مصاحبه با دکتر حسین کمالی – استاد اسلام شناسی و فرهنگ دانشگاه کلمبیا ( نیویورک )
سعید سلطانپور:
ایا جنبش سبز از نظر دیدگاه تفکری یکپارچه هست ؟
دکتر حسین کمالی : جنبش سبز مثل جمعیت ایران متنوع هست . در این 30سال گذشته در انقلاب صداهای مختلف شکل گرفته اند . در این حرکت حضور دارند و از همه مهمتر این هست که
صداهای گوناگون وچود دارند و همه یکدیگر را به رسمیت می شناسند و در این حرکت مدنی شرکت دارند .این جنبش سبز یک حرکت مدنی چند صدائی هست .
سعید سلطانپور:
چه چیزهایئ جنبش سبز را تهدید می کند،مثلا اگر نا خالصی ها یی وجود دارد ؟
دکتر حسین کمالی :
هر حرکت اجتماعی این تهدید وجود دارد که به انحراف کشیده شود . متاسفانه در حرکات اجتماعی کسانی که اغاز گرهستند الزاما تعیین کننده پایان آن حرکت نیستند. من قادر به پیش بینی نیستم که حرکت سبز به کجا منتهی خواهد شد.
امیدی که دارم که همان شعار اساسی نترسید ، نترسید ما همه با هم هستیم را که مردم مطرح کردند .
مادام که مردم با هم باشند و در کنار هم باشند و متحد پیش رفتن باشند . همفکر ی کردن و همدلی اگر این حرکت مبتنی بر اجماع باشد امکان انحراف کم خواهد بود.
وحتی المقدور به به خشونت نگردد. خروج از چارچوبهای مدنی نباشد .البته نافرمانی و فرمان شکنی هم جزئی از این هست اما این هم مدنی هست .
سعید سلطانپور:
چه تفاوت اساسی بین این "همه باهم امروزه " با "همه با هم " 57 وجود دارد؟
Translate
دوشنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۸
یکشنبه، مهر ۱۲، ۱۳۸۸
تصویری/کشف اشياء عتيقه از ديپلمات آرژانتين ایا رابطه ای با حکم دستگیری دادگاه ارژانتین علیه جمهوری اسلامی بی ارتباط هست ؟
تصویری/کشف اشياء عتيقه از ديپلمات آرژانتين
يکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۳۱
چهار تن اشياء عتيقه كه قرار بود تحت پوشش لوازم و وسايل رايزن سابق سفارت آرژانتين از تهران خارج شود، با هوشياري مامورين گمرگ كشف و ظبط شد
يکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۳۱
چهار تن اشياء عتيقه كه قرار بود تحت پوشش لوازم و وسايل رايزن سابق سفارت آرژانتين از تهران خارج شود، با هوشياري مامورين گمرگ كشف و ظبط شد
جمعه، مهر ۱۰، ۱۳۸۸
حکومتی که پشتوانه مردمی داشته باشد ، یک ادم فلج امنیتش را تهدید نمی کند
سعید حجاریان ازاد شد .
به حکومتی که یک معلول امنیتش را به خطر بیندازد باید از شعر فرخی در مورد عدل مشروطه و سردر ان استفاده کرد و ... به ان باید .....ید
به حکومتی که یک معلول امنیتش را به خطر بیندازد باید از شعر فرخی در مورد عدل مشروطه و سردر ان استفاده کرد و ... به ان باید .....ید
نقدی به شعارهای ستم ستیز « سبز» ؛ سبز، سیاه، خاکستری
نقدی به شعارهای ستم ستیز « سبز» ؛ سبز، سیاه، خاکستری
خلاصه:
فرید مرجایی :
مقولاتی چون کلمه، شعار، سخنوری، مقاله همه به گونه ای از جنس « بیان» محسوب می شوند که گفتمان غالب یک حرکت و یا جنبش را تشکیل می دهند. در روز حماسه انگیز «قدس سبز»، شعارهایی بگوش می رسید که برخی از آنان با روحیه و اهداف معنوی- مدنی «سبز» همخوانی و همراهی ندارند. بد نیست که به بعضی از شعارهای مذکور توجه کرده و آنها را با معیار معنوی این جنبش محک بزنیم.
"مرگ بر روسیه، مرگ بر چین"
بر این باور بودیم که در جنبش دموکراتیک و مدنی ایران این امید بوجود آمده بود که بعد از سی سال، از خواست "مرگ" بر این و آن فاصله گرفته ایم و فکر و آرزوی نابودی کنار رفته باشد – حد اقل در حد ادبیات « سبز». چرا که جنبش سبز باید در وهله اول با زندگی و حیات فعال سر و کار داشته باشد و بر این اساس خواهان اصلاحات، تکامل و آمرزش باشد، نه "مرگ" و نکبت و نیستی.
تلاش و مبارزه برای آزادی و برکناری ظلم، طبیعی و اجتناب ناپذیر است. ولی در مقابله با سیستم قدرت، گفتمان اقتدار ستیز ما نیز می بایست که منعکس کننده همان ارزش ها بوده و از دشنام و نفرین و سیاهی بر حذر باشد. به عبارتی، شعار "مرگ بر روسیه" در حقیقت تیره گی وسیاهی را در اذهان تداعی می کند؛ "سیاهی" که در عین حال خود را از تبار « سبز» می انگارد.
جنبش سبز می بایستی خلاقانه تعیین کننده شعارهای خود باشد. اگر ترکیب شعارهای سبز در واکنش به شعارهای حکومتی "مرگ بر آمریکا" و .... باشد، در نهایت حرکت « سبز»، حکومت را بعنوان تعیین کننده شعار و گفتمان پذیرفته است؛ و به گونه ای، ابتکار عمل و تعیین گفتمان را به حکومت می سپارد. بعنوان مثال اگر یک روزنامه در روسیه کاریکاتور مذمومی در مورد اسلام یا جنبش سبز چاپ نماید، بالا رفتن از دیوار سفارت روسیه چه چیزی را در افکار عمومی زنده می کند؟ این در حالیست که می توان بجای حرکتی تند و واکنشی، با «گفتار» ی خلاق آن عمل زشت را محکوم نمود. اندیشمندان ما مسلما قادر خواهند بود که در گفتار و نوشتار خود با برخوردی عقلایی، عمل مذموم کاریکاتوریست روس را که تلاش داشته با توهین به باورهای میلیونها انسان، عملی تفرقه افکنانه انجام دهد را جوابگو باشند.
"شعارهای مرگ" ما را به کجا خواهد برد؟ آیا برای مثال، ادامه روند این شعارها، شعاری مانند "مرگ بر چاوز، مرگ بر ونزوئلا" نخواهد بود؟ مجمع عمومی سازمان ملل، به احمدی نژاد اجازه داده است که وی در آن نشست بین المللی سخنرانی نماید، آیا شعاری که تعیین خواهد شد، "مرگ بر مجمع عمومی" خواهد بود؟ یا ، در ماه آینده که قرار است احمدی نژاد به برزیل سفر رسمی داشته باشد، آیا شعار "مرگ بر برزیل" شعار روز خواهد بود؟ یاد آور می شویم که جنبش سبز در عرصه بین المللی مخاطب هایی در میان ملل جهان دارد که این شعارها ارزیابی دقیقی از ماهیت جنبش سبز را بدست خواهد داد. دفاع از دموکراسی و عدالت می تواند در قالب شعارهایی مطرح شود که حمایت جهانی را برانگیزد.
بدون شک حرکت سبز، آینده ای را برای کشورمان و جامعه جهانی می طلبد که آزادی، عدالتخواهی و بشردوستی را برای همگان میسر سازد. " شعار ناسبزِ" نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران"، این مفهوم را در ذهن می نشاند که "نه غزه حساب است و نه لبنان، فقط و فقط ایران باید به حساب آید"، و در عین حال تاکید به شکاف و تفرقه میان انسانها داشته و نافی خواست حقوق بشر جهانشمول ماست. مگر جنبش سبز در بعد معنوی و فلسفی خود، رهایی همه محرومان را نمی طلبد؟ پس چرا باید با طرح شعارهایی از این دست نوعی بی تفاوتی را در مخاطب ترغیب نمائیم؛ بی تفاوتی که نسبت به سرکوب در نقطه دیگری از جهان صورت می گیرد. آیا شعار آرمانگرائی سبز می بایستی بر اساس بی تفاوتی و تفرقه باشد؟
حرکت سبز نمی بایست که مبارزه و رهایی خلقهای جهان را نفی نماید، چه رسد به آنکه آنرا بطور علنی در شعار بزبان آورده و تابلو نماید؟ چرا در شعارمان یک مظلوم را در مقابل یک مظلوم دیگر قرار دهیم؟ آیا مجبوریم که در شعار و گفتمان، آزادی دیگران را در برابر آزادی خود هزینه کنیم؟ مگر رهایی ایران در گرو نفی حقوق مظلومان جهان است؟ بنابراین، بیشتر بنظر می رسد که شعار "نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران" از تیره خاکستری بوده و با هویت معنوی سبز مطابقت نداشته باشد.
اگر یک جنبش اجتماعی در همان آغاز و در بعد معنوی از مفاهیم ترقیخواهانه « ستم ستیزی» عقب نشینی نماید، به تجربه دریافته ایم که بعد از قرار گرفتن در جایگاه قدرت، به حمایت از "منافع اقلیت" متمایل می شود، و در عرصه عمل به پارامترهایی مانند "خودی" و "غیر خودی" متوسل خواهد شد.
آیا این شعار ها در خور جنبش ترقی خواهانه صد ساله مردم ایران اند؟ اگر به مفهوم و تبعات شعار ها، "بیان" و گفتمان مان دقت نکنیم، ممکن است که از چاله به چاه شوونیسم بیافتیم. برخی معتقدند، موتور حرکت سبز بر اساس آزادی های مدنی فردی و آرمان های کوچک است. اگر هم اینطور باشد، باز هم نمی بایستی نسبت به آرمانهای جهان شمول "عدالت طلبی" و "رهایی" بی تفاوت ماند.
چند سال پیش در سفرم به سانتیاگو پایتخت شیلی به یک شاعر فلسطینی تبار برخوردم، لحظه ای که به ایرانی بودنم پی برد قطعه شعری خواند که مضمون آن بسیار شبیه شعر حمید مصدق بود؛ "چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم، خانه اش ویران باد."
می گویند که بانگ جرسی می آید، نوای این جرس سبز بماند، گفتمان سبز را پاس داریم.
خلاصه:
فرید مرجایی :
مقولاتی چون کلمه، شعار، سخنوری، مقاله همه به گونه ای از جنس « بیان» محسوب می شوند که گفتمان غالب یک حرکت و یا جنبش را تشکیل می دهند. در روز حماسه انگیز «قدس سبز»، شعارهایی بگوش می رسید که برخی از آنان با روحیه و اهداف معنوی- مدنی «سبز» همخوانی و همراهی ندارند. بد نیست که به بعضی از شعارهای مذکور توجه کرده و آنها را با معیار معنوی این جنبش محک بزنیم.
"مرگ بر روسیه، مرگ بر چین"
بر این باور بودیم که در جنبش دموکراتیک و مدنی ایران این امید بوجود آمده بود که بعد از سی سال، از خواست "مرگ" بر این و آن فاصله گرفته ایم و فکر و آرزوی نابودی کنار رفته باشد – حد اقل در حد ادبیات « سبز». چرا که جنبش سبز باید در وهله اول با زندگی و حیات فعال سر و کار داشته باشد و بر این اساس خواهان اصلاحات، تکامل و آمرزش باشد، نه "مرگ" و نکبت و نیستی.
تلاش و مبارزه برای آزادی و برکناری ظلم، طبیعی و اجتناب ناپذیر است. ولی در مقابله با سیستم قدرت، گفتمان اقتدار ستیز ما نیز می بایست که منعکس کننده همان ارزش ها بوده و از دشنام و نفرین و سیاهی بر حذر باشد. به عبارتی، شعار "مرگ بر روسیه" در حقیقت تیره گی وسیاهی را در اذهان تداعی می کند؛ "سیاهی" که در عین حال خود را از تبار « سبز» می انگارد.
جنبش سبز می بایستی خلاقانه تعیین کننده شعارهای خود باشد. اگر ترکیب شعارهای سبز در واکنش به شعارهای حکومتی "مرگ بر آمریکا" و .... باشد، در نهایت حرکت « سبز»، حکومت را بعنوان تعیین کننده شعار و گفتمان پذیرفته است؛ و به گونه ای، ابتکار عمل و تعیین گفتمان را به حکومت می سپارد. بعنوان مثال اگر یک روزنامه در روسیه کاریکاتور مذمومی در مورد اسلام یا جنبش سبز چاپ نماید، بالا رفتن از دیوار سفارت روسیه چه چیزی را در افکار عمومی زنده می کند؟ این در حالیست که می توان بجای حرکتی تند و واکنشی، با «گفتار» ی خلاق آن عمل زشت را محکوم نمود. اندیشمندان ما مسلما قادر خواهند بود که در گفتار و نوشتار خود با برخوردی عقلایی، عمل مذموم کاریکاتوریست روس را که تلاش داشته با توهین به باورهای میلیونها انسان، عملی تفرقه افکنانه انجام دهد را جوابگو باشند.
"شعارهای مرگ" ما را به کجا خواهد برد؟ آیا برای مثال، ادامه روند این شعارها، شعاری مانند "مرگ بر چاوز، مرگ بر ونزوئلا" نخواهد بود؟ مجمع عمومی سازمان ملل، به احمدی نژاد اجازه داده است که وی در آن نشست بین المللی سخنرانی نماید، آیا شعاری که تعیین خواهد شد، "مرگ بر مجمع عمومی" خواهد بود؟ یا ، در ماه آینده که قرار است احمدی نژاد به برزیل سفر رسمی داشته باشد، آیا شعار "مرگ بر برزیل" شعار روز خواهد بود؟ یاد آور می شویم که جنبش سبز در عرصه بین المللی مخاطب هایی در میان ملل جهان دارد که این شعارها ارزیابی دقیقی از ماهیت جنبش سبز را بدست خواهد داد. دفاع از دموکراسی و عدالت می تواند در قالب شعارهایی مطرح شود که حمایت جهانی را برانگیزد.
بدون شک حرکت سبز، آینده ای را برای کشورمان و جامعه جهانی می طلبد که آزادی، عدالتخواهی و بشردوستی را برای همگان میسر سازد. " شعار ناسبزِ" نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران"، این مفهوم را در ذهن می نشاند که "نه غزه حساب است و نه لبنان، فقط و فقط ایران باید به حساب آید"، و در عین حال تاکید به شکاف و تفرقه میان انسانها داشته و نافی خواست حقوق بشر جهانشمول ماست. مگر جنبش سبز در بعد معنوی و فلسفی خود، رهایی همه محرومان را نمی طلبد؟ پس چرا باید با طرح شعارهایی از این دست نوعی بی تفاوتی را در مخاطب ترغیب نمائیم؛ بی تفاوتی که نسبت به سرکوب در نقطه دیگری از جهان صورت می گیرد. آیا شعار آرمانگرائی سبز می بایستی بر اساس بی تفاوتی و تفرقه باشد؟
حرکت سبز نمی بایست که مبارزه و رهایی خلقهای جهان را نفی نماید، چه رسد به آنکه آنرا بطور علنی در شعار بزبان آورده و تابلو نماید؟ چرا در شعارمان یک مظلوم را در مقابل یک مظلوم دیگر قرار دهیم؟ آیا مجبوریم که در شعار و گفتمان، آزادی دیگران را در برابر آزادی خود هزینه کنیم؟ مگر رهایی ایران در گرو نفی حقوق مظلومان جهان است؟ بنابراین، بیشتر بنظر می رسد که شعار "نه غزه، نه لبنان، فقط فلات ایران" از تیره خاکستری بوده و با هویت معنوی سبز مطابقت نداشته باشد.
اگر یک جنبش اجتماعی در همان آغاز و در بعد معنوی از مفاهیم ترقیخواهانه « ستم ستیزی» عقب نشینی نماید، به تجربه دریافته ایم که بعد از قرار گرفتن در جایگاه قدرت، به حمایت از "منافع اقلیت" متمایل می شود، و در عرصه عمل به پارامترهایی مانند "خودی" و "غیر خودی" متوسل خواهد شد.
آیا این شعار ها در خور جنبش ترقی خواهانه صد ساله مردم ایران اند؟ اگر به مفهوم و تبعات شعار ها، "بیان" و گفتمان مان دقت نکنیم، ممکن است که از چاله به چاه شوونیسم بیافتیم. برخی معتقدند، موتور حرکت سبز بر اساس آزادی های مدنی فردی و آرمان های کوچک است. اگر هم اینطور باشد، باز هم نمی بایستی نسبت به آرمانهای جهان شمول "عدالت طلبی" و "رهایی" بی تفاوت ماند.
چند سال پیش در سفرم به سانتیاگو پایتخت شیلی به یک شاعر فلسطینی تبار برخوردم، لحظه ای که به ایرانی بودنم پی برد قطعه شعری خواند که مضمون آن بسیار شبیه شعر حمید مصدق بود؛ "چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم، خانه اش ویران باد."
می گویند که بانگ جرسی می آید، نوای این جرس سبز بماند، گفتمان سبز را پاس داریم.
چهارشنبه، مهر ۰۸، ۱۳۸۸
شهردار تورنتو- ما می خواهیم که حقوق بشر و دموکراسی در ایران احترام گذاشته شود.
س س : به عنوان یک چهره حقوق بشری ، متاسفانه شماو دیگر اعضای شور ای شهر تورنتو بدلیل اعتصاب کارکنان ، در جریان جنبش دموکراسی مردم ایران حضور نداشتید . در حالیکه جنبش سبز توجه تمامی دنیا را جلب کرد . شما این جنبش را چگونه می بینید و چگونه این فقدان را برای جامعه ما جبران می کنید ؟
دیوید میلر :
اولا کامیونیتی ایرانی کانادائی باید به این ابراز عقیده علنی افتخار کند که مورد توجه سراسر جهان قرار گرفته است . من از صمیم قلبم چنین احساسی را دارم .
من زمانی که وکالت می کردم تعدادزیادی از ایرانی های پناهنده را نمایندگی می کردم به دلیل نقض حقوق بشر مجبور به ترک ایران شده بودند. همان مسائل حقوق بشری دوباره به صورت علنی مطرح شده اند . شیوه ای که مردم ایران عقاید خود را بیان کردندبسیار قدرتمند بود.
به ما پیشنهاداتی د رمورد یک یادبود دائمی و حمایت شهر از مبارزات مردم ایران در شهر تورنتو شده است که با مشورت کامیونیتی در اینده این کار را خواهیم کرد.
همچنین قرار بود که یک کنسرت در میدان نیتن فیلیپ اسکوئر برگزار شود که ما در ان حضور خواهیم داشت ( متاسفانه این مراسم توسط برگزارکنندگان لغو شد ) . قرار است که یک درخت صلحی به یادبود جنبش مردم ایران ، در یکی از پارکها کاشته شود .
هر چه بیشتر ما نظرات خود رابیان کنیم تغییرات بیشتری بدنبال ان خواهد بود. وقتی که تورنتو ابراز نظر می کند توجه رسانه های زیادی را جلب می کند . فکرنمی کنم کسی بتواند مردم را ندیده بگیرد.
س : من یادم می آید اولین حضور شما و حمایت تان در مراسم یادبود زهرا کاظمی در مل لست من
16 جولای 2003 . شما ان موقع عضو انجمن شهر بود ید . حمایت تورنتو از نظر سیاسی برای مردم ایران بسیار مهم هست زیرا دولت ایران نمی تواند تورنتو را همطرازسیاسی مانند دولت و یا دولت امریکا بخواند و جنبش دموکراسی را متهم به همکاری با آمریکا و دولتمردان سیاسی بکند.
دیوید میلر :
من در حال حاضر رئیس انجمن شهرداران برای صلح هستم که توسط شهردارهیروشیما بنیانگذاشته شده است
شهردار های سراسر جهان می توانند در این همصدائی با هم مشارکت داشته باشند و کسی نمی تواند انها را متهم به طرفدار
متن کامل
وقتی پاسدار فرمانده انتظامی دروغ می گوید
وقتی پاسدار فرمانده انتظامی دروغ می گوید : بنظر می اید تمامی مقامات جمهوری اسلامی مشکل ریاضی و شمارشی دارند.
ايلنا: فرمانده نيروی انتظامی - احمدیمقدم -پس از پايان مراسم در پاسخ به پرسش خبرنگار ايلنا درباره حوادث اخير و موضوع کهريزک گفت: در موضوع ايلنا: کهريزک بزرگنمايی شد و اتفاقات ديگر هم هيچکدام صحت ندارد. در اين پرونده هفت تا ۱۰ مامور نيروی انتظامی که ارتباط مستقيم با پرونده داشته اند نيز دستگير شدهاند.
ايلنا: فرمانده نيروی انتظامی - احمدیمقدم -پس از پايان مراسم در پاسخ به پرسش خبرنگار ايلنا درباره حوادث اخير و موضوع کهريزک گفت: در موضوع ايلنا: کهريزک بزرگنمايی شد و اتفاقات ديگر هم هيچکدام صحت ندارد. در اين پرونده هفت تا ۱۰ مامور نيروی انتظامی که ارتباط مستقيم با پرونده داشته اند نيز دستگير شدهاند.
یکشنبه، مهر ۰۵، ۱۳۸۸
دربان سازمان ملل و احمدی نژاد
روایت است که دربان سازمان ملل کلید سالن مجمع عمومی را به احمدی نژاد داده که قربونت سخنرانیت تمام شد ، چراع را را خاموش کن در راهم ببیند مابریم خونه
شنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۸
مصاحبه با جک لیتون رهبر حزب دمکرات کانادا و مهدی کوهستانی در روز کار تورنتو
برنامه این هفته سقف شیشه ای پوشش کامل روز کار و کارگر در تورنتو هست و شامل مصاحبه با جک لیتون رهبر حزب دمکرات کانادا و مهدی کوهستانی می باشد
سقف شیشه ای یکشنبه ها ساعت 14 بوقت تورنتو-11 بوقت ونکوو و لس انجلس
this week " Glass Ceiling" TV program is covering this year Toronto labor day - Sep - in Toronto include interviews with Jack Layton , Leader of NDP and Mehdi Kohestani, rep. of Canada labor federation
our video graph , Hassan Bani,
Glass Ceiling air time are:
Sunday Sep 27 , 14-15 (Toronto Time , 11 B.C. time )
Re Run Monday morning Sep 28 8 am
Glass ceiling will be live from this Thursday OCT 1 at 21
your ideas and comments are welcomed.
سقف شیشه ای یکشنبه ها ساعت 14 بوقت تورنتو-11 بوقت ونکوو و لس انجلس
this week " Glass Ceiling" TV program is covering this year Toronto labor day - Sep - in Toronto include interviews with Jack Layton , Leader of NDP and Mehdi Kohestani, rep. of Canada labor federation
our video graph , Hassan Bani,
Glass Ceiling air time are:
Sunday Sep 27 , 14-15 (Toronto Time , 11 B.C. time )
Re Run Monday morning Sep 28 8 am
Glass ceiling will be live from this Thursday OCT 1 at 21
your ideas and comments are welcomed.
جمعه، مهر ۰۳، ۱۳۸۸
مصاحبه با پروفسورحمید دباشی استاد دانشگاه کلمبیا- امریکا
مصاحبه با پروفسورحمید دباشی استاد دانشگاه کلمبیا- امریکا
حمید دباشی جامعه شناس و استاد ادبیات مقایسه ای، دانشکدء زبانها و فرهنگهای خاورمیانه و آسیا، دانشگاه کلمبیا، نیویورک
من همیشه گفته ام آقای موسوی به نهضت سبز تعلق دارد ولی نهضت سبز به آقای موسوی تعلق ندارد.
سعید سلطانپور :
به عنوان یک شخصیت برجسته ایرانی در آمریکا ، حامی مراسم اعتصاب غذای نیویورک ، مراسم را چگونه دیدید ؟
دباشی : من از حمایت کنند گان این اعتصاب غذا بودم و زیر بیانیه ای را امضا کردم که درآن خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی و آزادی اقلیت های قومی و مذهبی وعقیدتی هستم و یکی از شرکت کنندگان در مراسم اعتصاب غذا( 3 روزه )هستم .
س س : البته شما حضور تان خیلی چشمگیر هست.
دباشی : خیلی ممنون. این تجمع به خوبی پیشرفته است . من نتیجه را خوب می بینیم . زیرا برای اولین بار توانسته ایم با هم به صورت مسالمت آمیز گفنگو کنیم . توانسته ایم در کنار هم جمع شویم و حرفمان را بزنیم .
دومین نکته این است که زیر سایه سازمان ملل هستیم که پیام ازادی بشر آزادی حقوق مدنی و حقوق زنان را به گوش جهانیان برسانیم .
س س:
دلیل انتخاب سازمان ملل چه بوده است ؟
دباشی :
ما با دولت بخصوصی طرف نیستیم . ما با جنبش های آزادی بخش طرف هستیم .
در همین آمریکا سابقه زیادی برای مبارزات آازادی ها ی مدنی وجوددارد . این حرکت در ایران برا ی حقوق مدنی مردم مان هست .
در ایران زعمای قوم ، خودشان از متخلفین قانون اساسی جمهوری اسلامی ، هستند. اصل 27 صراحتا می گوید آزادی اجتماعات بدو ن حمل اسلحه و بشرط اینکه بر خلاف اسلام نباشد آزاد هست یعنی حتی اشاره به اینکه علیه جمهوری اسلامی نباشد نشده است .
س س :
نهضت سبز را چگونه ارزیابی می کنید ؟
دباشی :
این نهضت فرخنده پشتیبانی از آن نهصت ( حقوق مدنی) هست به همین دلیل امروزکه .سومین روزاعتصا ب هست
عده ای ازکانادا، از استرالیا و اروپا و امریکا در اینجا جمع شده اند . می خواهیم با خرد جمعی همه حرف بزنیم. هیچ کدام خود را متکلم وحده ندانیم . اجازه حرف زدن به مخالفمان را بدهیم .
ا زفرد گرائی پرهیز کنیم. به یک خرد جمعی اعتماد داشته باشیم.
آزادی زندانیان سیاسی در ایران درخواستهای ماهست . در وحله دوم پشتیباتی از نهضت سبزبچه های ایران هست . من همیشه گفته ام آقای موسوی به نهضت سبز تعلق دارد ولی نهضت سبز به آقای موسوی تعلق ندارد.
نهضت سبز تازه جوانه زده است
سعید سلطانپور:
یکی از نکات مثبت این مراسم ازدید روزنامه نگار ی حضور یک هنرمند فراملی خانم گوگوش در کنار نوام چامسکی منتقد مشهور امریکائی حداقل این حسن را دارد که خبر این مراسم را تا اعماق ایران وتاجیکستان و افعانشتان می برد.
ایا می شود این را تعمیق بیشتری در میان هنرمندان داد؟
دباشی :
همانطور که می دانید خانم گوگوش در قلب همه ما جا دارد . متعلق به همه ایرانیان هست ..من پریروز که خانم گوگوش را دیدم یاد دوران بچگی خودم افتادم. آهنگها و فیلمهای خانم گوگوش یاد اور خاطرات ان دوران بود.
حضور خانم گوگوش بسیار مغتنم هست .بسیار مهم هست . جنبه حضو وی مهمتر هست بر جنبه تفکر سیاسی ا حضور ش در اینجا در کنار اقای نوام چامسکی که مدافع سرسخت حقوق بشر در سراسر جهان هست،. بسیار حرکت مهمی هست .
همانطور که شما گفتیدحضور هنرمند برجسته ای مانند خانم گوگوش هم مقبولیت بیشتری به ما می دهد و هم اشاعه اش در جهان به ما کمک می کند
سعید سلطانپور:
دیروز در بحثی که بود گفتم که بازجوهای وزارت اطلاعات( قبل از این حوادث ) ، در بازجوئی ها ی تئوریک مخصوصا نیروهای چپ سعی می کردند که با آوردن فاکت از نوام چامسکی در انتقاد از امریکا و سیاست های مداخله جویانه آمریکا ،آنها را طرفدار غرب معرفی کنند . اما دیروز چامسکی به روشنی و قاطعیت در برابر نقض حقوق بشر ایران موضع گرفت ، شما سخنان نوام چامسکی را چگونه ارزیابی می کنید ؟
دباشی: نکته ای که می گوید بسیار مهم است یعنی مخا لفت سیاست های دولت ، تقاضای آزادی مدنی برابری با صهیونیسم هست .این یک حرف پرت و پلا هست.
نهضت سبز یک نهضت ازادی ها ی مدنی هست وظیفه ما این هست که این نهضت را به نهضت های آزادی بخش وصل کنیم و به حزب الله حماس نشان بدهیم که این انتفاضه مردم ایران هست .
دفاع من از آزادی ها ی مدنی ایران هست حتی انها که به آ قای احمدی نژاد رای دادند. تبعیض ندارد. به همانی که به محسن رضائی رای داده است نیز همانقدر برایش حقوق مدنی قائل هستم
این تعلق خاص به موسوی ندارد بلکه به همه تعلق دارد نهضت عام هست . انها که از حقوق شهروندی خودش استفاده کرده و رای داده است . من به آقای موسوی رای دادم ولی قلمم را برای خودم نگهداشتم.
س س :
جمهوری اسلامی و احمدی نژاد خود را تنها مدافع فلسطینی ها و مقاومت لبنان(4) می دانند نظر شما چیست ؟
دباشی :
طرفداری ما از نهضت سبز به مفهوم مخالفت با انها ( جنبش های مانند فلسطین و لبنان ) نیست . خصومت با نهضت ازادی بخش ندارد با حماس و حزب الله دشمنی وجود ندارد.
من در سینمای فلسطین کار کرده ام . من از مراکش تا فلسطین سفر کرده ام . سوابقی در حرف حق زدن داریم .
آقای احمدی نژاد نمی تواند فلسطین را از روی نقشه نشان دهد فقط شعار می دهد . در حالیکه من از تمامی ارد و گاه های آوارگان فلسطین از لبنان تا سوریه و اردن را پیاده رفته ام .و خاک این اردوگاه ها هنوز روی کفش من هست . آنها دارند از مسئله فلسطین سو استفاده سیاسی می کنند.
سعید سلطانپورُ:
اقای دباشی شما را باید یک سیاستمدار روشنفکر خواند و یا یک روشنفکرسیاستمدار خواند . برای اینکه شما بدرستی در عین حالیکه از احمدی نژاد بدلیل توهین رئیس دانشگاه کلمبیا به وی ، در سال 2008 دفاع می کنید و لی در جریان انتخابات اخیر بشدت از وی بدلیل کودتای بدون تانک انتقاد می کنید. من این را بسیار مثبت می بیینم ایا می شود انتظار داشت که شاهد حضور افراد بیشتری مانند شما باشیم .
دباشی:
من اصلا خودم را سیاستمدار نمی دانم من خودم را یک شهروند ایرانی می دانم که در نیویورک زندگی می کند .
قلمی دارم که بعضی می خوانند و صدائی دارم که بعضی می شنوند.من از حق دفا ع می کنم و از حقوق مردم ایران.
من علیرغم اینکه با احمدی نژاد اختلاف زیادی دارم ولی در ان سال در دانشگاه کلمبیا از اقای احمدی نژاد دفاع می کنم .زیرا نماینده 72 میلیون ایرانی بوده هست .
سعید سلطانپور: البته د ران دوران و نه در این دوره.
دباشی :
درسته در ان سال هنوز جنبش سبزاتفاق نیفتاده بود . به همین دلیل هم آقای کلینجر حق نداشت که نمایند ه مردم ایران را توهین کند . من انجا بر خلاف موضع رئیسم " کلینچر" ( رئیس دانشگاه کلمبیا ) اجازه ندادم که به احمدی نژاد توهین شود. .زیرا دانشگاه کلمبیائی که به شاه که دیکتاتور بود دکترای افتخاری داد حق ندارد اینگونه با رئیس جمهوری ایران برخورد کند زیرا در هرحال ایران تا کنون یک جمهوری بود ه است و شرف دارد به حکومت سلطنتی .
اینها مواضع فکری من هست و هروقت بدانم سخنانم را می گویم نه به عنوان سیاستمدار . زیرا اب من با سیاستمدارها در یک جوب نمی رود.
سلطانپور: شما تحت فشار زیادی از لابی صهیونیست ها برای اخراج از دانشگاه کلمبیا بخاطر انتقاد از اسرائیل بودید ، نتیجه ان چه شد ؟
دباشی :
حرف حق زدن در ایران نیست که فقط بها دارد و آدم را به زندان می اندازند
س سلطانپور : البته در اینجا به زندان نمی اندازند
دباشی : درست است . ولی کارهایی می کنند که بدتر اززندان هست . آنها در صفحه اول روزنامه ها عکسی ار مرا انداخته اند که انگار یک غول هستم . فکر نمی کنم قیافه چندان ترسناکی داشته باشم . با عبارات "ضد اسرائیل " و "یک تروریست " . به قول ناصر خسرواین تبلیغات منفی یک " رهائی " به ادم می دهد .
آدم صبح که به چشم بچه هایش نگاه می کند ، با خیال اسوده اینکار را می کند . وجدانش راحت هست که از حق دفاع کرده است ومی کند .آانها موفق نشدند به اخراج من دست یایند ولی سعی می کنند باتبلیغات منفی شخصیت مرا خراب کنند. ولی در این جنگ روانی شاگردان و همکاران من حامی من هستند.
حرف های من مانند طلا هست که حق هست میگویند طلا که پاک هست جه حاجتش به خاک هست .
آدم مهم نیست حرف حق مهم هست .
سلطانپور:
میدونید که کانادائی ها و تورنتوئی ها حضور پررنگی دراین مراسم دارند
دباشی : دمتون گرم .
سلطانپور: آخرین سوال ، شما کی به تورنتو می آیید ؟. من الان رسما از شما دعوت می کنم برای سخنرانی به کانادابیایید .
دباشی : با کمال میل . من در اکتبر در ادمونتون برا ی سخنرانی به دانشگاه کالکاری بروم .
سلطانپور : کالگاری 4هزار کیلومتر باما در تورنتو فاصله دارد .
دباشی : من در اولین فرصت به آنجا خواهم آمد .
از راه دور به بینندگان و خوانندگان شما سلام عرض می کنم .
در حاشیه :
1- اطراف دباشی همیشه بحث بود و آدم را یاد جلوی دانشگاه تهران در سالهای اول انقلاب می انداخت. روز دوم این بحت ها ،شروع مراسم را به تاخیر انداخت زیرا بسیاری از حاضرین در بحث که داغ هم شده بود شرکت کرده بودند .
دباشی باخونگرمی جنوبی و با صراحت غربی ، بدون ادا های روشنفکرانه و فیلسوفانه ، به یک عبارت خاکی ، مواضع خود را با حرارت ولی با ادب بیان می کند . وی به سخنان با دقت گوش می داد.
سایت حمید دباشی
http://www.hamiddabashi.com/
2
. دانشگاه کلمبیا قدمتش در حدود 255 سال می باشد. در سال 1754 در نیویورک تاسیس شده است .در حالیکه سابقه دانشگاه به سبک نوین در ایران با احتساب دارلفنون در سال 1851 ، به 160 سال می رسد .
3.
از دباشی د رمورد حضور غیر منتظره اش چند باره اش در سی ان ان واینکه افراد مستقل را دعوت نمی کنند ، سوال شد.. پروفسور. دباشی هم در تعجب بود . بنظر من دلیلش این هست که دریافته اند که بسیاری از کسانی را که تا کنون به عنوان کارشناس ایران به تلویزیون دعوت کرده بودند ، حضور پرقدرت جنبش سبز دموکراسی مرد م ایران که رسانه های غربی را ا سورپرایز کرد ، ضربه جدی به مطالب انها بود که اساس عینی و واقعی نداشت . دباشی می گفت بعداز مصاحبه با سی ان ان در یک روز سایت وی 10هزار بازدید کنند ه داشته است .
4- در مورد ی روز دوم بعد از مراسم بحثی آغاز شد و شرکت کنند ه ای در مورد اینکه ما باید به ایران بپردازیم و نه فلسطین از حمایت وی از فلسطین سوال کرد . وی حمایت های جمهوری اسلامی از حزب الله لبنان را
مور د انتقاد قرار می داد .
اشاره کرد م که حسن نصرالله با کمک های مالی ایران هست که توانست بر شیخ حسن فضل الله ( مرجع تقلید شیعیان لبنا ن ) که چهره مستقل تری در برابر خامنه ای هست ، پیر وز شود. در عین حالی که به نصرالله هشدار می دهیم که در امور داخلی مردم ایران دخالت نکند همانگونه که حماس در این مورد سکوت کرد ه است .ما باید منافع ملی خودمان را بدانیم و در این راستا نباید فراموش کر د اگر مقاومت 33 روزه حزب الله لبنان نبود اسرائیل به ایران حمله نظامی کرده بود و هزاران ایرانی غیر نظامی کشته شده بودند . نباید به دلیل ضدیت با حاکمیت ، همه چیز را به خوب و بد دسته بند ی کرد .
وب لاگ بیان –
حمید دباشی جامعه شناس و استاد ادبیات مقایسه ای، دانشکدء زبانها و فرهنگهای خاورمیانه و آسیا، دانشگاه کلمبیا، نیویورک
من همیشه گفته ام آقای موسوی به نهضت سبز تعلق دارد ولی نهضت سبز به آقای موسوی تعلق ندارد.
سعید سلطانپور :
به عنوان یک شخصیت برجسته ایرانی در آمریکا ، حامی مراسم اعتصاب غذای نیویورک ، مراسم را چگونه دیدید ؟
دباشی : من از حمایت کنند گان این اعتصاب غذا بودم و زیر بیانیه ای را امضا کردم که درآن خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی و آزادی اقلیت های قومی و مذهبی وعقیدتی هستم و یکی از شرکت کنندگان در مراسم اعتصاب غذا( 3 روزه )هستم .
س س : البته شما حضور تان خیلی چشمگیر هست.
دباشی : خیلی ممنون. این تجمع به خوبی پیشرفته است . من نتیجه را خوب می بینیم . زیرا برای اولین بار توانسته ایم با هم به صورت مسالمت آمیز گفنگو کنیم . توانسته ایم در کنار هم جمع شویم و حرفمان را بزنیم .
دومین نکته این است که زیر سایه سازمان ملل هستیم که پیام ازادی بشر آزادی حقوق مدنی و حقوق زنان را به گوش جهانیان برسانیم .
س س:
دلیل انتخاب سازمان ملل چه بوده است ؟
دباشی :
ما با دولت بخصوصی طرف نیستیم . ما با جنبش های آزادی بخش طرف هستیم .
در همین آمریکا سابقه زیادی برای مبارزات آازادی ها ی مدنی وجوددارد . این حرکت در ایران برا ی حقوق مدنی مردم مان هست .
در ایران زعمای قوم ، خودشان از متخلفین قانون اساسی جمهوری اسلامی ، هستند. اصل 27 صراحتا می گوید آزادی اجتماعات بدو ن حمل اسلحه و بشرط اینکه بر خلاف اسلام نباشد آزاد هست یعنی حتی اشاره به اینکه علیه جمهوری اسلامی نباشد نشده است .
س س :
نهضت سبز را چگونه ارزیابی می کنید ؟
دباشی :
این نهضت فرخنده پشتیبانی از آن نهصت ( حقوق مدنی) هست به همین دلیل امروزکه .سومین روزاعتصا ب هست
عده ای ازکانادا، از استرالیا و اروپا و امریکا در اینجا جمع شده اند . می خواهیم با خرد جمعی همه حرف بزنیم. هیچ کدام خود را متکلم وحده ندانیم . اجازه حرف زدن به مخالفمان را بدهیم .
ا زفرد گرائی پرهیز کنیم. به یک خرد جمعی اعتماد داشته باشیم.
آزادی زندانیان سیاسی در ایران درخواستهای ماهست . در وحله دوم پشتیباتی از نهضت سبزبچه های ایران هست . من همیشه گفته ام آقای موسوی به نهضت سبز تعلق دارد ولی نهضت سبز به آقای موسوی تعلق ندارد.
نهضت سبز تازه جوانه زده است
سعید سلطانپور:
یکی از نکات مثبت این مراسم ازدید روزنامه نگار ی حضور یک هنرمند فراملی خانم گوگوش در کنار نوام چامسکی منتقد مشهور امریکائی حداقل این حسن را دارد که خبر این مراسم را تا اعماق ایران وتاجیکستان و افعانشتان می برد.
ایا می شود این را تعمیق بیشتری در میان هنرمندان داد؟
دباشی :
همانطور که می دانید خانم گوگوش در قلب همه ما جا دارد . متعلق به همه ایرانیان هست ..من پریروز که خانم گوگوش را دیدم یاد دوران بچگی خودم افتادم. آهنگها و فیلمهای خانم گوگوش یاد اور خاطرات ان دوران بود.
حضور خانم گوگوش بسیار مغتنم هست .بسیار مهم هست . جنبه حضو وی مهمتر هست بر جنبه تفکر سیاسی ا حضور ش در اینجا در کنار اقای نوام چامسکی که مدافع سرسخت حقوق بشر در سراسر جهان هست،. بسیار حرکت مهمی هست .
همانطور که شما گفتیدحضور هنرمند برجسته ای مانند خانم گوگوش هم مقبولیت بیشتری به ما می دهد و هم اشاعه اش در جهان به ما کمک می کند
سعید سلطانپور:
دیروز در بحثی که بود گفتم که بازجوهای وزارت اطلاعات( قبل از این حوادث ) ، در بازجوئی ها ی تئوریک مخصوصا نیروهای چپ سعی می کردند که با آوردن فاکت از نوام چامسکی در انتقاد از امریکا و سیاست های مداخله جویانه آمریکا ،آنها را طرفدار غرب معرفی کنند . اما دیروز چامسکی به روشنی و قاطعیت در برابر نقض حقوق بشر ایران موضع گرفت ، شما سخنان نوام چامسکی را چگونه ارزیابی می کنید ؟
دباشی: نکته ای که می گوید بسیار مهم است یعنی مخا لفت سیاست های دولت ، تقاضای آزادی مدنی برابری با صهیونیسم هست .این یک حرف پرت و پلا هست.
نهضت سبز یک نهضت ازادی ها ی مدنی هست وظیفه ما این هست که این نهضت را به نهضت های آزادی بخش وصل کنیم و به حزب الله حماس نشان بدهیم که این انتفاضه مردم ایران هست .
دفاع من از آزادی ها ی مدنی ایران هست حتی انها که به آ قای احمدی نژاد رای دادند. تبعیض ندارد. به همانی که به محسن رضائی رای داده است نیز همانقدر برایش حقوق مدنی قائل هستم
این تعلق خاص به موسوی ندارد بلکه به همه تعلق دارد نهضت عام هست . انها که از حقوق شهروندی خودش استفاده کرده و رای داده است . من به آقای موسوی رای دادم ولی قلمم را برای خودم نگهداشتم.
س س :
جمهوری اسلامی و احمدی نژاد خود را تنها مدافع فلسطینی ها و مقاومت لبنان(4) می دانند نظر شما چیست ؟
دباشی :
طرفداری ما از نهضت سبز به مفهوم مخالفت با انها ( جنبش های مانند فلسطین و لبنان ) نیست . خصومت با نهضت ازادی بخش ندارد با حماس و حزب الله دشمنی وجود ندارد.
من در سینمای فلسطین کار کرده ام . من از مراکش تا فلسطین سفر کرده ام . سوابقی در حرف حق زدن داریم .
آقای احمدی نژاد نمی تواند فلسطین را از روی نقشه نشان دهد فقط شعار می دهد . در حالیکه من از تمامی ارد و گاه های آوارگان فلسطین از لبنان تا سوریه و اردن را پیاده رفته ام .و خاک این اردوگاه ها هنوز روی کفش من هست . آنها دارند از مسئله فلسطین سو استفاده سیاسی می کنند.
سعید سلطانپورُ:
اقای دباشی شما را باید یک سیاستمدار روشنفکر خواند و یا یک روشنفکرسیاستمدار خواند . برای اینکه شما بدرستی در عین حالیکه از احمدی نژاد بدلیل توهین رئیس دانشگاه کلمبیا به وی ، در سال 2008 دفاع می کنید و لی در جریان انتخابات اخیر بشدت از وی بدلیل کودتای بدون تانک انتقاد می کنید. من این را بسیار مثبت می بیینم ایا می شود انتظار داشت که شاهد حضور افراد بیشتری مانند شما باشیم .
دباشی:
من اصلا خودم را سیاستمدار نمی دانم من خودم را یک شهروند ایرانی می دانم که در نیویورک زندگی می کند .
قلمی دارم که بعضی می خوانند و صدائی دارم که بعضی می شنوند.من از حق دفا ع می کنم و از حقوق مردم ایران.
من علیرغم اینکه با احمدی نژاد اختلاف زیادی دارم ولی در ان سال در دانشگاه کلمبیا از اقای احمدی نژاد دفاع می کنم .زیرا نماینده 72 میلیون ایرانی بوده هست .
سعید سلطانپور: البته د ران دوران و نه در این دوره.
دباشی :
درسته در ان سال هنوز جنبش سبزاتفاق نیفتاده بود . به همین دلیل هم آقای کلینجر حق نداشت که نمایند ه مردم ایران را توهین کند . من انجا بر خلاف موضع رئیسم " کلینچر" ( رئیس دانشگاه کلمبیا ) اجازه ندادم که به احمدی نژاد توهین شود. .زیرا دانشگاه کلمبیائی که به شاه که دیکتاتور بود دکترای افتخاری داد حق ندارد اینگونه با رئیس جمهوری ایران برخورد کند زیرا در هرحال ایران تا کنون یک جمهوری بود ه است و شرف دارد به حکومت سلطنتی .
اینها مواضع فکری من هست و هروقت بدانم سخنانم را می گویم نه به عنوان سیاستمدار . زیرا اب من با سیاستمدارها در یک جوب نمی رود.
سلطانپور: شما تحت فشار زیادی از لابی صهیونیست ها برای اخراج از دانشگاه کلمبیا بخاطر انتقاد از اسرائیل بودید ، نتیجه ان چه شد ؟
دباشی :
حرف حق زدن در ایران نیست که فقط بها دارد و آدم را به زندان می اندازند
س سلطانپور : البته در اینجا به زندان نمی اندازند
دباشی : درست است . ولی کارهایی می کنند که بدتر اززندان هست . آنها در صفحه اول روزنامه ها عکسی ار مرا انداخته اند که انگار یک غول هستم . فکر نمی کنم قیافه چندان ترسناکی داشته باشم . با عبارات "ضد اسرائیل " و "یک تروریست " . به قول ناصر خسرواین تبلیغات منفی یک " رهائی " به ادم می دهد .
آدم صبح که به چشم بچه هایش نگاه می کند ، با خیال اسوده اینکار را می کند . وجدانش راحت هست که از حق دفاع کرده است ومی کند .آانها موفق نشدند به اخراج من دست یایند ولی سعی می کنند باتبلیغات منفی شخصیت مرا خراب کنند. ولی در این جنگ روانی شاگردان و همکاران من حامی من هستند.
حرف های من مانند طلا هست که حق هست میگویند طلا که پاک هست جه حاجتش به خاک هست .
آدم مهم نیست حرف حق مهم هست .
سلطانپور:
میدونید که کانادائی ها و تورنتوئی ها حضور پررنگی دراین مراسم دارند
دباشی : دمتون گرم .
سلطانپور: آخرین سوال ، شما کی به تورنتو می آیید ؟. من الان رسما از شما دعوت می کنم برای سخنرانی به کانادابیایید .
دباشی : با کمال میل . من در اکتبر در ادمونتون برا ی سخنرانی به دانشگاه کالکاری بروم .
سلطانپور : کالگاری 4هزار کیلومتر باما در تورنتو فاصله دارد .
دباشی : من در اولین فرصت به آنجا خواهم آمد .
از راه دور به بینندگان و خوانندگان شما سلام عرض می کنم .
در حاشیه :
1- اطراف دباشی همیشه بحث بود و آدم را یاد جلوی دانشگاه تهران در سالهای اول انقلاب می انداخت. روز دوم این بحت ها ،شروع مراسم را به تاخیر انداخت زیرا بسیاری از حاضرین در بحث که داغ هم شده بود شرکت کرده بودند .
دباشی باخونگرمی جنوبی و با صراحت غربی ، بدون ادا های روشنفکرانه و فیلسوفانه ، به یک عبارت خاکی ، مواضع خود را با حرارت ولی با ادب بیان می کند . وی به سخنان با دقت گوش می داد.
سایت حمید دباشی
http://www.hamiddabashi.com/
2
. دانشگاه کلمبیا قدمتش در حدود 255 سال می باشد. در سال 1754 در نیویورک تاسیس شده است .در حالیکه سابقه دانشگاه به سبک نوین در ایران با احتساب دارلفنون در سال 1851 ، به 160 سال می رسد .
3.
از دباشی د رمورد حضور غیر منتظره اش چند باره اش در سی ان ان واینکه افراد مستقل را دعوت نمی کنند ، سوال شد.. پروفسور. دباشی هم در تعجب بود . بنظر من دلیلش این هست که دریافته اند که بسیاری از کسانی را که تا کنون به عنوان کارشناس ایران به تلویزیون دعوت کرده بودند ، حضور پرقدرت جنبش سبز دموکراسی مرد م ایران که رسانه های غربی را ا سورپرایز کرد ، ضربه جدی به مطالب انها بود که اساس عینی و واقعی نداشت . دباشی می گفت بعداز مصاحبه با سی ان ان در یک روز سایت وی 10هزار بازدید کنند ه داشته است .
4- در مورد ی روز دوم بعد از مراسم بحثی آغاز شد و شرکت کنند ه ای در مورد اینکه ما باید به ایران بپردازیم و نه فلسطین از حمایت وی از فلسطین سوال کرد . وی حمایت های جمهوری اسلامی از حزب الله لبنان را
مور د انتقاد قرار می داد .
اشاره کرد م که حسن نصرالله با کمک های مالی ایران هست که توانست بر شیخ حسن فضل الله ( مرجع تقلید شیعیان لبنا ن ) که چهره مستقل تری در برابر خامنه ای هست ، پیر وز شود. در عین حالی که به نصرالله هشدار می دهیم که در امور داخلی مردم ایران دخالت نکند همانگونه که حماس در این مورد سکوت کرد ه است .ما باید منافع ملی خودمان را بدانیم و در این راستا نباید فراموش کر د اگر مقاومت 33 روزه حزب الله لبنان نبود اسرائیل به ایران حمله نظامی کرده بود و هزاران ایرانی غیر نظامی کشته شده بودند . نباید به دلیل ضدیت با حاکمیت ، همه چیز را به خوب و بد دسته بند ی کرد .
وب لاگ بیان –
یکشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۸
آقای تو کلی اگر بیل زن هستی در... خودت را بیل بزن
آقای تو کلی اگر بیل زن هستی در... خودت را بیل بزن
این همان ترجمه فارسی امر هب معروف و نهی از منکر هست
توکلی شما اول تکلیف خودتان را فامیلتان رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه که پسر عمه با پسر خاله تان هست را مشخص کنید .
، قرارداد ترک سل را افشا کردید که... باندمجتبی خامنه ای برنده مناقصه تلفن همراه میلیارد دلاری شود
بجای نامه نوشتن به موسوی و خاتمی به خامنه ای نامه بنویسید که به ازادی ها ی مردم و ارزشهای نهادینه شده در اسلام و سنت رسول خدا احترام بگذارد و خون بیگناهان را به زمین نریزد
دروغ نگوید بر روی زمین فساد و خودکامگی نکند.
این همان ترجمه فارسی امر هب معروف و نهی از منکر هست
توکلی شما اول تکلیف خودتان را فامیلتان رئیس مجلس و رئیس قوه قضائیه که پسر عمه با پسر خاله تان هست را مشخص کنید .
، قرارداد ترک سل را افشا کردید که... باندمجتبی خامنه ای برنده مناقصه تلفن همراه میلیارد دلاری شود
بجای نامه نوشتن به موسوی و خاتمی به خامنه ای نامه بنویسید که به ازادی ها ی مردم و ارزشهای نهادینه شده در اسلام و سنت رسول خدا احترام بگذارد و خون بیگناهان را به زمین نریزد
دروغ نگوید بر روی زمین فساد و خودکامگی نکند.
جمعه، شهریور ۲۷، ۱۳۸۸
مصاحبه با سروا ن خلبان هومن شیرازی – اولین خلبان ایرانی تبار ارتش کانادا
برنامه این هفته سقف شیشه ای مصاحبه با سروا ن خلبان هومن شیرازی – اولین خلبان ایرانی تبار ارتش کانادا می باشد. این مصاحبه بر روی عرشه نا و " کبک " انجام شد و دران سروان شیرازی به سوالات ما در مورد ارتش و تفاوت های آن و نگرانی های خانواده ها ی مها جر پاسخ می دهد.
همچنین گزارشی از قسمتهای مختلف ناو نیروی دریایی و افراد مستقر در ناو و نیز مراسم یاد بود 11 سپتامبر می باشد .
سقف شیشه ای به امور اجتماعی سیاسی ایرانیان کانادا می پردازد که از تلویزویون ایرانیان کانادا ( ای تی سی ) پخش می شود .
زمان پخش برنامه :
روزیکشنبه 20 سپتامبر ساعت 14 بوقت تورنتو و نیویورک- 17( بوقت ونکوور )
تکرار 22:30
دوشنبه 21 سپتامبر 8 صبح بوقت تورنتو
5شنبه سپتامبر 25 12 ظهر
این برنامه را می توانید برروی اینترنت مشاهده کنید
http://www.itctv.ca/ITC_LivePage.html
این برنامه را می توانید برروی اینترنت مشاهده کنید
چهارشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۸
دکتر مریدی اعلام نقض حقوق بشر در پارلمان انتاریو
Mr. Reza, Moridi, On behalf of everyone in our community of Iranian in
Richmond Hill , we would like to thank you for such important effort .
We are very proud of you and support you as a brave representative of
our community in the parliament of Ontario.http://www.iranian.com/main/news/2009/09/15/dr-reza-moridis-petition-regarding-human-right-s-call-end-violation-human-rights-ira
Richmond Hill , we would like to thank you for such important effort .
We are very proud of you and support you as a brave representative of
our community in the parliament of Ontario.http://www.iranian.com/main/news/2009/09/15/dr-reza-moridis-petition-regarding-human-right-s-call-end-violation-human-rights-ira
شنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۸
مهمان این هفته برنامه سقف شیشه ای ، دکتر علیرضا حقیقی تحلیل گر مسائل سیاسی ایران مقیم تورنتو
مهمان این هفته برنامه سقف شیشه ای ، دکتر علیرضا حقیقی تحلیل گر مسائل سیاسی ایران مقیم تورنتو می باشد.
موضوع مصاحبه رابطه ایران با آمریکا – نامه اوباما به خامنه ای _ انتخابات و جناح های درگیر –
آیا سپاه در کنترل کامل خامنه ای هست ؟ - ارتباط ایران و کانادا
برنامه سقف شیشه ای روزیکشنبه 6 سپتامبر 2009 از ساعت 14 ال 15 به وقت تورنتو ( 11 بوقت ونکوور )
پخش مجدد آن یکشنبه سا عت 11 بوقت تورنتو ( 8 بوقت ونکور) – دوشنبه 7 سپتامبر 8 صبح می باشد
-
ز تلویزیون ایرانیان کانادا بر روی ماهواره برای آمریکای شمالی پخش می شود.
شما می توانید انرا به صورت مستقیم برروی تماشا کنید
www.itctv.ca
لطفا برای بهبود برنامه ها ،نظرات و پیشنهادات خود را با ای میل زیردر میان بگذارید
u@itctv.ca
تلفن 4168407337
سعید سلطانپور تهیه کننده و مجری برنامه
سقف شیشه ای به امور اجتماعی سیاسی ایرانیان درکانادا می پردازد
موضوع مصاحبه رابطه ایران با آمریکا – نامه اوباما به خامنه ای _ انتخابات و جناح های درگیر –
آیا سپاه در کنترل کامل خامنه ای هست ؟ - ارتباط ایران و کانادا
برنامه سقف شیشه ای روزیکشنبه 6 سپتامبر 2009 از ساعت 14 ال 15 به وقت تورنتو ( 11 بوقت ونکوور )
پخش مجدد آن یکشنبه سا عت 11 بوقت تورنتو ( 8 بوقت ونکور) – دوشنبه 7 سپتامبر 8 صبح می باشد
-
ز تلویزیون ایرانیان کانادا بر روی ماهواره برای آمریکای شمالی پخش می شود.
شما می توانید انرا به صورت مستقیم برروی تماشا کنید
www.itctv.ca
لطفا برای بهبود برنامه ها ،نظرات و پیشنهادات خود را با ای میل زیردر میان بگذارید
u@itctv.ca
تلفن 4168407337
سعید سلطانپور تهیه کننده و مجری برنامه
سقف شیشه ای به امور اجتماعی سیاسی ایرانیان درکانادا می پردازد
نه دیکتاتوری ولایت فقیه، نه انقلاب مخملی، جمهوری انسانی بخش دوم
مقایسه ای بین کانادا یا جمهوری اسلامی، کدامیک دیکتاتوری ست؟
مصباح یزدی و همفکران وی مانند جنتی بقیه کشورها، مخصوصا غرب را به دیکتاتوری و ضدیت با اسلام معرفی می کنند، برای اینکه ببینیم این موضوع تا چه حد صحت دارد با هم چند مقایسه می کنیم:
پاسخگویی مقامات به شهروندان
1ـ روز 5 شنبه 13 اگوست نخست وزیر کانادا، هارپر به یک پیک نیک محافظه کاران در شهر مارکهام رفت. قرار بود از وی در مورد مازیار بهاری روزنامه نگار ایرانی کانادائی بپرسیم، موفق نشدیم زیرا سئوال و جوابی در برنامه نبود. صبح جمعه برای نخست وزیر ای میلی زدم و با تشکر از مواضع دولت کانادا برای حمایت از جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران، نگرانی خود را از ادامه زندانی بودن مازیار بهاری با توجه به قتل زهرا کاظمی که همچنان پرونده قتل مظلومانه اش روی میز قاضی مرتضوی خاک می خورد، بیان کردم. در ضمن با توجه به نفوذ سیاسی فرانسه و انگلیس که منجر به تضمین آزادی اتباع و کارمندانشان در ایران شده بود، از نخست وزیر پرسیدم چرا کانادا نتوانسته است برای آزادی وی کاری انجام بدهد؟ و تقاضا کردم در مورد پرونده وی جامعه ایرانی کانادائی را مطلع کند.
چند ساعت نگذشته بود که جوابی از دفتر وی رسید که موضوع را به وزیر امور خارجه ارجاع داده است. البته دفتر وزیر امور خارجه هم ای میلی در پاسخ من فرستاده بود و اشاره کرده بود که کانادا پیگیر قضیه است ولی به سفارت کانادا اجازه حضور در دادگاه را نداده اند. به دلیل عدم شناخت تابعیت دوگانه توسط ایران، پیگیری کار، سخت است، ولی کانادا از راه های دیگر نیز پیگیر آزادی بهاری ست و سفارت با خانواده بهاری در ارتباط است.
همین مورد نامه نگاری اینترنتی، تفاوت عمده در فرهنگ دموکراسی بین کانادا و ایران را به وضوح نشان می دهد.
بخش دو م در شهروند کانا دا
مصباح یزدی و همفکران وی مانند جنتی بقیه کشورها، مخصوصا غرب را به دیکتاتوری و ضدیت با اسلام معرفی می کنند، برای اینکه ببینیم این موضوع تا چه حد صحت دارد با هم چند مقایسه می کنیم:
پاسخگویی مقامات به شهروندان
1ـ روز 5 شنبه 13 اگوست نخست وزیر کانادا، هارپر به یک پیک نیک محافظه کاران در شهر مارکهام رفت. قرار بود از وی در مورد مازیار بهاری روزنامه نگار ایرانی کانادائی بپرسیم، موفق نشدیم زیرا سئوال و جوابی در برنامه نبود. صبح جمعه برای نخست وزیر ای میلی زدم و با تشکر از مواضع دولت کانادا برای حمایت از جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران، نگرانی خود را از ادامه زندانی بودن مازیار بهاری با توجه به قتل زهرا کاظمی که همچنان پرونده قتل مظلومانه اش روی میز قاضی مرتضوی خاک می خورد، بیان کردم. در ضمن با توجه به نفوذ سیاسی فرانسه و انگلیس که منجر به تضمین آزادی اتباع و کارمندانشان در ایران شده بود، از نخست وزیر پرسیدم چرا کانادا نتوانسته است برای آزادی وی کاری انجام بدهد؟ و تقاضا کردم در مورد پرونده وی جامعه ایرانی کانادائی را مطلع کند.
چند ساعت نگذشته بود که جوابی از دفتر وی رسید که موضوع را به وزیر امور خارجه ارجاع داده است. البته دفتر وزیر امور خارجه هم ای میلی در پاسخ من فرستاده بود و اشاره کرده بود که کانادا پیگیر قضیه است ولی به سفارت کانادا اجازه حضور در دادگاه را نداده اند. به دلیل عدم شناخت تابعیت دوگانه توسط ایران، پیگیری کار، سخت است، ولی کانادا از راه های دیگر نیز پیگیر آزادی بهاری ست و سفارت با خانواده بهاری در ارتباط است.
همین مورد نامه نگاری اینترنتی، تفاوت عمده در فرهنگ دموکراسی بین کانادا و ایران را به وضوح نشان می دهد.
بخش دو م در شهروند کانا دا
اشتراک در:
پستها (Atom)
