Translate

چهارشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۰

شرمندگی دیگر برای کامیونیتی ایرانی در کانادا - امیر حکیمی به جرم مست رانندگی کردن و مجروح کردن یک نفر به 5 سال زندان محکوم شد.Born in Tehran, Iran, Hekmati has a master’s degree in commerce and ran a bookkeeping and accounting business in Toronto.

شرمندگی دیگر  برای کامیونیتی ایرانی در کانادا - امیر حکیمی به جرم مست رانندگی کردن و مجروح کردن یک نفر به 5 سال زندان محکوم شد.Born in Tehran, Iran, Hekmati has a master’s degree in commerce and ran a bookkeeping and accounting business in Toronto.

Serial drunk driver receives five-year jail sentence

Published On Mon Aug 15 2011
Betsy PowellCourts Bureau
A man convicted of drinking and driving for the fourth time has received a five-year prison sentence for a crash that left a Toronto father with a “catastrophic” brain injury.
Factoring in credit for the 25 months Amir Hekmati spent in pre-trial custody, he will serve another year in jail. He will then be prohibited from driving for eight years.
Hekmati, 54, “demonstrated more than just a momentary disregard for the lives and safety of others,” Superior Court Justice Nola Garton said Monday, reading from her 15-page judgment.
The Nov. 30, 2007, collision on Don Mills Rd., north of Lawrence Ave. E., involved six people and three vehicles, two of which were writeoffs. It is “astonishing” only one person suffered serious injuries, Garton said.
He is John Fraser, then a 52-year-old IBM employee and ski instructor, who now requires 24-hour-a-day supervision.
“The impact of the accused’s offences on Mr. Fraser and his family has been devastating,” Garton said.
Fraser, his wife and 11-year-old son were heading to a Christmas concert at the boy’s school when Hekmati’s vehicle sped past in excess of 100 km/h. The posted speed was 60 km/h.
Hekmati’s car clipped the left rear corner of the Frasers’ vehicle, causing it to mount the curb, roll over and crash into a southbound minivan.
Following a trial, Hekmati was convicted in June of impaired driving causing bodily harm and criminal negligence causing bodily harm. He had 150 to 225 milligrams of alcohol per 100 millilitres of blood in his system, about twice the legal limit.
His licence barred him from driving with any alcohol in his blood.
Hekmati had three prior convictions for drunk driving: one in 1990, for which he was fined $600; in 1992, for which he received a jail term of 14 days; and in 2002, for which he was fined $1,500 and prohibited from driving for one year.
Born in Tehran, Iran, Hekmati has a master’s degree in commerce and ran a bookkeeping and accounting business in Toronto.
Garton said one of the issues she faced was whether to grant Hekmati credit for pre-trial custody on a two-for-one basis. The charges were laid well before Feb. 22, 2010, when federal legislation ending the practice became law.
Taking into account all the circumstances, including the harsh conditions at the Toronto “Don” Jail, Garton said she was prepared to credit his pre-trial custody as the equivalent of a four-year sentence, which is just shy of granting him credit on a two-for-one basis.
Top Stories:

Girl swept over Niagara Falls: ‘Always smiling and very happy’ 

China denies it had access to bin Laden mission helicopter 

Will fasting slow down Muslim Olympians? 

Tough sentences for two who used Facebook to organize U.K. riots 

Cash-strapped Ford to meet with McGuinty 

Ban him from driving for 8 years? What about for life?? This man clearly couldn't care less about...…Jackie681978
Five years?: If he spent 25 months in custody, and will spend another year in jail, then that is a three-year...… Israfel
The courts too often are to soft when handing out penalties to “repeat” offenders; part of their...… MJT
Justice System: This sentence should have been 25 years.… BenC.
- Advertisement -
Facebook ActivityFacebook Activity
click here

Follow The Toronto StarFollow The Toronto Star

Making NewsMaking News
Graffiti echoes a theme found in various places around the city since Margaret Atwood took on Councillor Doug Ford over the importance of libraries.
Atwood vs. Ford
Canadian literary icon Margaret Atwood has joined...
South Sudan residents sing and dance during independence celebrations in Juba.
South Sudan
The latest news and views on South Sudan, which...
Born Oct. 1, 1873, set to expire on Sunday, July 10, 2011, Britain's News of the World polished its cutthroat brand of entrapment, innuendo and stunt journalism to a high glow that dazzled colleagues struggling to compete.
News of the World
The News of the World will publish its last...
Stratford Food Festival
Top Chefs, Tastings, Markets &
Entertainment. Learn More.
VisitStratford.ca/CulinaryFestival
Get $75 Free Advertising
Try Google AdWords.
Claim Your $75 Coupon Now!
www.Google.com/AdWords
Top 10 Photo Printers
10 Most Popular Photo Printers.
Compare Prices & Save - Shop Smart!
www.PCWorld.com/Photo-Printers
Clear My Ontario Record
A pardon will clear your criminal
record. Start your pardon today.
www.CanadianPardons.ca

چهارشنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۹۰

نگاهی به قتل زن بدست همسر و قتل مرد به ضرب گلوله پلیس


آسیب شناسی خشونت در کامیونیتی ایرانی کانادایی

نگاهی به قتل زن بدست همسر و قتل مرد به ضرب گلوله پلیس

سعید سلطانپور

rahehaltv@gmail.com
نسرین طوریهی 47 ساله با ضربات چاقو ی کاوه صبوری  طباطبایی (50 سا له ) در خانه اش  قربانی خشونت   همسر می شود . مرد با ضربات گلوله دوپلیس یورک در حالی که بر اثر ضربات خود زنی مجروح شده است ، قربانی خشونت از نوع دیگری می شود. دختر17 ساله که شاهد قتل مادر و کشته شدن مادر هست در نیمه ها ی شب ، به فارسی  نا امیدانه ، تقاضای کمک می کند.  خواهر کوچکتر 11 ساله اش خوشبختانه در صحنه حضور ندارد ولی عمق فاجعه  فراتر از یک خانواده و خانه شماره 90 در  کوچه "کاتن ود " تورن هیل هست . کوچه ای با خانه های بهم چسبیده و در ختهایی که بر خیابان سایه افکنده و نشان از ارام بودن محله چند ملیتی هست .   ماشین جرم شناسی به همراه چند تا ماشین پلیس تا روز 5 اگوست در جلوی این خانه ، دنبال کشف چگونگی جرم بودند. از انجا که یک طرف قتل ، پلیس قرار دارد مامورین سازمان نظارت بر پلیس

Special Investigations Unit

،مسولیت پرونده را به عهده گرفته است .  

 

در مراسم شست و سوی نسرین در مسجد جامع ایرانیان ( مهدیه )7034 بی ویو ، نظرات حاضرین که بیش از

چند ده نفر می رسید مختلف است . شخصی می گوید کاوه را در این 5/1 سال گذشته دیده است  همیشه در خود بوده است و مودب که کمتر حرف می زده است . خانمی د رحالیکه پک محکمی بر سیگار ش می زد، اسلام را مقصر می دانست  . مردی  از مهربانی نسرین حرف می زندولی  گریه امانش نمی دهد. ماشین حمل جنازه ، به سمت قبرستان در شمال تورنتو د رخیابان الگین میلز حرکت می کند تا جنازه یک زن ، یک مادر و همسری را بدست خاک بسپارد تا به مرور زمان ، از خاطره ها حذف شود.

پلیس رعایت احتیاط را کرده است و خواسته بود که  مراسم تشییع جنازه در دو روز انجام شود تا  ازبروز تشنج احتمالی توسط دوستان مقتولین ، جلوگیری کرده باشد .

به همین دلیل تشیع جنازه . کاوه طلباطبائی روز سه شنبه از همان مسجد تشیع شد . باران سیل آسایی باریدن گرفته بود و تعداد اندک از دوستان و بستگان کاوه در حالیکه دست گلی که بنام مریم و مینا دختران کاوه و نسرین روی تابوت بود ، به سمت گورستان وست ود در غرب تورنتو حرکت کرد.

 

  مهاجرتی که 10 سال پیش با امید بهار به کانادا نجام شد  بود؛ در طی گذر زمان و سختی و نا مهربانی های ان و یا شاید عدم تطابق پذیری با فرهنگ دیگر که بر اساس " من " انسانی شروع شده است ولی ضرورتا به " ما "ی انسانی ختم نشده است زندگی را به سرعت بسان عمر کوتاه تابستان  های کانادا ه به خزانش کشاند  .  با اشتباه کاوه از  مفهوم "  دوست داشتن "  و  " عشق " یکطرفه ، منجر به  جنایتی غیر قابل توجیه شد  که  پایانش در   گورستان ،" زمستا ن زنده ها "  رقم خورد.

روایتی است از اینکه کاوه با خون خود در آشپزخانه ، نوشته بود : نسرین دوستت دارم " و : مر گ بر ... ( نام دونفر از دوستان نسرین که کاوه انها را مسول از هم پاشیدن زندگی شان می دانسته است .  لازانیایی که کاوه برای سر و شام آخرش در 90 کاتینگ ود با شوق دیدار نسرین و دخترانش پخته بود همچنان در اجاق گاز باقی مانده است .  

برای رسانه های اصلی  ، داستان نسرین و کاوه ، تاریخ مصرفش تمام شد . د رحالی که آثار تلخ  آن بر سرکامیونیتی ایرانی تا مدتها باقی خواهد ماند . 

 آیا زندگی و مرگ نسرین و کاوه می تواند راهگشای کامیونیتی ما جلوگیری از تکرار چنین فاجعه های انسانی ، که براحتی ممکن است دوباره اتفاق بیفتند ، باشد .

قتلی اتفاق می افتاد ، کامیونیتی کم وبیش در جریان قرار می گیرد ، حساسیت ها بالا می  رود ، نظریه پردازی ها آغاز و  تصمیم هایی هم احتمالا برای سر وسامان دادن به آن گرفته می شود ولی  ایا مانند دیگر مسایل کامیونیتی به فراموشی سپرده نخواهد شد . ؟  

براستی اگر رسانه های اصلی ، چند روز به طرح این مسئله نپرداخته بودند بازهم رسانه های فارسی زبان ، همت اعزام خبرنگار و تهیه خبر را به خود می دادند. فکر نمی کنم زیرا این اولین قتل خانوادگی د رانتاریو نبوده است ولی بیاد نمی اورم که چنین حوادثی به دلایل مختلف ، به نشریات ما راه یافته باشد .

 

  سال 1996 جوان ایرانی پناهنده  - تقی ساوجی پور با خانواده ایرانی ( مادر و پسر نوجوان ) در پناهگاه خیابان کویین اشنا شده بود . تقی  در خیابان پیپ و براد ویو ( محله یونانی ها ) اپارتمانی اجاره کرد ه بودند. مرد جوان با زن ارتباط نزدیک تری پیدا کرده بودد . نوجوان به اپارتمان تقی رفت و امد داشت  . تا اینکه هم خانه ای  تقی از بوی گند در کمد اتاق ، متوجه قطعات تکه شده ، انسانی می شودو به پلیس اطلاع می دهد . تقی  ، بعد از تجاوز به پسر نوجوان ، وی را کشته بود و اعضای بدن وی را در سطل ها ی زباله در ان منطقه انداخته بود . در جریان دادگاه ، روزنامه "  تورنتو  سان " هر بار به ملیت ایرانی این فرد اشاره می کرد .  جوان  قا تل به حبس ابد محکوم شد .  پد رخانواده با اجازه ویژه به کانادا امد و در مراسم تشیع جنازه فرزندش شرکت کرد . 

ماندانا رستان 43 ساله  در  دسامبر سال 1998 توسط همسرش مهدی مهر خندان   خفه  شد .  مهدی نیز خود را با ضربان چاقو مجروح کرده بود. دو دختر وی به مدت چند ماه در نزد یکی از ایرانیان خیر ، ماندند تا به سوند نزد بستگان نزدیک خود ملحق شدند.

در سالهای 2003-2004 مرد ی در سنین 60 ، همسر خود " حاجیه خانم انصاری "  را با ضربات چاقو در اپارتمانی در یورک ( ریچموند هیل )  به قتل رساند . در 19 نوامبر 2008 ، سه جوان ایرانی به نامهای محمد علی کرزاقیپیام خواستو و آرش ارشوند به اتهام قتل و سوزاندن جسد اصغر گرکان در حوالی شهر  " بری "  تحت تعقیب قرار گرفتند .

همین هفته گذشته بود که پلیس تورنتو از کامیونیتی خواست که پیمان موذنی را به اتهام تهدید به قتل ، به پلیس معرفی کنند . در حالیکه متهم دیگری بنام عباس صالحی همدست پیمان ، قبلا دستگیر شده بود.

قبل از ان نیز پلیس برای کمک به  دستگیری  جوان دیگری به اتهام اقدام به قتل کمک خواسته بود که در سلم تورنتو چاپ شده بود.

کیوان دانش؛ جوان  18 ساله ایرانی که در پورت مودی – برتیش کلمبیا در 14 جولای 2003با قمه به  پلیس مخفی حمله می کند که  با ضربات شلیک گلوله  آن پلیس کشته می شود .

ا ز انجا که قانونا به پلیس و وزارت دادگستری اجازه جمع اوری اما ر از اقلیت ها غیر قانونی هست ، بالطبع نمی توان از رقم دقیق  ایرانی تبارهایی که به اتهام خشونت در گیر سیستم قضایی کانادا شده اند ، داشت ولی خبر های رسیده و گزارشات و روایات کم نیستند.

 

جلسه شهرداری

روز سه شنبه 9 آگوست به دعوت عضو انجمن شهر مارکهام ( منطقه2)  جلسه ای در مرکز کا میونیتی بی ویو برگزار شد که دو خانم از سازمان خدمات به قربانیان و دو نفر از اداره پلیس یورک حضور داشتند . تعداد 26 نفر در این نشست شرکت داشتند که 5 یا 6 نفر آن ایرانی تبار بودند . شهرزاد شهریاری یکی از شرکت کنندگان بود که روبروی خانه مقتولان اقامت داشته است به من گفت که وی هر روزه از عضو انجمن شهر ( هوارد شور )  درخواست کرده بود که برای مشاوره همسایگان که هنوز در شوک بسر می برند ، جلسه ای را ترتیب بدهد .  روز این جلسه روز دوشنبه 8 اگوست  اعلام شده بود که ما  در ساعت 7 شب در محل سالن  حضور داشتیم

و د ر انجا از ز اعلام اشتباهی  روز جلسه  توسط عضو انجمن شهر  با خبر شدیم . هوادر شور در ابتدای ورود گفت فیلم برداری و عکس برداری نکنید امروز برای رسانه ها نیست .

وی سخنانش را با ای میلی از خانمی که داستان جر وبحث های یک زن و شوهر همسایه را می شنیده است و دودلی که ایا باید به پلیس خبر داد ویا نه ؟ و اشاره همسایه ای میل نویس که به مشکل فرهنگی و ضرورت اموزش در مدارس اشاره داشت .

 بعد ا ز وی  مگی و اشلی از سازمان خدمات به قربانیان ، یکی درمیان ، ازروی نوشته مطالب تئوریک را یک نفس  به مدت 20 تا 25 دقیقه  از روی نوشته خواندند  که باعث شد چند نفری هم جلسه را تر ک کنند.  

از خانم میشل کارگاه ایستگاه پلیس شماره 2 یورک پرسیدم "سوالات جدی در مورد نحوه برخورد پلیس با این موضوع در کامیونیتی ایرانی مطرح است.  در حالی تعداد نزدیک به 10 ماشین پلیس در زمان حادثه در محل حضور داشته اند ،  بنا بر گزارشات ، دو افسر پلیس 5 گلوله به نقاط حساس شلیک کرده اند در حالی که کاوه بر اثر خودزنی مجروح شده بوده است .

کارآگاه میشل گفت من هیچ اطلاعی از این حادثه ندارم تازه از مرخصی برگشته ام . در مورد جزییات هم ممکن است در دادگاه منتشر شود.

بعد از پایان جلسه ، احمد تبریزی مسول بنیاد پریا که در چند صد متری محل وقوع  این حادثه قرار دارد ، به هوارد شور گفت ما فکر کردیم  قرار است بحث های جد ی تر بشود. زیرا هیچ کدام از شرکت کنندگان از جزییات با خبر نبودند و اطلاع همه بر اساس آن مقدا ر کمی که در رسانه ها منتشر شده بود ، قرار داشت . وی ادامه داد ما بایستی برای جلوگیری از چنین وقایعی چاره ای بکنیم .

از هوارد شورپرسیدم  اصل جلسه خوب هست ولی کسانی را دعوت کرده بودی که هیچ تسلطی به این جریان نداشتند . کامیونیتی نیاز به اگاهی رسانی و پاسخ برای رفع ابهامات دارد .

هوارد شور گفت گروه مخصوص تحقیق در حال تحقیق است .  به وی گفتم روز 3 شنبه به پلیس یورک  کتبا اطلاع داده ایم که  بنیاد فروردین با استناد  به اعلام امادگی حداقل 6 خانواده برای  نگهداری دو دختر تا تعیین تکلیف وضعیت آنها وسرپرستی  خانواده در جه اول (  آنها که در کانادا نمی باشند ) و  با توجه به شوک دختران مقتول که یکی از انها ناظر صحنه های خونین قتل پدر و مادر بوده است ، ، خواهان اعلا م وضعیت این دختران شده بود . با وجود تلاشهای کارآکاه ریکی –و و افسر پلیس آریایی جوابی از پلیس یورک دریافت نکردیم .

لذا روز 5 شنبه با گروه مخصوص تحقیق تماس گرفتم و از انها خواستار اطلاع رسانی در مورد قتل کاوه توسط پلیس و نیزنگرانی کامیونیتی در مورد دختران را اشاره کردم . روز دوشنبه در مراسم تشیع جنازه نسرین ، جان لاین مسول پروند ه با من تماس گرفت .  از وی طول مدت تحقیق را پرسیدم . وی گفت یک ماه طول می کشد که این بررسی ها انجام شود . وی خواستار گفت و گو با  دختر بزرگتر بود . لاین گفت که دختربزرگتر ، شماره  تلفن همراهش را در شب حادثه  به مسول پروند ه داده بود ولی از آنجا که حال خوبی نداشته است آن شب با وی گفت و گویی انجام نداده اند .  به لاین گفتم که در کمال تعجب ، دو خواهر  روز قبل به ایران پرواز کرده اند .  یکی از سوالات من این است که چگونه پلیس اجازه داده است که این دو کودک به عنوان شاهدان زنده واصلی (در طی مدت جدایی که به گفته یکی ازهمسایگان غیر ایرانی از دسامبر تا اگوست طول کشیده بود  ) و عدم شرکت در مراسم تشیع جنازه به ایران بروند . در حالیکه اطلاعاتشان به روشن کردن زوایای تاریک این پرونده کمک خواهد کرد.  زیرا مریم علیه  پدرش به 911 تلفن کرده بود و وی را متهم به ضرب و شتم کرده بود. د رحالیکه دختر کوچکتر ( حداقل در یک مورد ) به پلیس گفته بود که خواهرش دروغ میگوید و پلیس ، کاوه را دستگیر نکرده بود .شنیده ها حکایت از این دارد که دختر بزرگ با پدر رابطه خوبی نداشته است زیرا بر خلاف مادر ، درمورد نحوه لباس پوشیدن مانند شلوارک های کوتاه ، چت کردن روی کامپیوتر در شبها ،  سختگیرتر بود ه است  یکی از .مشکلاتی که خانواده های مهاجر با ان در گیرهستند . برخی توانسته اند با کمک پدر ومادر ، راه حل مشترکی برای پاسخ گویی به خواستهای نوجوانان ایرانی بیابند . جامعه مهاجر ما دچار بحرانهای جدی است از سویی نوجوانان ، مانند د بسیاری از زنان در مهاجرت ، هم ازادی های تصریح شده و البته لازم در غرب را مطالبه می کنند و هم مسولیت پذیری وتعهدات مرد شرقی بخصوص در زمینه های مالی . در حالیکه در فرهنگ کانادا، زن وشوهر ، هر کدام حساب بانکی جدا دارند و مخارج خانه به صورت مشترک پرداخت می شود . چیزی که در فرهنگ شرق ، چه از سوی زن و چه از سوی مرد ان ،  پذیرفته نشده است .  کدام خانواده کانادایی را می شناسید که پدری برای فرزندش ، ماشین بخر د چه برسد از نوع صفر کیلومتر  آن . دربهترین شرایط برای فرزندش ضامن شود.   تضاد جدی  مرد مهاجر که پست و مقام در ایران را ازدست داده است و دیگر تنها منبع مالی خانواده نیست (  مخصوصا اگر خانواده زیرپوشش کمکهای دولتی باشد ) و هنوز هم  می خواهد که  سلطه غیر منطقی خود را بر زن و خانواه همچنان داشته باشد  که اصرار برآن به طلاق می انجامد .

داشتن کارهایی که با رومانیتک بود ن  همخوانی ندارد که بسیاری از مردان ایرانی ، به نداشتن ان متهم می شوند و عدم پذیرش آن توسط زن و مرد خانواده ، که به صورت عامل استرس بر خانواده اثر منفی می گذارد.

 

 

کاوه بیکار بوده است  گویا این اواخر پیتزا توزیع میکرده است  و به  خانواده اش کمک می کرده است . خانه را بر اساس وکالت به همسرش واگذار کرده بود ه است و خواهان فرصتی برای زندگی بوده است .  ادم خجالتی بوده است .  به گفته دوستانش آدم خشونت طلبی نبوده است . به گفته (م ) نسرین ، از سرزنش کردن کاوه  برای بیکاربودنش در جمع خودداری نمی کرده است .  

آیا دولت استان و فدرال هیچ سهمی در این فاجعه از منظر ایجاد شغل مناسب بر اساس قانون اساسی کانادا نداشته اند  ؟

 آیا اگر مراکز کامیونیتی داشتیم و گوشی برای شنیدن عقده ها و دردها ، می شد از این فاجعه جلوگیری کرد. ؟  آیا آن جریانی که همه  مردان ایرانی را خشن و ظالم می دانند  ، و سعادت زنان ایرانی در کانادا را طلاق می دانند، د رحالی که خود علیرغم حضور دو دهه در کانادا از داشتن یک مکان مناسب محروم هستند چه برسد به داشتن محلی برای حمایت از زنان ایرانی ، در تلاشی خانواده و کامیونیتی بی نقش هستند >  

آن جریانی که  از حضور مردان در هیت مدیره خود بر خلاف قوانین حقوق بشر کانادا ، جلوگیر ی میکند خود در این فاجعه بی تقصیرهستند ؟

 

اگر به اینده کامیونیتی ، به نسل جوان و خانواده ها اهمیت می دهید ، تراژدی  قتل نسرین و کاوه را فرصتی برای جلوگیری از این فجایع و رشد کامیونیتی قرار بدهید . محکوم کردن خشونت ، قدم اول ولی کافی نیست .

 

به عنوان یک مجموعه انسانی همه در قبال  یکدیگر مسولیت داریم ، سهم خود مان را ادا کنیم .



تورنتو – 9 آگوست 2011

دوشنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۹۰

دستگیری روزانه 724قاچاقچی و مصرف‌کننده


سردار حسین آبادی خبر داد:


رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر با اشاره به انهدام باند بزرگ ترانزیت هروئین گفت: در سال جاری روزانه 724 قاچاقچی و مصرف کننده مواد مخدر از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شدند.

یکشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۰

تشیع جنازه نسرین توره ای و کاوه طباطبائی

تشیع جنازه نسرین توره ای و کاوه طباطبائی  رو ز دوشنبه ساعت 10 صبح مسجد مهدیه  7340 بی ویو  -تورن هیل 

برنامه تلویزیونی راه حل برای 3 هفته آینده


برنامه تلویزیونی راه حل
–آگوست 7 – 2011

بخش اول -12 دقیقه
نگاهی به خشونت در جامعه ایرانی کانادایی به مناسبت قتل زن به دست مرد و مرد به ضرب گلوله پلیس – چه کسی مقصر است ؟  
بخش دوم – مصاحبه با فرزاد محمدی – مهندس سازه از چهره های فنی موفق دربخش مجتمع های  آپارتمانی  با  استانداردهای کانادا


اگوست 14
بخش اول
مصاحبه با کاتلین وینه – وزیر حمل و نقل انتاریو
بخش دوم
سیامک حداد – ایرانی مقیم نروژ در مورد ایرانیان نروژ و حادثه تروریستی اسلو توسط مسیحی افراطی

اگوست 21
مصاحبه با دکتر محمد گیلائو – مدیر کامیونیتی سومالی کانادایی های تورنتو در ارتباط با قحطی در سومالی

راه حل –یکشنبه ها از ساعت 7 تا 8 شب به وقت تورنتو- 10 به وقت ونکور از تلویزیون تن-
  بازپخش دوشنبه ها صبح
http://tentv.tv/live.htm                                 Tel : 905-482-8518-20

لطفا نظرات پ یشنهادات و انتقادات خود را با
ای میل برنامه با ما در میان بگذارید







شنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۹۰

افزایش ۱۸ درصدی سرقت های مسلحانه/فارس در صدر/افزایش سرقت های مسلحانه در تهران


۱۴,۰۵,۱۳۹۰
serghat
خبرآن لاین- پلیس از افزایش ۱۸ درصدی سرقت های مسلحانه خبر داده است. همچنین استان های فارس، سیستان و بلوچستان و کرمان بالاترین میزان سرقت مسلحانه را داشته اند.
جالب اینکه در آماری که چندی پیش، پلیس از قتل اعلام کرد هم استان فارس در صدر آمار بود. با این حال افزایش سرقت های مسلحانه درحالی اتفاق می افتد که تا سال ۸۷، سرقت های مسلحانه، سیر نزولی داشته اند. براساس آمارهای موجود در سال ۸۹ ، ۹۹۵ فقره سرقت مسلحانه در ایران به وقوع پیوسته است. درحالی که این آمار در سال ۸۸ ، ۸۱۹ فقره بوده است. 
همچنین درصد کشف به وقوع پدیده سرقت‌های مسلحانه در سال گذشته حدود ۶۶ درصد بوده است؛ درواقع از ۹۹۵ مورد سرقت مسلحانه در سال ۸۹، ۶۵۴ مورد کشف شده است.
در سال ۸۹ به ترتیب استان‌های فارس با ۳۲۶ مورد سرقت مسلحانه، خوزستان با ۱۶۵ و کرمان با ۱۱۷ مورد سرقت مسلحانه، رتبه‌های اول تا سوم را به خود اختصاص دادند. همچنین در این مدت تهران بزرگ با ۶۸ مورد ـ معادل ۸/۶ درصد ـ سرقت مسلحانه در رتبه پنجم کشوری در این خصوص قرار گرفته است.
براساس آمارهای پلیس، وقوع ۶۸ مورد سرقت مسلحانه در سال ۸۹ در تهران بزرگ در حالی گزارش شده که در سال ۸۸ ، ۴۸ مورد سرقت مسلحانه در تهران گزارش شده است. یعنی حدود ۲۹ درصدی وقوع سرقت مسلحانه در سطح تهران بزرگ افزایش داشته است.
تحلیل آماری وقوع سرقت مسلحانه طی یک دهه اخیر نشان می‌دهد به ترتیب استان‌های فارس با ۲۱۲۱ مورد، سیستان و بلوچستان ۲۰۲۶، کرمان ۱۴۴۰، تهران بزرگ ۱۲۳۵ و خوزستان با ۹۸۰ مورد بالاترین رتبه‌های کشور را به خود اختصاص داده‌اند.
آمارها نشان می‌دهد سارقان مسلح اغلب با بهره‌گیری از ضعف سیستم‌های امنیتی، مراکز مورد هدف اقدام به طراحی و برنامه‌ریزی اعمال مجرمانه می‌کنند که اغلب در قالب باندهای دو نفره یا بیشتر که معمولا دارای سوابق متعدد کیفری هستند فعالیت می‌کنند.
همچنین پلیس هشدار داده است؛ با توجه به بازدارنده نبودن مجازات‌های فعلی صادر شده برای مجرمان سرقت‌های م

حذف ۱۳ رشته دانشگاهی علوم انسانی ۱۴,۰۵,۱۳۹۰ روزنامه اعتماد: گروه اجتماعی|نرگس جودکی

حذف ناگهانی این رشته‌ها در راستای بازنگری ۳۸ رشته از رشته‌های علوم انسانی صورت گرفته است. بر اساس آخرین اعلام رییس پژوهشگاه علوم انسانی، این ۳۸ رشته شامل حقوق، علوم سیاسی، اقتصاد، علوم تربیتی، مدیریت، زبان و ادبیات فارسی، زبان و ادبیات انگلیسی، تاریخ، فلسفه، روش‌‌شناسی، روزنامه‌نگاری، ارتباطات و علوم اجتماعی است.

سه‌شنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۹۰

زن و شوهر قربانی خشونت در تورن هیل -انتاریو



 کاوه طباطبایی ( 50 ساله )  و نسرین تورایی( 47 ساله )  قربانی خشونت خانواده و پلیس شدند.
نسرین تورایی توسط همسر سابقش کاوه به قتل رسید و کاوه توسط پلیس یورک با شلیک گلوله کشته شد . امروزساعت 2 در شماره 91 کاتینگ ود  از پلیس ها  در مورد اینکه چرا با توجه به مهارت پلیس ،  مرد را به قتل رساندند زیرا در هرحال دو کودک بدون مادر و پدر شدند . ایا کامیونیتی ایرانی می تواند بر خشونت غلبه کند  

عکس : سعید سلطانپور

 


Victim's friend said she feared ex-husband

2011/08/02 | Michael Talbot, CityNews.ca
See Related Video