین «آموزش تخریب اتوبوس، پاسگاه و آتش زدن خیابان» دیده 

  • npour داور هم شورای نگهبان بود که زرت و زرت کارت قرمز داد و بازیکنان را اخراج و بعدش هم منشوری کرد
    52 minutes ago ·  ·  1
  • Pedram Parvini aghar intor hast shire samavar...

جمعه، دی ۰۹، ۱۳۹۰

مصاحبه با فاطمه دانشجوی دکتری که به علت سرطان ویزای مهاجرتش لغوشده بود


 وظیفه جامعه ایرانی کانادایی در برابر حلقه های ضعیف تر جامعه : مهاجران تازه وارد ، پناهندگان و دانشجویان

سعید سلطانپور
soltanpour@hotmail.com

داستان فاطمه انشجوی ایرانی دکترا ی دانشگاه اتاوا که به علت ابتلا به سرطان سینه پرونده اقامتش باطل شده بود  با انتشار آن در اتاوا سیتی زن 8 دسامبر خبری کانادایی شد پوشش خبری توسط سی بی سی و دیگر رسانه های اصلی ، بسیاری از کاناداییان را  با سوالات فراوانی روبر و کرد.
 به این ترتیب بود که اتاواسیتی زن در روز 23 دسامبر نوشت که جیسون کنی وزیر مهاجرت و شهروندی کانادا، با ویزای 3 ساله موقت فاطمه موافقت کرده است .

روز دوشنبه 26 دسامبر با فاطمه گفتگویی تلفنی انجام دادم که با هم می خوانیم .
سعید : چه سالی به کانادا آمدی ؟
فاطمه : 2005 – 1384
سعید : در ایران در چه رشته ای تحصیل می کردی و در کانادا برای چه رشته ای پذیرفته شدی ؟

فاطمه : لیسانسم را در دانشگاه شیراز در رشته بیولوژی گرفتم . سپس فوق لیسانس را در رازی کرمانشاه در رشته بیولوژی تکوینی ادامه دادم . در دانشگاه اتاواهم  در رشته علوم مغز و اعصاب ادامه تحصیل می دهم که  به امید خدا سال دیگر تمام خواهدشد .   

سعید : با ویزای دانشجویی به کانادا امده ای ؟ شهریه تان چقدراست ؟

فاطمه    بله و سالی 18000 هزار دلار شهریه دانشگاه هست
سعید : پولی که دانشگاه برای دانشجویان دکترا برای شرکت در تحقیقات می دهد چقدر است ؟ 

فاطمه :  سالی 13500 هزار دلار
سعید : برای همه دانشجویان همین قدر است یا بعضی ها  بیشتر می گیرند .

فاطمه   سقف مشخصی دارد شاید 1000 دلار به خود کانادایی ها بیشتر بدهند

سعید : بنظر می اید آمریکایی ها در مورد تحقیقات سخاوتمند تر هستند ؟

فاطمه : البته .  کانادا حتی به دانشجویان  اجازه ( تی ا ) دستیار هم نمی دهند .

سعید: زندگی دانشجویی هم سخت است .هزینه تحصیل و زندگی با هم جور در نمی آید چه کار میکیند ؟

فاطمه   متاسفانه دانشجویان ایرانی از بورسیه دانشگاه محروم هستند در حالی که اسیایی ها ، اروپایی ها و افریقایی ها براحتی مشمول بورسیه می شوند . این هم یکی از محرومیت های دانشجویان ایرانی  در ادامه تحصیل هست .
  بله با پولی که از فروش آپارتمانی که در ایران داشتم در 2005 به کانادا امدم و درس می خوانم . هزینه های پزشکی درمان  از آنجا که بیمه دانشجویی  همه هزینه های دارو را نمی دهد ، برای من سخت تر شده است .

سعید : فشار مالی باید استرس زیادی بر شما در این دوران که سرگرم درمان سرطان هستید ، داشته باشد
فاطمه کامکار:   همین طور است . فشار اداره مهاجرت و باطل شدن ویزای دانشجویی من که تا سال 2013 اعتبار دارد ، بیشتر فشار بر من وارد کرده ومی کند.

سعید: چی شد که مشکل با اداره مهاجرت پیدا شد . ؟

فاطمه کامکار:   سال 2005 تقاضای اقامت ( مهاجرت ) را به کنسولگری کانادا در بوفالو فرستادم . سال 2006 پرونده برای من بازکردند. سال 2007 اولین معاینات پزشکی را انجام دادم. ابتدا گفتند مصاحبه نخواهم شد . ولی  بعد از 2 سال به من اعلام کردند که نیازبه مصاحبه دارم. .
سعید : چرا ؟ فقط در مورد شما اتفاق افتاد .؟

فاطمه : نمی دانم . دو تا از همدوره ای ها ی من در دانشگاه نیز برای مصاحبه خواسته شدند. در سال 2009 مجددا از من تقاضای آزمایشات پزشکی کردند زیرا مدت آزمایش اولی تمام شده بود.

سعید : کی سرطان شما  تشخیص داده شد .؟

فاطمه کامکار:  آخر نوامبر 2009 سرطان سینه گرفتم .  دکتر به افسر اداره مهاجرت نوشته بود که وی ( فاطمه ) می تواند از جراحی برای درمان استفاده کند که نپذیرفته است . ولی افسر مربوطه به غلط نوشته است که وی
 ( فاطمه ) قابل معالجه ( جراحی ) نیست . اگر کارمند  اداره مهاجرت  انگلیسی زبان نبود شاید می شد  عذری برای ترجمه اشتباهش دانست . متاسفانه کارمند مربوطه د رگزارش خود نوشته است که برای درمان نیاز به شیوه ای دارد که آن شیوه در مورد بیماران سرطانی پیشرفته اعمال می شود.
  
سعید :  ترجمه آن این است که  درمان شما برای بهداشت کانادا هزینه بر است .

فاطمه کامکار:  دسامبر2009  اداره مهاجرت ا زمن خواست که مجدا آزمایشات پزشکی بدهم .  در سال 2010 معاینات را فرستادم . دوباره از من ازمایش مجددی رادر تابستان 2010 خواستند.

بعدا از من نامه بیمارستان ومدارک من را  خواستند.  که تا پاییز این نامه نگاری ها بین ما انجام می شد که در  دسامبر 2010 نامه ای دریافت کردم که اگر مدارک جدیدی داری ارائه بده وگرنه ممکن است اقامت شما را باطل کنیم . من جواب دادم تااینکه در فوریه 2011 نامه ای بدستم رسید که" اقامت شما باطل شده است " .امیدوارم برای کسی پیش نیاید حسی که یک دختر  تنها دور از وطن  ،دانشجویی  که سرش در درس و تحقیق است  در حالی که نیاز به حمایت برای درمان سرطان دارد از طرف اداره مهاجرت به اخراج تهدید می شود .  حتی به ما اجازه فرجام خواهی در مورد پرونده را ندادند

سعید : شرایط سخت و غیر انسانی بود .  

سعید : شما بیمه درمانی  دارید .؟

فاطمه کامکار: بله سالی 600 دلار از دانشگاه می خریم که  همه دانشجویان می خرند .

سعید : هزینه معاینات پزشکی را شما خودتان می پردازید
فاطمه کامکار:  بله .
سعید: احتمالا از سال دیگه به شما نمی فروشند . تامین هزینه ها برای شما سخت خواهد شد .چی شد به رسانه ها کشیده شد ؟

فاطمه کامکار:  با وکیلم صحبت کردم دیدم چاره ای ندارم . 7 دسامبر با  اتاوا سیتی زن  تماس گرفتم . خوشبختانه چندروزی بود که  در مورد مهاجرت مطالبی را می نوشت . مطلب من را هم منتشر کرد .

سعید: شما توی منطقه پل دوار ( نماینده مجلس ان دی پی ) ساکن هستی ؟
فاطمه کامکار:  بله . از  سال 2007  با دفتر وی در تماس بودم. اداره مهاجرت می گفت که در مرحله بررسی سابقه هستند.  در 2009 بعداز تشخیص سرطان در مرحله اولیه با پل دوار تماس گرفتم . او گفت معمولا بیماریهای قابل درمان را می پذیرند. البته نامه ای هم ننوشت.   این بار در آوریل 2011 نامه ای به جیسون کنی وزیر مهاجرت نوشت .
سعید : نتیجه چه شد ؟

فاطمه کامکار: جوابی نیامد.

سعید : روز 23 دسامبر گفته شده که وزیر مهاجرت ، دخالت کرده است و به شما ویزای 3 ساله داده است و اگر در این سه سال خوب نشده باشید می توانید بازهم در کانادابمانید .

فاطمه کامکار:   بله تا قبل از انتشار مطلب در روزنامه ، کاری نشده بود .  

سعید :  ویزای دانشجویی شما کی باطل می شد ؟

فاطمه کامکار:  در فوریه 2011 که ویزای باطل شد دوباره تقاضای اقامت دانشجویی کرده بودم . دوباره از من تقاضای معاینه پزشکی کردند.  دوباره باید هزینه ای در حدود 500 دلا رمی دادم که برای یک دانشجو خیلی زیاد است . در سال گذشته هم چند بار دیگر هزینه کرده بودم.  

سعید :
اداره مهاجرت کانادا متاسفانه بدلیل حجم پرونده ها و یک جو مخفی کاری که در آن وجود دارد . همیشه باید با  تلفن حرف بزنی و یا کامپیوتر و کمتر ادمی پیدا می شود که بنشینی و حرف بزنی و بشنوی. من فکر می کنم از نظر اداری در سطح کشورهای جهان سومی عمل می کند .

 سعید:  ویزای جدید دانشجویی برایت صادر شد ؟

فاطمه کامکار:  در مارچ 2011 ویزای جدید دانشجویی برای من صادرشد.

سعید : چند ساله هست ؟

فاطمه کامکار:  دو ساله . یعنی تا مارچ 2013 . یک سال هم برای دکترها ، اجازه اقامت برای پیداکردن کار داده می شود یعنی بطور اتوماتیک تا سال 2014 می توانستم د رکانادا بمانم.

سعید : من ضمن تشکر از جیسون کنی بخاطر دخالتش در این پرونده  تقاضای گفت و گو باوی را کرده ام که بنظر می رسد به چاپ این هفته نخواهد رسید. .
   با این داده ها ، یعنی وزیر تنها 6 ماه به شما ویزای بیشتری داده است . د رحالیکه باتوجه به تخصص شما که به درد کانادا می خورد و نیز حال و هوای کریسمس ، انتظار می رفت اقامت انساندوستانه را برای شما صادر می کرد.

فاطمه کامکار:  خودم هم همین انتظار را داشتم .
سعید : برخورد همکاران دانشگاهی شما چه بود ؟

فاطمه کامکار:  از همان روزی که متوجه مشکلات مهاجری من شدند خودشان برای وزیر مهاجرت نامه های جداگانه ای نوشتند. الان هم یک حرکت جمع آوری امضا را راه اندازی کردند که تا الان د رحدود 241 نفر آنرا امضا کرده اند . من از خوانندگان شما هم تقاضا می کنم نام خودشا ن را به آن اضافه کنند.

سعید: برخورد  جامعه ایرانی د راتاوا که از وضعیت شما در روزنامه و برنامه رادیویی اقای مهدی فلاح باخبر شدند چگونه بود . ؟
فاطمه کامکار: تلفن های زیادی از هموطنانم داشتم که ا زمن حمایت کرده اند . من د رهمین جا از روزنامه شما از همه این عزیزان و نیز ایرانیان تورنتوو شهرهای اطراف آن که مطلب شما را می خوانند سپاسگزارم که درشرایط سخت ، انسانی را تنها نمی گذارند.

ادرس
 صفحه فیس بوک فاطمه کامکار که از طرف دوستان وی درست شده است
Weforfatemekamkar
 از فاطمه می پرسم بعداز کسب دکتری چه کار می کنی ؟ می گوید دنبال کاری در این رشته در کانادا و ادامه تحصیل در فوق دکتری را در نظر دارم .
برای فاطمه و فاطمه ها  که بخشی از افتخارات علمی جامعه ایرانی در کانادا و اعتبار جامعه ماهستند ، اروزی موفقیت روز افروز داریم .

جامعه ایرانی کانادایی و چالش ها در حوزه مهاجرت و پناهندگی

خوشبختانه ، داستان فاطمه کامکار با پوشش خبری درست و به موقع اتاوا سیتیزن سرانجام خوبی یافت . ولی همه مانند فاطمه چنین اقبالی را ندارند.

چند روز از طریق دفترهفته نامه با خبرشدیم که  فاطمه خانم دیگری که با پسرجوانش که به گفته مادر مورد ضرب و شتم نژاد پرستان آلمانی قرار گرفته بود و به همین دلیل به کانادا آمده و  پناهنده شده بودند ، حکم اخراجش را  بعد از 4 سال اقامت در کانادادریافت کرده بود .
  نا امیدانه به  دنبال چاره می گشت . یک رسانه قومی با امکانات حداقل ،در مدت دو هفته چگونه می تواند افکار عمومی غیر ایرانی ها را بسیج کند تا وزیر بر اثر فشارسیاسی افکار عمومی کانادا ، به صدور حکم اقامت انساندوستانه مبادرت کند .   به عنوان یک عضو رسانه قومی پارسی زبان  انچه را که ما به عنوان  یک رسانه مسول که مشکلات و چالش های جامعه و اعضای انرا بدرستی و به موقع  پوشش بدهیم ، کاری دیگر نمی توانیم بکنیم.    ولی یک بخش از این حرکت مردم ما هستند که باید خبر هایشان را ، مشکلاتشان و دردهایشان را به ما بگویند که ما آنرا با دیگر پارسی زبانان مهاجر کانادادرمیان بگذاریم . زیرا  افزایش دانش ها و اطلاعات  می تواند نقش مهمی در جلوگیری از این دردنامه ها که  دل هر انسانی را  به درد می آورد ، داشته باشیم .


اخراج ایرانی ها در بی خبری جامعه ایرانی

همین 3 هفته پیش بود که فرزاد تهرانی  ادیب بعد از 13 سال اقامت در کانادا ، به ایران بازگردانده شد. فرزاد ی که  در این مدت  بطور قانونی کار کرده بود و قانون را رعایت کره بود . ولی متاسفانه د رآخرین لحظات وقتی که در بازداشتگاه اداره مهاجرت بود ، دوستانش تلاش  ناموفقی برای جلوگیری از حکم اخراجش  انجام دادند که بجایی نرسید. 
از این دست  خبر ها ،  اخراج مهاجرین در رسانه های اصلی می خوانیم و می شنویم ولی در مورد جامعه ایرانی  که کم و بیش اتفاق می افتد ، کمتر خبر دار میشویم .  مورد اخراجی ها کمتر احساس همدردی با اخراجی ها دارند .  البته گزارش ها از ول بودن دهها هزار مجرم و تبهکار در کانادا خبر می دهد که این خبر ها ، افکار عمومی کانادایی ها بویژه بخشی را که نسبت به کانادا و تعادل بین  امنیت و انسانیت موضع خوبی دارند ، می ترساند .  برای بسیج افکار عمومی کانادایی ها باید زمان کافی در نظر گرفت. زیرا هم قدرت سیاسی  جامعه ایرانی  خیلی کم هست هم اتحاد عمل جامعه ایرانی در انتاریو و کانادا . علل چرایی آن بحت امروزمن نیست .

در 31 ماه مه 2007 نیز در زمان وزارت دایان فینلی ، وزیر مهاجرت ، بهنود سعادت خانی ، جوان 22 ساله ای که در 12 سالگی همراه مادر وبرادر کوچکترش به کانادا آمده بودند و دراین مدت دچار بیماری اسکیزوفرنی شده بود ، بدون معالجه بعد از یک سال زندان بودن به ایران بازگردانده شد . 

تلاشهای ما برای نگهداشتن وی ، در آن زمان  به جایی نرسید زیرا تنها چند هفته به اخراج وی باخبر شده بودیم . .


 عدم داشتن  نهاد کانادایی ایرانی برای کمک به پناهندگان   و تازه واردان   

در دهه 90 ،  انجمن ایرانیان کانادا در تورنتو که با همت عده ای از ایرانی ها تاسیس شده بود با بودجه بسیار اندک ، توانسته بود سرویسهایی را به پناهندگان و تازه واردان  بدهد که با توجه به جو بی اعتمادی آن دوران ، کم بودن  تعداد ایرانی ها  و ضعف مالی جامعه ما  در آن دوران ،و در  نبودن اینترنت  کاری درخور تقدیرو ارزشمند بود .

 متاسفانه اختلافات سیاسی و عدم بلوغ سیاسی و اجتماعی همه ایرانی ها ی آن دوره  باعث مرگ این نهاد شد  . نهادی که می توانست یک چتر فراگیر جامعه ایرانی در تورنتو و انتاریو باشد .  شکی ندارم که موقعیت جامعه ما در صورت تداوم حضور پررنگ آن نها د قابل مقایسه با امروز نبود.
.
با تغییر شرایط سیاسی در ایران ، و تغییر روند مهاجرت ،  هر چند تعداد پناهندگان کمتر شد ولی  مهاجران قانونی افزایش پیداکرد که بیشتر بر اساس یافته های دوستان و اینترنت ، پا به این سرزمین وسیع و تقریبا بدون نظارت نهادند د رحالیکه نهادی کانادایی ایرانی  رسمی و گسترده  برای کمک تاکنون  وجود ند اشته است .

چالش پناهندگی
 
به عنوان کانادایی ایرانی  از اینکه  تعداد کسانی  که از حق پناهندگی در کانادا سو استفاده کرده ومی کنند مقوله قابل بررسی و دارای اهمیتی می باشد . ولی ازسوی دیگر به عنوان یک ایرانی کانادایی نمی توان فراموش کرد که  حق  انتحاب محل زندگی یک اصل حقوق بشری است .  کاناداهم کشور وسیعی است که نیاز به نیروی کارو انسانی دارد .


اینکه در دوره ای  جامعه ایرانی در کانادا بتواند ، دیگر ایرانی ها یی را که خواهان مهاجرت به کانادا هستند را مانند گروه اسماعیلیه ، از طریق قانونی وارد کانادا کند ، چشم انداز روشنی را من نمی بینم .

  راهی که می تواند جلوی سو استفاده از حق پناهندگی را که برای کسانی است که جانشان درخطر است ، بگیرد . ولی در عین حال به ایرانی هایی که می خواهند آزاد زندگی کنند ، فرصتی می دهد که بدون دروغ گفتن ، بدون خطر راه قاچاقی آمدن ، با کمترین هزینه های مالی وانسانی ، به سرزمین دلخواه خود بیایند.

همین چند روز پیش بود که کشتی حامل 250 پناهنده ایرانی وافغان در آبهای اندونزی غرق شد . سال گذشته هم همین فاجعه تکرار شد . دو روز پیش نیز جنازه یخزده مادر و فرزندش در جنگلهای ترکیه ویونان پیدا شد. براستی کوهی ، دشتی ، روخانه ای هست که یک ایرانی در آن غریبانه ومظلومانه جان نباخته باشد .
از سوی دیگر باید بدانید که طبق قوانین جنایی کانادا اگر کسی به ورود غیر قانونی به خاک کانادا اقدام کند  حتی از طریق اطلاعات دادن ، چندین سال زندان به دنبال دارد.  اینکه صدها ایرانی پول شان توسط قاچاقچیان آدم خورده شده است ، را همه ما شنیده و شاید در حلقه نزدیکان خود نمونه ای داشته باشیم .
سخن من این است که حالا یک انسانی با هزار مصیبت و مشقت و حقارت وارد این کشور می شود و بعد از مدتی باید اخراج شود. این قانون است و قانون را هم به این سادگی نمی شود عوض کرد ولی می توان با همکاری زیانها را به حداقل رساند .

هر کدام از ما به عنوان یک عضو جامعه ایرانی وظایفی در قبال یکدیگر و کمک به سکنی گزیدن تازه واردان داریم . متاسفانه نداشتن رهبری گروهی ، دستیابی ما را  به وجود نهادهای اجتماعی که از محل کمکهای جامعه برای خدمت رسانی استفاده شود سخت و مشکل کرده است .

یکی از مشکلات جدی که جامعه ایرانی کانادایی از آن رنج می برد ، حس پنهانکاری و درمواقعی دروغ گویی  است .
جامعه ایرانی از نظر سیاسی د رچنان موقعیتی نیست که بتواند مانع از اخراج کسی بشود .  در موارد موفق امیزی مانند جلوگیری از اخراج لوون یی هفتوان   (هنرمند ایرانی ارمنی ) مدیون کمیین خوب توسط فعالان و  جذب غیر ایرانی تبارها در دسامبر 2007 بود که جا  در رسانه های اصلی کانادا  پیدا کرد. و هفتوان  اقامت کانادا را دریافت کرد.

اجازه بدهید بیشتر موضوع را بازکنم . همانگونه که  وظیفه همه افراد کامیونیتی است که از پناهندگان و مهاجران تازه وارد و دیگرمهاجران در شرایط سخت حمایت کنند ، وظیفه  آن دیگری هم هست که  به جامعه ایرانی کانادایی و نهادهای آن خدمت داوطلبانه بکنند.

در مواقعی مانند فاطمه کامکار یا لوون هفتوان می شود حمایت رسانه ها و دیگر کانادایی ها را جلب کرد که افکار عمومی حس کنند ، فردی را که قرار است از وی حمایت کنند برای جامعه مفید است .  براحتی می شود افکار عمومی را که عامل مهمی در فشاربر مقام های سیاسی واداری است را بسیج کرد اگر فرد مهاجر یا پناهنده ، سهم خود را به دیگر شهروندان بطور داوطلبانه اداکرده باشد .  

خانمی چندی پیش با ای میلی تقاضای کمک کرد .ایشان را ملاقات کردم گفت چند سالی است مخفی زندگی می کنم و حکم اخراج من داده شده است . گفت وکیلش خواسته است که نامه هایی از نهادهای اجتماعی ایرانی کانادایی  مبنی بر همکاری با این نهاد برای ارائه به  وزیر مهاجرت بگیرد. از وی سوال کردم در این 8 سالی که شما در تورنتو هستید ایا در هیچ نهاد اجتماعی کمک کرده اید ؟ گفت نه . گفتم کانادای چطور ؟ جواب بازهم نه بود.  گفتم چگونه انتظار دارید که به مردم اطلاعات غلط بدهیم . ایا ما برا ی این به این کشور نیامده ایم زیرا با همین شیوه غیر اخلاقی در کشورخودمان روبرو بوده ایم . پس چرا مهاجرت کرده ایم .؟  

افراد فرقه اسماعیلیه ، مهاجران را از طریق حمایت مالی به کانادا می آورند . برای افراد تازه وارد شغلی را که وی دوست دارد ، مهیا می کنند . همه صاحبان کسب و کار مبلغی از 500 دلار تا بالاتر را در صندوقی می گذارند و برای فرد مذکور محل کار را می خرند. فرد تازه وارد اخلاقا موظف است که کار کند واین پولها را برگرداند باضافه اینکه خود نیز مبلغی را برای تازه واردی اختصاص می دهد.  چرخش مثبتی که جامعه اسماعیلیه کانادا صاحب موقعیت خوب اقتصادی  در دوره کوتاهی از زمان اخراجشان از اوگانداتوسط دیکتاتور عیدی امین و اوردن 5 هزار نفر از آنان توسط دولت پیر ترود در ظرف 48 ساعت ، تا امروز داشته است.

آیا این یک ارزو برای جامعه ایرانی کانادایی خواهد بود که به تحقق نخواهد پیوست . ؟     شما چه می گویید ؟
اگر بشود ، یکی از انقلابات بزرگ در تاریخ ایرانیان معاصر و مهاجر خواهد بود که اینده ایرانی ها د رکانادا و خود ایران را تا حدزیادی متحول خواهد کرد .
سال نو میلادی در پیش است . این را هم جز؛ لیست ارزوهای خود م قرار می دهم . آرزو بر کسی عیب نیست
پیشاپیش سال نو خوبی را برای همه بخصوص هموطنان ایرانی کانادایی خودمان ارزو می کنم . امیدواریم با کمک شما ، رسالت رسانه ای خودمان را بهتر ، وظایف شهروندی وانسانی خودمان را کاملتر انجام بدهیم و از شکست های و دردهای جامعه ایرانی درسهای مثبتی بگیریم .
با امید به شنیدن خبرهای خوب و موفقیتهای گروهی بیشتر.





                                                                           

پنجشنبه، دی ۰۸، ۱۳۹۰

گزارش واحد ویژه تحقیق انتاریو در مورد قتل کاوه طباطبائی


گزارش واحد  ویژه تحقیق  انتاریو در مورد قتل کاوه طباطبائی
سعید سلطانپور

 

بعد از انتشار خبر گزارش واحد  ویژه تحقیق انتاریو در روزنامه لیبرال ( منطقه یورک ) ، با این سازمان تماس گرفتم . منشی سازمان ، سوالاتی می کرد که نشان از کم تجربگی وی داشت . به وی گفتم مگر چند نفر در انتاریو ، با گلوله پلیس کشته می شوند که شما ، نمی توانی با تاریخ و نام و محل ، اطلاعات بدست بیاوری .
من را به ریس سازمان وصل کرد  . تقاضای خود را با وی د رمیان گذاشتم . وی می گفت شما ، فامیل مقتول هستی و یا وکیل خانواده شان ، گفتم وقتی مسله نقض حقوق بشر ، در میان هست ، که موضوع فرا تر از فامیلی و وکیل می شود.
گفت در خواستی به مشاور حقوقی سازمان بنویسم و از وی گزار ش پروند ه را بخواهم .  مشاور حقوقی ، تحت مسولیت رئیس سازمان هست .
به اقای  جوزف مارتینو ، دوم اکتبر  نامه ای نوشته و انرا  فکس کردم . 10 روز بعد تلفن کردم . گفت ، من همین امروز از مرخصی امده ام  هنوز فکسها را ندیده ام . گفت موضوع را بررسی می کند و به من پاسخ خواهد داد . جوان خوش برخوردی بود. به قول خودش عمل کرد  و  گزارشی را که به رئیس پلیس فرستاده بود برای من هم فرستاد.  برای اطلاع خوانند گان ، باید بگویم  که واحد ویژه تحقیق انتاریو ، یک نهاد خصوصی هست که گزارشات خود  در مورد قتل و یا زخمی شدن عمیق  افراد در حوادثی که پای  پلیس  درمیان باشد و یا تعرضات  جنسی  را ، مستقیما به صورت محرمانه به دادستان انتاریو ، ارسال می کند. این نهاد از 1990 تاسیس شده است . به گفته سایت ، انها مستقل از دولت و دادستان عمل می کنند.
39  بازرس و 10 جرم شناس در سراسر انتاریو در این نهاد فعالیت می کنند.  رئیس واحد ، نباید در گذشته یک  پلیس بوده باشد . رئیس فعلی ، یان  دی اسکات ، دادستان سابق بوده است .   یکی از اشکالات عمده ای که این نهاد دارد ، افسران پلیس شاهد و یا درگیر ماجرا ، می توانند از ادای شهادت و یا گفتگو با بازرس های این واحد خودداری کنند  .  متاسفانه در  پرونده کاوه هم  دو تن از پلیس های حاضر در صحنه ، از گفت و گو با بازرس ها خودداری می کنند . با توجه به اطلاعات من در این چند سال گذشته و بخصوص در حوادث 2011 ،  گزارشات کمتر به مجازات پلیس ها ، ختم شده است .
به عنوان نمونه ، در جریان اعتراضات در کنفرانس سران 20 کشور صنعتی در تورنتو ( 2011)  ، یکی از تظاهر کنندگان  بنام  آدام  نوبادی (1)، توسط پلیس های بدون نام ( داشتن نام روی سینه پلیس های تورنتو اجباری هست )  ، مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود ، شکایت کرده بود.  واحد ویژه بعداز اینکه تورنتو استار به این موضوع پرداخت ، بعد از مدتی اعلام کرد که از انجا که از مراکز پلیس  برای شناسایی افراد  پلیس ، متهم  تقاضا ی  کمک کرده بود ولی  نام هیج افسری مشخص نشده است ، لذا پرونده را مختومه اعلام کرد . . البته بعدا تورنتو استار ، فیلم دیگری را منتشر کرد.و "  اس ای یو " مجبور شد ، تحقیقات مجددی را آغاز کند که بر اساس  آن ، بابک عندلیب گورانی ، شناساسی و به اتهام ضرب و شتم دستگیر شد .
1- گلوب و اند میل  - فوریه 2 – 2011
در همان زمان در ای میلی به رئیس پلیس تورنتو ، نوشتم  دستگیری بابک عندلیب ، یک قانون گرایی مثبت هست ولی ،  ایا به عنوان یک شهروند اقلیت ، نباید نگران متهم شدن تنها ، یک افسر  پلیس ، ان هم پلیس خارجی تبار ، ( نام فامیلی  بنظر ایرانی تبار می باشد )   باشم .  البته  هنوزپاسخی دریافت نکرده ام

نامه مشاور حقوقی

اقای جوزف مارتینو در تاریخ 30 اکتبر 2011 ، در نامه ای نوشته است که عین گزارش خبری را همراه با  نامه  برای من  ارسال کرده است .   وی اضافه کرده است که این واحد در برابر خانواده مقتول پاسخگو هست . و گزارش محرمانه را به دادستان ارسال کرده است .  تعداد شش بازرس و دو جرم شناس برای این پرونده منصوب شده بودند. با هر 8 افسر پلیس  صحبت شده است .  وی اشاره کرده است که آقای لاین  (مسول پرونده ) ، با چندتن  از وابستگان مقتول ، دیداری یکساعته داشته است و آنها را ازنتیجه تحقیقات واحد ، باخبر کرده است .
جوزف مارتینو ، نوشته است که اقای لاین  خوشحال خواهد شد که با من هم دیداری داشته باشد .
چند روز بعد، خانم برار از واحد روابط عمومی  به من  تلفن کرد و درخواست ملاقات را مطرح کرد . من  من با تشکر از وی و این دعوت ،  گفتم یکی از اهداف واحد شما ،  همانگونه که در سایت امده است ،اطلاع رسانی به کامیونیتی های اقلیت بوده است . واحد شماو اقای لاین این کار را در ان زمان که نیاز به اطلاع رسانی به کامیونیتی ایرانی کانادایی  بود ، نکردید ، بنابر این  دیدار من ، ضرورتی ندارد .  نوش دارو پس از مرگ سهراب.


گزارش پرونده شماره
#11-OFD-156
20 سپتامبر 2011
اقای اریک جو لیف

بنا بر ما ده (4)11  10/267 ایین نامه پلیس ، این گزارش را  در ارتباط با قتل کاوه طباطبایی در تاریخ اول آگوست 2011 ، برای شما ارسال  می کنم .
تحقیقات انجام و پرونده بسته اعلام می شود.  بنظر من ، هیچ دلیلی وجود ندارد که سه  ا فسر مورد نظر  ( اسم ها سیاه شده است ) ، جرمی مرتکب شده باشند .
در  شب  اول آگوست ، سه افسر یاد شد ه همراه با پنج افسر دیگر ، به یک تلفن اضطراری ( 911) در شماره 90 کاتن ود کورت ، پاسخ داده ، تعدادی به درب جلو و تعدادی از درب بغل ، وارد خانه می شوند. همه آنها به آشپزخانه می روند. در آنجا ؛ انها  با نسرین توریهی ، همسر جداشده از کاوه ، غرق در خون بر اثر ضربات متعد د چاقو ، روبرو می شوند. . طباطبایی ، در کنار وی دراز کشیده بود در حالیکه با دست چپ ، دست (نسرین ) و و با دست راست چاقوی بزرگ آشپزی را گرفته بود.
کف اشپزخانه ، غرق در خون و روی کابینت ها و دیوار ، خون  نوشته شده بود. (
as well as more smeared around the cupboards and walls

طباطبایی یک در میان به خودش ، چاقو می زدو یک بار هم به طرف پلیس ها ، تکان می داد.

بسیاری از پلیس ها ، اسلحه ها ی خود را کشیدند و سر وی داد زدند که چاقوی خود را بیندازد.

چند بار برای خلع سلاح کاوه از سوی ، پلیس ها انجام شد که موفق نبود . یکی از افسران  سعی کرد که با صندلی روی گلوی کاوه فشار آورد.  یکی دیگر از پلیس ها ، با باتون خود تلاش کرد. دو تا افسر هم  ، اسپری فلفل بکاربردند .  ولی هر بار به سمت کاوه رفتند ، وی با چاقو تهدید می کرد.  شوک الکتریکی هم ، هیچ کدام از افسرها نداشتند .

یک پلیس ( اسم وی حذف شده است ) گفت ما هیچ کاری نمی توانیم بکنیم . باید به وی شلیک کنیم .  افسر پلیس  با تصمیم خودش دو گلوله به سمت طباطبایی شلیک کرد. افسر دیگری هم  با  افسر اولس  هم عقیده شد و سه بار شلیک کرد.  طباطبایی به سمت بی هوشی  رفت .
went limp
افسران پلیس ، برا ی کمک به  نسرین  رفتند. متاسفانه وی مرده بود. طباطبایی هم در صحنه  بدلیل اصابت گلوله به قلبش مرد.
کار
همه پلیس ها  برای ورود بدون مجوز به خانه  عادلانه بوده است زیرا جان کسی در خطر بوده است .
همچنین بنظر من ، پلیسهایی که شلیک کردند بر طبق ماده 27 آیین نامه پلیس ، کارشان درست بوده است .
استفاده از اسلحه در مواقعی که جان کسی در خطرباشد ، مجاز است .  کاوه ، از انجا که اجازه نزدیک شدن به  نسرین را نمی داد ، لذا ، خطر ساز بوده است .

تعدادی از افسران پلیس ، به یک سوال بازرس پاسخ ندادند که مغایر با ماه 8 از 10/267 ایین نامه پلیس هست . بغیر از این یک مورد ، من از همکاری پلیس ها با ما تشکر می کنم.
.

پایان یک گزارش
 بنظر می اید اگر من  و گروه همکاران ما در سلام تورنتو نبودیم ، پرونده کاوه ونسرین ، بدون پاسخ گویی به سوالات ایجاد شده در بین اقشار مختلف کامیونیتی ایرانی ، از منظرهای مختلف ، به دست فراموشی سپرده می شد. 
نلاش ماو حمایت خوانندگا ن ما از مجله ،  پیام  جدی بودن و پیگیر بودن  یک بخشی از کامیونیتی ایرانی کانادایی را  که برای منافع کامیونیتی و جلوگیری از آسیب های احتمالی آینده  آن تلاش می کند ، را گرفته باشند .
با تشکر از همه کسانی که به ما برای تهیه این گزارش ، کمک کردند.  
خبری شنیده ام که بستگان کاوه ، قصد شکایت از پلیس و دریافت خسارت از آنها را دارند و در این مورد با مشاور حقوقی هم مشورتی انجام شده است .  این خبر تایید نشده است

نوامبر 2011- 

دکتر یگانه از مدیران انجمن ایرانیان درگذشت


دکتر یگانه از مدیران انجمن ایرانیان درگذشت . 
وی سعی زیادی کرد که انجمن ایرانیان که تنها نامی از آن باقی مانده بود را سرپا نگهدارد
یادش گرامی باد ر-وحش شاد باد
مراسم ختم وی  روز یکشنبه 8 ژانویه 2012 در بیناد پریا برگزار می شود 

چهارشنبه، دی ۰۷، ۱۳۹۰

بی خانمان ایرانی و بی خیالی پولدارهای ایرانی کانادا

خسرو مهوان ایرانی کانادایی 54 ساله جزاولین گروه بی خانمها که در پروژه توسط دولت هارپر سرپناه پیدا می کنند. من در تعجبم از سرمایه داران ایرانی و مشاورین املاک که میلیونی از محل کامیونیتی درامد دارند کمتر کاری برای کم درامدهای کامیونیتی می کنند.
هی بگویید کورش اینو گفت انو گفت تورنتو استار با 200 هزار تیزاژ می نویسه بی خانمان ایرانی - کمی بخود بیایید
http://www.thestar.com/news/canada/article/1107077--who-funds-biggest-project-ever-to-house-the-homeless-stephen-harper
Khusrow Mahvan was one of those selected and he can hardly believe his luck. The 54-year-old from Iran had been living on the street or in shelters since his business had gone bankrupt in 1997.