Monday، March 19، 2012

کانادا تحریم و جنگ و مروری بر مواضع نماینده لیبرال ریجموندهیل -رضا مریدی


 بخش دوم برنامه راه حل یکشنبه 18 مارچ 2012 -
تحریم  و جنگ

این روزها طبل جنگ بیشتر شنیده می شد تا اینکه ناتینیاهو نخست وزیر جنگ طلب اسرائیل به کانادا و امریکا امد .
ناتینیاهو حتی نتوانست بهترین دوست اسرایئل یعنی هارپر را در مورد جنگ با خود کند . اوباما هم در آیپک ( لابی قدرتمند اسراییل در آمریکا ) و هم در حضور ناتینیاهو بر گفتگو برای یافتن راه حل در مورد مسائل هسته ای ایران تاکید کرد .
B’nai Birth
همزمان سازمان بی نای بیرث ( اسرائیلی کانادایی )  اعلامیه یک صفحه ای با عکس خشایار شاه  و احمدی نژاد در روزنامه نشنال پست منتشر کرد که در ان ادعا شده بود ایرانی ها خواستار محو یهودیان از دیرباز بوده اند . ا ین درحالی است که آنها کورش و ازاد سازی یهودیان را  عمدا به فراموشی سپرده اند .


ناتینیاهو سعی می کند آمریکا را به جنگ علیه جمهوری اسلامی وادار کند و خودش در کنار تماشاچی باشد . ولی دولتها ی غربی زیر فشار نایتنیاهو و اسرائیل مقاومت می کنند.


تاريخ انتشار: 25 اسفند 1390 ساعت 17:57

وزیر خارجه سوئد: خطر ایران نیست، اسرائیل است

«امروز وزیر خارجه سوئد از اسرائیل به عنوان خطر اصلی در مذاکرات دیپلماتیک با ایران در مورد تاسیسات هسته ای این کشور نام برد واز دولت اسرائیل خواست که در مذاکرات گروه 1+5 با تهران کار شکنی نکند.»
به گزارش ایسنا خبرگزاری افه اسپانیا، با اشاره به اظهارات وزیر خارجه سوئد در نشست خبری پس از جلسه اخیر غیررسمی وزرای خارجه اتحادیه در کپنهاگ نوشت: «امروز وزیر خارجه سوئد از اسرائیل به عنوان خطر اصلی در مذاکرات دیپلماتیک با ایران در مورد تاسیسات هسته ای این کشور نام برد واز دولت اسرائیل خواست که در مذاکرات گروه 1+5 با تهران کار شکنی نکند.»

وی ابراز امیدواری کرد که تلاش‌های دیپلماتیک اتحادیه اروپا، چین، روسیه و آمریکا از سر گرفته شود و خاطر نشان کرد که گزارشهای اخیر اطلاعات آمریکا حاکی از آن است که ایران در حال ساخت سلاح اتمی نیست.

بیلت در پایان گفت: «خطر، ایران نیست بلکه خود اسرائیل است.»

در هر حال  اکثریت ایرانی ها ی کانادا با یهودی ها  و اسرائیلی ها مشکل ندارند و لی با جنگ طلب ها چه مسلمان باشند و چه یهودی و چه مسیحی مانند هارپر مشکل دارند. 
مشکل اصلی دولت اسراییل است که اگر به  4میلیون عرب اسرائیلی خود اجازه مشارکت سیاسی عادلانه بدهد دیگر مبحثی مانند کشور یهودی به مفهوم واقعی دمکراسی و رای نخواهد بود .
در هر حال ما می گوییم نه به جنگ نه به جمهوری اسلامی و نه به اسرائیل . کسانی که فقط یکی از این 3 را می گویند مستقل نیستند.


مروری بر موضع گیری نماینده  لیبرال ریچموند هیل رضا مریدی

در مورد تحریم و جنگ


موضع گیری 13 مارچ  رضا مریدی نماینده لیبرال ریچموند هیل در مورد جنگ و تحریم ها در  قدمی مثبت  د رتصحیح مواضع قبلی ایشان هست  .

در نامه مذکوربه آقای هارپر نوشته اند که مخالف جنگ هستند و اشاره داشتند که تحریم ها بر بخشی از کامیونیتی ایرانی درکانادا یعنی دانشجویان و افراد بازنشسته تاثیر گذاشته است . متن این نامه به انگلیسی و فارسی منتشر شده است .

د رحالی که باید این موضع گیری را مثبت ارزیابی کرد و لی لازم می دانم که مسایلی را برای بهتر روشن شدن قضایا و حواشی این موضع گیری که به دو دستگی کامیونیتی ایرانی در انتاریو منجرشد ه بود . بپردازم .


بعد از موضع گیری نماینده لیبرال ریچموند هیل همراه با محافظه کاران  در حمایت از تحریم ها  در 2 2ژانویه  که بدون مشورت با حوزه انتخابیه و یا کامیونیتی ایرانی برگزارشده بود ، اعتراضات زیادی از سوی اقشار مختلف جامعه ایرانی در ریچموند هیل و انتاریو به ایشان طریق تلفن – ای میل و یا حضوری صورت گرفت.   که ایشان در حالی که شفاها اعلام می کردند که نظراتشات در مورد تحریم ها کامل بیان نشده است در روز 29 فوریه با رادیو هواداران مجاهدین خلق در اتاوا مصاحبه ای کرده بودند و این بار مخالفان تحریم را به کم اطلاع ها و یا رقیق القلب و یا عوامل جمهوری اسلامی نسبت دادند.

پخش مصاحبه با رادیوی هواداران مجاهدین


متاسفانه در این چند سال اخیر نماینده لیبرال ریچموند هیل مواضعش با گروه مجاهدین خلق که هم به ایشان کمک مالی می کنند و هم از طریق تشکیلات خود نیروی داوطلب در اختیار ایشان گذاشته بودند ، یا در سالهای اخیر هم صدا با فرقه سکولارهای سبز و برخی از فعالین سیاسی حقوق بشری نزدیک شده بود .
در کشوردمکراتی مانند کانادا موضع گیری سیاسی و اجتماعی را محترم می شماریم ولی مشکل این است که این جریانات تنها یک صدا از میان صداهای مختلف کامیونیتی ایرانی هستند و نه نماینده کامیونیتی ایرانی . اگر به اسیب شناسی عدم وحدت اپوزیسیون و ایرانیان در خارج از کشور مانند انتاریو و کانادا بپردازیم نقش بد اخلاقی ها ، تهمت ها  و مارک زدنهای جریان وابسته مجاهدین خلق در همسویی  عملی با مقامات امنیتی جمهوری اسلامی علیرغم تفاوت 180 درجه ای دیدگاهها و گفتارها بر بسیاری از فعالین سیاسی و اجتماعی پوشیده نیست
به عنوان مثال از دست دادن پارک لسلی در سال 2006 که مراسم اتش روشن کردن برگزار می شد تمامی تقصیر این جریان بود که با خودخواهی باعث دو دستگی در کامیونیتی شد و اخراج همه از پارک لسلی و البته بازنده اصلی خود این جریان بود .

پخش مصاحبه مریدی با رادیو  در مورد مجاهدین  

وقتی خانم نسرین الماسی  مسول شهروند و عضو سکولارهای سبز که دشمنی آشکاری با همه مسلمانان دارند در مورد تحریم ها برای نماینده لیبرال ریچموند هیل بر سرپا ایستاده و دست می زند و شادی می کند
این یک پیام اشتباهی به این  نمایندگان سیاسی می دهد که شهروند  قدرت خط سازی  دارد و جریان روشنفکری را نمایندگی می کند . در حالی که سالهاست با توجه به تغییربافت سنی  و عقیدتی  جمعیت ایرانی ها در انتاریو ، شهروند مخاطبان کمی را داشته ودر سراشیبی قرار گرفته است بطوریکه  حتی قدرت بسیج جریانی با 300 نفر را هم ندارد .
خوشبختانه آگاهی ایرانیها کم نیست ممکن است علنا موضع گیری  نکنند و لی منافع خودشان و کامیونیتی را تا حدود زیادی تشخیص می دهند .

مریدی در مورد سیاست

تا کنون تلاشمان بر وحدت اکثریتی کامیونیتی در انتاریو و کانادا بود . متاسفانه برخی از دوستان دچار اشتباه تحلیل شده اند .




آن اقای مشاور املا ک و ان خانم داروخانه چی که در ارتباط با تشکیلات مجاهدین هستندو از هر گونه اتهامی علیه دیگران که ان ها را نقدمی کنند و یا با انان هم عقیده نیستند خودداری نمی کنند باید بدانند ما معتقدیم نه به جنگ و نه به جمهوری اسلامی و نه به اسرائیل . اگر قرار باشد اتش بیار جنگ علیه مردم ایران بشوند ، انوقت ما هم اسامیشان را اعلام می کنیم تا مشتریان انها تصمیم بگیرند که با این گونه افراد که سالهاست در این شهر اتش نفرت و دروغ و بدبینی را با خود بزرگ بینی دامن زده اند ، معامله اقتصادی بکنند ویا نه ؟

زمان آن رسیده است که به منافع کامیونیتی بیشتر از منافع حزبی خود اهمیت بدهید .  
اینجاست که نقش نماینده لیبرال ریچموندهیل پررنگ تر می شود باید به این جریانات بگوید یا در چارچوب قوانین کانادا کار و فعالیت کنند و اگر مدرکی بر علیه مخالفان و دیگر اندیشان دارند ادعایی که سالهاست تکرارمی کنند به مراجع امنیتی و قضایی کانادا مراجعه کنند و الا در مجامع آنها شرکت نخواهد کرد . و از آنها دفاع نخواهد کرد .
اگر جمهوری اسلامی را به دلیل حرمت شکنی هایش و نقض حریم شخصی و انسانی و باند بازی سرزنش می کنیم . اگر این مقولات بد است خود این اعمال را انجام ندهید . بجای تهمت زدن هر کسی کار خودش را بکند و اجازه بدهید مردم قضاوت کنند.



این موضع گیری مثبت بود ولی متاسفانه دیر اعلام شد و به همین دلیل نماینده لیبرال ریچموندهیل امسال علیرغم حمایت های گسترده در گذشته از سوی ما ، به مراسم چهارشنبه سوری ریچموندهیل دعوت نشدند.
البته تا روز جمعه 9 مارچ تکلیف حضور ایشا 

تحریم  و جنگ

این روزها طبل جنگ بیشتر شنیده می شد تا اینکه ناتینیاهو نخست وزیر جنگ طلب اسرائیل به کانادا و امریکا امد .
ناتینیاهو حتی نتوانست بهترین دوست اسرایئل یعنی هارپر را در مورد جنگ با خود کند . اوباما هم در آیپک ( لابی قدرتمند اسراییل در آمریکا ) و هم در حضور ناتینیاهو بر گفتگو برای یافتن راه حل در مورد مسائل هسته ای ایران تاکید کرد .
B’nai Birth
همزمان سازمان بی نای بیرث ( اسرائیلی کانادایی )  اعلامیه یک صفحه ای با عکس خشایار شاه  و احمدی نژاد در روزنامه نشنال پست منتشر کرد که در ان ادعا شده بود ایرانی ها خواستار محو یهودیان از دیرباز بوده اند . ا ین درحالی است که آنها کورش و ازاد سازی یهودیان را  عمدا به فراموشی سپرده اند .


نایتینیاهو سعی می کند آمریکا را به جنگ علیه جمهوری اسلامی وادار کند و خودش در کنار تماشاچی باشد . ولی دولتها ی غربی زیر فشار نایتنیاهو و اسرائیل مقاومت می کنند.


تاريخ انتشار: 25 اسفند 1390 ساعت 17:57

وزیر خارجه سوئد: خطر ایران نیست، اسرائیل است

«امروز وزیر خارجه سوئد از اسرائیل به عنوان خطر اصلی در مذاکرات دیپلماتیک با ایران در مورد تاسیسات هسته ای این کشور نام برد واز دولت اسرائیل خواست که در مذاکرات گروه 1+5 با تهران کار شکنی نکند.»
وزیر امور خارجه سوئد از اسراییل به عنوان خطر اصلی در مذاکرات دیپلماتیک با جمهوری اسلامی در مورد تاسیسات هسته‌یی ایران نام برد و از رژیم صهیونیستی خواست که در مذاکرات گروه 1+5 با تهران کارشکنی نکند.

به گزارش ایسنا خبرگزاری افه اسپانیا، با اشاره به اظهارات وزیر خارجه سوئد در نشست خبری پس از جلسه اخیر غیررسمی وزرای خارجه اتحادیه در کپنهاگ نوشت: «امروز وزیر خارجه سوئد از اسرائیل به عنوان خطر اصلی در مذاکرات دیپلماتیک با ایران در مورد تاسیسات هسته ای این کشور نام برد واز دولت اسرائیل خواست که در مذاکرات گروه 1+5 با تهران کار شکنی نکند.»

وی ابراز امیدواری کرد که تلاش‌های دیپلماتیک اتحادیه اروپا، چین، روسیه و آمریکا از سر گرفته شود و خاطر نشان کرد که گزارشهای اخیر اطلاعات آمریکا حاکی از آن است که ایران در حال ساخت سلاح اتمی نیست.

بیلت در پایان گفت: «خطر، ایران نیست بلکه خود اسرائیل است.»

در هر حال  اکثریت ایرانی ها ی کانادا با یهودی ها  و اسرائیلی ها مشکل ندارند و لی با جنگ طلب ها چه مسلمان باشند و چه یهودی و چه مسیحی مانند هارپر مشکل دارند. 
مشکل اصلی دولت اسراییل است که اگر به  4میلیون عرب اسرائیلی خود اجازه مشارکت سیاسی عادلانه بدهد دیگر مبحثی مانند کشور یهودی به مفهوم واقعی دمکراسی و رای نخواهد بود .
در هر حال ما می گوییم نه به جنگ نه به جمهوری اسلامی و نه به اسرائیل . کسانی که فقط یکی از این 3 را می گویند مستقل نیستند.


مروری بر موضع گیری نماینده  لیبرال ریچموند هیل رضا مریدی

در مورد تحریم و جنگ


موضع گیری 13 مارچ  رضا مریدی نماینده لیبرال ریچموند هیل در مورد جنگ و تحریم ها در  قدمی مثبت  د رتصحیح مواضع قبلی ایشان هست  .

در نامه مذکوربه آقای هارپر نوشته اند که مخالف جنگ هستند و اشاره داشتند که تحریم ها بر بخشی از کامیونیتی ایرانی درکانادا یعنی دانشجویان و افراد بازنشسته تاثیر گذاشته است . متن این نامه به انگلیسی و فارسی منتشر شده است .

د رحالی که باید این موضع گیری را مثبت ارزیابی کرد و لی لازم می دانم که مسایلی را برای بهتر روشن شدن قضایا و حواشی این موضع گیری که به دو دستگی کامیونیتی ایرانی در انتاریو منجرشد ه بود . بپردازم .


بعد از موضع گیری نماینده لیبرال ریچموند هیل همراه با محافظه کاران  در حمایت از تحریم ها  در 2 2ژانویه  که بدون مشورت با حوزه انتخابیه و یا کامیونیتی ایرانی برگزارشده بود ، اعتراضات زیادی از سوی اقشار مختلف جامعه ایرانی در ریچموند هیل و انتاریو به ایشان طریق تلفن – ای میل و یا حضوری صورت گرفت.   که ایشان در حالی که شفاها اعلام می کردند که نظراتشات در مورد تحریم ها کامل بیان نشده است در روز 29 فوریه با رادیو هواداران مجاهدین خلق در اتاوا مصاحبه ای کرده بودند و این بار مخالفان تحریم را به کم اطلاع ها و یا رقیق القلب و یا عوامل جمهوری اسلامی نسبت دادند.

پخش مصاحبه با رادیوی هواداران مجاهدین


متاسفانه در این چند سال اخیر نماینده لیبرال ریچموند هیل مواضعش با گروه مجاهدین خلق که هم به ایشان کمک مالی می کنند و هم از طریق تشکیلات خود نیروی داوطلب در اختیار ایشان گذاشته بودند ، یا در سالهای اخیر هم صدا با فرقه سکولارهای سبز و برخی از فعالین سیاسی حقوق بشری نزدیک شده بود .
در کشوردمکراتی مانند کانادا موضع گیری سیاسی و اجتماعی را محترم می شماریم ولی مشکل این است که این جریانات تنها یک صدا از میان صداهای مختلف کامیونیتی ایرانی هستند و نه نماینده کامیونیتی ایرانی . اگر به اسیب شناسی عدم وحدت اپوزیسیون و ایرانیان در خارج از کشور مانند انتاریو و کانادا بپردازیم نقش بد اخلاقی ها ، تهمت ها  و مارک زدنهای جریان وابسته مجاهدین خلق در همسویی  عملی با مقامات امنیتی جمهوری اسلامی علیرغم تفاوت 180 درجه ای دیدگاهها و گفتارها بر بسیاری از فعالین سیاسی و اجتماعی پوشیده نیست
به عنوان مثال از دست دادن پارک لسلی در سال 2006 که مراسم اتش روشن کردن برگزار می شد تمامی تقصیر این جریان بود که با خودخواهی باعث دو دستگی در کامیونیتی شد و اخراج همه از پارک لسلی و البته بازنده اصلی خود این جریان بود .

پخش مصاحبه مریدی با رادیو  در مورد مجاهدین  

وقتی خانم نسرین الماسی  مسول شهروند و مجله سکولارهای سبز که دشمنی آشکاری با همه مسلمانان دارند در مورد تحریم ها برای نماینده لیبرال ریچموند هیل بر سرپا ایستاده و دست می زند و شادی می کند
این یک پیام اشتباهی به این  نمایندگان سیاسی می دهد که شهروند  قدرت خط سازی  دارد و جریان روشنفکری را نمایندگی می کند . در حالی که سالهاست با توجه به تغییربافت سنی  و عقیدتی  جمعیت ایرانی ها در انتاریو ، شهروند مخاطبان کمی را داشته ودر سراشیبی قرار گرفته است بطوریکه  حتی قدرت بسیج جریانی با 300 نفر را هم ندارد .
خوشبختانه آگاهی ایرانیها کم نیست ممکن است علنا موضع گیری  نکنند و لی منافع خودشان و کامیونیتی را تا حدود زیادی تشخیص می دهند .

مریدی در مورد سیاست

تا کنون تلاشمان بر وحدت اکثریتی کامیونیتی در انتاریو و کانادا بود . متاسفانه برخی از دوستان دچار اشتباه تحلیل شده اند .




آن اقای مشاور املا ک و ان خانم داروخانه چی که در ارتباط با تشکیلات مجاهدین هستندو از هر گونه اتهامی علیه دیگران که ان ها را نقدمی کنند و یا با انان هم عقیده نیستند خودداری نمی کنند باید بدانند ما معتقدیم نه به جنگ و نه به جمهوری اسلامی و نه به اسرائیل . اگر قرار باشد اتش بیار جنگ علیه مردم ایران بشوند ، انوقت ما هم اسامیشان را اعلام می کنیم تا مشتریان انها تصمیم بگیرند که با این گونه افراد که سالهاست در این شهر اتش نفرت و دروغ و بدبینی را با خود بزرگ بینی دامن زده اند ، معامله اقتصادی بکنند ویا نه ؟

زمان آن رسیده است که به منافع کامیونیتی بیشتر از منافع حزبی خود اهمیت بدهید .  
اینجاست که نقش نماینده لیبرال ریچموندهیل پررنگ تر می شود باید به این جریانات بگوید یا در چارچوب قوانین کانادا کار و فعالیت کنند و اگر مدرکی بر علیه مخالفان و دیگر اندیشان دارند ادعایی که سالهاست تکرارمی کنند به مراجع امنیتی و قضایی کانادا مراجعه کنند و الا در مجامع آنها شرکت نخواهد کرد . و از آنها دفاع نخواهد کرد .
اگر جمهوری اسلامی را به دلیل حرمت شکنی هایش و نقض حریم شخصی و انسانی و باند بازی سرزنش می کنیم . اگر این مقولات بد است خود این اعمال را انجام ندهید . بجای تهمت زدن هر کسی کار خودش را بکند و اجازه بدهید مردم قضاوت کنند.



این موضع گیری مثبت بود ولی متاسفانه دیر اعلام شد و به همین دلیل نماینده لیبرال ریچموندهیل امسال علیرغم حمایت های گسترده در گذشته از سوی ما ، به مراسم چهارشنبه سوری ریچموندهیل دعوت نشدند.
البته تا روز جمعه 9 مارچ تکلیف حضور ایشان در میدان مل لست من مشخص نبود .
متاسفانه داوطلبان ده ها ساعت کار مجانی برای برگزاری سالم و ایمنی این مراسم در مل لست من و ریچموند هیل در این سالهای گذشته انجام داده اند  یک خانم عضو حزب لیبرال ، علیرغم تاکیدهای دیگر دوستان مبنی بر سیاسی نکردن این مراسم ، مل لست من را صحنه حضور سیاستمداران لیبرال استانی کرده است .
 در حالیکه یا باید هیچ سیاستمداری دعوت نشود و یا از همه حزب ها بدون استثنا برای آشنایی با کامیونیتی ایرانی دعوت شوند . به عنوان مثال اقای دیوید زیمرمن نماینده لیبرال ویودیل انتاریو به دعوت وزیر مسکن خانم کاتلین وینه به روی صحنه دعوت شدند که کاری بر خلاف پروتکل هست .
این دوستان  نباید  اجازه بدهند سیاستمداران مجانی بر دوش داوطلبان و کامیونیتی ایرانی
سوار شوند  ایا این سیاستمداران قادرهستند اجازه آتش روشن کردن یک شمع را در میدان مل لست من برای کامیونیتی ایرانی بگیرند . ؟

سیاستمداران باید بدانند که برای بدست اوردن رای کامیونیتی ایرانی ، لازم است کارهای اساسی نظیر سر و سامان دادن به اوضاع نابسامان متخصصان ایرانی در انتاریو و کانادا و بیکاری  برای همه بخصوص کامیونیتی ایرانی راهکارهای جدی پیدا کنند  .
  دلیل حضور سیاستمداران در چنین مجامعی باید شنیدن مشکلات کامیونیتی ما باشد و در ازای آن حمایت از سیاستمدارانی که به این مشکلات می پردازند .



  


Sunday، March 18، 2012


برنامه 18 مارس 2012 راه حل  بخش اول 
با سلام و درود به شما عزیزان د ر آستانه سال 1391

نوروز 1391 همین جاست .
سه شنبه صبح سال نو و روزی نو و دیداری نو در پیش ماست .
 یکی از دلایل ماندگاری و پویایی عید  نوروز همسویی با فطرت انسان و طبیعت است .
سال نو آشتی طبیعت با بهار است با خودمان اشتی کنیم با عزیزانمان و با دوستانمان اشتی کنیم .
باید  وقت بذاریم و به دیدار آنها برویم .

جا دارد از ان عزیزانی که سال 90 در کنار ما بودند و امسال در میان ما نیستند
یادی کنیم اقای دکتر یگانی

هیچ کس از فردای خود خبر ندارد . دیدار دوستان و عزیزان ، پدران و مادران ، مادربزرگها و پدر بزرگها را به فردا نیندازیم .


ما گنهکاریم ، اری ، جرم ما هم عاشقی است
اری اما انکه ادم هست و عاشق نیست ، کیست ؟

زندگی بی عشق ، اگر باشد ، همان جان کندن است
دم به دم جان کندن ای دل کار دشواری است ، نیست ؟

زندگی بی عشق ، اگر باشد ، لبی بی خنده است

برلب بی خنده باید جای خندید ن گریست
زندگی بی عشق اگرباشد ، هبوطی دائم است

انکه عاشق نیست , هم اینجا هم آنجا دوزخی است

عشق عین آب ماهی یا هوای ادم است
می توان ای دوست بی آب و هوایک عمر زیست ؟
تا ابد در پاسخ این چیستان بی جواب
بردرودیوار می پیچدطنین چیست ؟ چیست ؟


قیصر امین پور

امسال هم عید نوروز مقامات سیاسی  کانادا مانند هارپرنخست وزیر انتاریو و نخست وزیر بریتش کلمبیا پیام تبریک به مناسبت عید نوروز فرستادند . این در حالی است که نخست وزیر کانادا هارپر همچنان از حضور در یک مراسم عمومی ایرانی تبار ها خودداری کرده است که پیامهای سیاسی آشکاری برای کامیونیتی و د و گانگی پیام و عمل نخست وزیر هارپر را در پی دارد .
نخست وزیر انتاریو دالتو ن مک گینتی هم امسال برای اولین بار در یک مهمانی رسمی ایرانی ها یعنی مهمانی کمک مالی برای بنیاد پریا در فوریه شرکت کرد ولی در میهمانی نماینده ریچموند هیل که در محل ساختمان دولت در تورنتو برگزار می شد حضور نداشت و هنوز در هیچ مهمانی عمومی ایرانی ها حضور نداشته است . مراسمی مانند چهارشنبه سوری که هزاران ایرانی گردهم جمع می شوند. ومی شود با 3 نسل ایرانی در یکجا دیدار کرد. این سوال همچنان پاسخ جدی داده نشده است .
در همین جا لازم می دانم همانگونه که اقای کریم زیانی در شهروند هفته گذشته نوشته بودند برگزاری مراسم نوروز نماینده پارلمان دو هفته قبل از نوروز قابل توجیه نیست نوروز امسال 20 مارچ است وبرگزاری مراسم در 5 مارچ با ماهیت نوروز همخوانی ندارد
نماینده ریچموند هیل لیبرال نوشته بودند که علت انتخاب این روز در این است که تعطیلات ما رچ هست و وزرا نمی توانند در این مراسم شرکت کنند.
سوال من این است خوشبختانه می شو د تا دو هفته نوروز را برگزار کرد و زیبایی و ماندگاری آن همین هست .

بنابراین باید این مراسم را در طول عید نوروز برگزار کرد حتی اگر مقامات سیاسی حضور نداشته باشند
البته اگر مقامات سیاسی در چنین مراسمی حضور بهم نرسانند سوالاتی جدی تر در مورد نفوذ سیاسی و اجتماعی کامیونیتی ایرانی در انتاریو و کانادا مطرح می شود .

امسال دالتون مک گینیتی در مراسم نوروز چینی ها د رفوریه در مارکهام شرکت کرد پس وی می تواند در این مراسم در طول عید شرکت کند . 
همچنین وقتی مراسم یهودی ها برگزار می شود آیا یهودی ها مراسم خود را جلو و عقب می اندازند تا با سیاستمداران چفت و جور شوند و یا مراسم خودر ا برگزار می کنند و البته نفوذ سیاسی شان آنقدر هست که بالاترین مقامات را از تعطیلات به ان مراسم بیاورد .
بنابراین باید مراسم را در زمان خود گرفت و سنت غلطی را پایه گذاری نکرد.  

با هم پیام های شهرداران ونکوور و حومه را که یکی از مراکز حضور ایرانی ها در غرب کانادا هست را می بینیم. 

Friday، March 16، 2012

5th charshanbe suri 2012چهارشنبه سوری ریچموندهیل

گزارشی از  پنجمین سال چهارشنبه سوری ریچموند هیل
http://youtu.be/CFdMQ9EGr1M

پنجمین سال چهارشنبه سوری در ریجموندهیل به همت بنباد فروردین
5 th Iranian Traditional fire festival ( charshanbe Suri) Richmond Hill, ON Canada
March 13-2012

Wednesday، March 14، 2012

گفت و گو با دکتر مجید تفرشی محقق تاریخ در مورد اسناد منتشرشده وزارت خارجه بریتانیا سال 1981 سعید سلطانپور


گفت و گو با  دکتر مجید تفرشی محقق تاریخ
در مورد اسناد منتشرشده وزارت خارجه بریتانیا سال 1981
سعید سلطانپور



دکتر مجید تفرشی ساکن لندن بریتانیا می باشد . این گفت و گوی تلفنی در فوریه 2012 انجام شده است
 


سلطانپور : سلام  با تشکر از شما که زحمت می کشید و با پیگیری در اسناد وزارت امورخارجه بخشی از تاریخ سیاسی ایران رادر دسترس عموم قرار می دهید .این کارها نیاز به عشق و تعهد دارد .

تفرشی :  این مدارک منابع مهمی برای تاریخ نگاری هستند و نباید آنرا به عنوان تاریخ تلقی کرد.

سلطانپور : این آرشیوها نشان می دهد که اطلاعات سفارت خانه ها ومنابعشان در مورد ایران بسیار کم است . عدم اطلاعات کاقی نمایانگر این است که سیاستمداران در ایران وابسته نیستند .

تفرشی :  دو تا موضوع را باید تفکیک کنم .
هیج کشوری دردنیا نیست که همه اسنادش را منتشر کند.برخی از اسناد امنیتی در اسناد تولیدش و یا بعد از آن کاملا ازبین می برند . ولی در مجموع د رکشورهای غربی کمتر مدرکی را از بین می برندو ظرف 20 تا 40 سال دردسترس عموم قرار می دهند . بخشی را که باید در اخر بگویم در اول بگویم.

پیچی در نگاه غربی ها به ایران در اواخر قرن  19 و در اوایل قرن 20 و از میانه قرن بیستم به بعد وچود دارد. در بخش اول می بینید سیاستمداران غربی هستند که دولت عوض می کنند اعمال فشار می کنند..  
اما  در نیمه دوم قرن  20بتدریچ با گسترش ارتباطات و رسانه ها  ما با تعدادی از نخبگان سیاسی مواجه هستیم   که روند را برعکس می کنند. یعنی دیدگاه های درست و یا  غلط خودشان را به غربی ها تحمیل می کنند.
تعدادی از لابی های ایرانی هستند که با مشاوره دادن ها که  تاثیر برسیاستمداران غربی  دارند.
در دوران انقلاب – در دوران اخلافات بنی صدر رادیوهای غربی مانند صدای امریکا که تاثیر جدی بر وزرات امورخارجه آن کشورها دارند . اگر اشکالی وجود دارد بخشی از آن هم به دیدگاه خودما بر می گردد.

سعید : نشان می دهد بخش اطلاعاتی آمریکا بسیار ضعیف است زیرا سفارت خانه ای در ایران ندارد .  انگلیسها توانمند تراست ولی آنها هم دستشان باز نیست . اصولا این امنیتی ها هستند که خط می دهند

تفرشی : بله اتفاقا در ان دوران سفارت انگلیس فعال نبود و سوند حافظ منافع انگلیس بود .

سلطانپور : در جریانات 30 خرداد که بخش مهمی از تاریخ ایران است زمانی که  اقای بنی صدر وقتی از ریاست جمهوی عزل می شود و درگیری های داخلی چندان اشاره ای نیست

تفرشی :  این نکته را توضیح بدهم 23 هزار سند ازاد شده است .  اسنادی که رفرانس دارند اشاره نکردم . من فقط پرونده ها ی ایران را دیدم . اسنادی که فقط شرح ماجرا بوده است رانپرداختم . در مورد 30 خرداد بازگویی حوادث بود که کم هم نبود. این گزارشات د رمحدوده کاری من نبوده است .

سلطانپور : یکی از اتهامات که حاکمیت درآن زمان داشته است وابستگی اپوزیسیون در ان سالها ی 60 به خارج بوده است . این اسناد نشان می دهد که هم اپوزیسیون و هم  حاکمیت خط سیاسی مستقلی داشته اند و هردو جریان از بی تجربگی سیاسی برخوردار بودند که می رفتنند کشور را به این وضعیت فعلی سوق بدهند. .

تفرشی :  بله در سالهای 60 حرف شما درست است .

سلطانپور :  بر اساس تثوری توطئه که وجوددارد که دولتها ی خارجی مخصوصا انگلیسی ها این را می برند ان یکی را می گذارند با توجه به گستردگی اطلاعات جای سوال دارد زیرا د رحال حاضر شاهد هستیم که آمریکا علنا از تعویض رژیم کشورها سخن می گوید و پنهان کاری هم نمی کنند.

تفرشی :  وقتی می گویم با تئوری توطئه مخالفم این بدین مفهوم نیست که هیچ کشوری و یا دولتی چه در داخل و یا خارج برای کوتاه مدت –میان مدت یا دراز مدت برای خودشان و همسایگانشان   دارند . مهم این است که چقدر در سرنوشت یک کشور چقدر تاثیر دارد . اگر بخواهیم هر آنچه را که در گذشته د رایران اتفاق افتاده است گردن خارجی ها بیندازیم و بگوییم مردم هیچ کاره بوده اند . مسائل اجتماعی – سیاسی و یا نظامی بی تاثیر بوده است این کاری راحت است .  این کلیدی که به هرقفلی می خورد. ولی این شیوه  تحلیل تنبل هاست .  ترکیب اینها هست که سرنوشت یک کشور رارقم می زند.   

سلطانپور : البته با تشکر از اینکه این مدارک را منتشر می کنند  می توان نتیجه گرفت که تمامی این آرشیو ها هم که انتشار بیاید  بدون دسترسی به منابع داخلی و امنیتی تقریبا نتیجه گیری داخلی ممکن نیست .

تفرشی : بطور کا مل با نظرات شما موافق هستم . نگاه من به این اسناد دو جانبه بوده است .یکی ازمشکلات محققین غربی و یا محققین ایرانی که در غرب درس خواند ه اند این است که نگاه آنها بر اسناد غربی است . یکی از معضلاتی که در انتشار کتابهایی که در ایران اخیرا منتشر شده است عدم نگاه به منابع بین المللی است . دسترسی به منابع  داخلی بدلیل محدودیت ها کم است .
در مورد اسنادی که آزاد نشده است در سالهای اخیرنحولاتی خوبی رخ داده است . در آمریکا بوده است در انگلیس 10 سال است که اجرا می شود . شما می توانید اگر سرنخی از سنندی داشته باشید می توانید شکایت کنید و تقاضای دیدن اسناد را بکنید . ممکن است این را ببینید یا نبینید . یک نمونه آن مدارکی در مورد مالکیت ایران بر سه جزیره خلیج فارس بود که مورد توجه داخلی و خارجی قرا رگرفت.

سلطانپور :  نامه حجت الاسلام اباذری از همکاران آقای حسینیان و مرکز اسناد انقلاب اسلامی در نامه ای که همین هفته منتشر شد نوشته است آقای حیسینیان این راهی که مرکز می رود به بیراهه است .  ( سایت بازتاب )
اخیرا شاهد انتشار کتابهای علیه برخی از شخصیت های نظام هستیم . این اسناد گزینشی است  . مثلا کتابی در ارتباط با فداییان خلق و 3 جلددر ارتباط با مجاهدین خلق منتشر شد . آیا راهی است که بتوان اثرات  گزینشی شدن این اسناد خنثی شود  ؟

تفرشی :
یک معضلی که در تاریخ نویسی ایرانی وجوددارد چه حکومتی چه مخالفین .  اکثریت  مورخان و یا متولیاان وظیفه شان روشنگری نمی دانند . اگر همه دانسته های دنیا را بداند که دیگر تحقیق معنا ندارد. برای بسیاری از این دوستان سوالی وجود ندارد بلکه اسناد جمع می کنیم تا ثابت کنیم حرف من درست است و حرف دیگر ی غلط است . تاریخ در این شیوه یا آبروبری است یا آبرو خری .
مثلا اقای رفسنجانی د رمقطعی خود تاریخ نویس است و یا متولی تاریخ نویسی است . در مقطع دیگری دیگران علیه وی تاریخ می نویسند.
 این سیستم استفاده ابزاری دارد و کوتاه مدت است .در این سیستم محققان دسترسی به منابع مخصوصا امنیتی ندارد. محقق به یک موجود خطرناک تبدیل می شود. کتابهایی که در می آید اطلاعات نادرستی دارد .
اجازه بدهید داستانی را که اردشیر زابلی زاده دانشجوی رسانه علامه ناشر خبرگزاری فارس با عنوان فتنه 88 . انچا ادعا کرده است که مجید تفرشی در بی بی سی حضور پیدا کرده است . من چون خودم منتقد اساسی بی بی سی هست چند سالی است که با بی بی سی گفتگو نمی کنم.
جلسه ای در انجمن در لندن بوده است . به دروغ نوشته است که بی بی سی میزگرد تشکیل شده است . آنقد ر از این دروغ ها می بینید دیگر کسی حرف راست هم زده باشید قبول نمی کند .مثلا مرکز اسناد انقلاب سالانه 100 کتاب منتشر می کند که برخی از آنها هم مهم است ولی بدلیل سابقه بد کمتر می شود به آن اعتماد کرد.

سلطانپور : پس در اینجا اهمیت تاریخ شفاهی روشن تر می شود . جریانات سیاسی اپوزیسیون ایران که خوشبختانه جان سالم بدر برده اند و در خارج در امنیت هستند . این از نوشتن ان بخش از تاریخ که مربوط به خودشان و گروهشان است می تواند به روشن شدن زوایای تاریک تاریخ اخیر مان کمک کند.  

تفرشی :  نظرات شما درست است با چند تا جمله تکمیلی .
1-
کسانی که با آنها مصاحبه می شود بیشترشان آمادگی پذیرش اشتباهتشان را ندارند. کمتر کسی بعد از 50 سال پذیرش یک باور می تواند بپذیرد که اشتباه کرده است .

2- یک نفر با آگاهی کامل از آن بحث باید در این مصاحبه شرکت داشته باشد .  با چالش کشیدن محترمانه مصاحبه کننده بحث را پیش ببرد . یعنی نباید فقط پا منبری بود.
من از 20 سالگی  مصاحبه های زیادی کرده ام ولی تحت تاثیر  یک نفرقرار گرفتم که گذشته خودش را هوشمندانه  نقد می کند مرحوم داریوش همایون بود. دو مورد ما با هم جدل کردیم . از نظر سیاسی  با هم یکی نبودیم در بعضی مواقع کاملا متضاد بودیم . وی راحت در مورد گذشته خودش صحبت می کرد.
برخی از افراد برخی از خاطرات را در مغزشان رتوش می کنند. این وظیفه مصاحبه کننده است که آنها را یاد آوری کند.

سلطانپور : با تشکر و احترام از آقای قانعی فرد که زحمت کشیدند و با اقای پرویز ثابتی مصاحبه کردند ولی برای منی که در آن زمان جوان بودم و دانشجو  دو نکته برایم سوال برانگیز بود . یک اینکه می شود گفت شاه دمکرات  تر از ثابتی بوده است زیرا حداقل شاه به افکار عمومی غرب احترام می گذاشته است . نکته دیگر این است که ثابتی نمی گوید چگونه از جریانات مسلح اعتراف می گرفتند.  اینکه دیک چینی و وزیر امنیت عمومی کانادا " ویک توز" می گویداطلاعات بدست آمده از شکنجه قابل استفاده است . یعنی در حقیقت راه را برای هر گونه سو استفاده از زندانی باز می گذارد.  
نکته دیگر اینکه ثابتی به شکنجه اشاره نمیکند زیرا در اسرائیل زندگی می کند و در هر حال اعتراف به شکنجه اسرائیل را زیر فشار حقوقی برای استرداد ثابتی به دادگاه جنایت علیه بشریت  در لاهه خواهد گذاشت .

تفرشی : اول باید از اقای قانعی فرد باید تشکر کرد که توانسته بعد از 33 سال با  اقای ثابتی حر ف  بزند.
نکته ای را باید اشاره کنم که اسرائیل تنها کشوری است که شکنجه رسما  قانونی است . و منع قانونی وجود نندارد . .  یک داستانی هم بد نیست که اشاره کنم  حدود 5 -6 سال پیش بود اسناد 1975 منتشر شده بود .
د ردانشگاه آکسفورد کنفرانسی د ررابطه وضعیت حقوق بشر در ایران بود  . اقای سر ریجارد دالتون سفیر سابق انگلیس در ایران جز وسخنرانان بود.   من دستورالعمل دولت انگلیس به هیئت سازمان ملل را به ایشان نشان دادم .  بعضی از کشورها برایشان مهم نیست که ما چه رایی به آنها درمواضع حقوق بشر می دهیم . ود که بعضی از کشورهای ما ( بریتانیا ) شخص شاه و ایران به مسله حقوق بشر حساس هستند و توقع رای ممتنع هم ندارند یعنی در سال 54 اوج اختناق د رایران  دستور داده می شو رای مثبت به این قطعنامه داده شود.
دالتون جمله ای گفت که حیرت انگیز بود گفت مسله حقوق بشر برای انگلیس خیلی مهم است ولی وقتی منافع انگلیس پیش می اید ،حقوق بشر در رده اخر علاقه مندی های بریتانیا قرار دارد .


سلطانپور :  چند هفته  پیش یکی از فعالین  ایرانی  کانادایی با باب ری رهبر موقت  حزب لیبرال کانادا ناهاری صرف می کردند . از باب ری می پرسد در دهه 60 تا 68 هیچگاه کانادا وغرب به اعدامها و زندانها اعتراض نکردند پس چه شده است که اخیرا به مسله حقوق بشر حساس شده اند . البته باب ری جوابی نداشته است . این در تایید حرف شما هست .

تفرشی : بنظر می اید اقای ثابتی از این فرصت  مهم تاریخی بازگویی  استفاده کرده و عملکرد ساواک،و یا  حداقل در بخشی را که خودش مدیر آن بوده است را تطهیر کرده است . بعد از 33 سال زمان برای آبرو خریدن ساواک نیست . کاشکی 33 سال زندگی  انقدر و شهامت بازنگری به گذشته را داشته باشد . نقد هر چ. هرچند تحلیل های اشتباهی درآن مصاحبه  بود مانند  اینکه ثابتی می گوید اگر ما 1500 نفر را دستگیر می کردیم همه چیز حل می شد . این یک توهمی بیش نیست .زیرا  ساواک خود بخشی از مشکل شاه بود . 


سلطانپور : بد نیست اشاره ای داشته باشیم به اتهاماتی که به اقای ثابتی وارد است .  قتل یک نفر که در مغازه کفش فروشی درتهران  به همسر ثابتی گفته بود زیبا هستیدو ثابتی با اسلحه کمری اش وی را به قتل می رساند.  . همانگونه که اتهام قتل مهماندار هواپیما با اقای فلاحیان وزیر اطلاعات رفسنجانی هم چنان پاسخ داده نشده است . من در تعجبم  چرا فکر می کنند نباید پاسخ بدهند . این سوال من و شما نیست . تا زمانی که پاسخ ندهند این سوال ها رهایشان نخواهد کرد . شاید اگر پاسخ بدهند انوقت مردم تصمیم می گیرند که فردرا ببخشند و یا نه .

تفرشی : بله کفاشی شارل ژردن بود . یک مشکل مدیران امنیتی در دوره ها ی اخیر این  است  که امرمقایسه را  که امری طبیعی است بهانه ای برای  چوشاندن اشتباهات خود قرار بدهند . تبریه خود قرار می دهند . در مواردی هم ممکن است بد تر شده باشد . اگر در زمانی 3 هزار  زندانی وجودداشته و حالا چندین هزار نفر دلیل نمی شود  که سیستم قبلی بهتر باشد و تبریه شود .  و همه چیز عالی بود است و یکدفعه اتفاقاتی افتاده است که قرار نبوده بیفتد   .  

سلطانپور : سیاهی همیشه سیاهی است  کم و زیادش فرقی ندارد .

تفرشی : این ساده اندیشی است که گفته شود  یک عده از ان طرف آمده اند و شرایط را نا امن کردند .  در زمان محمد رضا  شاه کتابی منتشر شده است  بنام ناگهان در یک سپیده دم . که بر می گردد به دوران رضا شاه این کتاب به مناسبت پنجاهمین سالگرد سلطنت پهلوی منتشر شده است . در این کتاب می خوانیم  در سالهای 1318 و1320 همه چیز عادی است ناگهانی همه چیز به هم می خورد. این مشکلی است که برخی از سیاست ورزان و تاریخ دانان مسائل مختلف را ندیده می گیرند. مانند الان که همه چیز را گردن خارجی ها بیندازید. خیلی راحت است ..وقتی شما به یک بن بست می رسید مردم آنرا نمی خرند . حتی اگر بپذیرید که یک مشت تروریست  باعث این مشکلات بوده اند شما فرایند رسیدن به اسلحه توسط این جریان را ندیده می گیرید.  انها فقط محصول را نگاه می کنید .   


سلطانپور :  از خارج آمدن یک بیماری اپیدمی است در جریان تظاهرات گروه 20 در تورنتو در 2011 هم رئیس پلیس اعلام کرد که آشوبگران از خارج آمده اند . بدلیل ازادی رسانه ها  مشخص شد که حرفهای پلیس درست نیست . هرچند رئیس پلیس معذرت خواهی نکرد .

تفرشی :  یک وکیلی در تبریز بود که برای من تعریف می کرد در جریان دادگاه دستگیر شدگان 29 بهمن تبریز  که شاه گفت یک عده از خارج آمده اند .  من یک روز تمام اسامی متهمین و نام پدر ومحله شان را  پرسیدم . قاضی گفت آقا این مشخصات در پرونده ها ثبت است دیگر چرا می پرسید ؟ گفتم می دانم . خواستم نشان بدهم که اینها از آن ور مرز نیامده اند .  اینها بچه های من و شما هستنند .  


سلطانپور :آیا کسانی مانند شما د رکشورهای دیگر مانند سوند –کانادا – آمریکا ودیگر کشورها هستند که  اسناد ان کشورها را بررسی کنند


تفرشی :  خیلی کم هستند. من سالها هست که در بریتانیا هستم . هم از نظر اقتصادی و رفاهی از بسیاری از مواهب زندگی در ایران محروم هستم . این کار طاقت فرسا یی هست بدون پشتوانه مالی . ساده نیست عمری را در این کار گذاشتن. 20 سال. این کار همت می خواهد و ظلمی به خانواده . علاقه شخصی هم باید باشد تا به جایی برسد.

سلطانپور :  اگر شما این 230 هزار سند را در ایران داشته باشید به اتهام داشتن مدارک محرمانه دستگیر می شوید .

تفرشی :  البته برخی اسناد از زمان قاجاریه هست .

سلطانپور : فرقی نمی کند تا وقتی طرف در پست خودش هست مشکلی ندارد ولی وقتی ا زکاربرکنارشد همه چیز برای وی جرم می شود . این از زمان رضا شاه به این طرف هم  بوده است .

تفرشی :
 بدنیست داستانی را برای شما تعریف کنم. سال 65 رفتم ارشیو وزارت امورخارجه در پی اسناد میرزا ملکم خان که  علاقه زیادی به زندگی وی دارم .دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت که خود  علاقه مند به تاریخ بود . ولایتی مورخ خود خوانده است .  اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 . .
مسول ارشیونگاهی به من که جوان 22 ساله بیش نبودم نگاهی کردو  گفت که اینها اسناد مملکتی هستند و محرمانه . . نمی توانیم به شما بدهیم .خلاصه  طوری با من برخورد کرد انگار مدارک هسته ای را خواسته ام.  آخرین سند مربوط به 105 سال پیش بود.  البته ارشیو ها وضع بهتری دارد.


سلطانپور : البته در ایران رسم بوده است که از زمان قدیم مدارکی را پیش خود نگه می داشته است تا در روز مبادا جانش حفظ شود .

تفرشی :  حاج مخبر السلطنه هدایت که نخست وزیر رضا شاه بود. در زمان قتل شیخ خیابانی در تبریز والی تبریز بوده است . تقریبا هیچ مدرکی در این مورد پیدا نمی شود . شاید در زمان نخست وزیری خودش همه مدارک را ازبین برده باشد.

سلطانپور : بحث 20 ساله را نمی شود در یک ساعت تمام کرد.

تفرشی : دو مورد مهم باید اشاره کنم .
1- مسله گروگان گیری و سرنوشت گروگان گیری است و تجربه تلخ ان که همچنان عوارض آن ادامه دارد.  مسیر کشور ما را عوض کرد. شاید بتوان گفت که حتی جنگ هم بنوعی از گروگان گیری تاثیر گرفت.
باید بررسی بی طرفانه ای ازگروگان گیری انجام بگیرد.

مسائل گروگان گیری نکات جالبی دارد که بایدپیگیری شود.
گروگان گیری همه جا اتفاق افتاده مسله ای که ناگوار بود دولتی شدن گروگان گیری است . تمامی گرفتاریها و تحریم ها را ملت تحمیل می کند

2- محدودیت هایی را که مردم در دوران جنگ متحمل شدند باید بررسی بشود. رفتار دوگانه کشورهای غربی در جنگ ایرا ن و عراق د رمسله جنگ ورای جمهوری اسلامی باید بررسی شود .البته برخی کینه از انقلاب بود برخی کینه از گروگان گیری بود ولی نتیجه اش این بود که ملت ما را در این جنگ تنها گذاشتند .
البته این جنگ برای برخی هم نعمت بود. بهر حال خساراتی که د راین 8 سال بر ایران تحمیل شد .


سلطانپور : امیدواریم با درس گیری از تجارب تاریخی اشتباهات تکرار نشود. والا می دانیم که بخشی از حاکمیت درآن دوران با ادامه جنگ به تسویه حساب با مخالفین پرداختند . نکته مهم این است که کسانی که ممهم هستند  جنگ را ادامه دادند خود الان در ضعف قراردارند که حتی انتظار دستگیر ی آنان را می توان داشت .تاریخ بی رحمانه عمل می کند چه بپذیریم چه نپذیریم

تفرشی : بله آدمها تغییر می کنند. یک گزارشی انگلیسی ها می دهند که خامنه ای ( ریئس چمهوری وقت ) ولایتی را در برابر میر حسین  موسوی که  تندرو شناخته می شد ، را به مجلس برای پست نخست وزیری معرفی می کند که رای نمی آورد . گمانه زنی در سند  می گوید ب : نظر می آید که  جمهوری اسلامی به سمت تندروی خواهد رفت. "   حالا بعد ا زگذشت سالها ، موضع آدمها تغییر کرده است ( وقتی موضع فعلی مهندس موسوی و ولایتی را در این سالها مقایسه می کنیم .
بله وقتی  جلوی چشم آقای رفسنجانی ، مهندس  صباغیان را در صحن مجلس سیلی می زنند و رفسنجانی می خندد.  ویا وقتی مهندس سحابی را  دستگیر می کنند رفسنجانی می گوید بگذارید مدتی را درزندان آب خنک بخورد تا حالش جابیاید این چرخ بازیگر است . خود ش ( رفسنجانی ) قربانی همان سیستمی است که خودش پایه گذاری کرده است .  
سلطانپور : البته می شود نتیجه گرفت که یک اپوزیسیون صالح و سالم می تواند با عمل کرد درست  از افتادن به چپ و راست حکومت ها جلوگیری کند.  این حرکت باعث ضرر به مردم می شود .
تفرشی : یک ضرب المثل هندی می گوید وقتی فیلها دعوا می کنند گلها و باغچه ها له می شوند.



  وب لاگ بیان www.kanoun-e-bayan.blogspot.com
برنامه این هفته تلویزیون راه حل یکشنبه 26 فوریه 2012

لینک مصاحبه
گفت و گو با  دکتر مجید تفرشی محقق تاریخ


مجید تفرشی -  در ارتباط با مصاحبه ثابتی
Saeed Soltanpour’s interview with Dr. Majid Tafreshi, Historian on U.K. Archive for 1981 that was released recently
Rahehal TV Feb  2012

Wednesday، February 29، 2012




برنامه این هفته راه حل – یکشنبه 26 فوریه 2012-02-28
1-
تسلیت کشته شدن 3 نفر در تصادف قطاردر برلینگتون انتاریو

2-
اسکار –  جدایی نادر از سیمین

به گزارش لس آنجلس تایمز 94% از اعضای ژوری سفید ، 2 % سیاه پوست و 2% امریکای لاتینی هستند از این عده 77% مرد هستند.
به گزارش بنا مدیرکل موسسه سینمایی لینکلن نیویورک جریانی در اسکار مخالف برنده شدن یک ایرانی هست زیرا معتقدند این اسکار باعث تقویت موقعیت رژیم ایران می شود
من فکر میکنم از انجا که بیشتر هنرمندان طرفداران دمکرات ها هستند و ضد جنگ این اسکار نبرد هنری جنگ و صلح است .   
در میان این همه خبر بد ( برخی درست و برخی نادرست )  بردن جایزه اسکار خبر خوبی برای ملت ایران خواهد بود

3-



داستان  جدایی نازیلا از فرین
داستان دختر 17 ماهه ایرانی است که مادرش بعداز 1.5 سال انتظار برای دریافت ویزای توریستی و رد ان توسط سفارت کانادا د رتهران به عنوان اینکه متقاضی احتمال بازگشتنش به ایران کم است .
بعد هم اجبار به اسپانسر شیب که 11 ماه طول کشیده است
بادفتر وزیر مهاجرت تماس گرفتم پاسخ دادند که فرم با امضای متقاضی را پر کنم  تا بتوانند جواب مرا قانونا بدهند .
فرم ها را فرستادم ومنتظر جواب هستیم امیدواریم که خبر خوبی بدهند و از همه مهمتر برای بچه های نوزاد اینقدر در سیتسم اداری مشکل پیدا نکنند

با دفتر نماینده ویلودیل که محافظه کار هم هست تماس گرفتیم بعد از تماس ما روز جمعه با علی نادری تماس گرفتندو ملاقاتی داشته اند ..

4-
ملاقات با جیم کرجیانیس – مسول چند ملیتی حزب لیبرال کانادا

با دو نفر از فعالین ایرانی یکی از حزب لیبرال  علی احساسی و دیگری از بنیاد فروردین جمشید باقرزاده    روزجمعه 24 فوریه  ملاقاتی با اقای جیم کرجیانیس  نماینده مجلس فدرال و مسول اقلیتهای حزب لیبرال داشتیم  .
کرجیانیس که یونانی تبار است سیاستمدار مثبتی هست  که نظرات مستقلی دارد که گاها در حمایت از نظرات حوزه انتخابیه خود (اسکاربورو  ) در برابر رهبران حزب ایستاده است . وی از آن نمایندگانی است که اگر مستقل هم شرکت کند برنده خواهد شد . به عنوان مثال حمایت وی از تامیل های سری لانکا مثال زدنی است . یا در جریان قتل زهرا کاظمی در زندان اوین ، از انجا که سفارت ایران ازصدور ویزا برای پاسپورت کانادایی وی خودداری کرده بود با پاسپورت یونانی خود به ایران سفر کرد.

با کرجیانیس د ر مورد  عدم موضع  گیری  حزب لیبرال  در تحریم ها و نیز محمود  خاوری  پرسیدیم . به کرجیانیس گفتیم به عنوان یک صدا از کامیونیتی ایرانی معتقدیم که  تحریم ها باید مقامات رژیم ایران را هدف قراردهد نه اکثریت مردم ایران را آنگونه که الان توسط کانادا اعمال شده است .   علی احساسی یاد اوری کرد که هنوز بعد از گذشت چند ماه دولت هارپر در مورد خاوری و بیانیه ای که به امضا 1500 ایرانی رسید هیچگونه اظهار نظری نکرده است . احساسی در ادامه گفت که سکوت لیبرال ها به هارپر چراغ سبز خواهد داد که اهداف خود را که موردتایید بسیاری از کانادایی ها منجمله لیبرال ها نیست را دنبال کند .
قرار شد  ما  عده ای از ایرانی ها با نظرات مختلف از جریانات مختلف  را در یک نشست عمومی جمع کرده تا نظرات آنها شنیده شود . کرجیانس گفت من  بعد از آن جلسه با باب ری در این مورد گفتگو خواهم کردتا درمورد صدور قطعنامه ای در حزب تلاش کنم. 
د رپایان به کرجیانیس توضیح دادم که نه حزب لیبرال و نه حتی دولت کانادا می تواند مانع از یک جنگ در خاورمیانه شود . ولی دولت کانادا می تواند مانند گذشته در ایجاد صلح در خاورمیانه کوشش کند. 


 5 – نگاهی به دادگاه متهمان اختلاس بزرگ و حضور خاوری در کانادا به اتهام رشوه خواری 3 میلیون دلاری

عکس خاوری در با چفیه

6- بیانیه در حمایت از مردم ایران بر علیه تحریم ها علیه مردم و نه علیه مقامات حکومت

اهنگ سرزمین من

اگر با اصول این بیانیه موافقید آنرا امضا کرده و به دوستان خود نیز توصیه کنید
با تشکر – سعید

7 _ اهنگ
NO more trouble ,NO To War 

جنگ طلبان در کانادا -اسرائیل و ایران 





Friday، February 24، 2012

جدایی نازیلا از فرین جدایی در پیچ و خم قوانین مهاجرت کانادا


جدایی نازیلا از فرین کوچولو جدایی در پیچ و خم قوانین مهاجرت کانادا

سعید سلطانپور
 

فرین 17 ماهه  هنور نمی تواند بابا و مامان را بدرستی ادا کند ولی عکس انها را بغل می کند که گریه مادربزرگ را در می آورد .  فرین نادری در اصفهان و علی پدرش در تورنتو زندگی می کند . مامان نازیلا هم دوشنبه شب  مجبور شده است  تنها به تورنتو سفر کند  و این سفر طولانی را با حس قوی مادری و عکس فرین روی آبهای اقیانوس با  رویا ی بغل کردن  فرین کوچولو که آنقدر کوچک است که نمی تواند قوانین دست و پاگیر مهاجرت و بی حس را برای همراه نبودن مادر وفرزند درک کند.    

علی نادری فوق مهندس متا لوژی در دفتر مجله می نشیند و داستان خود ، فرین و نازیلا را که بنظر خیلی بچه گانه می آید تعریف می کند .   2007 بود که آمدیم کانادا.  مانند بسیاری از زنان  مهاجردیگر ،  غربت برایش چندان اسان نمی گذرد . نه ازنظر مالی که زندگی می گذرد بلکه ازنظر احساسی که در خانمها بنظر قوی تر و ظریف تر می آید .

علی ونازیلا بعد از مدتی به ایران برمی گردند. دسامبر 2009 با روحیه تازه تر تصمیم به بازگشت می گیرند که پزشک معالج  نازیلا را از پرواز منع می کند . علت آن هم فرین  است که در شکم مادر، تنها دنیایش  مادر است .
 علی می گوید بعداز مدتی که فرین متولد شد به سفارت کانادا رفتنم و تقاضای ویزا کردم. بعد از 3 ماه در ژوئن 2010 نامه ای دریافت کردیم که بدلیل اینکه فرد متقاضی احتمال ( منظور فرین نوزاد است ) ماندنش در کانادا زیاد است از صدور ویزای توریستی برای وی معذوریم .

علی  که  تنها به کانادا آمده است و مانند بسیاری از مهاجران تحصیلکرده در کار دیگری مشغول می شود . برای فرین فرمهای اسپانسرشیب رادر مارچ 2011 پر می کند . در ژوئن 2011 نامه ای از اداره مهاجرت مدارک بیشتری می خواهد که می فرستد.  خوشبختانه د راکتبر 2011 تقاضای فرین کوچولو پذیرفته می شود. فرین با پدرش با تلفن با صداهایی که هیچ کس نمی فهمد ولی یک دنیا برای اطرافیان معنی دارد ارتباط روزانه دارد . 

در این میان علی  با دفتر نماینده ویلودیل اقای چانگ لیونگ Chung Leung.
    چند بار از طریق ای میل و تلفنی تماس می گیرد و می گوید که هیچ کاری برای وی انجام نمی شود .
نادری می گوید دفتر اقای لیونگ در پاسخ به ای میلی که در اواسط فوریه زده بود گفتند که در اینده   برای وی ملاقاتی با نماینده ترتیب خواهد داد.

نازیلا می گوید چند بار با سفارت در تهران تماس گرفتم هیچ کسی پاسخ نمی دهد . یک بار از اصفهان به تهران رفتم . اصلا به داخل راهم ندادند .  تازه اونهایی که ساعتها در صف بودند هم اعتراض می کردند .
جواب ویزای سفارت به چند ماه رسیده بود و مردم در صف نگران تربودند.

شرایط بر علیه خانواده عمل می کند .   عمدتا ویزای مهاجرت بستگان درجه اول مانند همسر و بچه 5 ماهه صادر می شد .  بخش صدور ویزای مهاجرتی در دمشق قراردارد که بعلت مشکلات داخلی سوریه ، و کاهش کارمندان سفارت کانادا خود مزید برعلت شده بود . 
کارت اقامت نازیلا در مارچ 2012 باید تمدید شود .  با توجه به عدم پاسخگویی سفارت در تهران وشرایط سوریه وبا توجه به اقامت همسر د رکانادا که تنها هست ، نازیلا روز دوشنبه 20 فوریه روز تعطیلی خانواده در انتاریو به تورنتو آمد .
برای وی هر دقیقه یک عالمه هست .  این حس را مادرها بهتردرک می کنند.  فرین دلتنگ مادر است . مادر بزرگ تلاش می کند فرین جای خالی مادر را حس نکند .

سوالی که باقی می ماند اگر سفارت کانادا ویزا برای فرین صادر می کرد چه اتفاقی می افتاد ؟ ایا کسی در اداره مهاجرت کانادا می تواند حس انسانی را بر بی حسی خشک قوانین و مقررات دست و پا گیر برای فرین ها که مسلما تعداد شان کم نیست و از سراسر این جهان خاکی منتظر برگه ای برای جمع شدن خانواده در کنار هم هستند می تواند این مشکل را قانونی وانسانی حل کند .. ؟
این سوالی است که به علی نادری قول دادیم پاسخش را پیگیری خواهیم کرد .
روزشنبه ای میلی برای دفتر نماینده مجلس ویلودیل که از محافظه کاران هست  فرستادم .
روز دوشنبه ای میلی برای دفتر اقای کنی وزیر مهاجرت فرستادم و نظر آنها را در این مورد خواستار شدم.
نجاتیان مسول ارتباطات در ای میلی با فرمهای رضایت متقاضی برایم ارسال کرد ونوشت که به محض دریافت این فرمها با توجه به قانون حرمت حفظ اطلاعات شهروندان ، پروسه پرونده را اعلام خواهدکرد .
روز سه شنبه ضمن تشکر از نجاتیان ، فرمهای امضاشده رابرای وی در اتاوا فکس کردم .
از وی تقاضا کردم که در چارچوب قانون ، از وزیر بخواهد که دیدار این خانواده را هر چه سریعتر فراهم کند.
همچنین روز سه شنبه خانمی از دفتر نماینده ویلودیل تماس گرفت. وی گفت که باید منتظر جواب اداره مهاجرت باشند . از وی سوال کردم چگونه به درخواست علی نادری ومشکل فرین از دفتر نماینده د راین چند ماه گذشته پاسخی داده نشده است . خانم مسول گفت اقای چانگ لیونگ گرفتار است زیرا بیشتر اوقات در اتاوا بوده است .
گفت در اگوست 2011 نماینده با دفتر وزیر مهاجرت تماس گرفته است آنها گفته اند پرونده در جریان است .
از وی سوال کردم آیا این پاسخ کتبی بود ه است که گفت شفاهی بوده است .  علی نادری می گوید هیچگاه از طرف نماینده به وی در این مورد پیامی داده نشد.  از خانم مسول علت را پرسیدم گفت تعداد مراجعه کنندگان زیاد است .  به وی گفتم مادر فرین کوچولو مجبور شده است برای جلوگیری از مشکلات بیشتر به تنهایی به کانادا بیاید . و از وی تقاضا کردم که در این مورد کمک بیشتری انجام دهند .   لیونگ معاون پارلمانی وزیر مهاجرت در مجلس است و سمت بالایی دارد . 
روز سه شنبه بعدازظهر  علی نادری گفت که  از دفتر نماینده ویلودیل با وی تماس گرفتند که در چندروز آینده ملاقاتی برای آنها خواهند گذاشت . 
امیدواریم تا لحظه خواندن این خبر، خبرهای خوشی از وزیر مهاجرت در مورد فرین بشنویم .

 این گزارش در سلام تورنتو 23 فوریه 2012 چاپ شده است 



Wednesday، February 22، 2012

گفت وگوبا اشکوری درارتباط با راهکارهای برون رفت جنبش سبز - تعادل قدرت سپاه – ثابتی و شریعتی


گفت وگوی سعید سلطانپور با یوسفی اشکوری اندیشمند مسلمان مقیم آلمان

درارتباط  با راهکارهای برون رفت جنبش سبز -  تعادل قدرت سپاه – ثابتی و شریعتی



آقای اشکوری که سالهاست در ایتالیا و آلمان سرگرم نوشتن «تاریخ ایران پس از اسلام» هستند مهمان برنامه تلویزیونی راه حل ( ریچموند هیل – کانادا ) بودند. با تشکر از ایشان که باحوصله سئوالات ما را پاسخ دادند .

سعید سلطانپور



سلطانپور:روز 25 بهمن گذشت. بر اساس گزارشات رسانه هاتعدادی بالغ بر 400 نفر هم دستگیرشدند. ولی اتفاق بخصوصی نیفتاد به این مفهوم که مقامات امنیتی آن را جدی گرفتند و لی سبزها ی تشکل خودشان را جدی نگرفتند. چراجنبش سبز همچنان در رکود بسر می برد ؟  

اشکوری:  به طور تیتر وار به این مسائل اشاره کنم.  تمامی جنبشهای اجتماعی – اصلاحی و حتی انقلابی در ابتدا رهبریشان مشخص نیست، حتی برنامه ای هم ندارند. بر اساس نیازها و شرایط اجتماعی جنبشها شروع می شوند. بعضا هم به جایی نمی رسند ولی وقتی آغاز شدند به یک سلسله نیازهای روشن نیاز خواهند داشت.
در جنبش مشروطه، در انقلاباسلامی 57 چنین روندی طس شده و در جنبش سبز 3 ساله هم جریان  تا کنون چنین بوده است. من معتقدم که جنبش اخیر با حرکت کند اما در  مسیر خودش  حرکت می کند. شریعتی می گوید در تغییرات اجتماعی واصلاحی  کوتاهترین راه مهم نیست مطمئن تری نراه مهم است. جنبشهای اجتماعی  دنبال تغییرات آنی نیستند و نمی توانند باشند. جنبش سبز دنبال اهداف اجتماعی،  دموکراسی، حقوق بشر و تغییر اندیشه ها در تمام عرصه های اجتماعی است. و گرنه مانند انقلاب 57 ممکن است از چاله به چاه بیفتیم. از استبدادی به استبداد خشن تر.
البته نسل جوان امروز مانند نسل معتقد به انقلاب کلاسیک و سنتی  نیست زیرا آن را مقرون به صرفه نمی داند . اگر این جوربه قضایا نگاه کنیم، جنبش سبز را در این3 سال  رو به رشد می بینیم. بعد ازانتخابات 88 هم دیدیم که رهبران خودش را هم پیدا کرد. کسانی مانند موسوی– کروبی وخانم رهنورد در بستری مساعد به عرصه آمدند. در فاصله ای دورتر هم باید به اقای خاتمی اشاره کرد. تعدادی از این رهبران و فعالان درزندان هستند و رژیم را به چالش می کشند.
اما در حرکت 25 بهمن 90 توقع این بوده است که مردم بیرون بیایند و در سکوت حضور خود را اعلام کنند. همین که رژیم آن راجدی گرفته و با تمام قوا به مقابله برخاست نشان از وجود گسترده جنبش دارد. آقای اژه ای دادستان کل که خودشان از نیروهای امنیتی هستند اعلام  کرد که مردم امسال زودتر برای خرید عید بیرون خواهندآمد. این دلیل آن است که آنها انتظار ان را از مردم داشته اند. در هرحال با توجه به شرایط داخل کشور همین اندازه تحرک نیز یک حرکت رو به جلو بوده است.
اما چرا بیش از این تحرک نبود به دلایل مختلف باز می گردد. یکی به دلیل هزینه بالاست و سرکوب توسط حاکمیت شدید است و مردم عادی و طبقه متسوط شهری نشان معمولا چندان اهل هزینه کردن نیستند. دلیل این است که برای چنین حرکتی برنامه ریزی جدی و کاملی انجام نشد زیرا به دلیل این که تقریبا تمام راههای ارتباطی داخل و خارج داخل کشور بسته شده است. در خارج هم  نمی شود برا ی داخل کشور نسخه پیچید. اگر شورای هماهنگی راه سبز و یا جریانات دیگر در خارج اعلامیه می دهند شاید با داخل کشور هماهنگ نشده باشند و یا شرایط داخل کشور را بخوبی ارزیابی نکنند. نکته سوم. درهر حرکت اجتماعی بایدهدف گذاری مشخصی صورت بگیرد که به نظر می اید در مورد جنبش سه ساله صورت نگرفته یا ناکافی بوده است. 
به هرحال در حال حاضر اولین گامی که باید برداشته شود این است که تمام نیروها و جریانهای متعلق به جنبش تمام امکانات و نیروی خود را برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی به ویژه این سه بزرگوار بسیج کنند. قطعا با رهایی اینان و ارتباط به بدنه جامعه و جنبش حرکت جان تازه ای پیدا خواهد کرد.  
سلطانپور:اگر تعادل قوا 50 -50 نشود در بسیاری از کشورها مردم بیرون نمی آیند. در انقلاب 57 تا راهپیمایی عید فطر قیطریه تعادل قوا به نفع نیروهای امنیتی بود. ولی بعد از آن معادله بهم بخورد بسیاری از مردم به جنبش می پیوندند.  24 تن از فرماندهان سپاه (درآن سالها) به خاتمی نامه اخطار آمیزی نوشتند د رحالیکه در جریانات اخیر بخصوص نامه به علایی امضا کنندگان 14 نفراز فرماندهانسپاه  بودند و لحن هم ملایم تربود. این درحالی است  که اقای خامنه ای  علنا علیه موسوی و کروبی(به عنوان سران فتنه) موضع گرفته است. این نامه ها نشان از حمایت از موسوی و کروبی در بدنه  سپاه دارد. به همین دلیل حاکمیت مجبوراست  که کجدار و مریز با این موضوع  (موسوی و کروبی)  برخورد کند.  تا وقتی  اقشار مختلف مردم در خیابانها  حضور پیدا نکنمد از آزادی این سه هم نباید خبری باشد. نظر شما چیست؟

اشکوری: امروز هیچ کس دیگر با آقای خامنه ای نیست. از خاندانهای روحانی صد رانقلاب مانند منتظری، طالقانی، هاشمی رفسنجانی، بهشتی، مطهری، طاهری اصفهانی و حتی بنیانگذار نظام یعنی آیت الله خمینی هیچ کدام با وی نیستند. همه در برابر رهبر کنونی هستند، مستقیم یا غیر مستقیم.  به همین دلیل خامنه ای خود رهبری کودتا را به عهده گرفته است. در سپاه هم همین طور. در این 22 سال علیرغم سیاست جذب حداکثری دفع حداقلی  که ایشان اعلام کرده، واقعا چه کسی را جذب کرده است؟ در سالهای قبل حریم ظاهری ایشان تا حدودی حفظ می شد. اما الان این پرده ها همه بالارفته و حریمها شکسته شده است. به نظر من همان حرفی را که سعید ی نماینده خامنه ای درسپاه زده که نمی شود سران فتنه را محکوم کرد درست است و منطبق با واقعیت. همان گونه که خود شما هم گفتید در  مجموع سپاه ، البته در بدنه سپاه، و همین طور به طور کلی در بدنه حاکمیت به شدت  ریزش نیرو وجود داشته و دارد. درست به همین دلیل است که تا کنون جرئت نکرده اند مسئولیت ربودن این سه نفر را به عهده بگیرند. حتی از این سه بازجویی هم نکرده اند. کار به جایی رسیده است که رئیس جمهور منتصب اقای خامنه ای در سازمان ملل حصر را به کلی انکار می کند و مدعی می شود که آنها در خانه خودشان زندگی می کنند. طائب آزسرداران اقای خامنه ای هم می گوید خود کروبی و موسوی خواسته اند که برای امنیت خودشان  در خانه شان زندانی باشند. اینهاعلنا دروغ می گویند و این نشان از سردرگمی ایشان است.

در این مدت زندانیان سیاسی، به رغم این همه فشار و به رغم این که هر بار موضعی می گیرند بر مدت محکومیتشان اضافه می شود، باز شجاعانه در مسائل مهم موضع می گیرند و حضور خود را تداوم می بخشند و این دقیقا به معنای تعمیق جنبش است.  را که به زندان برده اند . با انی همه فشار و ارعاب این زندانیان سیاسی موضع می گیرند علیرغم اینکه زندانشان بیشتر می شود.

اما در این میان می خواهم اشاره کنم که برای تحولات آینده یکی از امیدها بدنه سپاه و سردارانی هستند که اگر بخواهیم عدالت رعایت کنیم باید اذعان کنیم که در هشت سال جنگ اینها اجازه ندادند که کشور توسط خارجی ها تحت اشغال بماند. در هر حال تا حدودی استقلال و تمامیت ارضی کشور را حفظ کردند. نیروهای قدیمی و صادق سپا ه قطعا حاضرنیستند ارزشهای اولیه انقلاب را فدا کنند. من فکر می کنم بازنده خود آقای خامنه ای بوده است که هم خود را در معرض انتقادها قرارداد و هم مملکت رادر معرض حمله نظامی خارجی ها قرار داده است.

سلطانپور:  ولی برای روشن شدن مخاطبان ذکر یک نکته هم ضروری است. شکی نیست سپاه از  تمامیت ارضی کشور دفاع کرد ولی در داخل هم با شدت به  سرکوب نیروهای مخالف پرداخت.  ما  امروزتحلیل اوضاع کشور را می کنیم یعنی واقعیت وحقیقت را. 

اشکوری: منظور من هم  نیروهای اصیل سپاه بوده اند. کسانی که به ارزشهای انقلاب 57 پای بند هستند و گرنه منظور سردارانی که رانت خواری کرده و ارزشها را فدای مطامع دنیوی کرده و می کنند نیستند.


سلطانپور:اتفاقا یکی ازسپاهیانی که در قدرت نیستند می گفت که جریانی که دورآقای خامنه ای هستند به هیچ وجه از مواضع خود کوتاه نمی ایند زیرا عقب نشینی آنا ن به مفهوم بازشدن پرونده قتلهای زنجیره ای که توسط آنان مدیریت شده است، خواهدبود.  آنها بر طبل جنگ می کوبند و ایران را به پرتگاهجنگ می برند تا خودشان در قدرت بمانند .
اشکوری: آنها خودشان می دانند که سابقه تاریکی دارند و می دانند که بسیاری در جامعه اینها را می دانند. برای آنها مسله مرگ و زندگی است. آنها که دست به جنایت در زندان ها و خیابانها  زده اند و از رانتها ی سیاسی و اقتصادی گسترده استفاد ه می کنند نشان داده اند که تا آخرین لحظه مقاومت می کنند. امروز هم اینها هستند که  در سایه رهبری اقای خامنه ای سردمدار شده اند و در زیر نام ایشان و درزیر مجموعه ایشان هر کاری را می کنند. البته این توازن  قواست که در آینده مسائل را مشخص می کند و توازن را به سود مردم به هم خواهد زد.

سلطانپور:حرکت غلط برخی از کسانی که به جنبش سبز نسبت دارند مانند اقای مهاجرانی و کسانی مانند اقای نوری زاده که خودشان را حامی جنبش سبزمی دانند در مهمانی عربستان سعودی (الجنادریه) شرکت کرده اند به جنبش ضرر می زند. این را بگویم که حضور همه افراد در هر مراسمی فی نفسه ایرادی ندارد. ولی این آقایان چرا شفاف نبوده اند و اطلاع رسانی نکرده اند. در عصراینترنت این حداقل صداقتی است که می توان از این افراد انتظار داشت. این روزها حمله شدیدی به جنبش سبز حتی به خاتمی می شود در حالی که 6 سال است خاتمی رئیس جمهوری نیست. شما در این مورد چه نظری دارید؟

اشکوری: در این مورد کلیپی در رسانه های جمهوری اسلامی دیدم. من از اصل موضوع اطلاعی ندارم.  همان گونه که به درستی  گفتید می شود در جلسه ای،  مهمانی دولتها و نهادها شرکت کرد، این فی نفسه ایرادی ندارد چرا که جزو حقوق شخصی هر فرد است.  درعین حال از اقای نوری زاده چندان انتظاری نیست چرا که ایشان هم ارتباطات گسترده ای با نظامهای و دولتهای در خاورمیانه دارد و هم ایشان اعتباری در داخل کشور و جنبش سبز شخصیتی مؤثر نیستند، ولی اقای مهاجرانی، با توجه به موقیت و سابقه شان که زمانی وزیر ارشاد اقای خاتمی بوده است و از مقامات جزدولت اصلاحات بوده است و کارنامه مثبتی داشته است، نباید این بهانه را به دست امنیتی هایی بدهد که دنبال چنین بهانه می گردند و به گمانم بهتر بود در این مراسم شرکت نمی کرد. شاید ایشان توضیح بدهند.
   
س: امروز اقای مصلحی وزیر اطلاعات گفت که من به عربستان رفتم و به آنها گفتم قرار است جلسه ای تشکیل بدهید و این قدر هم به این سبزها پول بدهید که آنها تعجب کردند زیرا اطلاعات درونی بود. البته شکی نیست که بسیاری ازمقامات دروغ می گویند. ولی اگر 18 میلیون دلار به جنبش سبز پول داده بودند وضع جنبش این گونه نبود. هر چند کسانی که مستقل باشند چنین پولی را (در صورت درست بودن فرضیه)  نمی گیرند.
ولی این حضور باعث تشدید فشاربر جنبش مردم شده است.

اشکوری:  بله. درست است. اما این نوع دروغ و اتهام زنی در جمهوری اسلامی سکه ای رایج است.

سلطانپور:چند روز قبل پرویز ثابتی در مصاحبه ای گفت که وی از وجود شکنجه اطلاعی نداشته است. اولا شکنجه در زندانهای ایران بوده است پس بی اطلاعی از وجود شکنجه در مجموعه زیر دست باعث تبرئه بالادست نمی شود.
دوم. ثابتی  می گوید که اگر شاه  1500 نفر را دستگیر می کرد هیچ وقت انقلاب اتفاق نمی افتاد. اگر فی الواقع چنین نظری درست بوده باشد اکنون که جمهوری اسلامی حرفهای وی را گوش داده است و همه رادستگیر و زندانی کرده است با این نظریه باید برای همیشه حکومت کند.

اشکوری:  وقتی یک نفر مقام امنیتی ساواک که در25 سال بالاترین مقام امنیتی بوده و به شاه و نخست وزیر مستقیم گزارش می داده است، در آن زمان نفهیمده که در کشور چه می گذشته است و لذا انقلاب شد، ظاهرا بعداز 33 سال بعد از انقلاب هنوز هم نمی نفهمید که برای چه انقلاب شد. در حالی که خودشان مجبورند در کشوری مانند اسرائیل زندگی کنند ونه حتی اروپا و امریکا تا مجهول بمانند و احتمالا همچنان به توطئه هایشان ادامه دهند.
واقعا این از یک ذهن علیل بر می آید که تصور کند اگر در سال انقلاب مثلا 1500 نفر را بگیرید آب از آب تکان نمی خود. بله، در آن صورت، ممکن بود شش ماهی و یک سالی فروپاشی نظام ظالم پهلوی به تعویق بیفتد.

 این که چراانقلاب شد بحث دیگری است. وقوع انقلابها یک بحث تاریخی و جامعه شناختی است. از منظر جامعه شناختی انقلاب را کسی نمی کند بلکه «انقلاب می شود». علل و عوامل مختلف پیچیده سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و خارجی در مقطعی که انقلاب عظیم اجتماعی  صورت می گیرد دخالت دارند. از انقلاب شوروی تا انقلاب فرانسه و انقلاب ایران، که به نظر می آید آخرین انقلاب کلاسیک دنیا باشد، چنین بوده است.

مهندس بازرگان، دکتریزدی و برخی دیگر از دوستانشان در همان دوران مجلس اول (احتمالا سال 62) در ارتباط با فشارهای وارده بر نهضت آزادی به ملاقات رفسنجانی رفته بود ند. اقای هاشمی رفسنجانی به آنان گفته بود که ما اشتباه شاه را تکرار نمی کنیم که آزادی داد و رفت. به نظر می رسد این سخن اجرای طرح آقای ثابتی است.   من فکرمی کنم هم شاه و هم رفسنجانی  هر دو اشتباه می کنند. شاه هر کار که دلش خواست کرد و از جمله احزاب را تعطیل کرد و حزب رستاخیز را راه اندازی کرد اما وقتی زیر فشار خارجی خواست اقدامی بکند تا بماند دیگر دیر شده بود.
آن روز هم که گفت من صدای انقلاب شما راشنیدم، به احتمال زیاد صادقانه نگفت. شاه در زمانی فضای سیاسی را باز کرد که دیگر بدردش نمی خورد. الان هم طرفداران آقای خامنه ای این تز ثابتی را پیاده می کنند. از یک ختم تا آب پاشیدن جوانان به هم مانع می شوند تا انقلاب نشود. زیرا آنان می دانند که آنقدر مشکلات زیاد است که اگر یک قدم عقب بشنیند مجبورند هی عقب تر بروند.

البته اگر الان آزادی ندهند یک روزی خواهند داد اما در آن روز دیگر دیر شده و شاید از آنان نشانی نماند. این البته مهم نیست، مهم این است که در چنان روزی کشور و مردم گرفتار انواع مشکلات و گرفتاری و آسیب بشوند.
هنوز هم عده ای خیر خواهانه به آقای خامنه ای توصیه هایی برای بهبود اوضاع و اصلاح امور می کنند ولی گوشی شنوا نیست. با این همه نباید ناامید شد. قطعا کم هزینه ترین راه این است که در همین تغییرات دموکراتیک نظام صورت بگیرد. این دیگر بر عهده مقامات جمهوری اسلامی و به ویژه شخص رهبری نظام است چه تصمیمی بگیرد. خامنه ای است. روشن اگر قرار باشد همان تز ثابتی پیاده شود فرجام نیز همان خواهد شد.


سلطانپور: اگر اقای ثابتی که احتمالا با سازمان امنیت اسرائیل همکاری می کند به اطراف اسرائیل نگاه کند ازمصر تا تونس و لیبی و یمن دیکتاتورها هرمخالفتی را سرکوب کردند ولی نتوانستند بمانند. حتی سازمان امنیت اسرائیل در مورد بهارمصر غافلگیرشد. این که ثابتی در موردشایعه کشته شدن تختی و صمد بهرنگی و شریعتی و مصطفی خمینی  توسط ساواک مخالفان را به شایعه سازی متهم می کند، اگر روزنامه ها آزاد بودند، این مسایل بحث می شد  و می توانستند حقایق را بنویسند، مردم دیگر به شایعات گوش نمی کردند. همان گونه که درکانادا و آلمان کسی شایعه پردازی نمی کند زیرا می توانند حرفشان رابزنند.

اشکوری : ده ها نفر که زیر شکنجه ساواک کشته شده اند (کسانی مانند فاطمه امینی که پشتش را اتو کشیده بودند)، چرا ثابتی ازآنها صحبت نمی کند.  ثابتی می گوید شریعتی مریض بود و در لندن درگذشت در حالی که او سالم بود. نمی دان چرا چنین دروغی گفت. حداقل می توانست بگوید که سکته کرد.

سلطانپور: به راستی آن شریعتی که حاصلش این انقلاب ( فعلی )  باشد که من و شمایی که در آن شرکت داشته ایم آن را در این شرایط نمی پذیریم، پس چرا عده ای نگران اندیشه شریعتی هستند؟ این روزها به نظر می آید کسانی که شریعتی را نقد می کنند و به همکاری با ساواک متهم، عمدتا خط سیاسی خاصی داشته و یا دارند. کمتر محقق بیطرفی در این زمینه به نقد شریعتی پرداخته است .


اشکوری:  نقد و منتقدان شریعتی از یک منظر و یک گروه نیستند. برخی از منتقدان از قدیم از منظر فلسفی و علمی باشریعتی برخورد می کنند و برخی افکار وی را به نقد می کشند. حتی کسانی که جزو شاگردان شریعتی بوده اند نیز نقدهای جدی به وی داشته و دارند.
اما کسانی که به صورت بیمارگونه با شریعتی برخورد می کنند، به نظرم مسئله اصلی هژمونی طلبی است. زیرا می بییند که هنوز هم شریعتی زنده و حاضر است. از جوانان نسل دومی و سومی گرفته تا نسل قدیمی آثار شریعتی را می خوانند. کویریات شریعتی را کسانی که مذهبی هم نیستنداما گرایش ادبی و یا عرفانی دارند، نیز می خوانند. وقتی زوجهای جوان روی کارت عروسی شان از گفته های شریعتی می نویسند، نشان از حضور شریعتی در این نسل دارد. در واقع شریعتی تبدیل به یک اسطوره شده است. از این رو کسانی احساس می کنند که باید این اسطوره بشکنند و از جوانان بگیرند. اما اینان به گمانم اینان دچار توهم هستند زیرا شریعتی جای کسی را تنگ نکرده است.  
بعضی از افراد مانند جلال متینی به سائقه جهل و عقده گشایی است که دست به تخریب می زنند. به ویژه معلم انقلاب شدن شریعتی هم شاهی را دچار خشم و عصبیت کرده است. جالب است که یکی از همین چهره ها پیشگام مدعی همکاری شریعتی با ساواک شده است. اما اسناد ساواک، که در سه جلد منتشر شده است، نشان می دهد که از پس از ورود شریعتی به ایران و در واقع از بازداشت وی در مرزبازرگان، درباره نوع برخورد با وی دو جریان در ساواک شکل می گیرد. یک جناح ساواک معتقد می شوند که با توجه به نوع تفکر شریعتی در مورد دین سنتی و به ویژه روحانیت، افکار و گفتار وی می تواند در راستای سیاست مدرنیت رژیم مفید باشد. گروه دیگر چنین باروری نداشت و اصولا افکر شریعتی مضر و خطرناک می دانست. تا سال 50 فکر نخست حاکم بود و از آن پس فکر دوم غلبه کرد. چرا که در عمل دیدند که از افکار و کلاسها و نوشته های وی چیزی جز حرکت و بیداری سیاسی و انقلابی بر ضد رژیم سلطنت بیرون نمی آید. دیدند که سازمان مجاهدین از حسینیه ارشاد عضوگیری می کند. این بود که حسینیه را بستند .  شریعتی  و میناچی را بازداشت کردند. دراینجا چیز مبهمی وجود ندارد.

باید افزود بسیاری هم از شریعتی به دلیل مذهبی بودن و یا تفسیر ایدئولوژیک و انقلابی از دین خرسند نیستند و از این منظر به وی نقد دارند. به هرحال منظرهای نقد نقادی متنوع است و هرکدام حکمی جداگانه دارند.

سلطانپور::تشکر از شما که این وقت را گذاشتید. امیدوارم که همه نقد کنند، نقد بیرحمانه، ولی جانب انصاف را نگهدارند.
اشکوری: من هم از شما و بینندگان شما تشکر می کنم.

توضیح : این مصاحبه ازطریق اسکایپ در روز 26 بهمن – 16 فوریه  2012 در تلویزیون تن  انجام شده است .

لینک این مصاحبه