Translate

پنجشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۹۰

تا اتاوا رفتیم ولی جیسون کنی پاسخی در مورد خاوری نداد


سفر سعید سلطانپور و علی احساسی به اتاوا برای سوال از وزیر مهاجرت در مورد خاوری


روز چهارشنبه 2 نوامبر ساعت یک بعدازظهر، به اتفاق علی احساسی، وکیل جوان، یکی از نویسندگان بیانیه به وزیر مهاجرت کانادا در ارتباط با شهروندی محمود رضا خاوری، عازم اتاوا شدیم …
وزیر مهاجرت به همراه رابط نخست وزیر در کامیونیتی ایرانی ، جان وستون ، از ونکوور ،  در یک مراسم عمومی بنام «یک جهان ازاد» شرکت می کردند . از انجا که نه وزیر مهاجرت ،  نه جان وستون ، بر خلاف سنت رایج و احترام به شهروندان کانادایی ، از اعلام دریافت ای میل هم مضایقه کرده بودند ، با علی تصمیم گرفتیم ، این سفر را انجام بدهیم .
جیسون کنی وزیر مهاجرت (چپ): اگرمن در مورد این پرونده حرفی بزنم، فردا مجبور هستم از سمت خود استعفا بدهم، زیرا ابراز نظر از سوی من با قانون رعایت حریم خصوصی افراد مغایرت پیدا خواهد کرد. علی احساسی در سمت راست عکس دیده میشود
جیسون کنی وزیر مهاجرت (چپ): اگرمن در مورد این پرونده حرفی بزنم، فردا مجبور هستم از سمت خود استعفا بدهم، زیرا ابراز نظر از سوی من با قانون رعایت حریم خصوصی افراد مغایرت پیدا خواهد کرد. علی احساسی در سمت راست عکس دیده میشود
از شیرین خانم دوستمان ، خواستم که دخترم را از مدرسه ، تحویل بگیرد. مسول مدرسه گفت کارت عکس دار یادش نرود.
دوربین عکاسی و ضبط صوت را که همیشه در ساکی دم دست هست ، برداشتم و ســـرراه در بی ویو و شپرد ، ماشین را پارک و با ماشین علی ، به سمت اتاوا راه افتادیم.
نزدیک های کینگستون بودکه «دیل» از دفتر باب ری ، رهبر موقت لیبرال ها ، تلفن کرد و گفت که باب ری نظر ی در مورد خاوری ندارد و از نزدیک مسائل را دنبال می کند. 
گفتم ما داریم می آییم اتاوا برای دیدن آقای جیسون کنی ، این قدر راه را داریم می آییم برای اینکه موضوع خاوری برای ما ، وبسیاری از اعضای  کامیونیتی ما اهمیت دارد. 
نزدیک های ساعت 6 به اتاوا رسیدیم . ماشین را در اطراف محل کنفرانس در نزدیکی پارلمان ، پارک کردیم و آبی به سرو صورت خود زدیم . تا ساعت 7 وقت بود ، یک قهوه با یک شیرینی خوردیم . عازم محل بودیم که از دفتر  باب ری با علی احساسی تماس گرفتند . مسول سیاسی دفتر ، در مورد سوال  ونارضایتی علی احساسی درباره عدم پاسخگویی رهبر حزب لیبرال  در مورد خاوری ، به علی اطمینان داد که به این مورد رسیدگی خواهد شد .
بحث طولانی و زمان هر لحظه کمتر می شد . ما به عنوان مهمان ناخوانده ، باید زودتر وارد جلسه می شدیم تا از وزیر مهاجرت و جان وستون سوال بکنیم . زیرا اقای تقوی در سلام تورنتو منتظر بود که خبر را برای همان روز ، به چاپ بفرستد . از سوی دیگر باید زودتر به تورنتو بازمی گشتیم و دخترم را قبل از خواب از خانه دوستمان ، تحویل می گرفتم .  دم در منتظر بودم که جاستین تردو آمد ، دست داد. به   سیبلش  ، که برای  همراهی با کمپین اگاهی رسانی در مورد سرطان پروستات مردها،  گذاشته بود، اشار ه کـــردم که به شما می آید . خندید و داخل شد.
من هم بعد از هماهنگی با مسولین ورودی مراسم به دلیل اینکه اسمم در لیست نبود، با کمی تاخیر، بعد از بازدید امنیتی، وارد سالن شدم.
 سفیر عراق در کانادا به همراه جاستین ترودو ، نماینده لیبرال  مونترال ، جان وستون ، جیسون کنی و ماجد الشافعی، کشیش  مصری تبار، بنیانگذار «فری وان ورلد – یک جهان آزاد»، کشیش  سناتور  دان مریتن، وین مارستون، نماینده ان دی پی از همیلتون سخنرانان برنامه بودند .  در مورد این کنفرانس  و ماجد  الشافعی ، مسلمان مسیحی شده ، باید در فرصت دیگری صحبت کنیم.در موردآزار مسیحیان در عراق ، ویدیویی نشان داده شد که دردناک بود. براستی وقتی که انسانها ، تحت تاثیر رهبران خشونت گرا و دگم اندیش قرار می گیرند ، جه فجایعی می توانند ببار بیاورند .
جیسون کنی اخرین نفری بود که سخنرانی کرد و سپس  از در بغل خارج شد که ، من و علی برای سوال پرسیدن خارج شدیم . مجبور شدیم بدویم زیرا فاصله انها با ما زیاد بود . خوشبختانه قبل از خروج از در ، علی از جیسون کنی پرسید ، چرا شما در مورد بیانیه 1500 نفر در مورد خاوری که اکثریت انها، کانادایی  هستند ، پاسخی نداده اید در حالیکه گلوب- اند- میل ، تورنتو استار و الجزیره در این مورد ، با علی احساسی گفت و گو کرده بودند و لی از طرف دولت ، پاسخی نگرفته بودند.
جیسون کنی گفت اگر من در مورد این پرونده حرفی بزنم ،  فردا مجیور هستم که از سمت خود استعفا بدهم زیرا  ابراز نظر از سوی  من با قانون رعایت حریم خصوصی افراد مغایرت پیدا خواهد کرد.
علی احساسی د راین مورد با وزیر مهاجرت  بحث می کرد که ، گفتن اینکه ایا پرونده خاوری تحت بررسی دولت هست ، قانون حریم خصوصی را لغو نمی کند.
در این میان ، کسری نجاتیان ، مسول ارتباطات جیسون کنی ، وی را از درب خارج کرد و خودش بجای جیسون کنی ، ایستاد تا به سوالات علی پاسخ بدهد ، دویدن های ما ، و داغ شدن بحث ها  ،توجه همه مامورین ساختمان را   به خود جلب کرده بود.  
کسری نجاتیان هم همان  حرفهای جیسون کنی را تکرار می کرد که «اگر من حرفی بزنم ، مجبور هستم استعفا بدهم».   کسری چندین بار گفت «من وکیلم و نمی توانم» . علی هم اصرار که «من هم وکیلم و می شود در این مورد اظهار نظر کرد». کسری کمی عصبی به نظر می رسید . بعد از چند دقیقه از من خواست که ضبط را خاموش کنم که کردم . تبادل گفت و گو ها و بحث حقوقی ادامه داشت که کسری به فارسی صحبت کرد و بعد از علی خواست که بدون من ، به بیرون بروند که علی هم رفت .
مدتی را منتظر ماندم که دیدم بحث ادامه دارد ، تازه متوجه شدم که بایستی دوباره بازرسی  شوم .
تلفن کردم که روزنامه برای چاپ رفته بود وقرار شد گزارش من از این سفر این هفته چاپ شود خوشبختانه صف نبود و به سالن برگشتم.
در این هنگام مسول کنفرانس که   در ابتدای برنامه از ما ثبت نام کرده بود ،پرسید چیزی شده بود ؟ گفتم در ارتباط با پروند ه خاوری ، بانکدار متهم به اختلاس کلان بود . از انجا که بحث کسری و علی به فارسی بود گفت در ارتباط با این کنفرانس نبود که گفتم نه ، این دوتا چند تا وجه مشترک دارند ،هر دو  وکیل هستند و شهروندان ایرانی- کانادایی .
اخر برنامه هم ، دعایی بود که توسط دو کشیش اجرا شد و شامی هم سرو می شد . در این میان ، از جان وستون پرسیدم که  چرا به ای میل گروه بیانیه خاوری ، و ای میل من و تلفن من ، پاسخی نداده اند ، وی که مرا از مصاحبه اش از تورنتومی شناخت ، گفت تعدادی از کارمندان دفتر وی مریض بوده اند و از این بابت معذرت خواهی میکند . جان وستون ، مسول دفترش را که خانمی بود ، پیدا کرد و مرا به وی معرفی کرد .آن خانم هم قول  داد جواب ما را بدهد که تا روز چاپ این مطلب خبری نشده است.
 دختر م زنگ زد. فردا تست داشته و باید به خانه می رفته است . مادرشیرین خانم ، زحمت کشیده بود ، شب را پیش دخترم خوابیده بود.
گوشه ای از کنفرانس اتاوا
گوشه ای از کنفرانس اتاوا
نزدیک های صبح بود که به تورنتو رسیدیم ، علی با سیگار های پی درپی و شیشه باز ، تمام مسیررا رانندگی کرد. من باید صبح ساعت 8 می رفتم سرکا ر ، علی هم ساعت 8:30 . رسیدم خانه و تازه متوجه شدم که پشت درها بسته است و راهی به درون خانه نیست. که خود داستان دیگری دارد.
بعدا با علی احساسی در این مورد گفت و گویی کردم که ماحصل ان را می خوانید.
علی احساسی ، دارای  فوق لیسانس حقوق از کانادا و امریکا است ، و به مدت دو سال هم در وزارت امورخارجه کانادا ، مشغول به کار بود که به دلیل کم تحرکی در وزارت امور خارجه ، ترجیح داد به کار وکالت در بخش خصوصی بپردازد.
سعید سلطانپور : ایا این حرفی که جیسون کنی وزیرمهاجرت در مورد قانون رعایت حریم خصوصی می زند در مورد خاوری ، صادق است؟
علی احساسی :  راستش من قانون رعایت حریم خصوصی را هم خوانده ام . این قانون به این معنی است که دولت نمی تواند اطلاعات خصوصی شهروندان را به راحتی در اختیار عموم بگذارد . ماسوالی که کرده ایم این است ایا ایشان مایل است  که درمورد اقای خاوری تحقیق بکند یا نه ؟  شکی نیست که  ملاحظات حقوقی توسط دولت کانادا را رعایت می کند، زیرا سال گذشته اقای جیسون کنی ،درمحافل عمومی  اجازه ورود به جورج گالوی ، نماینده سابق مجلس عوام انگلیس را ( بدلیل هدایت کاروان کمک به مردم محاصره شده غزه توسط اسراییل )  نداد . جورج گالوی بعدا  ، با شکایت در دادگاه های کانادا ، حکم  را لغو کرد.  شایدهم دولت کانادا ، نگران سو شدن توسط اقای خاوری باشد . و این برای دولت کانادا می تواند سخت باشد. 
هیج کس نمی داند اقای خاوری به کانادا آمده است، آیا شهروند کانادا هست یا نه؟
سعید سلطانپور:  من فکر می کنم جواب ندادن دولت کانادا ، توهینی به کامیونیتی ایرانی- کانادایی است ، شما چه می گویید؟
علی احساسی :  ممکن است که بهانه،  حفظ اسرار خصوصی افراد باشد، ولی  واقعیت امر این است که بیش از یک ماه از قضیه اقای خـاوری می گذرد و نزدیک به یک ماه هم هست که  از نوشتن آن  بیانیه میگذرد حداقل می توانند گرفتن این ایمیل را اعلام کند. البته دولت به سوالات رسانه های کانادایی نیز پاسخی نداده است.
سعید سلطانپور :  در ماه اگوست ، از  جیسون کنی  سوال کردم ، ما در حالیکه از اقدامات دولت برای  مبارز ه با فساد حمایت می کنیم، از  لغو  شهروندی 1500  فرد متخلف ، حمایت می کنیم ولی می خواهیم مطمئن شویم که  به دلایل غیر واقعی ، شهروندی کسی لغو نمی شود. جیسون کنی گفت در میان این افراد (کسانی که شهروندی شان لغو شده) تعداد ایرانی تبارها زیاد نیست ولی افرادی از بسیج و سپاه و …هستند، مشمول می شوند.
سعید سلطانپور : ما خواستار شفاف سازی از سوی دولت آقای هارپر هستیم، شفاف نکردن مسائل روی کامیونیتی ما که به نوعی سیاست زده هستند، تاثیر مثبتی نخواهد گذاشت.
 علی احساسی :  واقعا نمی دانم این کار برای دهن کجی به کامیونیتی ما است و یا مسایل دیگری  در میان است . البته من مایلم که اشاره ای داشته باشم که برخی از دوستا ن فکر می کنند که دولت کانادا از موقعیت شغلی اقای خاوری با اطلاع بوده است ،.  البته در این مورد دولت اظهار نظری نمی کند .ولی بد نیست بدانیم که  بوروکراسی های دنیا نشان داده اند که در گذشته در مورد افراد  مختلف تحقیق  نکرده اند .  مثلا در سال 1992 در جریان حمله عراق به کویت ،  دنیا با صدام درگیر بود، کاشف بعمل امد که سفیر عراق در سازمان ملل به کانادا امده است و کارهای شهروندی اش را انجام داد ه است.
در 1994 در زمانی که دنیا درگیر جنگ در سومالی بود، دو تن از همسران ژنرال فرح آیدید یکی از فرماندهان جنگی، در کانادا زندگی می کردند.
سعید سلطا نپور. یادم هست، اتفاقا روی ولفر بودند.
علی احساسی : برخی از دوستان هم می گویند که اگر در امریکا بود،  این اتفاق نمی افتاد، به عنوان مثال، بعد از حادثه  11 سپتامبر، برای دو تن از تروریستهای کشته شده  ، ویزا صادر شده بود و به ادرس انها ارسال شده بود . در همه جای دنیا این مسائل پیش می اید . بورکراسی های دنیا اشتباه زیاد می کنند. ما به عنوان یک کامیونیتی دست به دست هم داده ایم و تقاضای رسیدگی کرده ایم ، جواب ندادن به این درخواست یک دهن کجی به کامیونیتی ما است ، که امیدوارم رسیدگی شود .
سعید سلطانپور:  حالا که دولت کانادا پاسخگو نیست، چه راهکاری برای کامیونیتی ما هست؟
علی احساسی :  اگر ببینند این برای کامیونیتی مهم است ، ممکن است انرا پیگیر شوند و الا آنرا دنبال نخواهند کرد.
ایرانیها می توانند به وزیر مهاجرت ایمیل بزنند و یا به نمایندگان مجلس فدرال ایمیل بزنند و  از انها بخواهند که دولت ، اقدام لازم را انجام بدهد
سعید سلطانپور: یک اگهی تما م صفحه در روزنامه گلوب-اند-میل و یا تورنتو استار، چگونه است؟
علی احساسی :  من نمی دانم چند ده هزار دلار هزینه آن می شود. این  نشان خواهد داد که کامیونیتی ما دراین مورد جدیست.

چهارشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۹۰

تسلیت قوت مادر اقای رضا مریدی

قای دکتر مریدی عزیز

با سلام

از دست دادن مادربسیار سخت و جانگداز هست ، مادر کسی که عاشقانه فرزندش را دوست دارد ،و گذر زمان ، بر این عشق می افزاید .
ما را درغم خود شریک بدانید ، برای شما و خانواده محترمنان ارزوی سلامتی و صبر و طو ل عمر با سلامت و عزت ارزو می کنم.

، تسلبت را با شعری از شاعر بزرگ شهریار در مورد مادر
، که به زیبایی بیان شده است ،

ه، او نمرده، میشنوم من صدای او
با بچه ها هنوز سر و کله می زند
ناهید، لال شو
بیژن، برو کنار
کفگیر بی صدا
دارد برای ناخوش خود آش می پزد

او مرد و در کنار پدر زیر خاک رفت
اقوامش آمدند پی سر سلامتی
یک ختم هم گرفته شد و پر بدک نبود
بسیار تسلیت که به ما عرضه داشتند
لطف شما زیاد
اما ندای قلب به گوشم همیشه گفت:
این حرفها برای تو مادر نمی شود.

پس این که بود؟
دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید
لیوان آب از بغل من کنار زد،
در نصفه های شب.
یک خواب سهمناک و پریدم به حال تب
نزدیک های صبح
او زیر پای من اینجا نشسته بود
آهسته با خدا،‌
راز و نیاز داشت
نه، او نمرده است.

نه او نمرده است که من زنده ام هنوز
او زنده است در غم و شعر و خیال من

جمعه، آبان ۱۳، ۱۳۹۰

خاوری – مشاورین املاک و اخلاق فراموش شده


برنامه این هفته راه حل:
 خاوری – مشاورین املاک و اخلاق فراموش شده
در هفته گذشته ، به این مسله اخلاق اشاره کرده بودم که با ای میل دو تن ازهمکاران خانم فروشنده ملک به خاوری روبرو شدم که مرا متهم به دادن اطلاعات غیر واقعی کرده بودند .
خوشبختانه امروز گلوب و اند میل کانادا، از انتقال سند خانه خاوری به دخترش خبر داده ، خبری که من روز یکشنبه هفته گذشته اعلام کرده بود
همچنین گفت و گو با علی احساسی ، حقوقدان تیم بیانیه به دولت کانادا در مورد تحولات پرونده
یکشنبه ساعت 7 بعداز ظهر روز یکشنبه 6 نوامبر 

سه‌شنبه، آبان ۱۰، ۱۳۹۰

طرفداری از غارتگران


اقای انواری
با تشکر از شما برای نظرات
تان  ،
در مورد ژورنالیست بودن نظری ندارم ، متاسفانه من یکی از معدود ایرانی هایی هستم که در حوزه سیاست  کانادا ، فعالیت می کنم . تنها  دیکته ننوشته هست ، که  غلط ندارد  .
یک کامیونیتی را با رسانه های ان می توان سنجید ، اگر خوب است و یا بد ، اش رشته خاله هست .
من نه مانند کشیشان و ملایلان ،  درس اخلاق می دهم و نه معلم اخلاق هستم  ولی ، بر سر منافع اقشار شرافتمند و زحمتکش کامیونیتی که در صد بالایی از جامعه ما را تشکیل می دهند ، کوتاه نیامده ام ،  نمی ایم و به کسی هم باج نمی دهم.  از نخست وزیر کانادا تا رئیس پلیس ، ولی در مقابل مردم معمولی ، هیچ ادعایی ندارم .


اما جهت روشن تر شد ن ،
. اولا نوشتم  ؛ گفنه میشود آقای خاوری منزلی را به نام دخترش کرده است . بنابر این صحبت ، از مشاور املاک نبوده است . می توانید  برنامه تلویزیونی را ببینید .

هر چند  این کار قانونی هست ولی باتوجه به اینکه ، فریب افکار عمومی و قانون هست ،  عمل غیر اخلاقی  است .
عمدتا کسانی که می خواهند قانون را دور بزنند این کار را انجام میدهند ،


2-
برای وام گرقتن ، خانه ،بسیاری از دوستان مشاور املاک ، از شیوه های غیر قانونی استفاده می کنند ویا مشتریان را به ان توصیه می کنند.
اگر اطلاع ندارید ، هم می توان شاهدان عینی را اورد هم می توان از پلیس برای اینکار ، استفاده کرد ، کدامین را شما ترجیح میدهید

یعنی  اقای خاوری در زمان خریداری ، برای گرفتن برگه تاییدیه وام ، یعنی برای نزدیک به دو میلیون دلارهیچ کار غیر قانونی انجام نداده اند ، و همه کارها بر طبق قوانین پیشرفته و وام ایشان ، تایید شده است .   البته اینها بزودی روشن می شود  ،  .




دوست عزیز ، منشا بسیاری از این پولهای باد اورده  ،  پول خون مردم ایران

است که این جماعت ( وابسته به حاکمیت -چه سیاسی و چه اقتصادی )  که هم از توبره می خورند و هم از اخور ،

،برای شریک کردن برخی از مشاوران املاک ایرانی تباردر این جنایت  استفاده می  کنند
. یعنی این جماعت  که با روحانیت حاکم بر ایران ، دستشان در یک کاسه هست و از قبل آنها به ثروت رسیده و می رسند ،  عقلشان نمی رسد

که برای مخفی ماندن رازشان ، بهتر است مشاور املا ک غیر ایرانی استفاده کنند ،
با احترام به دوستان
درستکار و شریف صنف مشاورین املاک در کانادا ،
عملکرد برخی از این افراد ، مغایر با قوانین کانادا و انسانیت هست ، اگر هم تا کنون به گیر قانون نیفتاده اند ، حمایت برخی از صاحبان  این مشاوران املاک هست و اینکه خریدار و یا فروشنده هم بدلیل امضاکردن سندهایی مانند وام بانکی با اطلاعات غیر واقعی که جرم در انتاریو و .
کانادا محسوب می شود ، ترجیح می دهند ،  دنبال این کار را نگیرند.
ا
شما هم پیشنهاد می کنم بجای معلول ، به ریشه   در حوزه مشاور املاک بپردازید و بر اساس معیارهای کانادا ، همه حرفه ای   عمل کنند .

، در ضمن از انجا که این ای میل شما و اقای استیو تبریزی برای عموم بوده است ، را در برنامه تلویزیونی این هفته خود خواهم خواند تا
کامیونیتی ایرانی قضاوت کند

ای میل اقای انواری 

سلام؛
۱- برای انتقال ملک از پدر به دختر احتیاج به استخدام مشاور املاک و پرداخت کمیسیون نیست.
۲- اگر منظور شما کمیسیون هنگام خرید خانه است آنچه  سیستم "‌ام ال اس" نشان میدهد زمان این خرید بیش از چهار سال قبل بوده و در آن موقع خریدار متهم به عمل خلاف نبوده است.
۳- مطابق استدلال شما تمام معاملات غیر اخلاقی‌ هستند چون خریدار آنها ممکن‌است چند سال دیگر متهم به عمل خلاف شود.
۴- کمیسیون معاملات را معمولاً فروشنده پرداخت می‌کند نه خریدار، پس مشاور املاک ایرانی مورد نظر شما پولی‌ از خریدار نگرفته است، مگر اینکه منبع خبری شما که "گفته میشود" ذکر شده سندی در اختیار شما گذاشته باشد.
از شما که خود را "ژورنالیست " نامیده اید دقت بیشتری در انتشار اخبار میرود، متهم کردن افراد طبق این مقدمه سراسر نادرست به نظر من کار صحیحی نیست.
با احترام

 
Kamran Anvari


دوشنبه، آبان ۰۹، ۱۳۹۰

دیدگاه های مختلف در مورد مرگ قذافی





سعید سلطانپور در برنامه را ه حل 30 اکتبر 2011 ، دیدگاه های مختلف در مورد مرگ قذافی را بررسی می کند احسان شریعتی – خسرو صدری –دکتر مهر اسا –علوی تبار- مسعود بهنود  
Saeed Soltanpour on Ghazi;s Death , the opinion of several Iranian on the issue.

شنبه، آبان ۰۷، ۱۳۹۰

تفدیر از فعالین ایرانی


دریافت کنندگان تقدیر نامه برای کارهای کامیونیتی - فعالیت های اجتماعی و  روزنامه نگاری از شورای روزنامه نگاران قومی کانادا به همراه چند فعال اجتماعی حاضر
از چپ - پویان طباطبایی ( عکاس ) -فرداد فرشته هوش ( مهرگان ) - میتر ا هامان - مهرداد ارین نژاد - هاسکین ( وزیر جوانان انتاریو ) -بهنام اصفهانی زاده -ووو- محمد شیخ الاسلامی - دکتر محمد تاج دولتی ( مسول کمیته نامزدها )


چهارشنبه، آبان ۰۴، ۱۳۹۰

اخلاق در پرونده خاوری- مصاحبه با پل دوار -نماینده ان دی پی


مصاحبه سعید سلطانپور با پل دوار –نماینده  اپوزیسیون رسمی  مجلس کانادا در مورد محمود رضا خاوری

پل دوار- منقد امورخارجه دولت از حزب سوسیال دمکرات ان دی پی

روز سه شنبه صبح اکتبر 18 ، کله سحر ، رفتم سراغ حمید دباغیان  ، خلف نعیمی هم با ماشین خودش آمد ، وسایل فیلم برداری و عکاسی را سوار کردیم و از اتوبان 401 ، عازم اتاوا شدیم ، 450 کیلومتر باید رانند گی می کردیم.   مصاحبه ما  با پل دوار نماینده حزب  سوسیال دمکرات " ان دی پی " ساعت 1:30 بود  که با تاخیر چند روزه توسط کیاوش نجقی گذاشته شده بود . قصدمان بود که نظر دیگر احزاب را هم داشته باشیم  . برای لیبرال ها از طریق مسول اقلیت های قومی ، و برای حزب دولت ، از طریق مایکل ، پیام فرستاده بود م.

هوا ی پاییزی بسیار خوبی بود. تا زمان مصاحبه وقت داشتیم . رفتیم  میدان  اصلی شهر ، در پارکش  تعدادی چادر زده شده بود . روز چهارم جنیش ضد سرمایه داری بود .  چند تا جوان هم ایستاده بودند و با رد کردن یک چوب بستنی ، ایستاده صحبت می کردند . یک جوانی بود با پیراهن آرم اتحاد جماهیر شوروی که صحبت از مجمع عمومی می کرد و بعدهم زنی میانسال از سرخپوستان کانادا در مورد شرایط سخت کودکان ، وضعیت تحصیل و امار خودکشی انان گفت و در این میان گریه امانش نداد. از ما هم خواستند که صحبت کنیم . با توجه به تجارب گرانبهای سیاسی در انقلاب 57 و بعد از ان ، و نتایج آن بهتر دیدیم که تنها با تشکر از فعالیت این جوانان که همگی سفید پوست بودند ، مشکلات راه را و عدم همراهی مهاجرین با انان  که رمز موفقیت هر جنبش اجتماعی در کانادا هست ، را بیاد انان نیاوریم . جوش و خروش انان ، ادم را به فضای 57 تا سال 60 دم دانشگاه تهران می انداخت.   صحبت می کردیم که پلیسی در مراسم حضور ندارد که بعد ا زمدتی سر وکله 3 دوچرخه سوار پلیس پیدا شد .وبه یکی از این بی خانمان ها با خنده و شوخی یک برگ جریمه بخاطر تردد غیر قانونی در مکانی که قرار نبوده ،برود ، دادند .  ان بی خانمان هم ، برگ جریمه را گرفت و چیزی جواب نداد.


 چند  تا عکس انداحتیم و به  به سمت پارلمان اتاوا که چند صد متری انورتر بود ، رفتیم.

بعداز بازرسی امنیتی ، به محل اطلاعات مجلس رفتییم . نگهبان با احترام ، کارت شناسایی خواست و با مشقت اسمهای جهان سومی ما رابرای مخاطب خواند ،بعد از مدتی خانمی از دفتر ر پل دوار گفت که اشتباهی شده و مصاحبه ساعت 3:30 انجام خواهد شد و از این بابت عذر خواهی کرد. به داخل پارلمان رفتیم و از بالکن شاهد پرسش و پاسخ نماینده " ویندزور" از ان دی پی با وزیر صنایع در مورد لایحه قانون " حق تالیف " شدیم . . تنها چند نماینده در مجلس بودند و بقیه صندلیها خالی بود .
 نمایش اصلی از ساعت 2 تا 3:30 شروع می شود که پرسش و پاسخ ها انجام می شود و از تلویزیون هم مستقیم پخش می شود. یک مرتبه ، برایان ویلفرت نماینده با سابقه لیبرال ها به من گفت این قسمت بیشتر " شو " هست تصمیات اصلی را باید در جلسات مهم اقتصادی جهانی و سیاسی دنبال کرد.

 سالن مجلس مانند مجلس عوام انگلیس هست . صندلیهای شق و رق که نشستن را برای ساعات طولانی ، سخت می کند .  جون می دادبرای چرت زدن ، که این صندلیهای کشیده ، اجازه نمی داد.
مجبور شدیم بعد از مدتی بیرون برویم . ساندویچی را خوردیم که خلف تهیه اش کرده بود و در  ماشین هم  استراحتی کردیم . ساعت 3 دوباره برگشتیم .

روز از نو روزی ا ز نو – بازرسی امنیتی – همان نگهبانی که دفعه قبل هم درمورد سه پایه دوربین سوال داشت که چه کسی اجازه داده است  که اینرا بیاورید ، یواشکی سفارش ما را به مسولین بازرسی کرد . این در حالی بود که رسانه های دیگر غیر اقلیتی که در انجا تردد دارند ، با وسایلشان براحتی تردد می کردند . البته اشکال را باید در نداشتن استراتژی و امکانات مالی رسانه ها ی اقلیتی دانست . حضور رسانه ها ی اقلیت د راتاوا ، می تواند نقش مهمی در اطلاع رسانی به کامیونیتی و دولت و نمایندگان ایفا کند که تا تحقق ان ، فعلا چشم اندازی را نمی بینم.
 اینرا برای این گفتم که حمید که ساک های دوربین را در این مدت بر دوش می کشید ، گفت این نمایند ه ما را می شناسد ؟
گفتم ، به دور وبرت نگاه کن – حمید نگاه کرد . گفتم ببین تقریبا همه سیاستمداران و دستگاه های دولتی ، سفید پوست هستند اگر نماینده ای هم سفید نیست ، مشاوران و همراهانش سفید هستند . اکثرمقامات اداری هم فرانسه صحبت می کنند و پس تنها ما ، اقلیت هستیم ، ما را پیدا می کنند .

چند دقیقه بعد دیدیم پل دوار با سرعت به طرف ما می آید .

از انجا که اجازه عکاسی داخل پارلمان را نداشتیم ، ترجیح دادیم در بیرون در فضا ی ازاد ، گفت و گور ا انجا م بدهیم که با پیشنهاد پل دوار ، به بیرون رفتیم و دوبار بازرسی ، عملا بیهود ه بود . در این میان ، کستاس منگاکیس ، نماینده ریچموند از حزب دولت را دیدم ، تعجب کرد ، گفتم در ارتباط با پرونده خاوری امده ایم .
سفر 900 کیلومتری ( رفت و برگشت ) برای منافع  کامیونیتی ما ،  سخت نیست. به وی گفتم که ما به حزب محافظه کار برای مصاحبه اطلاع داده ایم که خبر ی نشده است . وی اظهار بی اطلاعی کرد .

مصاحبه با پل دوار


پل دوار نماینده حزب ان دی پی از منطقه اتاوای مرکزی است که دومین بار است به مجلس راه می یابد . مادر وی ، جند سالی را شهردار تورنتو بوده است و با سیاست در پایتخت غریبه نیست . وی تا چند روز قبل مسول انتقاد وزارت امورخارجه بود ( وزیر سایه ) ولی بدلیل نامزدی در رهبری حزب ا ن دی پی ، از سمت خود همراه با دیگر کاندید کنار گذاشته شد.

از پل دوار بخاطر وقت مصاحبه تشکر کردم . و با طرح سوال که اینجا هوا افتابی و گرم است ، داخل پارلمان ،هوای سیاست  چطور است ؟
پل دوار گفت : داخل خیلی جالب است ، سوال ها همیشه وجوددارد ولی همیشه پاسخ وجود ندارد /

به پل دوار گفتم ، ما هم برای همین سوالها ی کامیونتی  در مورد پرونده اقای خاوری که تا کنون از طرف دولت کانادا ، پاسخ نداشته ایم، به اینجا امده ایم

                       
سعید سلطانپور: لطفا  نظر تان در مورد پروند ه آقای خاوری را با توجه به اینکه دولت کانادا هنوز بعد از گذشت 23 روز ،هنوز هیچ موضعی نگرفته است ، بیان کنید. عدم موضع گیری شفاف ، تردیدهایی را در بین کامیونیتی ایرانی کانادایی در مورد دولت، ایجاد خواهد کرد.   
پل دوار: من  بیانیه ای را که د ران خواستار رسیدگی به وضعیت شهروندی خاوری شده است را خوانده ام و معتقدم حداقل کاری که دولت می کند این است که در این مورد تحقیق کند . مورد فعالیت های  اقای خاوری شک بر انگیز است . بنظر می اید ایشان هم در ان واحد در کانادا برای تکمیل مدت زمان لازم برای شهروندی بوده است و همزمان در تهران درراس یک بانک بوده است . به همین دلیل ، دولت باید تحقیق انجام بدهد. ما پاسخ دولت را به نامه کانادایی ها می خواهیم .

سعید سلطانپور: بنظرمی اید یک خلا در سیستم بانکی کانادا هست ، وقتی که کسی نمی تواند 100 دلاربرای خانواده اش در ایران و یا کانادا از طریق بانکها حواله کند ، همزمان از کانالهای دیگر صدها هزار و بلکه میلیونها دلار پول در زیر چشم " برادران بزرگتر " وارد کانادا می شود  ؟شما این دوگانگی را چگونه می بینید ؟

پل دوار:این مسله ای است که ما سالهاست انرا دنبال می کنیم .
د رموارد ی که افراد عادی نمی توانند کمک مالی به بستگان خود که به این کمکها  وابسته هستند ، از طریق بانکها انجام بدهند ،کسانی که    وابسته به دولتها یی  که زیر سوال هستند ، پول را   ازادانه  نقل و انتقال می کنند         و کسی انرا کنترل نمی کند . بنظر من این نا عادلانه هست .دولت کانادا باید این موارد بخصوص این پرونده را تحقیق کند .  چطور یک بانکدار در چنین سطحی  می تواند د رکانادا ، فعالیت تجاری داشته باشد و در کانادا  حضور داشته باشد .. موضوعی که باید همه کانادایی ها نگران ان باشند ، این است که ما ، چه مقدار از سرمایه گذاری این افراد در کانادا می دانیم ؟  
ما  چه مقدار از پولهای این افراد را می دانیم .  ما  در موردرژیم  قذافی تازه متوجه شده ایم که در کانادا  اموال و سرمایه دار د . ما باید این را جدی بگیریم . این یک سوال مهم برای همه هست  چگونه این افراد می توانند سرمایه گذاری کنند بدون اینکه دولت از ان باخبرباشد ؟ این یک سوال مهم برای ما هست و برای همه نیز باید باشد.



سعید سلطانپور: کانادا ، بهشت پناهندگانی است که در کشورهای غیر دموکراتیک ، تحت تعقیب هستند ،  ولی در عین حال شاهد هستیم که افرادی در رده های بالا  از همان کشورهای غیر دموکرات ، با  صد هزارو 50 هزار  دلار سرمایه گذاری ، مهاجرت کانادا را به دست می اورند . این عادلانه نیست .
چگونه می شود از تکرار چنین روندی در اینده جلوگیر ی کرد . ؟

پل دوار: ما باید نظارت بهتری داشته باشیم . باید در مورد پولهایی که وارد این کشور می شوند دقت بیشتری بکنیم.. همانگونه که در مورد پولهای ارسال شده نیز ، دقت می کند .  کانادا باید درحوزه بانکی و مستغلات نظارت بیشتری داشته باشد .  این وظیفه اداره مالیات کانادا هست .
متاسفانه برخی از افرادی که با رژیمهای غیر دموکراتیک و یا فاسد ارتباط دارند ، در حال  سرمایه گذاری در کانادا هستند  .به عنوان یک کانادایی باید پرسید ،  کجای کار ما ، اشکال دارد ؟ ، باید مطمئن شویم  پولی از کشورهای فوق وارد کانادا نشود .




سعید سلطانپور: بنظر می اید ، اقای خاوری در حالیکه باید  1059 روز رابرای حد نصاب شهروندی کانادا، در این کشور اقامت داشته است ، در عین حال ، مدیر بانک سپه هم بوده است . یک مدیر عالیرتبه درستکار ، نمی تواند در ان واحد در هر دو کشور باشد بنظر می اید اقای خاوری  به یکی از کشورهایی که تابعیت انرا دارد ،  (ایران و کانادا ) دروغ گفته است . که
از نظر اخلاقی ، شهروندی خوبی برای یکی از این دو کشور نمی تواند باشد . البته به دولت ایران ، اعتماد چندانی برای شفاف سازی در این مورد نیست ولی کامیونیتی ما، چگونه می تواند مطمئن شود که دولت کانادا ، به عمق این پرونده می پردازد ؟   ایا هیج مقامی از سفارت کانادا و یا مقامات امنیتی و اداری در جریان مهاجرت و شهروندی ایشان ، نبوده اند ؟ ایا کسی چشمش را نبسته است ؟

پل دوار: تنها در یک صورت می شود در دو جا همزمان حضور داشت که اقای خاوری ، همزاد ( کلن ) شده باشد.  این باید تحقیق شود،زمانی که ایشان در اینجا بود ه است و یا در ایران بوده است . راهکار برای تحقیق در این مورد وچوددارد.
دوما :  این خیلی مسئله مهمی است . اگر کسا نی که د ربالاترین رده های مالی کشوری مانند ایران  هستند که تحریم های بانکی شدیدی علیه انها هست ،  پس چگونه  به چنین اشخاصی اجازه ورود داده شده است ، که از ازادی ها ی فردی و اجتماعی یک کانادایی  بهره مند شود.

سعید سلطانپور: سالهای بسیار دور ،مصاحبه امنیتی،  در سفارت کانادا  داشتم .  با افسر امنیتی کانادا در مورد کندی صدور ویزا ی فعالین سیاسی با توجه به نا امنی برای پناهندگان در ترکیه  انتقاد کردم .  وی با عصبانیت گفت ما می خواهیم مطمئن شویم که شما ( ها ) در کانادا علیه پرزیدنت خامنه ای ( ان زمان ،اقای خامنه ای  ریئس جمهور و اقای برایان مالرونی نخست وزیر محافظه کارکانادا بود)  تظاهرات نمی کنید .
با توجه به ان سختگیر ی ها ،  حضور اقای خاوری ها ، سوالات جدی در مورد شفاف بودن دولت کانادا ، ایجاد می کند.

پل دوار:باید سیاست یکنواختی را داشت . مقامات می خواهند مطمئن شوند که مهاجرین ، اصول وقوانین ارزشی کانادا را رعایت کنند. از سوی دیگر سوال این است که   ایا این اقا که قسم شهروندی کانادا را خورد ه است ، یا ارزشها را  پذیرفته است ؟  آیا مدیریت عاملی یک بانک بزرگ در چنان سیستمی با قسم شهروندی کانادا  ، مغایرت ندارد ؟
در مورد مسله امنیتی ، انها می خواهند مطمتن شوند که عقاید بخصوصی که با قوانین و اصول کانادا مغایرت دارد وارد این کشور نشود، در حالیکه به عقاید افراد هم احترام گذاشته می شود.
بنظر می اید یک عدم هماهنگی و یکنواختی در بررسی سوابق مهاجرین وجود دارد .


سعید سلطانپور: اقتصاد کانادا ، در مقایسه باکشورهای خاورمیانه و آسیا ، بسیار سالم تر هست ، پولهایی که از طریق سرمایه های نامشروع وارد کانادا می شود ، سلامت اقتصادی کاناد ا را الوده می کند . نماینده محافظه کاران به من گفت ، ما در مورد خاوری کاری نمی توانیم انجام بدهیم ، سوال من این است ، ایا نمی شود در مورد پرداخت مالیات بر چنین درامدهایی در ایران و یا درکانادا تحقیق کرد . ؟ شهروند  ثروتمندی که در سیستم پول می سازد و لی مالیات نمی دهد ، شهروند فاسدی است .

پل دوار:  ما سالهاست که از دولت می خواهیم که تغییری انجام بدهد . پولهایی که از لیبی و تونس و خانواده مبارک ، می اید ، مشکلات جدی وجوددارد .  راهکار قانونی برای پیدا کردن سرچشمه و منابع مالی ( مشروعیت ) آن هست . این وظیفه قانونی اداره مالیات بر درامد کانادا هست .  اگر کسی خانه بزرگی و یا ساختمان بزرگی دارد و نمی تواند منبع درامدش را مشخص کند ،باید در موردش تحقیق شود. این در چارچوب قانون است .  ما نمی توانیم اجازه بدهیم افرادی به کشور مابیایند و در ان پولشویی و پاکسازی پولهای نامشروع خود بپردازند .  این مخالف اصول ارزشی کانادا هست .
سالهای گذشته ، نشان داده است که چنین سرمایه گذاری ها ی شده است ، سوال این است چرا دولت اقدامی برای بررسی ان نکرده است .



سعید سلطانپور: همین چند ی پیش ، جیم فلاتری ، وزیر اقتصاد در اخطاری تند از آمریکایی هایی که در کانادا هستند ، خواست که فرم های مالیاتی امریکا را پر کنند ، پس چرا دراین مورد سکوت شده است ؟
پل دوار:در بدترین سناریو آنها پولها را  و املاک می خرند.  باید یک سیستم نظارتی واقعی در این مورد ایجاد کرد.



سعید سلطانپور: موضع ان دی پی در مورد پرونده خاوری چیست ؟
پل دوار: ما در مورد خاوری ،نامه ای به دولت خواهیم نوشت  و از انها خواهیم خواست که د راین مورد عمل کنند.  هر کس باید با قانون رفتار شود. افراد بسیاری سخت کار می کنند ومالیات می دهند ، این ناعادلانه است که کسانی پولهایشان را قایم کنند وا زکانادا برای پولشویی استفاده کنند.  ما ازدولت می خواهیم که تحقیق کند.



سعید سلطانپور: نظر شما و ان دی پی در مورد سخنان اخیر اقای هارپر ( نخست وزیر ) درخواند ان ایران به عنوان بزرگترین تهدید جهان ، چیست ؟

پل دوار:ما همیشه گفته ایم باید حساب ملت ها رااز دولتها جدا کرد .
هرکس که حوادث انتخابات ایران ( 2008 ) را نظاره کرده باشد متوجه درستی حرف من خواهد شد. مردم ایران ، ارزشها و خواسته هایشان ،با دولت متفاوت است .
کانادا باید به عنوان یک دولت با قدرت از ان اقشاری که برای ازادی مبارزه می کنند ،حمایت کند این موضع مثبت تری هست . این حمایت بهتر از جنگ لفظی هست .


سعید سلطانپور: به عنوان کاندید رهبری حزب ان دی پی ، با احترام به شما و دیگر نامزدها ، آیا پر کردن جای جک لیتون که مرگش ، فضای سیاسی کانادا را تغییر داد و نشان داد که مردم از طیف های مختلف ، به سیاستمدارانی که برایشان کار میکنند ، احترام میگذارند ،اسان هست ؟
پل دوار: بله ، درست است ، کسی جک نمی شود . جک ، جک بود . او دوست نزدیک من بود . ولی ما می توانیم ، مشعل وی را شعله ورنگه داریم . در این راستا باید به حرفهای مردم گوش بکنیم کاری که جک انجام می داد. نقطه قوت جک، گوش کردن به مردم بود.
 من به عنوان کاندید ، سفرهای زیادی را انجام می دهم . این برا ی حزب هم خوب است  که افراد زیادی عضو حزب شوند . ما تنها حزبی هستیم که برای عضویت ، شرایطی نداریم و کاملا دمکراتیک عمل می کنیم.  ما باید به مردم گوش کنیم تا کانادای بهتری داشته باشیم .



سعید سلطانپور:   پل دوار در این سالها ، به عنوان منتقد وزارت امور خارجه ،بدون ملاحظه کاری ، سخن گفته است ، ایا فکر می کنی ، می توانی رهبری حزب را بدست بیاوری ؟

پل دوار:این بستگی به اعضا ی حزب دارد که در 24 مارس 2012 چه کسی را انتخاب کنند. 


سعید سلطانپور:  من به عنوان سیاسیون نسل اولی ، همه چیز را سیا ه و سفید می دیدیم تا به کانادا امدیم ، حا لا خوشحال هستم که نسل جوان ما ، همانند کیانوش نجفی ، در سیاست کانادا فعال هستند و همه چیز را واقعی تر می بیننند ،می دانم که در ستاد انتخاباتی شما ، چند تا ایرانی هم هست ،  چه پیامی برای  کامیونیتی ایرانی کانادایی داری ؟


پل دوار: من خیلی خوشحالم که کیانوش در دفتر من د رپارلمان  کار میکند ، چند تا ایرانی دیگر نیز در ستاد انتخاباتی من بوده و این بار هم خواهند بود.  من از کامیونیتی شما می خواهم که اگر علاقه مند هستند ، عضو ان دی پی شوند . زیرا هم رهبر حزب را تعیین خواهند کرد و هم احتمالا در تعیین نخست وزیر اینده کانادا ، نقش خواهند داشت . اگر هم مایل به عضویت نیستند حداقل  برنامه های حزب ما را مطالعه کنند.  من از این هفته ، جلسات پرسش و پاسخ در شهرهای مختلف منجمله تورنتو خواهم داشت ، علاقه مندان می توانند در این جلسات شرکت کرده ونظرات خودشا ن را با من مطرح کنند .
www.pauldewar.ca


سعید سلطانپور: با تشکر از وقت شما ، ارزوی موفقیت برای شما را دارم  
پل دوار: با تشکر از شما که از تورنتو برای این مصاحبه به اتاوا امده اید .

لینک آرشیو مصاحبه ها



وب لاگ فارسی :




اخلاق در پرونده خاوری



http://www.youtube.com/watch?v=wCPKUOuY0Nk




مشکل حجاج ایرانی کانادایی در سفارت عربستان کانادا-
اینده نه چندان روشن در لیبی -
بخشی از مصاحبه با پل دوار - نماینده ان دی پی در مورد خاوری
Ethical concern at Khavarl's case-
interview with Paul Dewar-NDP Mp ON Khavari- Oct 20-2011

دوشنبه، آبان ۰۲، ۱۳۹۰

سیاسی کاری رادیو زمانه ، نه اطلاع رسانی

http://radiozamaneh.org/news/iran/2011/10/24/7836?nocache=1#comment-19295

قتل يک کودک‌ کار توسط ۱۱ مرد متجاوز

اين گزارش می‌افزايد کارگرانی که به اين کودک کار تجاوز کرده‌اند افغانی بوده‌اند و جنازه اين نوجوان در زيرزمين ساختمانی نيمه‌کاره به يک تيرک چوبی بسته شده بود.

سیاسی کاری رادی زمانه و دامن زدن به تنش های قومی در ایران
ا سلام
در عین حالی که این مسائل بایستی به درستی اطلاع رسانی شود ، متاسفانه رادیو زمانه بدون اینکه متوجه حساسیت نژادی موضوع شود این مسئله را بزرگ کرده است ، در شرایط فعلی نوک حمله متوجه میلیونها افغان ( نه افغانی - واحد پول ) خواهد شد که د ر ایران در طول این دو دهه گذشته ، زحمت کشیده اند و شرافتمدانه در کنار ایرانی ها زندگی کرده اند و به اقتصاد ایران کمک کرده اند

ایا مسولان رادیو زمانه که تابعیت کشورهای غربی را دارند نمی دانند اگر یک ایرانی در ان کشورها به قتل و یا تجاوز دست بزند ، بغیر از احراب و رسانه های دست راستی ، که نژاد پرستی را دامن می زنند ، کسی صحبت از ملیت ان فرد نمی کند .
پس چگونه مسولان رادیو زمانه ، دست به انتشار مطالبی می زنند که بیشتر سیاسی کاری ست تا اطلاع رسانی .
امیدوارم که دوستان این مورد و موارد دیگر را تصحیح کنند .