Translate

چهارشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۵

نهادينه شدن شيوهاي هاي ساواك وساواما در مجاهدين (‌جريان رجوي )

خوشبختانه يا متاسفانه من شامه ام در زندانهای مختلف رژيم نسبت به بوی خيانت مزدوری و دم تکان دادن برای رژيم، بدجوری حساس شده و بوی آنرا در لابلای کلمات حقوق بشری نيز تشخيص ميدهم . بوی گند اين مزدوران حتی با فرسنگها فاصله هميشه دلم را به هم زده است. “
“هر کس مينيمم های روابط را در فاز نظامی بداند، می تواند بفهمد که اين داستان کاملا ساخته و پرداخته ذهن آقازاده است. اولا در فاز نظامی در خيابان هيچ کس به نفر ديگر آشنائی نميداد. شرايط خيلی سنگين تر از آن بود که آقای سلطانپور تصوير میکند “قسم روباه را باور کنيم يا دم خروس را!
فاطمه اقبال- 14 ژانويه 2006 ايران ليبرتي
يك لحظه تصور كنيد حكومتي را كه ايشان وعده انرا به مردم ايران مي دادند و دادگاه خلق وعده داده شده برپا شده بود..
.
بيچاره متمهمان به خيانت ،‌ كه نياز ي به دادگاه ،‌مدرك ،‌ و‌كيل مدافع و هيئت منصفه و شاهد ندارند چون اين ذوب شدگان در استبداد ولايت فقيه رهبري (‌رجوي ) با حس بويائي مي توانند خائن را از راه دور از خادم تشخيص بدهند.
باور كنيد ايشان تنها كسي نيست كه دراين جريان اينگونه باور دارد. بلكه بدليل عدم برخورد دوگانه تفكر ها در يك محيط ازاد و دموكراتيك و بسته بودن اين جريان از تفكرات ومردم عادي ،‌تمامي كساني كه در اين سيستم تفكري فعال هستند ، چنين حسي را دارند. آنها حتي ا زاينكه خائن فرضي ( نه ثابت شده ) را با دندان ها ي خود تكه تكه كنند و خونش را سر بكشند ،‌ نه تنها هيج احساس غير انساني به انان دست نمي دهد بلكه افتخار هم مي كنند .و تا زماني كه صابون رجوي به تن انها نخورده باشد همين حس را دارند . انها زماني كه ا زسازمان سوال كنند و بر ان اصرار ورزند و برچسب به انها بخودر متوجه خواهند شد. شايد بهتر باشد ،‌ دادگاه جنايت عليه بشريت سازمان ملل ا زتخصص ايشان كه در تشكيات گروه اقاي رجوي كم نيستند ،‌استفاده كند و زحمت 2 سال محاكمه ميلوسيوچ “و افراد متهم به قتل عام در بوسنيا را كم مي كرد
براي متن كامل

آخوند گوش خوار و مجاهد گوشت خوار

گر روحانيت در جمهوري اسلامي مورد كم اهميتي مردم قرار گرفته است ، بدليل دو گانگي رفتار و گفتار ان بخش ا ز روحانيت است كه به عنوان يك طبقه ممتاز بر كليه مراكز تصميم گيري و منابع مالي ،‌امنيتي و سياسي كشور دست انداخته است كه مخالف سنت رسول خداست. هر چند ان بخش از روحانيت در حاكميت كه بنظر مي آيد همه چيز را بدست اورده اند ولي كم و بيش دريافته اند كه مهمترين بنيان روحانيت را كه اعتماد همه اقشار مردم حتي اقليت هاي مذهبي ديگر به انان بود را با حمايت درصد كمي از مردم تعويض كرده اند .
اين بخش انحصار طلب خود را پاسخگو به مردم نمي دانند . زيرا خود را برتر از مردم عادي مي دانند كه مشروعيت خود را از خدا گرفته است.

به همين ترتيب اگر رجوي و هوادارانش ، ان اعتبار عظيمي را كه به بركت صداقت و مسلماني شهداي بنيانگذار در بين مردم ايران در سالهاي قبل و پس از انقلاب بدست اورده بودند ،‌ را نه تنها از دست داده اند بلكه مورد بي اعتماد ي و گاها نفرت مردم قرارگرفته اند ، بدليل دوگانگي در كردار و رفتار رهبر ي انان هست
متن كامل را در لينك زير بخوانيد

سه‌شنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۸۵

Israel begins renovation near holy site

Canada.com
Israel begins renovation near holy site
San Jose Mercury News - 4 hours ago
AP. JERUSALEM - Police took up positions throughout Jerusalem's Old City on Tuesday as Israeli archaeologists began digging near one of Islam's holiest sites amid protests and threats from Palestinians.

اسرائيل بدون د رنظر گرفتن مصالح مسلمانان ،‌تصميم به كارهاي ساختماني در بيت المقدس گرفت.
اين كار اسرائيل‌ؤ‌روابط بين مسلمانان و دولت اسرائيل را بدترخواهد كرد

60pc of children exposed to pornography online

60pc of children exposed to pornography online
Telegraph.co.uk - 4 hours agoNearly six in 10 children in Britain, some as young as nine, are being exposed to pornography mostly as a result of viewing explicit websites accidentally, an expert warned today.Online Smut: More Young People Getting an Eyeful

شصت درصد از كودكان در انگليس د رمعرض ديدن عكسهاي سكسي در كامپيوتر هستند.
بسياري از انان 9 ساله هستند.و تصادفا در اينترنت با سايت هاي سكسي روبرو ميشوند

دوشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۸۵

New group aims to open debate among British Jews on Israel


New group aims to open debate among British Jews on Israel
Independent Jewish Voices (IJV) has no formula stance on ME conflict, vows to fight racism in general. 01:31
http://www.haaretz.com/hasen/spages/822186.html
The group, Independent Jewish Voices (IJV), announced its establishment in ads in The Times and the Jewish Chronicle, and in an article by Oxford philosopher Dr. Brian Klug, one of the group's founders, in the Guardian's "Comment Is Free" blog, entitled "Who Speaks for Jews in Britain?"Klug wrote that a solidarity rally organized by the Board of Deputies of British Jews during the Lebanon conflict suggested "that British Jewry, speaking with one voice, stands solidly behind the Israeli government and its military operations...It's false. Jews were deeply divided over Israel's campaigns in Gaza and Lebanon last year."

ويديوئي از ايران

This might make you home-sick!!!!!!!!!!!اگه يكي يك روز بياد منومبتلا كنه



http://www.youtube.com/watch?v=y9oIZpFFyIY&mode=related&search=

یکشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۵

سالروز انقلاب ضد استبداد سلطنتي



Mohandes Mehdi Bazargan, Shahid Daryosh Forohar -
the early days of Freedom that was very short.



Ghodosi( prosecuter) _ Ayahotallh MOntazeri- Araft_Rafsanjani-Beheshti




Amir Abas Hoveida , PM of Shah after his assination in the prsion by Hadi Ghafaqri, the cleric

سا ل روز انقلاب 57 ،يا داور آينده روشن براي همه مردم ايران ،‌اميدي كه با انحصار طلبي جناحي از روحانيت به رهبري رفسنجاني




و عدم تجربه اپوزيسيون جوان و انقلابي به تاريكي گرائيد




شنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۵

چريكي كه مي خواست “چه گوار ا “ شود ، “يزدگرد” شد ، داستان رجوی

 مسعود رجوی ، چريكي كه مي خواست “چه گوار ا “ شود ،‌ “يزدگرد” شد
    Masoud Rajavi ,guerrilla  fighter who wants to be Che Became Dictator Pinoche


سعيد سلطانپور

شنبه، 14 بهمن 1385 _ 2006  اول فوریه ا

گفته گارسيا ماركز مصداق داستان رجوي 

صدام ، رفسنجاني است آنجا كه مي گويد“ ديكتاتور‌ها تنها هستند؛ به هيچ كس اعتماد ندارند؛ حتي به كسي كه در راه همان ديكتاتور بي‌محابا آدم كشته است.“

كم كم رجوي كه شهامت و صداقت پذيرش شكست را نداشت ، بجاي پذيرفتن شكستها كه بهاي ان را هوادران و اعضا با پوست وخون خود ميدادند ،‌ ديگر ان را مورد سرزنش قرار مي داد و با تهمت و مارك زدن و ابستگي به رژيمي كه پرونده نقض حقوق بشرش ، سياه بود انانرا منزوي مي كرد.
رجوي بسرعت مبدل به ناقض حقوق اوليه انسانها كه “حق اگاهي “ و “انتخاب كردن آزادانه “‌ بود،‌ مي شد.
وي علي زركش معاون خودش را متهم به عدم توانائي در سرنگوني رژيم كرد و وي را از سمت هايش خلع كرد . زركش بعدا نيز در بغداد زنداني شد.
متن كامل در




چريكي كه مي خواست “چه گوار ا “ شود ،‌ “يزدگرد” شد!

سعيد سلطانپور


پير تر ها و مادر بزرگها وقتي كسي را دعا مي كردند مي گفتند “ آخر عاقبت بخير بشي “در نوجواني متوجه اين جمله عميق و پر معني نبوديم .

سازمان مجاهدين خلق به عنوان يك جريان عمده در سرنگوني رژيم سلطنتي روند مثبت و شتابنده اي ايجاد كرد و در آگاهي مردم نسبت به ديكتاتوري سهم مو ثري داشت .
بعد از انقلاب و سرنگوني رژيم بدست تواناي مردم ايران ، مركزيت سازمان مجاهدين تصميم گرفت با توجه به فرهنگ سياسي مردم ايران كه احزاب را با فرد مي شناختند ، مسعود رجوي رابه عنوان نمايند ه سازمان معرفي كند تا سازمان بهتر بين مردم جا افتا ده شو د .


آخرين سخنزاني عمومي رجوي در استاديوم امجديه تهران در سا ل 59 بود كه وي شهادتين گفت و با حس “ چه گوارائي “ فرياد زد ” واي به روزي كه مشت را با مشت و گلوله را با گلوله پاسخ بدهيم “. و از انجا كه ريشه مسلماني هم داشت ‌ جمله معر و ف امام حسين در عاشورا را با تعويض “ شمشيرها “ فرياد كشيد و گفت “اي گلوله ها بر من بباريد.“

كه با تشويق نسل جوان حاضر دراستاديوم روبرو شد. برا ي مسعود كف زديم . چه رهبر شجاعي .!! واي به انر و زي كه مسلح شويم . زيرا در هيچ رويارويي چماقداران كه از حمايت گسترده كميته بر خوردار بودند نتوانسته بودند ،‌خط ميليشاي نو جوان راكه هنگام دفاع دست در دست ، تنها سرود مي خواند ، را بشكنند. پس چه باك كه ‌ميليشيا جان بدهد .با هزينه سنگيني دريافتيم كه انقلابي بودن و شجاعت در بلند فرياد زدن نبو د بلكه نيفتادن د ردامي بود كه آمريكا و اسرائيل براي از بين بردن نسل جوان وانقلابي كشور و ايجاد برادر كشي تدارك ديده بودند . زهر طرف كه كشته شود بسود انا ن است و از سوي ديگر جناح موتلفه -رفسنجا ني براي قبضه كردن قدرت منتظر چنين شعارهائي بودند كه فتواي سركوب را بگيرند.



بدليل فشار هاي گرو ههاي فشار وابسته به جناح حاكم ،‌رجوي هميشه از مراقبت ها ي ويژه و محافظين مسلح بر خوردار بود. و كم كم از مردم دور شد .

داستان سياهترين دوران تاريخ معاصر ايران ر ا همه ما ديده ،‌شنيده ايم و با خون و پوستمان تجربه كرده و در زندان و تبعيد بهاي انرا داده ايم ولي رجوي كه مي خواست همزمان لنين و چه گوارا و امام حسين باشد ،‌ بدون مشاوره با همه مركزيت و اعضا و هواداران تصميم گرفت براي شناساندن جنبش به خارج برود.

بر ا ي اينكار پرواز از فرودگاه شكاري مهر اباد با هواپيماي محمد رضا شاه ،‌را انتخاب كرد كه خبر ساز باشد وي همرا ه با بني صدر اولين رئيس جمهور منتخب مردم ايران كه متوجه منظور رجوي براي به همراه بردن وي نشده بود.‌، اينكار را انجام داد .
اين موضوع باث شد كه سازمان يكي از معيار هاي پيروزي و موفقيت ، را د رپوشش خبري خبرگزاري ها و ‌روي انتن خبر گزاري هاي غربي بداند .

خروج رجوي به قيمت اعدام 6 همافر ود ستگيري تعدادي از انان و اخراج 10000 نفر از همافران نيروي هوائي انجام شد. به عنوا ن نمونه ،‌يكي از اين بازداشت شدگان تا سال گذشته در زندان اوين بود. اين اقدام باعث شد كه جمهوري اسلامي با تسويه حساب گسترده همافران را كه نقش كليدي در سرنگوني نهائي رژيم سلطنيت داشتند ، از سرراه بر دارد.


در فردودگاه نظامي ، رجوي كه در پاسخ خبرنگاران با حس شاعرانه و چريكي اچه گوارا ئي گفت ما با اولين برف زمستان باز خواهيم گشت.

دولت فرانسه براي وي چندين ژاندارام محافظ گذاشت و براي سرنگوني رزژيم 800 خط تلفن در اختيار وي قرار داد تا رجوي انقلاب از راه دور براه بيندازد. .

شعبانعلي (‌محمود )‌ا زبخش اطلاعات و امنيت به من گفت “اگر بني صدر در هواپيما نبود دولت فرانسه هر گز اجازه فرود هواپيماي نظامي را نمي داد . زيرا بني صدر قانونا رئيس جمهور ايران بود .
وي گفت “ بعدا ز اينكه سازمان و شورا كاملا د ر فرانسه تثبيت شد و‌ ديگر نيازي به بني صدر
نبو د مسعود (رجوي ) زير اب بني صدر را زد. ”
اتفاقا من صحت اين موضوع را د رنشست جانشيني مريم رجوي از مسعود رجوي در سال 67 سوال كردم ولي رجوي از پاسخ به ان طفره رفت.

سالها در ايران برف باريد خون هاي بسياري از جوانان وطن كه اعتقاد به برابري ،‌آزادي و كرامت انساني داشتند بر روي برفها جار ي شد . ولي مسعود به ايران بر نگشت .

رجوي همه اعضا را به خروج از ايران فرا خواند در سال 61 تقريبا ديگر هيچ كادر و مسول در داخل كشور نمانده بود . . سازمان د رجنگ چريك شهري شكست خورده بود و رژيم سكوت قبرستان را بر ايران حاكم گردانده بود .
فاز جنگ منطقه اي در كردستان هم به شكست انجاميد و تبليغات بر سلاح غلبه كرد. و لي پس
ا ز چندي كردستان را هم به همراه ديگر گروههاي چريكي واگذار كردند.


رجوي ،‌ كادر مركزي را منحل كرد تنها يك ماه قبل از ان فيروزه بني صدر كه بسيار جوانتر از رجوي بود ،‌متوجه تصميم رجوي براي رفتن به عراق ميشود كه از وي پنهان كرده بود.. فيروزه تقاضاي طلاق ميكند زيرا مهريه اش استقلال ايران بود كه رجوي آگاهانه انرا به عراقيها فروخته بود.

رجوي بلافاصله با مريم عضدانلو ازدواج كرد. رجوي به اين ازدواج لقب ؛‌انقلاب ايدئولوژيك داد و به همه اعضا د رفرانسه گفت “ اگر من را قبول داريد دنبال من بيايئد و سوال نكنيد “.

موج ريزش نيروها در داخل و خارج شدت گرفت. افراد تشكيلات جوان بودند ،‌صداقت داشتند ولي پختگي سياسي كافي نبود كه بتوانند تصميم بگيرند كه تنها انتخاب بين رجوي و خميني نيست بلكه راه سوم مردمي ( راه مصدق و ستارخان )‌ هم وجود دارد كه طولاني تر و سخت تر است
و لي امتحانش را در طول تاريخ پس داده است.


كم كم رجوي كه شهامت و صداقت پذيرش شكست را نداشت ، بجاي پذيرفتن شكستها كه بهاي ان را هوادران و اعضا با پوست وخون خود ميدادند ،‌ ديگر ان را مورد سرزنش قرار مي داد و با تهمت و مارك زدن و ابستگي به رژيمي كه پرونده نقض حقوق بشرش ، سياه بود انانرا منزوي مي كرد.
رجوي بسرعت مبدل به ناقض حقوق اوليه انسانها كه “حق اگاهي “ و “انتخاب كردن آزادانه “‌ بود،‌ مي شد.
وي علي زركش معاون خودش را متهم به عدم توانائي در سرنگوني رژيم كرد و وي را از سمت هايش خلع كرد . زركش بعدا نيز در بغداد زنداني شد.

رجوي د ر فرانسه درامنيت كامل بود ،‌ ولي تصميم گرفت به محلي برود كه اصلا برف نيايد .
به همين دليل عراق را انتخاب كرد . عرا ق براي وي محافظان بيشتري و نيز تسليحات سنگين و پول د راختيار وي قرار مي داد. رجوي عاشق سلاح سنگين و رژه و يونيوفورم نظامي و سان ديدن از نيورها به عنوان ژنرال بود. درجه اي كه خودش به خودش اعطا كرده بود.




رجوي پرواز تاريخساز صلح را در سال 65 به عراق انجام داد. كه حاصل ان در مدت 3 سال تا پذيرش قطعنامه 598 ،‌ به كشته شدن حداقل 4 هزار نفر از مجاهدين و هزاران سرباز ايراني و بسيج و سپاهي منجر شد .

ازين پس ترددهاي وي در عراق با 2 بنز ضد گلوله سفيد و سياه اهدائي صدام حسين باضافه اسكورت سازمان امنيت عراق ، و محافظين شخصي حتي در قرار گاه اشرف انجام گرفت.

وي از ترس ترور در مانورهاي نظامي شركت نداشت .بعضي وقتها سر زده به سالن غذا خوري به مدت كوتاهي سر مي زد زيرا درا نجا كسي اسلحه حمل نمي كرد.

گفته گارسيا ماركز مصداق داستان رجوي ، صدام ، رفسنجاني است آنجا كه مي گويد“ ديكتاتور‌ها تنها هستند؛ به هيچ كس اعتماد ندارند؛ حتي به كسي كه در راه همان ديكتاتور بي‌محابا آدم كشته است.“

رجوي از سال 59 با هيچ ايراني عادي بر خوردي نداشته است . وي سالهاست كه از واقعيت جامعه ايران بدور است و با تصورات ذهني از جامعه ايران كه هنوز در سال 59 قفل شده است ،‌زندگي مي كند .


د راين راستا ،‌محكم ترين مقر را در كنار قرار گاه علوي براي خود تهيه ديد و در بغداد نيز كاخي با كمك مالي عراق برپا كرد كه ازبيرون سيماني بنظر مي آمد ولي در داخل بسيار شيك و ضد بمب بود . وي قرار گاه علوي را هم ضد بمب ساخته بود .

حملات نظامي زيادي انجام گرفت كه اخرين ان فروغ جاودان بود ولي رجوي ،‌تنها به بدرقه
قربا نيان كفايت كرد . اعضا و مريدان وي چنان شست و شوي مغزي شده بودند كه نمي توانستند درك كنند فرمانده خوب در كنار نيروهاي خود وارد ميدان نبرد مي شود . رجوي حتي تا لب مرز ايران و عراق هم نرفت.زيرا وي رسالت بزرگ رهائي مردم از دست آخوند ها را تنها مختص خودش مي دانست و به همين دليل ديگران را هميشه تمسخر ميكرد .


رجوي بخاطرغذاي خوب و امكانات رفاهي بسيار عالي اضافه وزن پيدا كرد ، بالا رفتن سن را با رنگ كردن موها پوشاند. علت سرنگون نشدن را به گردن اعضا ئي انداخت كه به وي اعتماد مطلق داشتند و براي وي ( نه براي رهائي مردم ايران )‌جانشان را دادند.

با گذشت زمان و تغيير معادلات سياسي جهاني ،‌جايگاه صدام تضعيف مي شد . صدام ديگر به رجوي اعتماد زيادي نداشت با اينكه وي توانست د رسال 1991 با نيروي مكانيزه اش ، جلوي حركت كردها به بغداد را بگير د ولي هيچگاه با وي ديدار نكرد.

نارضايتي و سوالات در بين اعضا رشد فزايند ه يافت ، كمتر كسي بود كه متوجه زمين گير شدن نظامي سازمان بعد از 15 سال حضور در عراق نشده باشد . رجوي بجاي پذيرفتن مسو ليت و و پيدا كردن اشتباهات و برسي راه هاي اصولي كه بجز در يك روابط و مناسبات دمكراتيك و آزاد ميسر نبود. رجوي بجاي استعفا كردن براي برگرداندن سازمان مجاهدين به خط اصولي ، دستور دستگيري مخالفان و منتقدان را به بخش ضد اطلاعات داد .تعداد زيادي دستگير ،‌ زنداني و شكنجه شدند . . بعضي ا زافراد مفقود الاثر شد ند . علت مرگ برخي ، خودكشي اعلام شد . برخي تحويل زندان ابو غريب شدند ، برخي را نيزبه اردوگاه رماديه فرستاد كه زنانشان و كودكانشان مورد آزا ر و اذيت جنسي قرا ر گفتند .

پرونده نقض حقوق انسانها در تشكيلات رجوي ،‌سياه تر و سنگين تر شد تا اينكه تاريخ مصرف صدام تمام شد و بازهم تحليلهاي رجوي اشتباه درامد. اين بار كسي نبود كه اشتباه را به گردن وي بيندازد. رجوي بدون توضيحي ناپديد شد.


مي گويند زماني كه يزدگرد كه با سپاهيان و لشگر مجهز خود به جنگ سپاه كم اسلحه اعراب مسلمان رفته بود ، سربازان خود را با با زنجير به يكديگر بسته بود تا فرا ر نكنند. وقتي كه سپاه ايران در قادسيه (‌مدائن )‌شكست مي خورد ، پادشاه شجاع در ظرف 48 ساعت با اسب تندرويش خود را به آسيابي در هرات د رافغانستان فعلي ميرساند و د رانجا كشته مي شود . نكته قابل توجه سرعت فرار يزدگراز عراق تا افغانستان هست.
.

تشابه رجوي و يزدگرددر اين هست كه هر دو متكبر و خود خواه و زن دوست و جنگ طلب بودند . آنها د رانجا كه بايد مي ايستادند ،‌پا به فرار گذاشتند و سربازان خود را رها كردند .

و تاريخ هم از انا ن به بدي ياد كرد ه و خواهد كرد.
خسرو پرويز چنان مغرور بود كه نامه حضرت محمد را پاره كرده بود در حاليكه امپراطور قدرتمند روم هم همين نامه را گرفته بود و لي حرمت سفير را نگه داشته بود.

رجوي چنان تكبر فرعوني داشت كه به تشكيلات باوراند ه بود كه دنيا روي محور سياست سازمان و رجوي مي چرخد.

مطلب را با طنزي به پايان ميبرم ، “ امام حسين د ر كربلا چراغها را خاموش مي كند ( براي اينكه ان عده معدود خجالت نكشند ) و به انان كه با وي بوده اند مي گويد اينها ( سپاه يزيد )‌ مي خواهند مرا بكشند هر كس بخواهد مي تواند برود .
رجوي هم مي گويد رژيم خميني مي خواهد مرابكشد و چراغها را خاموش مي كند ولي وقتي چراغها را روشن ميكنند مي بينند رجوي غيبش زده است .

من د رعجبم كه چگونه از تقدير فرار ميكنند ، و ا زتجربه تلخ ديكتاتورها درس نمي گيرند ،‌در حاليكه مرگ هم مانند تولد حق است و گواراست اگر در راه آزادي و استقلال و مردم باشد. اين سعادتي است كه نصيب اناني خواهد بود كه آخر عاقبت بخير هستند.


لازم بتذكر است كه رجوي قبل از حمله آمريكا ، در سال 2003 همسر سوم ( اعلام شده اش ) مريم قجر عضدانلو ( رجوي )‌ و دختروي و دوستان نزديكش را از عراق خارج كرده بود و به پاريس فرستاده بود. د رحاليكه مصطفي رجوي فرزندش را كه جز منتقدان رجوي هست و علاقه اي به سياست و جانشيني پدرش ندارد را با انها همراه نكرد . و تقاضاهاي خروج وي به دليل نگراني از اينكه وي اطلاعات زيادي از روابط پنهاني پدر ش دارد ، را ترتيب اثر نداده اند.

اول فوريه 2007 -تورنتو

سعيد مدني:‌پول ايران بر سر سفره چين و اروپا خرج مي شود

سعيد مدني:پول نفت ايران سر سفره چين و اروپا خرج مي شود
سعيد مدني در ادامه با بيان اينكه بازرگان با تاسيس جمعيتي در ابتداي انقلاب براي اولين بار به طور جدي از حقوق بشر سخن به ميان
آورد و آن را مطرح كرد، گفت: مرحوم بازرگان با تاسيس جمعيت دفاع از آزادي و حقوق بشر پيام‌‏آور سه نكته مهم بود؛ اول اينكه ايشان و هم‌‏فكرانشان تاييد كردند كه مضامين حقوق بشر با گزاره‌‏هاي ديني همسويي دارد. دوم اينكه با همين اصول حقوق بشر مي‌‏توان به نقد حاكميت پرداخت و سوم اينكه ايشان ثابت كردند كه نوآوران ديني اولين گروهي بودند كه به بحث حقوق بشر روي خوش نشان دادند و اين افتخار در كارنامه آنان ثبت شده است.
مدني در ادامه با تفكيك حقوق مدني و سياسي و حقوق اقتصادي و اجتماعي در بيانيه حقوق بشر، خاطرنشان كرد: در مورد نقض حقوق مدني و سياسي بعد از انقلاب كما بيش سخن گفته‌‏ شده است اما درباره نقض حقوق اقتصادي و اجتماعي كمتر سخن گفته شده است از ديدگاه مردم وضعيت موجود اقتصادي و اجتماعي كاملا نامطلوب است. در يك نظرسنجي در سال 82 در پاسخ به اين سوال كه آيا فاصله ثروتمندان و فقرا كمتر شده است يا بيشتر؛ 87 درصد تصريح كرده‌‏اند كه اين فاصله بيشتر شده است و در 5 سال آينده نيز بيشتر مي‌‏شود.
اين فعال ملي مذهبي گفت: در سال گذشته در دولت آقاي احمدي‌‏نژاد 41 ميليارد دلار واردات كشور بوده است كه در ليست واردات اقلامي مثل سيب, آهن و گوشت بوده است. اين به آن معناست كه دولت به جاي آنكه پول نفت مردم ايران را بر سر سفره فقرا ببرد، بر سر سفره چين و اروپا برده است.
مدني افزود: در همين سال گذشته كارخانه‌‏ها و كارگاه‌‏هاي بسياري تعطيل شده است چرا كه دولت موجود، بي‌‏نظم‌‏ترين دولت‌‏ها پس از انقلاب بوده است، به طوري كه در هشت ماهه اول سال جاري 97 درصد بودجه جاري كه بايد در كل سال مصرف مي‌‏شد، مصرف شده است. نتيجه آن نيز نقدينگي 35 درصدي و تورم 16 درصدي است.

انتقاد شديد از سياست جنگ طلبانه بوش د رتلويزيون

The most impressive and powerful commentary on MSNBC
I found it quite interesting, and it says it all about how the American traditional politicians and people in general have got fed up with Bush’s lies. Let’s hope that all this paves the way for Bush’s impeachment and indictment, including all the neo-cons behind his policies.

http://www.olbermann.org/ko/video_detail.cfm?id=2088

مصاحبه رفسنجاني در مورد مجلس خبرگان واثبات طبقه ممتاز بودن روحاينت

متن کامل مصاحبه ای که به آن توجه نشد

گفت وگو با رفسنجانى

فصلنامه ی حکومت اسلامی طی شماره های 40 و 41 در پائيز و تابستان 1385 قبل از انتخابات مجلس خبرگان، مصاحبه ای را با اکبر هاشمی رفسنجانی عضو مجلس خبرگان رهبری و نايیب رئيس اين مجلس با حضور حجج اسلام محمد و سروش محلاتی و سيد مسعود معصومی و دکتر کدخدايی منتشر کرده است.
جايگاه اين نماد در ساختار نظام، فلسفه ی وجودی آن، ارتباط آن با مشروعيت نظام و عملکرد این مجلس، رهبری و حکم انحلال مجلس اسلامی، محدويت کردن دوره رهبری، واگذاری نظارت بر انتخابات خبرگان به شورای نگهبان، شورای رهبری و سايیر موضوع های مرتبط ، در این نشست مورد تو جه قرار گرفته است.
متن کامل مصاحبه را در زير بخوانيد.

I highly recommend reading this interview from Cheshmandaz site.

http://www.meisami.com/Cheshm/Other%20Articles/mosahebee%20ke%20be%20on%20tavajoh%20nashod.htm


Since all parts are important I do not put any excerpts here and encourage all friends to read it. It is a bit long, but defiantly worthy of reading.

جمعه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۵

احمدي نژاد و قيمت گوجه فرنگي

احمدي نژاد در پاسخ به انتقادات يك نمانيده مجلس گفت كه گوجه فرنگي دم خانه وي ، كيلوئي800 تومن است و از وي دعوت كرد كه براي خريد به سيبز فروشي محل وي بروند.
دو تا نكته د راين مطلب هست
اولا بر اثر هجوم مردم براي خريد از سبزي فروشي و مغازه هاي ارزان احمدي نژاد و قيمت خانه هاي نارمك چند برابر شده است
دوما- انگوجه فرنگي هاي كه 800 تومان هست انهائي است كه لهيده است و به سر رئيس جمهورهاي قبلي مي زدند.

پرسش بنيادين در 27 سالگی انقلاب

پرسش بنيادين در 27 سالگی انقلاب
مريم شبانی- مي گفتند جمهوري اسلامي براي "نفي خشونت" آمده و من با بهت خشونتي كه در سالهاي تثبيت انقلاب بر مخالفين رفت را پرسشگرانه مي شنيدم و مي خواندم و پرواي پرسيدن نمي يافتم. مي گفتند رسالت انقلابيون "براندازي استبداد" بود. استبداد پادشاهي از بين رفت اما گويي...

پنجشنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۵

بي حسين شراب و نماز يكي است -دكتر علي شريعتي

خدايا اين باز چه مظلوميتي بر خاندان حسين؟
اكنون شهيدان كارشان را به پايان رسانده‌اند. و ما شب شام غريبان مي‌گرييم، و پايانش را اعلام مي‌كنيم و مي‌بينيم چگونه در جامعه گريستن بر حسين (ع)، و عشق به حسين (ع)، با يزيد همدست و همداستانيم؟ او كه مي‌خواست اين داستان به پايان برسد.
اكنون شهيدان كارشان را به پايان برده‌اند و خاموش رفته‌اند، همه‌شان، هر كدامشان، نقش خويش را خوب بازي كرده‌اند. معلم، مؤذن، پير، جوان، بزرگ، كوچك، زن، خدمتكار، آقا، اشرافي و كودك، هر كدام به نمايندگي و به‌عنوان نمونه و درسي به همه كودكان و به همه پيران و به همه زنان، و به همه بزرگان و به همه كوچكان! مردني به اين زيبايي و با اينهمه حيات را انتخاب كرده‌اند.
اينها دو كار كردند، اين شهيدان امروز دو كار كردند، از كودك حسين (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاري قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خويشاوند يا بيگانه، و تا آن مرد اشرافي و بزرگ و باحيثيت در جامعه خود و تا آن مرد عاري از همه فخرهاي اجتماعي، همه برادرانه در برابر شهادت ايستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پيران و جوانان هميشه تاريخ بياموزند كه بايد چگونه زندگي كنند ـ اگر مي‌توانند ـ و چگونه بميرند ـ اگر نمي‌توانند.
اين

متن كامل در لينك
www.bayanupload.blogspot.com