Translate

جمعه، تیر ۲۳، ۱۳۸۵

کانادا"بهشت امن" ناقضان حقوق بشر


"بهشت امن" ناقضان حقوق بشر
روز-حسين باستاني :يک روز پس از آن که نخست وزير کانادا تایید کرد که از دولت آلمان خواسته بوده تا اگر سعید مرتضوی، دادستان تهران، وارد خاک آن کشور شود او را )به خاطر نقشش در قتل زهرا کاظمي، روزنامه نگار ايراني تبار تبعه کانادا( بازداشت کنند، منوچهر متکي، وزير امور خارجه ايران چنين به کانادايي ها پاسخ داد: "به اعتقاد جمهوري اسلامي ايران، کشوري که هنوز رگه هاي مستعمره بودن از بريتانياي کبير را دارد، در حد و اندازه اي نيست که چنين حرف هاي غيرمنطقي، ناصحيح و غير قانوني را مطرح کند و انتظار هم داشته باشد که گوش شنوايي براي آن باشد." (خبرگزاري دولتي ايران، ايرنا، 4 تير 85). اين پاسخ تحقير آميز، در شرايطي منتشر مي شد که ترديدي وجود نداشت که دولت هاي اروپايي، خواسته "تبليغاتي" نخست وزير کانادا را برآورده نخواهند کرد.
نحوه رفتار دولت کانادا در قبال قتل زهرا کاظمي، نمونه اي مثال زدني از نتايج "عملي" واکنش هاي برخي دولت ها در قبال نقض بشر در ايران است. اجازه دهيد به عنوان يادآوري برخي مواضع دولت کانادا در قبال ماجراي زهرا کاظمي، به 11 ماه قبل بر گرديم (4 مرداد 84)؛ زماني که خبرگزاري ايرنا - درست به فاصله اندکي از رد درخواست تجديد نظر در پرونده زهرا کاظمي توسط قوه قضاييه ايران - اظهارات مستشار بازرگاني سفارت کانادا در تهران را مخابره کرد که: "مشکلات سياسي کانادا و ايران مانع از روابط اقتصادي و تجاري دو کشور نخواهد شد... اين مشکلات که عمدتاً مربوط به ماجراي مرگ خانم زهرا کاظمي است هيچ محدوديتي براي تجارت بخش خصوصي ايران و کانادا ايجاد نمي کند."
اما حجم "روابط اقتصادي و تجاري دو کشور" - که آن قدر مهم بود که حتي پايمال شدن خون زهرا کاظمي آن قدر ارزش نداشت که "هيچ محدوديتي" در مورد آن ايجاد کند - چقدر بود؟ اين سوالي بود که من شخصاً، حدود يک سال پيش از انتشار اظهارات مستشار بازرگاني سفارت کانادا، از يک ديپلمات کانادايي پرسيده و پاسخ گرفته بودم: "حدود 200 ميليون دلار و اين مقدار، آن قدر نيست که باعث معامله ما بر سر وضعيت حقوق بشر در ايران بشود".
ديپلمات کانادايي، که اين سخن را در پاسخ به اتهام من مبني بر "تقدم ملاحظات اقتصادي به ملاحظات حقوق بشري" عنوان مي کرد، مي خواست بداند روزنامه نگاران ايراني چه کمک مي توانند به جلوگيري از پايمال شدن خون زهرا کاظمي بکنند؟! و پاسخ گرفته بود که روزنامه نگاران منتقد ايراني - که عمدتاً نزد همان قاضي که عامل قتل زهرا کاظمي شناخته مي شود پرونده هاي سنگين دارند - تا آنجا که مي توانسته اند با پذيرش خطرات گوناگون راجع به پرونده قتل "همکار خود" افشاگري کرده اند؛ اما در مقابل، سوال آن است که آيا دولت کانادا نيز هر آنچه لازم بوده را براي پيگيري قتل "تبعه خود" انجام داده است؟ به طور مشخص، آيا آن دولت اطلاع ندارد که کانادا يکي از مهترين کشورهاي "امن" جهان براي سرمايه گذاري هاي اقتصادي هنگفت شخصيت هاي تندروي ايراني [شامل شخصيت هاي متهم به نقض مستقيم حقوق بشر در ايران] و اقامت نزديکان آنان به شمار مي رود؟
البته، مقامات کانادايي - همچون مقامات برخي ديگر از کشورهاي "امن" براي ناقضان حقوق بشر در ايران- در پاسخ به چنين سوالي، مجموعه اي از دلايل متنوع را ارائه مي کنند که ثابت مي کنند چرا به دلايل قانوني، اداري، سياسي و ... ( و در راس همه آن دلايل، "استقلال قواي قضاييه و مجريه" ) انجام چنين واکنش هايي نسبت به مسوولان ناقض حقوق بشر در ايران غير ممکن است. اما واقعيت آن است که وقتي حتي منافع کوچک 200 ميليون دلاري اقتصادي آن قدر مهم است که بايد اطمينان داد: "مشکلات سياسي کانادا و ايران [به واسطه پرونده زهرا کاظمي] مانع از روابط اقتصادي و تجاري دو کشور نخواهد شد"، اين سوال مطرح مي شود که آيا برخي دولت هاي به ظاهر نگران وضع حقوق بشر در ايران، اساساً حاضر به پرداخت "هزينه" اي - ولو انداک - هم براي مقابله "واقعي" با ناقضان حقوق انسان ها هستند؟ مهم ترين آن که، آيا تناسبي ميان اقدامات عملي آنها در زمينه وضعيت حقوق بشر در ايران و ميزان تبليغات آنها در اين ارتباط وجود دارد؟
اگر به راستي مسوولان کانادايي معتقدند که دولت هاي غربي امکان دخالت در مسائل قضايي (چون برخورد با عاملان نقض حقوق بشر) را ندارند، پس مشخص نيست که چرا از دولت هاي اروپايي خواستار اقداماتي در حد توقيف سعيد مرتضوي هستند؟ و اما اگر مسوولان کانادايي به امکان انجام چنين پي گيري هايي توسط دولت ها باور دارند، پيشنهاد مي شود ابتدا از کشور خود شروع کنند: هم اکنون، نه تنها خون يک روزنامه نگار تبعه کانادا - زهرا کاظمي - در ايران پايمال شده؛ که جان و زندگي يک روشنفکر شناخته شده ايراني تبار تبعه کانادا - رامين جهانبگلو- در اختيار همان کساني قرار دارد که خانم کاظمي را (زير فشار براي اثبات اتهام دروغ "جاسوسي" که به دکتر جهانبگلو هم وارد کرده اند) به قتل رسانده اند. اگر دولتمردان کانادايي مي خواهند فشار موثري بر عاملان چنين جنايت هايي انجام دهند، حداقل کاري که مي توانند انجام دهند، آن است که اجازه ندهند کانادا بيش از اين، "کشور امن" ناقضان حقوق بشر در ايران باشد. اگر اين دولتمردان، به راستي از آنچه در کشورشان مي گذرند بي اطلاعند، فعالان حقوق بشر مي توانند فهرستي از سرمايه گذاري هاي هنگفت چهره هاي تندروي ايراني (و نيز، فهرستي از بستگان آنان که مقيم کانادا شده اند) را در اختيارشان قرار دهند.
ترديدي نيست اگر خاطر اين مسوولان از آينده "امن" خود و سرمايه هايشان در کشورهايي چون کانادا راحت نباشد، و اگر بدانند که بايد روزي در داخل کشور جوابگوي اعمال و داريي هايشان باشند، "جسارت" آنها در نقض حقوق بشر کاهش خواهد يافت. به راستي، آيا دولتمردان کانادايي - که مهمترين واکنش "عملي" شان پس از قتل زهرا کاظمي، ايجاد محدوديت هاي بي سابقه براي دانشجويان ايراني مقيم آن کشور بوده - متوجه نقش غير مستقيم کشور خود در نقض حقوق بشر در ايران هستند؟

چهارشنبه، تیر ۲۱، ۱۳۸۵

روزنامه نگاری در جمهوری اسلامی

آقای یزدی عجله کا رشیطان است

نهضت‌آزادي خواهان آزادي موسوي‌خوئيني‌ شد
چهارشنبه 21 تیر 1385
نهضت ازادي با صدور بيانيه‌اي از مخالفت قوه قضاييه با تبديل قرار بازداشت علي‌‏اكبر موسوي خوئيني، دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي( ادوار دفتر تحكيم وحدت ) انتقاد كرد.
موسوي خوئيني در جريان تجمع د رميدان هفتم تير تهران دستگيرشده بود و با وجود آزادي ساير دستگيرشدگان وي همچنان در بازداشت به سر مي‌برد.
به گزارش خبرگزاري‌كارايران، نهضت آزادي ادامه بازداشت وي در زماني كه بقيه بازداشت‌‏شدگان تجمع آزاد شده‌‏اند را دليلي بر اثبات اين دانسته كه برخورد با وي به خاطر فعاليت‌‏هاي وي در دوران نمايندگي است.
نهضت آزادي ايران همچنين از دستگاه قضايي خواسته است كه ضمن توجه به پيامدهاي ادامه بازداشت موسوي خوئيني، به عنوان يكي از فعالان مؤثر جنبش دانشجويي، با تبديل قرار، ايشان و ساير زندانيان سياسي، مطبوعاتي و دانشجويي را آزاد كند و زمينه رسيدگي به اتهامات وارده عليه ايشان را طبق اصل 168 قانون اساسي در يك دادگاه عمومي، علني و با حضور هيأت منصفه فراهم آورد.

دوشنبه، تیر ۱۹، ۱۳۸۵

How I've come to know Gilad Shalit

How I've come to know Gilad Shalit
Media humanize Israeli soldier, but what of Palestinians, asks Simon Black
Jul. 9, 2006. 01:00 AM

I know Gilad Shalit. Not personally, but I could tell you what he looks like, his age, where he went to school, his hometown, his father's name, what his father looks like, and how he weeps for his son.
I know that this is not the first time that the Shalit family has felt the emotional impact of armed conflict. I know that during the Arab-Israeli war, Gilad's uncle, Yoel, was killed.
I know that Gilad's brother is named after Yoel. I know that his brother attends university in Haifa and is worried about him. I know that Gilad is being held by Palestinians after his army outpost was raided and Gilad was captured.
I know that Gilad is the first Israeli soldier captured by Palestinians since 1994. I know Gilad's friends describe him as a peaceful and quiet young man.
I know that Israeli Prime Minister Ehud Olmert has spoken with Gilad's father. I know that Olmert has assured Galid's father that everything in his power is being done to secure the release of his son.
I also know that the "everything" Prime Minister Olmert speaks of includes the collective punishment of the Palestinian people by further military incursions into their territory, destroying Palestinian infrastructure and cutting their power supply, leaving families in the dark.
I know these things because I watch the nightly news and read the daily paper. Since his capture, I have been unable to avoid the image of Gilad Shalit and the life and history behind this image.
What I do not know is the names and faces of the hundreds of Palestinian children held in Israeli jails.
I could not tell you about their brother or sister, whether they would like to go to university, or whether they have a dead relative for whom they were named after.
Nor could I tell you about the thousands of Palestinian men and women who are held by the Israeli state without charge or trial. I could not tell you whether their friends and family describe them as peaceful or quiet.
These people are nameless, faceless, reduced to bare life — human beings not entitled to rights, dignity and respect.
Nor do they merit the attention of the BBC, The Globe and Mail, Ha'aretz, or The New York Times.
Unless of course they engage in an act of violence so horrific, so apparently unexplainable and incomprehensible that they must be subject to biography, psychological profiling, a where-did-it-all-go-wrong-for-the-aspiring-fun-loving-university-student-type docudrama.
Apparently their suffering does not deserve the attention of the media.
Their incarceration is not the stuff of headlines in the national media. Their detainment is without explanation and justification in the op-ed section of the dailies or subject to the analysis of talking heads on the evening news.
No ink will be spilled over their life stories.
And here lies the tragedy of the Palestinian people. Here lies the tragedy for many of us.
We only know Gilad Shalit.

http://www.thestar.com/NASApp/cs/ContentServer?pagename=thestar/Layout/Article_PrintFriendly&c=Article&cid=1152360067130&call_pageid=971358637177

مقاله : آيا دولت عادل تصور کردني است ؟


سر مقاله روزنامه انقلاب اسلامی در هجرت شماره 647
تاریخ انتشار 22 خرداد 85 برابر با 12 یونی 2006
ابوالحسن بنی صدر

مقاله : آيا دولت عادل تصور کردني است ؟
25 سال پیش از این ، در خرداد 60، در پاسخ به پیشنهاد همه پرسی بر وفق قانون اساسی، ﺁقای خمینی دو نوبت اخطار کرد : اگر ملت موافقت کند من مخالفت می کنم ( 6 خرداد 60 ) و « اگر 35 میلیون بگوید بله من می گویم نه » ! به دنبال این دو اخطار، وقتی واپسین تقلای او برای موافق کردن این جانب با استقرار استبداد در پی سازش پنهانی با ریگان – بوش ، با شکست روبرو شد،دستور داد واپسین صحنه کودتای خزنده انجام بگیرد . در ﺁن کودتا و در دو کودتای پیش از ﺁن، یکی کودتای انگلیس ها بدست سید ضیاء - رضا خان در 1299 و دیگری کودتای سیا – انتلیحنت سرویس با دستیاری شاه – زاهدی – بهبهانی – کاشانی در مرداد 1332 ، این پرسش را پیش رو می نهد : چرا دولت مردم سالار و جانبدار استقلال و ﺁزادی ، به رهبری کسانی که جامعه ای ﺁزاد و در رشد می خواستند و عدالت را میزان پندار و گفتار و کردار خویش و باز سازی دولت می دانستند و می کردند، « دولت مستعجل » شدند و دولت بیگانه با جامعه ملی و استبدادی و ستمگستر عمر دراز یافته است ؟
پاسخ اینست که دولت بمثابه قدرت نمی تواند بر میزان عدل عمل کند . به سخن دیگر، هرگاه در جامعه ، اعضا در رابطه با خود و رابطه با یکدیگر ، عادل نباشند، ولو ذهن همگانی خواستار دولت ملی ( = تابع ولایت جمهور مردم ) باشد، دولت حقوقمدار و تابع میزان عدالت ، واقعیت پیدا نمی کند . به سخن دیگر، نیاز به فرهنگ ﺁزادی و دوستی دارد . از این رو است که گفته اند : استقرار مردم سالاری درگروه خلق فرهنگ دوستی، فرهنگ ﺁزادی و فرهنگ مردم سالاری است

اهداف اصلاح‌طلبانه ابزار مصلحانه می طلبد


چشم انداز ایران ویژه نامه 18 تیر تابستان 1384
اهداف اصلاح‌طلبانه
ابزار مصلحانه مي‌طلبد
گفت‌وگو با عزت‌الله سحابي

اشاره: در روزهاي بحران دانشگاه تهران در تيرماه 78، چهره‌هاي بسياري از ميان فعالان سياسي اصلاح‌طلب در ميان دانشجويان حضور يافتند تا ازسويي ضمن روبه‌روشدن با ابعاد فاجعه، آلام دانشجويان ستمديده را مرهمي باشند و ازسوي ديگر با استفاده از نفوذ كلام و استدلال‌هاي خود آنان را متقاعد كنند كه به دام حركات خود به خودي و هيجان‌زده در نغلتند؛ دامي كه برپاكنندگانش مترصد بهره‌برداري از آن به نفع مقاصد خويش بودند.
مهندس عزت‌الله سحابي ازجمله شخصيت‌هاي سياسي بود كه آن روزها با حضور در كوي، دانشگاه و تجمعات دانشجويان، اندرز هميشگي خود خطاب به آنان را تبليغ مي‌كرد: "اهداف اصلاح‌طلبانه، ابزار مصلحانه مي‌طلبد."
در اين بخش اين فعال سياسي در گفت‌وگو پيرامون رخداد هجدهم تير، تحليل خويش از روند ماجرا را به بازگويي نشسته است.
٭٭٭
از آن روزها چه به ياد داريد؛ روزهاي بحران يك هفته‌اي تهران، دانشگاه، خوابگاه، خيابان‌ها و...؟

برخی اصلاح طلبان به دنبال معجزه هستند


فتاب:« سعید مدنی» فعال ملی ـ مذهبی معتقد است تصور بخشی از اصلاح طلبان آن است که پیشبرد جنبش اصلاح
طلبی تنها از مسیر حضور در دوره های مختلف انتخاباتی میسر است. در پی آغاز بحث های اولیه انتخابات شوراها و خبرگان در گروه های اصلاح طلب، سعیدمدنی به خبرنگار سیاسی آفتاب گفت:« برخی از اصلاح طلبان ادامه تلاش و حرکت سیاسی خود را فقط موکول و معطوف به فعالیت های انتخاباتی می کنند و خارج از دوره های انتخاباتی هیچ فعالیت و تحرک سیاسی را برای خود ترسیم نکرده اند.»
این فعال ملی مذهبی گفت:« طبیعتا برای این دسته، ماهیت انتخابات، سلامت و صحت آن و نتایج و دستاوردهای آن در اولویت بعدی قرار دارد و لذا بدون هیچ قید و شرطی وارد فعالیت های انتخاباتی می شوند و انتظار دارند در جریان انتخابات به دستاورهای سیاسی مشخص نایل شوند

زن در متون مقدس- رضا علیجانی







زن در اديان هندي
دوشنبه 19 تیر 1385
ششمين جلسه از سلسله نشستهاي زن در متون مقدس كه توسط رضا عليجاني در تالار عمومي كتابخانه حسينيه ارشاد برگزار مي شود به ادامه بحث «زن در اديان هندي» خواهد پرداخت. اين جلسه فردا 21 تير،‌ در ساعت 30/17 برگزار مي شود.
گزارش جلسه پيشين اين نشست با عنوان «زن در اديان هندوئيسم بر اساس كتاب هاي ريگ ودا و اوپانيشاد» و همچنين ساير نشست ها ي «زن در متون مقدس» در وبلاگ
www.zdmm.blogfa.com
مي توان مشاهده كرد

زن در متون مقدس
Zan Dar Motoone Moghadas
این وبلاگ به ارائه مباحث کلاس "زن در متون مقدس" و نقد و نظر های پیرامون آن اختصاص
.

محمد ملكى / جلوگيرى از برگزارى سالروز جنبش دانشجويى



محمد ملكى / جلوگيرى از برگزارى سالروز جنبش دانشجويى
دكتر محمد ملكی
۱۸ تير ( نهم ژوييه) سالروز جنبش دانشجويى نام گرفته است. جنبش آزاديخواهى دانشجويان ايران در سال ۱۳۷۸ بخصوص در روز ۱۸ تير با سركوب و دستگيرى فعالان دانشجويى روبرو شد. دانشجويان ايرانى هر سال در اين روز مى‌كوشند تا مراسمى برگزار كنند و خواستهاى خود را بار ديگر به بيان درآورند. اما هر سال با جو پليسى مواجه مى‌شوند. امسال نيز چنين است. دكتر محمد ملكى، رييس دانشگاه تهران در سال‌هاى اول پس از انقلاب به پرسش‌هايى در باره برگزارى سالروز ۱۸ تير پاسخ مى‌گويد.
بشنويد: گفتگو با دكتر محمد ملكی

یکشنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۵

فجايع حقوق بشري آمريكا در زندان‌هاي كوزوو، بگرام و ابوغريب/

/فجايع حقوق بشري آمريكا در زندان‌هاي كوزوو، بگرام و ابوغريب/‌ مشاور پيشين پاول، چني و رامسفلد را عامل شكنجه‌ي زندانيان جنگي در عراق مي‌داند
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي 1385/04/18 07-09-2006 11:59:34 8504-09116: کد خبر
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي
پس از حملات يازدهم سپتامبر 2001 عليه آمريكا، رويكرد تهاجمي و متجاوز دولت بوش در سطح بين‌المللي مجال و بهانه‌ي لازم را براي بروز و ظهور پيدا كرد. اين كشور پس از آن با حمله به افغانستان و اشغال آن كشور حضور نظامي خود را در منطقه‌ي خاورميانه تقويت و سپس با حمله به عراق و اشغال اين كشور اين حضور را تكميل كرد. در جريان اين اشغال‌گري‌ها، فجايعي توسط نيروهاي آمريكايي در مناطق اشغالي به وقوع پيوسته كه نمونه‌ي بارز آن در زندان‌هاي تحت اختيار آنان

شنبه، تیر ۱۷، ۱۳۸۵

ما و میراث شریعتی"

ما و میراث شریعتی"
گزارشی از سخنرانی حسن یوسفی اشکوری در مراسم بزرگداشت دکتر علی شريعتی در کانون توحيد لندن

* « شریعتی يک آزادیخواه دمکرات است. »* « از ميان چهار جريان اثر گذار اسلامی معاصر: سنتگرايان، بنياد گرايان، نوگرايان (فرهنگی اصلاح طلب)، شریعتی و اقبال به گروه چهارم، "نوانديشان راديکال" (معتقد به بازسازی انديشه اسلامی)، تعلّق دارند

پنجشنبه، تیر ۱۵، ۱۳۸۵

letter to Mrs. Arbour to help MKO's to leave Iraq

Madam Louise Arbour
Office of the High Commissioner for Human Rights United Nations Office at Geneva1211 Geneva 10, Switzerland
Dear Madam Arbour,


Re: Identifying the residents of Camp “Ashraf” in Iraq and offering MKOs’ dissidents the protection of law and an opportunity to establish themselves in a free country

With the rise of tension between the United States and Iran, we wish to express our serious concern about the fate and the future of the residents of the Camp Ashraf run by the Mojahedin-e Khalq, in Iraq.

Just as we welcomed the international pressure about the situation in Guantanamo Bay, which resulted in the Supreme Court of the United States calling it illegal and unconstitutional, we wish to draw your attention to the similar, if not worse, situation in the case of Camp Ashraf.

There are remarkable similarities between the two camps, though one is not officially referred to as a military prison. In both cases a group of citizens of a country are being held captive in a foreign country under the control of the American forces without supervision.

www.cdhriran.blogspot.com

سه‌شنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۵

آ
آمریکا از واریز پولهای مسلمانان در سراسر دنیا جلوگیر ی میکند
US blocking transfer of money by Muslims
DUBAI, July 2: Money transfer agencies like Western Union have delayed or blocked thousands of cash deliveries on suspicion of terrorist connections simply because senders or recipients have names like Mohammed or Ahmed, company officials said.In one example, an Indian driver here said Western Union prevented him from sending US$120 to a friend at home this month because the recipient’s name was Mohammed.“Western Union told me that if I send money to Sahir Mohammed, the money will be blocked because of his name,” said 36-year-old Abdul Rahman Maruthayil, who later sent the money through UAE Exchange, a Dubai-based money transfer service.In a similar case, Pakistani Qadir Khan said Western Union blocked his attempt this month to wire money to his brother, Mohammed, for a cataract operation.
http://www.dawn.com/2006/07/03/top17.htm