Translate

پنجشنبه، دی ۱۴، ۱۳۹۶

جمهوری اسلامی آماده تاکتیکی و استراتژیک برای حمله امریکا؛ اپوزیسیون چطور؟ سعید سلطانپور14 مهر 86-2007

جمهوری اسلامی آماده تاکتیکی و استراتژیک برای حمله امریکا؛ اپوزیسیون چطور؟ سعید سلطانپور

این مقاله د رتاریخ  14 مهر 1386 برابر با 24 سپتامبر 2007 در سایت گویا منتشر شده است . 
با رژیمی روبر هستید که معتقد است اگر من قرار است بها بپردازم و بروم همه باید با من بهای انرا بپردازند. ایرانیها و امریکائیان و متحدان انها. آنها در صورت خروج به واسطه نیروها ی خارجی با توجه به تجربه طالبان و عرا ق دوباره سازماندهی خواهند کرد و این بار منطقه از چچن تا چین و عربستان و حتی ترکیه هم متاثر خواهد شد . و ابائی هم ندارد که به امریکا بگوید منافع شما را به رسمیت میشناسیم بشر ط اینکه منافع ما را به رسمیت بشناسید . در غیر اینصورت همه با هم غرق می شویم.

آنها برنامه دارند شما چطور ؟
مشکل نیروهای مردمی در داشتن تحلیل واقعی از حرکات حاکمیت و ضعف سازماندهی بدلیل سرکوب شدید است .
شاید بازگشت ان عده از نیروهائی که واقعا به ارمانهای خود وفادار مانده اند به ایران علیرغم تمامی خظرات آن بتواند چاره ساز و راه گشا باشد .
ولی براستی چند نفر حاضرند که جانشان را بخاطر عقایدشان بگذارند . مسئله ای که در دوران انقلاب و سالهای 60 حل شد ه بود.
بن بست شکنی نیاز به فداکاری دارد 


امسال هم مانند سالهای گذشته دولت در آغاز فصل تابستان یورشی را به زنان تحت عنوان بد حجابی اجرا کرد این بار خشن تر بود و یا شاید بواسطه وجود تلفن های دوربین های تلفن های همراه اعمال خشونت ها ابعاد جهانی تر گرفت . حکومت با این طرح ضد زنان با یک تیر دو نشان را هدف می گیرد.

اول : زهر چشم موقتی از زنان ودختران که بدحجابیشان از این بیشتر نشود .
دوم : به نیروهای مذهبی سنتی وفادار خود بگوید که در راه مبارزه با منکرات جدی هستند تا حمایت عملی انان را در پشت سر خود داشته باشند .

اما همزما ن امسال طرح مبارزه با اشرار هم آغاز شد .چند ماه پیش یک شخصی که کمتر سیاسی هست شنیدم که گفته بود 300 نفر را قرار است از بزن و بهادر ها( ادبیات قبل از انقلاب ) ( اشرار در ادبیات جمهوری اسلامی )، لمپن ها در ادبیات نیروهای چپ ؛ را در چه زندانها و بیرون از زندان اعدام کنند.

تا اینکه اولین سری از بگیر و ببندها در اواخر اردی بهشت ماه با دستگیری بیش از 4000 نفر در سراسر کشور و بخصوص تهران شروع شد. بدنبال آن او لین موج اعدامها که شامل اعدام 17 نفر در مشهد بود در دهم مرداد آغاز شد . انان در محاکماتی سریع و غیر عادلانه همانند دادگا هها ی انقلاب در دهه اول 60 بدون رعایت موازین حقوق بشر و وکیل مدافع محکوم شد ه بودند . و فرجام خواهی هم در کمترین مدت زمان انجام شده و رد شده بود.
محمد سالاركيا در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس با بيان اين‌كه ‌پرونده‌هاي اراذل و اوباش در دادگاه‌هاي كيفري مورد بررسي قرار مي‌گيرند و لذا صدور كيفر خواست از سوي دادسرا انجام نمي‌شود، گفت: در اين پرونده‌ها دادستان درخواست صدور حكم اعدام را مي‌كند وي كيفرخواستي از سوي دادسرا صادر نمي‌شود

وي ادامه داد: هم‌اكنون براي 17 تن ار اراذل و اوباش كه اقدامات شرورانه زيادي را مرتكب شده‌اند از سوي دادستان تهران درخواست صدور حكم اعدام شده است.
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ چندي بيش از صدور كيفر خواست اعدام براي تعدادی از اراذل و اوباش خبر داده بود
برخی از نیروهای اپوزیسیون خارجه نشین که به صورت نیروهای واکنشی در آمده اند با توجه به دستگیر ی یکی از دانشچویان در بین این قمه کش ها و ضرب و شتم وی ، یک جریان همدردی و حمایت از کل این افراد که بسیاری از انان پرونده تجاوز و با ج گیری داشتندو دستگیری انان با استقبال اهالی محله ها هم قرار گرفته بود بوجود اوردند .

صرف نظر از اینکه هر جریانی بایستی نسبت به نقض حقوق تبهکاران بایستی واکنش نشان بدهد و بی تفاوت نباشد ولی بنظر می رسد که یکبار دیگر حاکمیت اپوزیسیون را فریب دادو برنامه خود را عملی کرد . 

دستگیری ها ی دانشگاهیان مقیم امریکا

همزمان خط دستگیری اعضای موسسات تحقیقاتی امریکائی به پیش رفت .جمهوری اسلامی با دستگیر ی دکتر رامین جهانبگلوو و هاله اسفندیاری ، علی شاکری وکیان تاج بخش؛ نازی عظیما علیرغم بار منفی که برای انان در جهان داشت ولی با تخلیه اطلاعات از آنان توانستند به شیو ه هائی که امریکا در صد د رخنه به جمهوری اسلامی بود دسترسی پیدا کنند.
منظور من اصلا این نیست که این افراد آگاهانه در خدمت آمریکا و دستگاه های جاسوسی آمریکا بودند بلکه از
کنا رگذاشتن دانسته ها ی انان که در ارتباط با انقلابات مخملی بود توانستند خط امریکا را با توجه به یافته های دیگر که مسلما از برخی سازمانهای امنیتی دولتهای دوست می گیرند به نتایجی دست یابند .

خط حمله امریکا

کسانی که رفتار سیاسی جورج بوش را دنبا ل کرده باشند می توانند دریابند که وی اصلا به قوانین دمکراسی امریکا پای بند نیست و انچه را که گروه وی در باند دیک چینی –نومحافظه کاران درست بدانند انجام می دهد. بوش سالهاست که تصمیم به حمله به ایران را گرفته است و منتظر فرصتی تاریخی است که آنرا حتی به صورت تاکتیکی انجام دهد. بوش به نظر می رسد که پیرو تئوری غلط نیکسون باشد که می گفت اگر بیضه ات دست تو باشد عقل و قلبتت هم تو را دنبال می کنند . کاری که در جریان واترگیت و ویتنام کرد. اینکه بیضه چه کسی دست چه کسی این را آینده نزدیک روشن خواهد کرد .
آمریکا فرصت حمله به جمهوری اسلامی را در زمان صدام ا ز دست داد ان زمان افکار عمومی امریکا حاضر بود و البته شکی نبود که شکست برای امریکائیان وجود داشت ولی جمهوری اسلامی را سرنگون کرده بود و به راحتی می توانست صدام حسین را کنترل و حتی تعویض کند. خوشبختانه این بلا از سر مردم ایران بخیر گذشت و متاسفانه مردم عراق قربانی آن شدند.
.
خط امریکا از حمله به ایران در حال حاضراین است که که هم زهر چشمی از ایران گرفته باشد که زیاده خواهی نکند و اسرائیل را به رسمیت بشناسد و هم اینکه د رداخل کشور بر اساس طرحهای قبلی ُسازمان ِسیا با بمباران ایران بن بست داخل نیروها در ایران را بشکند . بر اساس این طرح آمریکا مدت یکسالی مورد نفرت ایرانیان قرار می گیرد و لی بعدا این انگشت ها بسوی خامنه ای نشانه خواهد رفت که سیاست های غلط وی باعث خرابی و حمله امریکا شده است .

از انجا که در ایران صدایئ که مشخص و تعیین کنندده باشد که آمریکائیان بتوانند با انها مذاکره کنند و بر روی انان حساب باز کنندبدو ن اینکه از سوی جناح دیگر این معامله افشا ویا بهم بخورد، وجود ندارد. سیاستی که از سوی تمامی جناحها در این چند ساله در پی هرمذاکره پنهانی با امریکا کارشکنی شده است . 

جمهوری اسلامی بخوبی می داند که آمریکازیر فشار لابی قدرتمند اسرائیلی ها منتظر بهانه حمله هست.ولی امریکا در عراق نه تنها زمین گیر شده است بلکه نیاز به کمک جمهوری اسلامی دارد. د رحال حاضر تنها ایران و امریکا از نوری مالکی حمایت می کنند . هر چند انتقادات شدید ی اخیرا به نوری مالکی از طرف کاخ سفید شده است . در هر حال نه تنها جمهوری اسلامی اعتماد بنفس خود را بدست اورده است بلکه نقاط ضعف و قوت خود و امریکا را نیز مطالعه کرده است.

در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: اگر جنگ های آمریکا از دهه 1940 تا کنون را سرلشگر صفوی
تحلیل کنیم مشاهده خواهیم کرد که آنها تنها در هر دهه توانایی یک جنگ را دارند.
9 مهر 1386 – حبرگزاری مهر 
جعفری درباره‌ جنگ نامتقارن گفت: نبرد علنی یا جنگ نامتقارن، نوعی است كه ما در دوران دفاع مقدس از آن استفاده كردیم؛ چراكه در جنگ تحمیلی، نابرابری زیادی میان ما
و دشمن وجود داشت اما این نابرابری در حدی نبود كه جنگ‌های دوران دفاع مقدس را جنگ نامتقارن بنامیم. اما از آن‌جا كه توانمندی مادی و تكنولوژیكی دشمن نسبت به مابالاتر است، باید برای مقابله به سمت انتخاب سیاست‌ها و روش‌های دفاعی مناسب برویم كه نمونه‌ای از آن جنگ نامتقارن است. نمونه عینی این نوع جنگ را می‌توان در جنگ 33
آفتاب 12 شهریور 86 – اولین سخنرانی فرمانده جدید سپاه روزه‌ لبنان دید

در همین راستا بود که جعفری چند روز بعد اعلام کرد سپاه مسولت حفظ انقلاب وامنیت داخل کشور و ارتش حفاظت مرزهای کشور را دارد .
و در ابتدای همین سیاست بود که جعفری روز 7 مهر فرماندهی بسیج را هم شخصا به عهده گرفت.

در همین راستا احمدی نژاد درآامریکا و در دانشگاه کلمبیا و سازمان ملل تمامی تلا ش خود را کرد که جبهه اسرائیل و امریکا را د رنزد افکار عمومی امریکائیان به عنوان مهم ترین عامل جلوگیری از حمله نظامی امریکا شکننده تر کند و به مردم امریکا بگوید که با دولت آنها مسئله ای ندارند. وی در دو سخنرانی اش هیچ نامی از آمریکا نبرد ولی کررا به اسرایئل با نام صهیونیستها اشاره کرد. وی هم چنین گفت اگر آمریکا رفتارش را
عو ض کند بهترین دوست ملت ایران خواهد شد یعنی جانشین شدن اسرائیل (در مرحله اول) و عربستان( در مرحله بعدی .) .



فریب خود و وعد ه های دروغین

متاسفانه برخی از چهره های اپوزیسیون مانند پرویز صیاد و نوری زاده مدام می گویند این آخوندها سیاست نمی دانند و احمق هستند . در حالی که این نوعی ساده اندیشی است که مخاطبان خود را فریب می دهد و عملا حساست انان ر ا کاهش داده است و باعث توهم خود گویندگان هم شده است.. در حالی که شیوخ حاکم بخوبی از تضادهای بین نیروها ی ملی داخل کشور و نیز اپوزیسیون خارج از کشور از یکسو بهره برداری کرده و نیز تضاد های بین دولتهای غربی و نیز ارتباط سیاست خارجی کشورها با سرمایه ها را بخوبی شناسائی کرده و تا کنون نشان داده است که توانسته در سکوت مردم ایران که صدایشان و نمایندگان واقعی انان سرکوب شده است مسئله اتمی را به پیش ببرد. اگر بپذیریم که آمریکا خواهان حمله به ایران در سال 2003 بعد از حادثه 9/11 بود بنابر این هر گونه تاخیر در انجام این حمله یعنی موفقیت سیاسی خارجی جمهور ی اسلامی می باشد.

در مسئله عراق ، شخص صدام حسین سالها بود که از کشور خارج نمی شد و از انجا که دیکتا توری تک صدائی بود قدرت مانور وی د رجهان بشدت کاهش یافته بود ولی جمهوری اسلامی عملا دیکتاتوری چند صدائی است . در حالی که قدرت اصلی در دست ولی فقیه خامنه ای است احمدی نژاد به امریکا سفر میکند و خبر ساز میشود و جریان میسازد . در حالیکه در سیستم اداری ایران احمدی نژاد حتی فرماندهی نیروهای انتظامی را هم ندارد. و بر بخش بزرگی از بودجه کشور که نهادهای زیر نظر خامنه ای است کنترلی ندارد. احمدی نژاد در حقیقت بر قوه مجریه ای حاکم است که سالهاست عدم کارائی و فساد اداری و مالی گریبان انرا گرفته است و خود به یکی از عوامل نارضایتی مردم مبدل شده است.
( امروز برو فردا بیا و انجام نشدن هیچ کاری بدون دریافت پول چای که بقول رفسنجانی اشکال ندارد)
و

حمله تاکتیکی امریکا بستگی به ارزیابی دولت امریکا از واکنشهای ایران دارد . آیا انها می توانند آنگونه که ادعا می کنندمنافع امریکا را در منطفه تهدید کنند . همانگونه که فرمانده سپاه می گوید در صورت حمله مقر سربازان امریکائی در عراق مورد حمله موشکی قرار نخواهد گرفت.
این پاسخی است که هنوز کاخ سفید جوابی برای ان نیافته است .
علی لاریجانی می گوید در صورت حمله امریکا اسرائیل را روی صندلی چرخدار می نشانیم.

در صورت حمله
آمریکا
یا اسرائیل به ایران‌ 170 موضع آمريكایی ها در خاورميانه و سراسرجهان هدف قرار خواهد گرفت عصر ايران به نقل از اورشلیم پست - 10 مهر 86 –
احمدی نژاد به نقل از سخنان وی در افطار در نیویورک با ایرانیان می گوید جنگ با ایران ممکن نیست و ما به اسرائیل گفته ایم "زندگیت را بکن اگر دخالت کنی با شدت پاسخ خواهیم داد. "
این د رحالی است که اسرائیل بشدت در صد د تحریک امریکا برا ی حمله نظامی و تحریم سیاسی اقتصادی از سوی دولتها ی اروپائی است .
تمرین های نظامی هوائی اسرائیل و اخرین ان حمله به عمق خاک سوریه که با فریب کامل رادار های دفاعی سوریه مشکل جدی برای مقامات جمهوری اسلامی بوجود اورده است زیرا سیستم دفاع ایران و سوریه از روسها خریداری شده است .

برای امریکا مهم است که در حمله نظامی گسترده هیچ هواپیمائی سرنگون نشو د وخلبا نها ی ان اسیر نشوند. پدافند هوائی عراق در طی 10 سال تحریم همه روزه مورد حمله بمب افکنهای انگلیس و امریکا قرار گرفت و تا حد بسیار بالائی کار ائی خود را از دست داده بود . 

ایا چشم امریکا به لمپن هاست ؟

مدتهاست که جمهوری اسلامی گزینه حمله امریکا را روی میز دارد و راه های مقابله با آنرا هم بررسی کرده اند البته شکی نیست که قربانی اصلی مردم ایران هستند ولی جمهوری اسلامی هیچ تردیدی بخود راه نخواهد داد که برای حفظ موقعیت خود از خود با تمامی قوا و خشونت دفاع خواهد کرد واز کشتن هم ابائی نخواهد داشت .
جمهوری اسلامی هر چند در زمینه اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی برنامه ریزی مدونی ندارد و بقولی هیتی عمل کرد ه است ولی در زمینه امنیتی و اطلاعاتی پیچیده و با مطالعه کارشناسی عمل می کند. و نشان داده است که موفق هم بوده است .
سرکوب جنبش 18 تیر با یک کشته ، کنترل مسابقات فوتبال با جمعیت 100 هزار نفری و پتانسیل قوی برای ایجاد شورش و درگیری های هواداران فوتبال ، تشدید تفرقه بین جریانات اپوزیسیون . 

جمهوری اسلامی از تجربه آزاد کردن جانیان توسط صدام برای مقابله با حمله امریکا درس گرفته است که انان می توانند بحران ایجاد کنند . منشا بسیاری از نا امنی ها و ادم ربائی ها همین جانیان هستند.

تجربه ای که چند سال پیش امریکائیان رئیس جمهوری قانونی هایئنی اریستداد را با مسلح کردن همین قداره بندها مجبور به تبعید کردند . 

منظور من این است که در صورت حمله مقطعی امریکا شکی نیست که تظاهرات خیابانی بر علیه آمریکا انجام خواهد شد . تصور کنید پادگانهای بمباران شده ، روحیه خورد شده سچاهیان و بسیجیان بر اثر بمباران ؛ اگر بتوان این خشم را به سوی نیروهای دولتی برگرداند آنموقع بر ای امریکا این حمله ارزش ریسک کردن را داشته است .
کاری که در جریان انقلاب 57 تاثیر فکری و حضور هر چند کم کمی و لی کیفی و کار ساز نیروهای مسلح جریکها و فدانیان در لحظات اولیه و مقاومت علیه لشگر سرکوب گر گارد جاویدان انجام دادند و شکاف را در بدنه ارتش بوجود اوردند .
سالهاست که رژیم جنبش مسلحانه را سرکوب و باقی مانده انرا به سرزمینهای دور تبعید کرده است . متاسفانه تنها قداره بندان هستند که می توانند شکاف را در بدنه مسلح نظام ایجاد کنند .

تنها کسانی که در غیاب نیروهای مردمی می توانند و جرئت انرا دارند که با بسیج و سپاه درمحلات درگیر شده و ابهت و ترس انانرا برای زمینه ساز کردن حضور مردم در خیابانها بشکنند همین عده اشرار –لمپن ها و بزن وبهادر ها هستنند.
فراموش نکنیم که د رطول تاریخ همیشه برخی از علما از لاتها برای تسویه حساب با رقیب خو د ( عمامه دار وبی عمامه ) خود استفاده کرده اند . نمونه از انرا شیخ محمد یزدی در کتاب خاطرات خود و نحوه استفاده از این جماعت در حوزه علمیه در زمان شاه ذکر کرده است .
نمونه دیگر ان ادعای شعبان بی مخ در کنار ایت الله کاشانی بر علیه مخالفین و تود ه ای هامی باشد.
یک نمونه بعد از انقلاب اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ کش رئیس کمیته منطقه 9 انشگاه تهران بود که در ضرب و شتم و دستگیر ی و شکنجه فعالان سیاسی شهم بسیارزیادی داشت. وی سرانجام چند سال قبل بالاخره به اتهام تجاوز ، ادم سوزی دستگیر و محاکمه شد و هم اکنون در زندان اوین بسر می برد.

همه این افراد در برابر " بی خدایان" و" کمونیست ها "و "منافقین " رگهای غیرت دینی شان جوش می امد ودهان " نجسی" خورده ر ا اب می کشیدند و قداره ها را بیرون می کشیدند و بعد از انقلاب کلت ها را بیرون کشیدند و سهم بسزائی در قلع و قمع فعالین سیاسی داشتند .

ولی نسل جدید قداره بندان هم مرزبندی هایش عوض شده است با مرزبندی جدید ی روبر و شده است . این بار این شیخ هائی هستند که نمی توانندرگ گردن را به حرکت در بیاورند مگر اینکه انگیزه های دیگری هم وجود داشته باشد و طرف دیگر آمریکاست که بی خدا نمی تواند باشد .
سخن پایانی

و اگر این را بپذیریم سرکوب شدید اشرار و لمپن ها با برنامه انجام شده است که درستی و یا نادرستی انرا زما ن تعیین خواهد کرد.
با حریف جدی و کارکشته ای طرف هستید که در مسائل امنیتی اصلا کوتاه نمی اید. بقول رفسنجانی در نماز جمعه 60 اشتباهی را که شاه کرد ما تکرار نخواهیم کرد.
درماه تیر ماه گزارشی از حادثه ای در خیابان ساسان تهران در یک مورد عملیات ترور دولتی بود .
صبح واحدهای عملیاتی وزارت اطلاعات با لباس شخصی و ظاهر اراسته د رماشین بدون ارم ،چرخ های یک ماشین د رحال حرکت را با تیراندازی پنجر و بلافاصله جوان راننده را که برای انان شناخته شده بود مانند فیلم های امریکائی با گلوله می کشند. سپس خیابان را می بندند و جنازه را داخل امبولانسی که اماده بود انداخته و ماشبن اب پاشی هم وارد صحنه شده و زمین را از خون پاک می کند و همه اینها در ظرف0 2 دقیقه انجام می شود .و کسبه محل هم توجیه شده بودند و جوانان هم انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است و نه اعتراضی و یا صدائی . خبر ان هم هیچگاه به مطبوعات و رادیو ها نرسید .

با رژیمی روبر هستید که معتقد است اگر من قرار است بها بپردازم و بروم همه باید با من بهای انرا بپردازند. ایرانیها و امریکائیان و متحدان انها. آنها در صورت خروج به واسطه نیروها ی خارجی با توجه به تجربه طالبان و عرا ق دوباره سازماندهی خواهند کرد و این بار منطقه از چچن تا چین و عربستان و حتی ترکیه هم متاثر خواهد شد . و ابائی هم ندارد که به امریکا بگوید منافع شما را به رسمیت میشناسیم بشر ط اینکه منافع ما را به رسمیت بشناسید . در غیر اینصورت همه با هم غرق می شویم.

آنها برنامه دارند شما چطور ؟
مشکل نیروهای مردمی در داشتن تحلیل واقعی از حرکات حاکمیت و ضعف سازماندهی بدلیل سرکوب شدید است .
شاید بازگشت ان عده از نیروهائی که واقعا به ارمانهای خود وفادار مانده اند به ایران علیرغم تمامی خظرات آن بتواند چاره ساز و راه گشا باشد .
ولی براستی چند نفر حاضرند که جانشان را بخاطر عقایدشان بگذارند . مسئله ای که در دوران انقلاب و سالهای 60 حل شد ه بود.
بن بست شکنی نیاز به فداکاری دارد .

هیچ نظری موجود نیست: