سایت جهان نوشت درخشان بازداشت شد .و علت بازداشت وی را جاسوسی برای اسرائیل خواند
امیدوارم اتهامات وی درست نباشد و وی هر چه زودتر آزاد شود.
حسین درخشان ، از آن جماعاتی بود که برای مطرح شدن هر کاری می کرد و با وب نوشته هایش بسیاری را سر کار می گذاشت .
در هر حال امیدوارم که برایش به خوبی تمام شود
Translate
دوشنبه، آبان ۲۷، ۱۳۸۷
پنجشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۸۷
حمله شدید شاعران نیمایی به نظریات رضا براهنی
حمله شدید شاعران نیمایی به نظریات رضا براهنی
تعدادی از شاعران نیمایی ایران عصر دوشنبه پس از سالها در یک شب شعر گرد هم آمدند و در آن نظریات رضا براهنی درباره شعر نیمایی و لزوم عبور از آن توسط یکی از سخنرانان به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار مهر، دهمین شب شعر چشمه با موضوع شعر نیمایی با سخنرانی سعید سلطانی طارمی و مهدی عاطف راد در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در ابتدای این میزگرد طارمی با تاکید بر اینکه "هنر اساسا مبتنی بر مانع است" گفت: این موانع اند که هنر را پالایش می دهند. یک مجسمه ساز اگر از مانع سفت و سخن سنگ نگذرد نمی تواند به مجسمه دست یابد. شاعر نیز باید از واژه های موجود استفاده کند و از آنها بگذرد تا به شعر دست یابد. وزن در شعر همان دشواری است که موجب پالایش اثر میشود.
26 سال است شاعران نیمایی گرد هم نیامده اند
وی در پاسخ به این ادعا که "شعر نیمایی مهجور است" افزود: شعر در عین اینکه آسانترین پدیده است دشوارترین کار به حساب می آید. مسئله مهجوریت هم درباره شعر نیمایی مطرح نیست. در واقع ممکن است شاعر نیمایی مهجور باشد نه شعر نیمایی، چرا که امروز بعد از گذشت 26 سال از یک جلسه شعرخوانی که به مناسبت سالگرد درگذشت نیما بار دیگر شاعران نیمایی دور یکدیگر جمع شدهاند. اما از شاعری که در این مدت کارهایش عرضه نشده چه انتظاری میتوان داشت.
مدیر سایت "دینگ دانگ" -ارگان شاعران نیمایی- به حوادث رخ داده پیرامون این دسته از شاعران از سال 1363 اشاره کرد و گفت: از آن سال به بعد اتفاقاتی در این مملکت افتاد که سبب شد شاعران نیمایی به نوعی عقب نشینی کنند و فرصت انتشار به دست کسانی افتاد که معتقد بودند باید از انتشار اشعار نیمایی جلوگیری کرد. علاوه بر آن شعر نیمایی در این سالها شاعر بزرگی عرضه نکرده است.
طارمی اضافه کرد: اینکه گفته می شود نیما شاعر بزرگی بوده اما شاعران نیما او را نفهمیده اند یک "پُلینی" است. مثل اینکه گفته شود فلان اندیشه اندیشه بزرگ بوده اما آن را درک نکرده اند. نخستین نظرها را در این باره یدالله رویایی مطرح کرد.
وی افزود: چطور می شود گفت نیما پدیده ای اساطیری و دور از دسترسی است که شاعران نیمایی قادر به درک او نیستند اما شاعران غیر نیمایی که تنها از دور دستی بر آتش دارند نه تنها او را می فهمند که متوجه اند که رقیبشان (شاعران نیمایی) این را نمی فهمند؟
قرائت عجیبی از مدرنیسم در ایران رایج است
وی گفت: قرائت عجیبی از مدرنیسم در ایران رایج شده که در آن شاعری مانند اخوان ثالث که یأس حاکم بر جامعه ایران را به زیباترین وجه اش منتقل می کند شاعری نوقدمایی و شاعری که تفکرش مربوط به 3000 سال پیش در هند و ژاپن است مدرن معرفی میشود.
در ادامه مهدی عاطف راد سخنانش را با نقد رساله ای از رضا براهنی با عنوان "چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟" آغاز کرد و گفت: این مقاله مهمترین و جدی ترین رساله ای است که در نقد و رد شعر نیمایی در طول 70 سال حیات آن نوشته شده است و مهمتر اینکه نویسنده آن (براهنی) سالها خود شاعر نیمایی بوده اما در ادامه راه شعر بی وزن پسا نیمایی را در پیش گرفته است.
براهنی معتقد است شعر نیمایی باید منقرض شود
وی با اشاره به نقدهای مختلفی که براهنی بر شعر نیمایی وارد کرده افزود: براهنی در ابتدا به نقد ایده های نیما درباره شعر می پردازد و آنها را دارای تناقضهای شدید می داند که راه شعر فارسی را سد کرده پس می باید منقرض شود و راه جدید دیگری در مقابل آن قرار دارد که همان شعر بی وزن پسا نیمایی است.
عاطف راد افزود: براهنی در نقد شعر نیما فقط متکی به بخشی از نظریات شعری اوست که شامل شعر نیما، شعر شاعران نیمایی پس از نیما و نظریات تکمیلی آنها و به همین دلیل ناقص و محدود و یکجانبه است.
راد اضافه کرد: این در حالی است که نظریه های نیما به صورت یادداشتهای پراکنده ای است که به صورت نامه هایی به افراد مختلف بیان شده است که متاسفانه تا کنون گردآوری نشده و نقدهایی از این جهت وارد است. دیگر اینکه براهنی معتقد است بخشی از تضادی که در نظریات نیما وجود دارد ناشی از تناقضی است که میان نظریات وی و شعری که ارائه کرده است وجود دارد اما نکته مهم این است که براهنی هیچ مثالی در این باره ذکر نمیکند.
وی ادامه داد: براهنی معتقد است فصل غریب نمایی یا بیگانه نمایی شعر نیما زائد است چرا که این فصل با شعر کلاسیک به پایان رسیده است و دیگر چنان آشنا شده که نمی توان از آن بیگانه سازی کرد. پس شعر نیمایی دیگر شعر نو نیست.
به گفته این شاعر در نقد این نکته نیز باید گفت زمانی که براهنی این رساله انتقاد آمیز را نوشت تنها 58 سال از عمر شعر نیمایی گذشته بود و اگر حرف او درست باشد آشنایی زدایی شعر حافظ نیز باید مدتی بعد از خود وی به پایان می رسید در حالی که 400 سال بعد کسی مانند بیدل دهلوی ظهور می کند که شعرش سرشار از بیگانه سازی است.
این منتقد ادبی با اشاره به دیگر انتقاد رضا براهنی در این باره که "شعر نیما تک وزن است و نمی تواند ریتمهای مختلف ایجاد کند و قدرت هارمونی سازی ندارد" افزود: لازم نیست که در یک شعر روایی از جمله شعر نیمایی چند شخصیت وجود داشته باشند و ایجاد چند صدا در شعر به طور طبیعی امکان پذیر است و شعر نیمایی اتفاقاً امکان چند وزنی شدن را دارد.
سخنان و انتقادات عاطف راد مرتبط با کتابی بود که رضا براهنی در سال 1374 و تحت عنوان "خطاب به پروانه ها و چرا من شاعر نیمایی نیستم" منتشر کرده بود.
در پایان این نشست چند تن از شاعران نیمایی از جمله محمد خلیلی، فرهاد عابدینی، محمد شاکری یکتا، محمدرضا طاهریان، اقبال مظفری، هاتف خرازیان، محمد شریعتی و اصلان رضایی تازه ترین شعرهای خود را قرائت کردند.
بخش پایانی شب شعر چشمه نیز به شعرخوانی شاعر مهمان نشر چشمه جعفر کوشآبادی اختصاص داشت که وی نیز تازه ترین شعرهای خود را قرائت کرد.
در این مراسم تعدادی از نویسندگان، شاعران و هنرمندان از جمله محمود معتقدی و هانیبال الخاص (نقاش) نیز حضور داشتند
تعدادی از شاعران نیمایی ایران عصر دوشنبه پس از سالها در یک شب شعر گرد هم آمدند و در آن نظریات رضا براهنی درباره شعر نیمایی و لزوم عبور از آن توسط یکی از سخنرانان به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار مهر، دهمین شب شعر چشمه با موضوع شعر نیمایی با سخنرانی سعید سلطانی طارمی و مهدی عاطف راد در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در ابتدای این میزگرد طارمی با تاکید بر اینکه "هنر اساسا مبتنی بر مانع است" گفت: این موانع اند که هنر را پالایش می دهند. یک مجسمه ساز اگر از مانع سفت و سخن سنگ نگذرد نمی تواند به مجسمه دست یابد. شاعر نیز باید از واژه های موجود استفاده کند و از آنها بگذرد تا به شعر دست یابد. وزن در شعر همان دشواری است که موجب پالایش اثر میشود.
26 سال است شاعران نیمایی گرد هم نیامده اند
وی در پاسخ به این ادعا که "شعر نیمایی مهجور است" افزود: شعر در عین اینکه آسانترین پدیده است دشوارترین کار به حساب می آید. مسئله مهجوریت هم درباره شعر نیمایی مطرح نیست. در واقع ممکن است شاعر نیمایی مهجور باشد نه شعر نیمایی، چرا که امروز بعد از گذشت 26 سال از یک جلسه شعرخوانی که به مناسبت سالگرد درگذشت نیما بار دیگر شاعران نیمایی دور یکدیگر جمع شدهاند. اما از شاعری که در این مدت کارهایش عرضه نشده چه انتظاری میتوان داشت.
مدیر سایت "دینگ دانگ" -ارگان شاعران نیمایی- به حوادث رخ داده پیرامون این دسته از شاعران از سال 1363 اشاره کرد و گفت: از آن سال به بعد اتفاقاتی در این مملکت افتاد که سبب شد شاعران نیمایی به نوعی عقب نشینی کنند و فرصت انتشار به دست کسانی افتاد که معتقد بودند باید از انتشار اشعار نیمایی جلوگیری کرد. علاوه بر آن شعر نیمایی در این سالها شاعر بزرگی عرضه نکرده است.
طارمی اضافه کرد: اینکه گفته می شود نیما شاعر بزرگی بوده اما شاعران نیما او را نفهمیده اند یک "پُلینی" است. مثل اینکه گفته شود فلان اندیشه اندیشه بزرگ بوده اما آن را درک نکرده اند. نخستین نظرها را در این باره یدالله رویایی مطرح کرد.
وی افزود: چطور می شود گفت نیما پدیده ای اساطیری و دور از دسترسی است که شاعران نیمایی قادر به درک او نیستند اما شاعران غیر نیمایی که تنها از دور دستی بر آتش دارند نه تنها او را می فهمند که متوجه اند که رقیبشان (شاعران نیمایی) این را نمی فهمند؟
قرائت عجیبی از مدرنیسم در ایران رایج است
وی گفت: قرائت عجیبی از مدرنیسم در ایران رایج شده که در آن شاعری مانند اخوان ثالث که یأس حاکم بر جامعه ایران را به زیباترین وجه اش منتقل می کند شاعری نوقدمایی و شاعری که تفکرش مربوط به 3000 سال پیش در هند و ژاپن است مدرن معرفی میشود.
در ادامه مهدی عاطف راد سخنانش را با نقد رساله ای از رضا براهنی با عنوان "چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟" آغاز کرد و گفت: این مقاله مهمترین و جدی ترین رساله ای است که در نقد و رد شعر نیمایی در طول 70 سال حیات آن نوشته شده است و مهمتر اینکه نویسنده آن (براهنی) سالها خود شاعر نیمایی بوده اما در ادامه راه شعر بی وزن پسا نیمایی را در پیش گرفته است.
براهنی معتقد است شعر نیمایی باید منقرض شود
وی با اشاره به نقدهای مختلفی که براهنی بر شعر نیمایی وارد کرده افزود: براهنی در ابتدا به نقد ایده های نیما درباره شعر می پردازد و آنها را دارای تناقضهای شدید می داند که راه شعر فارسی را سد کرده پس می باید منقرض شود و راه جدید دیگری در مقابل آن قرار دارد که همان شعر بی وزن پسا نیمایی است.
عاطف راد افزود: براهنی در نقد شعر نیما فقط متکی به بخشی از نظریات شعری اوست که شامل شعر نیما، شعر شاعران نیمایی پس از نیما و نظریات تکمیلی آنها و به همین دلیل ناقص و محدود و یکجانبه است.
راد اضافه کرد: این در حالی است که نظریه های نیما به صورت یادداشتهای پراکنده ای است که به صورت نامه هایی به افراد مختلف بیان شده است که متاسفانه تا کنون گردآوری نشده و نقدهایی از این جهت وارد است. دیگر اینکه براهنی معتقد است بخشی از تضادی که در نظریات نیما وجود دارد ناشی از تناقضی است که میان نظریات وی و شعری که ارائه کرده است وجود دارد اما نکته مهم این است که براهنی هیچ مثالی در این باره ذکر نمیکند.
وی ادامه داد: براهنی معتقد است فصل غریب نمایی یا بیگانه نمایی شعر نیما زائد است چرا که این فصل با شعر کلاسیک به پایان رسیده است و دیگر چنان آشنا شده که نمی توان از آن بیگانه سازی کرد. پس شعر نیمایی دیگر شعر نو نیست.
به گفته این شاعر در نقد این نکته نیز باید گفت زمانی که براهنی این رساله انتقاد آمیز را نوشت تنها 58 سال از عمر شعر نیمایی گذشته بود و اگر حرف او درست باشد آشنایی زدایی شعر حافظ نیز باید مدتی بعد از خود وی به پایان می رسید در حالی که 400 سال بعد کسی مانند بیدل دهلوی ظهور می کند که شعرش سرشار از بیگانه سازی است.
این منتقد ادبی با اشاره به دیگر انتقاد رضا براهنی در این باره که "شعر نیما تک وزن است و نمی تواند ریتمهای مختلف ایجاد کند و قدرت هارمونی سازی ندارد" افزود: لازم نیست که در یک شعر روایی از جمله شعر نیمایی چند شخصیت وجود داشته باشند و ایجاد چند صدا در شعر به طور طبیعی امکان پذیر است و شعر نیمایی اتفاقاً امکان چند وزنی شدن را دارد.
سخنان و انتقادات عاطف راد مرتبط با کتابی بود که رضا براهنی در سال 1374 و تحت عنوان "خطاب به پروانه ها و چرا من شاعر نیمایی نیستم" منتشر کرده بود.
در پایان این نشست چند تن از شاعران نیمایی از جمله محمد خلیلی، فرهاد عابدینی، محمد شاکری یکتا، محمدرضا طاهریان، اقبال مظفری، هاتف خرازیان، محمد شریعتی و اصلان رضایی تازه ترین شعرهای خود را قرائت کردند.
بخش پایانی شب شعر چشمه نیز به شعرخوانی شاعر مهمان نشر چشمه جعفر کوشآبادی اختصاص داشت که وی نیز تازه ترین شعرهای خود را قرائت کرد.
در این مراسم تعدادی از نویسندگان، شاعران و هنرمندان از جمله محمود معتقدی و هانیبال الخاص (نقاش) نیز حضور داشتند
چهارشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۸۷
شهروند امروز و سانسور
شهروندامروز و مطلب لاهوتی را و عکس لاهوتی زیر عکس رضائی ها دید م برای آنها نوشتم هرچند که به مفهوم واقعی اطلاع رسانی نمی کنید ولی امیدوارم که اجازه بدهند سرپا باشید و همین قدر هم بنویسید.
در هر حال نکته جالب این است که پسران لاهوتی هردو از اعضای مجاهدین بودند و در روزنامه های دوران 60 رسما خبر اعدام آنهامنتشر شد در هر حال خدا را شکر رفسنجانی دونفر از دگر اندیشان مخالف را از اعدام نجات داد. کاری که جنتی ، موسوی اردبیلی ، محمدی گیلانی برای اعضای خانواده درجه اول خود نکردند و آنها اعدام شدند.
نظام جمهوری اسلامی ، از راستها تا افراطیون و اصلاح طلبان حاضر نیستند به 60 بر گردند زیرا یک معذرت خواهی به همه مردم ایران بدهکار هستند و امیدواریم که شهروند امروز رفع توقیف شود . خدا وکیلی روزنامه های ایران از روزنامه ها ی شهر ما تورنتو کمتر دچار سانسور و خود سانسوری هستند .
.
در هر حال نکته جالب این است که پسران لاهوتی هردو از اعضای مجاهدین بودند و در روزنامه های دوران 60 رسما خبر اعدام آنهامنتشر شد در هر حال خدا را شکر رفسنجانی دونفر از دگر اندیشان مخالف را از اعدام نجات داد. کاری که جنتی ، موسوی اردبیلی ، محمدی گیلانی برای اعضای خانواده درجه اول خود نکردند و آنها اعدام شدند.
نظام جمهوری اسلامی ، از راستها تا افراطیون و اصلاح طلبان حاضر نیستند به 60 بر گردند زیرا یک معذرت خواهی به همه مردم ایران بدهکار هستند و امیدواریم که شهروند امروز رفع توقیف شود . خدا وکیلی روزنامه های ایران از روزنامه ها ی شهر ما تورنتو کمتر دچار سانسور و خود سانسوری هستند .
.
سهشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۷
آنو محافظه کاران ایرانی در تعقیب مصدق
نو محافظه کاران ایرانی در تعقیب مصدق
نوشته : ثریا سپه پور
ترجمه : سعید سلطانپور
یک آدم دورو ، هم گلوله و هم تابلوی هدف را به طرف خودش نشانه رفته است و د ر هر کاری به خودش شلیک می کند
توماس فولر
برای مدتی است که ای میل های زیادی از یک نفر که خودش را وطن پرست معروفی میکند دریافت می کنم . در لیست وی نام افرادی نظیر رضا پهلوی و کنث تیمرمن مشاهده می شود در ادامه این لیست افراد مشکوکی نظیر حسن داعی (( الاسلام ) از وابستگان گروه رجوی ) نیز دریافت می شود .
همه ای میلهابا نقل قولی از گاندی ختم می شود که " آینده بر اساس آنچه هست که در حال حاضر ما انجام می دهیم. " بنظر من این گروه زبان تند وبدون احساسی دارند.
من از اینکه چرا هدف این جریان قرار گرفته ام آگاه هستم ولی در راستای روشن کردن فرق بین ابراز عقیده و مخدوش کردن حقیقت برای اثبات ابراز عقیده این جریان که به عمد به تحریف و خیانت دست می زنند این مطلب را می نویسم.
" وطن پرست " یک مطلبی را برای من ارسال کرد با این یادداشت که " مصدق راا ز دید ایرانی ها نگاه نکن بلکه از دید غربی ها ، مصدق را نگا ه کن . وی همچنین کتابهایی را به من معرفی کرده است تا در مورد مصدق واقعی شناخت پیدا کنم . البته به عنوان یک محقق ، مشکلی با این موضوع ندارم بلکه مشکل من در حال حاضر شرایط آهنین فعلی هست .
این جریان که قصد دارد ملی گرائی مصدق را تحقیرکند دچار یک دوگانگی آشکا ر هست زیرا در حالی از گاندی فاکت می آورند که گاندی یک ملی گرا بود که بر علیه یک قدرت استعماری مبارزه صلح آمیز می کرد.
در حالی که مصدق هم یک ملی گرای ناسیونالیست بود که علیه همان قدرت استعماری مبارزه صلح آمیز می کرد.
این آمریکا و انگلیس هستند که باید بگویند چرا این مرد ملی گرا را که بطور قانونی انتخاب شده بود را با کمک سازمان سیا سرنگون کردند ؟
از آنجا که در لیست گیرندگان رونوشت ای میل " وطن پرست " کنث تیمرمن هم آمده است که مورد تحسین این جریان هست ، بگذارید خودم را جا پای تیمرمن بگذارم و از دیدگاه وی این بررسی را ا نجام بدهم.
وب سابت کنث تیمرمن در حال کمک به قربانیان 11 سپتامبر هست تا علیه جمهوری اسلامی ایران ادعای خسارت کنند زیرا کنث تیمرمن مدعی است که جمهوری اسلامی سلاح ومواد را به القاعده داده است . این ادعای بی اساس دقیقا در راستای تز بوش برای حمله نظامی به ایران بود .
همینطور کنت تیمر من ، دارای سمتهائی در " کمیته خطر حالا " و موسسه یهودی برای امورخطرات امنیتی ، تشکیلات موهبت برای دموکراسی یک خط مقدم برای سازمان سیا هست که تامین مالی بنیاد برای دموکراسی در ایران را بعهده دارد . ( اف. دی . آی ) که نقش آزمایشگاهی برای کنث تیمرمن دارد. حضور فعا ل در این 3 موسسه نشان از وابستگی ها ی کنث تیمرمن و بیطرفی وی در مورد ایران و سیاستمداران آن در گذشته و حال دارد .
عملکردها و ارتباطات این گروه بخوبی بیانگر مواضع آنان هست . یک کشور محصور به مرزهای جغرافیائی نیست بلکه بستگی به ایدئولوژی دارد.
وطن پرستی حقیقی در ارتباط تنگاتنگ با این ایدئولوژی شما تعریف می شود .
در هر حال سوال این است که چگونه این افراد و جریانات حاضر می شوند با نیروهای خارجی که خواهان نابودی فیزیکی آن کشور هستند همکاری کنند ؟
و چگونه قهرمان ملی را که جلوی قدرتهای بزرگ ایستاده است را با مخدوش کردن حقیقت ، تخطئه می کنند. ؟
دکتر مصدق انگیزه دهنده بسیاری از نیروهای ضد استعماری بوده است. امروزه هم حتی با وجو د اینکه مصدق زیر خروارها خاک در آرامش خفته است تهدید ی برای قدرتهای استعماری هست .
پاسخ من به موشهائی که دور خاک نرم وی جمع شده اند این است که :
مصدق یک مرد معمولی بود که کارهای بزرگی انجام داد.
مصدق با قهرمانی اش یک راه غیر خشونت آمیز برای مبارزه برای استقلال ایران گشود.
مصدق برای هر ایرانی سمبل خواستی است که می توان بدون دخالت خارجی ها آنرا بدست آورد و این خواست دموکراسی است.
http://www.payvand.com/news/08/sep/1144.html
نوشته : ثریا سپه پور
ترجمه : سعید سلطانپور
یک آدم دورو ، هم گلوله و هم تابلوی هدف را به طرف خودش نشانه رفته است و د ر هر کاری به خودش شلیک می کند
توماس فولر
برای مدتی است که ای میل های زیادی از یک نفر که خودش را وطن پرست معروفی میکند دریافت می کنم . در لیست وی نام افرادی نظیر رضا پهلوی و کنث تیمرمن مشاهده می شود در ادامه این لیست افراد مشکوکی نظیر حسن داعی (( الاسلام ) از وابستگان گروه رجوی ) نیز دریافت می شود .
همه ای میلهابا نقل قولی از گاندی ختم می شود که " آینده بر اساس آنچه هست که در حال حاضر ما انجام می دهیم. " بنظر من این گروه زبان تند وبدون احساسی دارند.
من از اینکه چرا هدف این جریان قرار گرفته ام آگاه هستم ولی در راستای روشن کردن فرق بین ابراز عقیده و مخدوش کردن حقیقت برای اثبات ابراز عقیده این جریان که به عمد به تحریف و خیانت دست می زنند این مطلب را می نویسم.
" وطن پرست " یک مطلبی را برای من ارسال کرد با این یادداشت که " مصدق راا ز دید ایرانی ها نگاه نکن بلکه از دید غربی ها ، مصدق را نگا ه کن . وی همچنین کتابهایی را به من معرفی کرده است تا در مورد مصدق واقعی شناخت پیدا کنم . البته به عنوان یک محقق ، مشکلی با این موضوع ندارم بلکه مشکل من در حال حاضر شرایط آهنین فعلی هست .
این جریان که قصد دارد ملی گرائی مصدق را تحقیرکند دچار یک دوگانگی آشکا ر هست زیرا در حالی از گاندی فاکت می آورند که گاندی یک ملی گرا بود که بر علیه یک قدرت استعماری مبارزه صلح آمیز می کرد.
در حالی که مصدق هم یک ملی گرای ناسیونالیست بود که علیه همان قدرت استعماری مبارزه صلح آمیز می کرد.
این آمریکا و انگلیس هستند که باید بگویند چرا این مرد ملی گرا را که بطور قانونی انتخاب شده بود را با کمک سازمان سیا سرنگون کردند ؟
از آنجا که در لیست گیرندگان رونوشت ای میل " وطن پرست " کنث تیمرمن هم آمده است که مورد تحسین این جریان هست ، بگذارید خودم را جا پای تیمرمن بگذارم و از دیدگاه وی این بررسی را ا نجام بدهم.
وب سابت کنث تیمرمن در حال کمک به قربانیان 11 سپتامبر هست تا علیه جمهوری اسلامی ایران ادعای خسارت کنند زیرا کنث تیمرمن مدعی است که جمهوری اسلامی سلاح ومواد را به القاعده داده است . این ادعای بی اساس دقیقا در راستای تز بوش برای حمله نظامی به ایران بود .
همینطور کنت تیمر من ، دارای سمتهائی در " کمیته خطر حالا " و موسسه یهودی برای امورخطرات امنیتی ، تشکیلات موهبت برای دموکراسی یک خط مقدم برای سازمان سیا هست که تامین مالی بنیاد برای دموکراسی در ایران را بعهده دارد . ( اف. دی . آی ) که نقش آزمایشگاهی برای کنث تیمرمن دارد. حضور فعا ل در این 3 موسسه نشان از وابستگی ها ی کنث تیمرمن و بیطرفی وی در مورد ایران و سیاستمداران آن در گذشته و حال دارد .
عملکردها و ارتباطات این گروه بخوبی بیانگر مواضع آنان هست . یک کشور محصور به مرزهای جغرافیائی نیست بلکه بستگی به ایدئولوژی دارد.
وطن پرستی حقیقی در ارتباط تنگاتنگ با این ایدئولوژی شما تعریف می شود .
در هر حال سوال این است که چگونه این افراد و جریانات حاضر می شوند با نیروهای خارجی که خواهان نابودی فیزیکی آن کشور هستند همکاری کنند ؟
و چگونه قهرمان ملی را که جلوی قدرتهای بزرگ ایستاده است را با مخدوش کردن حقیقت ، تخطئه می کنند. ؟
دکتر مصدق انگیزه دهنده بسیاری از نیروهای ضد استعماری بوده است. امروزه هم حتی با وجو د اینکه مصدق زیر خروارها خاک در آرامش خفته است تهدید ی برای قدرتهای استعماری هست .
پاسخ من به موشهائی که دور خاک نرم وی جمع شده اند این است که :
مصدق یک مرد معمولی بود که کارهای بزرگی انجام داد.
مصدق با قهرمانی اش یک راه غیر خشونت آمیز برای مبارزه برای استقلال ایران گشود.
مصدق برای هر ایرانی سمبل خواستی است که می توان بدون دخالت خارجی ها آنرا بدست آورد و این خواست دموکراسی است.
http://www.payvand.com/news/08/sep/1144.html
شنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۷
یکشنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۷
اوباما و تجربه مبارزات حقوق مدنی در آمریکا برای ما
حفاظت جان اوباما در این شرایط بسیار سخت هست زیرا کاندیداها بایستی خود را از مردم بدانند و به همین دلیل در میان جمعیت هستند و دسترسی به آنان بسیار ساده هست .
در جامعه آمریکا آدم دیوانه نژاد پرست کم نیستند خوشبختانه احتمال ترور اوباما توسط افراطیون سفید پوست از آنجا که حاضر نیستند عملیات انتحاری انجام بدهند و جان خودشانرا به خطر بیندارند هست ولی بسیار کم و قابل کنترل هست . در حالیکه در قبال نیروهای خشونت طلب مانند القاعده که می توانند با عملیات انتحاری در مراسم سخنرانی و یا مراسم اختتامیه در محل مرکزی ستاد انتخاباتی اوباما در شیکاگو ، آمریکا را در آستانه آشوب و جنگ داخلی قرار بدهند، کم نیست .
بنابر این در این ساعات آخر امیدوارم که انتخابات بدون خشونت پایان بگیرد . زیرا هر گونه خشونت و آشوب های خیابانی ،جامعه بشدت چند پاره آمریکا (بین سیاهان و سفیدان و رنگین پوستان ) را در شرایط بحران وخیم اقتصادی فعلی از یکسو و نا کارائی و فساد مالی سیاستمداران ، مشکلات فزاینده ای و ریشه ای را برای اعتبار و مشروعیت نظام سیاسی آمریکا در داخل و خارج از آمریکا بدنبال خواهد داشت .
متن کامل
یکشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۸۷
رابطه جنسی روحانیت و یک یادداشت کوتاه برای اکبر اعلمی
این روزها اینترنت پر است از یک صحنه فیلم رابطه یک آخوند با یک زن که مربوط به چند وقت قبل است . حداقل در زمستان هست و معلوم نیست چرا حالا منتشرشده است .اکبر اعلمی نماینده تبریز هم مطلبی در این مورد سکس امام جماعت نوشته بود که منهم برآن چند کلمه ای نوشتم
مجموعه خاطرات؛
امام جماعت انقلابی
قصه از این قرار بود که "الاحقر ع" پیشنماز مسجد محله، با یک زن شوهردار(خانم جلسه ای و روضه خوان!) ارتباط نامشروع برقرار کرده بود
...پس از انقلاب وی فرمانده یکی از مناطق کمیته انقلاب اسلامی شد و با انتشار اطلاعیه هائی بنام فدائیان اسلام در روزنامه ها ،از جوانان برای اعزام به جبهه ثبت نام می کرد، اما نه تنها خودش جبهه را از نزدیک ندید بلکه برای پسر رشیدش هم معافیت از خدمت سربازی را گرفت تا مبادا آقا زاده ایشان مصداق "پسر كو ندارد نشان از پدر، تو بيگانه خوانش مخوانش پسر" شود!
یادداشت من
با سلام مطلب شما راخواندم
اشتباه بزرگ تاریخی که مردم ایران کردند این بودکه تصور کردیم هر کس لباس روحانیت ( آخوندی ) داشت با بقیه ما انسانها متفاوت هست .
اگر از روز اول روحانیت را هم مانند دیگر انسانها ( خودمان ) دیده بودیم که مثل بقیه ما غرایز دارند و قدرت طلب هم می توانند باشند آنوقت نه کار ما به تبعید در خارج رسیده بود و نه هزاران نفر در زندانها کشته شده بودند و نه روحانیت به چنین بی اعتباری در بین مردم ایران ( در کل ) رسیده بود .
اعتباری که در زمان شاه داشتند با شرایط فعلی که طبقه ممتاز جامعه شده است و بر همه اموال و انفاس مردم ایران چه مسلمان و چه غیر مسلمان نظارت دارند .
د رهر حال گفتن این داستانها اگر برای آگاهی رسانی باشد و نظر طرف مقابل هم پرسیده شود حتی اگر پاسخ ندهد ، قابل تقدیرهست والا آنرا در خط حذف رقبا ( حتی اگر مطلب هم صحیح باشد ) می دانم
در کانادا مطالب زیادی در موردسو استفاده جنسی کشیشان درهمین سالهای جاری در مطبو عات بوده است بنابر این روحانیت مسلمان هم نمی تواند ا زاین داستانها و سو استفاده از اعتماد دیگران مستثنی باشد .
روزنامه نگار -تورنتو
اعلمی: سلام
هدف من هم از نشر چنین خاطراتی این است که مردم گرفتار چنین توهمات و اشتباهاتی نشوند تا حداقل اعتبار آندسته از علما و روحانیونی که کم هم نیستند و لباس روحانیت برازنده تن آنهاست و در گفتار و عمل و پندار خود می توانند جزءالگوهای اجتماعی واقع شوند ،محفوظ و مصون بماند و در واقع هر شخصی اعم از معمّم و مکلّا نه بخاطر لباس و موقعیت و مقامی که داراست بلکه به اعتبار منش و شخصیت ذاتی خود از شان و منزلت اجتماعی لازم برخوردار شود.در این صورت دین و ایمان مردم نیز مستقل از اشخاص از هرگونه اتهام و گزندی مصون باقی خواهد ماند و دیگر کسی به خود اجازه نخواهد داد تا عملکرد اشخاص را به حساب دین منظور نماید.قهرا هرکس در کسوت روحانیت قرار می گیرد به اعتبار "حسنات الابرار ،سیئات المقربین" مسئولیت او در مقایسه با دیگران دو چندان می شود.
ارسال کننده سعید سلطا نپور, در تاریخ 06 آبان 1387 ساعت 01:38
مجموعه خاطرات؛
امام جماعت انقلابی
قصه از این قرار بود که "الاحقر ع" پیشنماز مسجد محله، با یک زن شوهردار(خانم جلسه ای و روضه خوان!) ارتباط نامشروع برقرار کرده بود
...پس از انقلاب وی فرمانده یکی از مناطق کمیته انقلاب اسلامی شد و با انتشار اطلاعیه هائی بنام فدائیان اسلام در روزنامه ها ،از جوانان برای اعزام به جبهه ثبت نام می کرد، اما نه تنها خودش جبهه را از نزدیک ندید بلکه برای پسر رشیدش هم معافیت از خدمت سربازی را گرفت تا مبادا آقا زاده ایشان مصداق "پسر كو ندارد نشان از پدر، تو بيگانه خوانش مخوانش پسر" شود!
یادداشت من
با سلام مطلب شما راخواندم
اشتباه بزرگ تاریخی که مردم ایران کردند این بودکه تصور کردیم هر کس لباس روحانیت ( آخوندی ) داشت با بقیه ما انسانها متفاوت هست .
اگر از روز اول روحانیت را هم مانند دیگر انسانها ( خودمان ) دیده بودیم که مثل بقیه ما غرایز دارند و قدرت طلب هم می توانند باشند آنوقت نه کار ما به تبعید در خارج رسیده بود و نه هزاران نفر در زندانها کشته شده بودند و نه روحانیت به چنین بی اعتباری در بین مردم ایران ( در کل ) رسیده بود .
اعتباری که در زمان شاه داشتند با شرایط فعلی که طبقه ممتاز جامعه شده است و بر همه اموال و انفاس مردم ایران چه مسلمان و چه غیر مسلمان نظارت دارند .
د رهر حال گفتن این داستانها اگر برای آگاهی رسانی باشد و نظر طرف مقابل هم پرسیده شود حتی اگر پاسخ ندهد ، قابل تقدیرهست والا آنرا در خط حذف رقبا ( حتی اگر مطلب هم صحیح باشد ) می دانم
در کانادا مطالب زیادی در موردسو استفاده جنسی کشیشان درهمین سالهای جاری در مطبو عات بوده است بنابر این روحانیت مسلمان هم نمی تواند ا زاین داستانها و سو استفاده از اعتماد دیگران مستثنی باشد .
روزنامه نگار -تورنتو
اعلمی: سلام
هدف من هم از نشر چنین خاطراتی این است که مردم گرفتار چنین توهمات و اشتباهاتی نشوند تا حداقل اعتبار آندسته از علما و روحانیونی که کم هم نیستند و لباس روحانیت برازنده تن آنهاست و در گفتار و عمل و پندار خود می توانند جزءالگوهای اجتماعی واقع شوند ،محفوظ و مصون بماند و در واقع هر شخصی اعم از معمّم و مکلّا نه بخاطر لباس و موقعیت و مقامی که داراست بلکه به اعتبار منش و شخصیت ذاتی خود از شان و منزلت اجتماعی لازم برخوردار شود.در این صورت دین و ایمان مردم نیز مستقل از اشخاص از هرگونه اتهام و گزندی مصون باقی خواهد ماند و دیگر کسی به خود اجازه نخواهد داد تا عملکرد اشخاص را به حساب دین منظور نماید.قهرا هرکس در کسوت روحانیت قرار می گیرد به اعتبار "حسنات الابرار ،سیئات المقربین" مسئولیت او در مقایسه با دیگران دو چندان می شود.
ارسال کننده سعید سلطا نپور, در تاریخ 06 آبان 1387 ساعت 01:38
پنجشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۷
یک قاشق راست در یک تغار دروغ ، روزنامه نگاری به سبک دکتر نوری زاده
سعید سلطانپور
در تعجبم از آقای نوری زاده که سابقه طولانی در روزنامه نگاری دارد و به اندازه کافی شهرت . و شکر خدا که برای گذران روزگا ر در غم دیدار خانه پدری ، غم نان ندارد . اجازه بدهید به شیوه خود ایشا ن مطلب بنویسم تا از حاشیه به اصل برسم . چند سال پیش بود که از اسم ایشان در تابلوی اعضا هیئت مدیره یک شرکت مالی و بیمه متعلق به شاهزاده آقاخان از میلیاردهای فرقه مسلمانان اسماعیلیه د رتورنتو مطلع شدم . این دفتر در طبقه دوم هتل 5 ستاره " حیات " دردان تاو ن تورنتو – تقاطع اونیورد و بلور - قرار دارد. . خوشحال از اینکه ایشان ارتباطات خوبی با ثروتمندان و چهره های سرشناس جهانی دارند و خوشبختانه مشکلات گذران روزانه را مانند روزنامه نگاران قومی در کاناد ا ندارند . اتفاقا به همین دلیل مالی ایشان نیازی به تحریف حقایق و داستان سازیو نوشتن روزنامه نگاری جنجالی که مرا یاد شوهای تلویزیونی "جری" آمریکائی می اندازد ، ندارد.
مطلب دفتر ایام را که بطور هفتگی در ایران استار تورنتو منتشر می شد نگاهی می اندازم . هر مقاله با تلفیقی از ادبیات احساسی و سیاسی با ذکر دهها نام و عموما طرح یک مسئله جنسی همراه می باشد .
نویسنده چنان راحت ازدرون اندرونی سران رژیم سخن می گوید که سازمان امنیت امریکا واسرائیل در حسرت رسیدن به آن سا لهاست پول خرج می کنند تا این اطلاعات واقعی را از خالی بندی ها و تصورات شاعرانه و حرفهای منقلانه جدا کنند و بر اساس آن تحلیل واقعی کنند تا با چه کسی در ایران سر میز مذاکره بنشینند. وی چنان دقیق از لحظه
تریا ک کشیدن سید علی و خربزه مشهدی و گز با نوع آن سخن می گوید که خوانند ه شک نکند که اطلاعات ایشان همه عینا درست و معتبر هست .
سعید سلطانپور
در تعجبم از آقای نوری زاده که سابقه طولانی در روزنامه نگاری دارد و به اندازه کافی شهرت . و شکر خدا که برای گذران روزگا ر در غم دیدار خانه پدری ، غم نان ندارد . اجازه بدهید به شیوه خود ایشا ن مطلب بنویسم تا از حاشیه به اصل برسم . چند سال پیش بود که از اسم ایشان در تابلوی اعضا هیئت مدیره یک شرکت مالی و بیمه متعلق به شاهزاده آقاخان از میلیاردهای فرقه مسلمانان اسماعیلیه د رتورنتو مطلع شدم . این دفتر در طبقه دوم هتل 5 ستاره " حیات " دردان تاو ن تورنتو – تقاطع اونیورد و بلور - قرار دارد. . خوشحال از اینکه ایشان ارتباطات خوبی با ثروتمندان و چهره های سرشناس جهانی دارند و خوشبختانه مشکلات گذران روزانه را مانند روزنامه نگاران قومی در کاناد ا ندارند . اتفاقا به همین دلیل مالی ایشان نیازی به تحریف حقایق و داستان سازیو نوشتن روزنامه نگاری جنجالی که مرا یاد شوهای تلویزیونی "جری" آمریکائی می اندازد ، ندارد.
مطلب دفتر ایام را که بطور هفتگی در ایران استار تورنتو منتشر می شد نگاهی می اندازم . هر مقاله با تلفیقی از ادبیات احساسی و سیاسی با ذکر دهها نام و عموما طرح یک مسئله جنسی همراه می باشد .
نویسنده چنان راحت ازدرون اندرونی سران رژیم سخن می گوید که سازمان امنیت امریکا واسرائیل در حسرت رسیدن به آن سا لهاست پول خرج می کنند تا این اطلاعات واقعی را از خالی بندی ها و تصورات شاعرانه و حرفهای منقلانه جدا کنند و بر اساس آن تحلیل واقعی کنند تا با چه کسی در ایران سر میز مذاکره بنشینند. وی چنان دقیق از لحظه
تریا ک کشیدن سید علی و خربزه مشهدی و گز با نوع آن سخن می گوید که خوانند ه شک نکند که اطلاعات ایشان همه عینا درست و معتبر هست .
دوشنبه، مهر ۲۲، ۱۳۸۷
جمعه، مهر ۱۹، ۱۳۸۷
متن استعفای دکترکردان وزیر کشور
متن استعفای وزیر کشور:
جنابه عاغایه عهمدی نجاد بدینوسیله عصطعفایه خد را اعلام میکونم با ارز پوضش "الیه کوردان"ا
جنابه عاغایه عهمدی نجاد بدینوسیله عصطعفایه خد را اعلام میکونم با ارز پوضش "الیه کوردان"ا
پرسش های ما و پاسخ های کاندیداهای نمایندگی مجلس
پرسش های ما و پاسخ های کاندیداهای نمایندگی مجلس
سعید سلطانپور
چهارشنبه, 17 مهر 1387
شماره 1198 ـ پنجشنبه 9 اکتبر 2008
18 سپتامبر 2008 از نمایندگان مناطقی که ایرانیها در آنجا حضور پررنگی دارند، پرسش های زیر پرسیده شد. این پرسش ها بدین منظور طرح شد تا نمایندگان متوجه حساسیت های جامعه ایرانی شوند و اینکه ما نسبت به جامعه مان بی تفاوت نیستیم و برای ارتقاء آن کار می کنیم.
پاسخ های مارتا هال فیندلی، نماینده لیبرال منطقه ویلودیل (تورنتو) و "اندرو تلگدی" لیبرال از واترلو ـ کیچینر را می خوانیم.
سعید سلطانپور
چهارشنبه, 17 مهر 1387
شماره 1198 ـ پنجشنبه 9 اکتبر 2008
18 سپتامبر 2008 از نمایندگان مناطقی که ایرانیها در آنجا حضور پررنگی دارند، پرسش های زیر پرسیده شد. این پرسش ها بدین منظور طرح شد تا نمایندگان متوجه حساسیت های جامعه ایرانی شوند و اینکه ما نسبت به جامعه مان بی تفاوت نیستیم و برای ارتقاء آن کار می کنیم.
پاسخ های مارتا هال فیندلی، نماینده لیبرال منطقه ویلودیل (تورنتو) و "اندرو تلگدی" لیبرال از واترلو ـ کیچینر را می خوانیم.
پنجشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۷
گلشیفته فراهاتی شیفته چه شد ؟
گلشیفع فراهانی شیفته هالیود شد و در آمریکا ماند
شکی نیست که حق هر کسی هست که محل زندگی و نوع زندگیش را انتخاب کند
کاشکی ایران جائی بود که در آن به عقیده و پوشش آدمها کار نداشتند تا کسی به راحتی فریب هالیود را نمی خورد و از ریشه اش جدا نمی شد
من با فراهانی مصاحبه ای سالها قبل داشتم وی ناراضی بود همانگونه که جوان هست و باید هم باشد .
فراهانی اگر در ایران بود به وی پیشنهاد بازی در فیلم شد و الا در آمریکا تقریبا غیر ممکن است به وی پیشنهاد فیلم داده شود . تجربه ای که بهروز وثوقی و دیگر هنرپیشگان ایرانی و غی رآمریکائی داشتند و خوش شانس ترین آها شهر ه آغداشلو بود که نقش های چندان مثبتی بازی نمی کند
امیدوارم گلشیفته هنرش در آمریکا نخشکد .
شکی نیست که حق هر کسی هست که محل زندگی و نوع زندگیش را انتخاب کند
کاشکی ایران جائی بود که در آن به عقیده و پوشش آدمها کار نداشتند تا کسی به راحتی فریب هالیود را نمی خورد و از ریشه اش جدا نمی شد
من با فراهانی مصاحبه ای سالها قبل داشتم وی ناراضی بود همانگونه که جوان هست و باید هم باشد .
فراهانی اگر در ایران بود به وی پیشنهاد بازی در فیلم شد و الا در آمریکا تقریبا غیر ممکن است به وی پیشنهاد فیلم داده شود . تجربه ای که بهروز وثوقی و دیگر هنرپیشگان ایرانی و غی رآمریکائی داشتند و خوش شانس ترین آها شهر ه آغداشلو بود که نقش های چندان مثبتی بازی نمی کند
امیدوارم گلشیفته هنرش در آمریکا نخشکد .
چهارشنبه، مهر ۱۷، ۱۳۸۷



شب بیست و یکم ماه رمضون رفتم امامزاده صالح تا خیر سرم شب احیا رو توی یه فضای مثبت سپری کنم
یه مفاتیح برداشتم و رفتم یه گوشه ی حیاط که لب به لب پر از آدم بود نشستم اما وقتی مفاتیح رو باز کردم و ورقی زدم با یه چیزی مواجه شدم
از چیزی که دیدم عکس گرفتم
یه نگاهی به این عکسا بندازین خودتون متوجه میشین
یکی به من بگه چه بلایی داره سرمون میاد !!!!!!!
سهشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۷
اشتراک در:
پستها (Atom)


