Translate

پنجشنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۸۵

بخش سوم نقض پیوسته حقوق بشر در سازمان موسوم به مجاهدین حلق

اسامي نو جواناني كه به عراق برده شدند

.مصطفي رجوي (فرانسه)

“مسعود (‌پدرم )از خميني دجال تر است


مصطفي ( معروف به محمد ) رجوي فرزند مشترك مسعود و شهيد اشرف ربيعي مي باشد 27 ساله وي ميگويد “ من بدبخت ترين بچه دنيا هستم وقتی که نوزاد بودم در اوين بودم بعدا با پدر بزرگم بودم که توسط تشکيلات به فرانسه برده شدم . در انجا روزها با 4 تا محافظ به مدرسه می رفتم و عصر ها هم معلم خصوصی داشتم . حق نداشتم با بقيه بچه ها بازی کنم و بعد هم که به اينجا( عراق ) اورده شده ام.
مصطفی رجوی مايل نيست كه در عراق باشد و لي از انجا كه با سياستهاي پدرش مخالف است برا ي عدم افشاي روابط داخلي اجازه خروج از عراق را بوي نمي دهند .وي بارها اشاره كرده است كه " مسعود " از خمينی دجال تر است " . مصطفي چندين بار از مسعود بدليل مخالفت با نظرات وي سيلي خورده است . وی د راشرف نگه داشته می شود و حتی موقع دست شوئی رفتن هم تحت نظارت است تا فرار نکند.

در يک مورد در بهار سال 2003 . مصطفي به همراه چند دوست ديگر با تهيه مقداري دلار و تهيه نقشه عراق اقدام به فرار می کنند که لو می روند. آنها در ا وايل شب بعد از شام بايك آيفا به يك قسمت از سيم خاردار اشرف مي زنند و هنگام پرش از سقف كاميون ، توسط ماموران مراقبت مصطفي دستگير ميشوند. انها يك سيلي به گوش مصطفي مي زنند و به وي فحاشي ميكنند. چند همراه ديگرنيز دستگير و به اتاق اطلاعات برده مي شوند ودر انجا مورد توهين و ضرب و شتم جواد (‌خراسان ) قرار مي گيرند. و بعدا به بنگال انفرادي برده ميشود.
بر عکس اشرف فرزندمريم قجر عضدانلو (رجوي ) و فرزندان خواهرش سوسن که همزمان با عمليات خليج فارس طي 24 ساعت به به هلند فرستاده شدند و اکنون نيز در فرانسه اقامت دارند به درخواست ها ي مكرر مصطفي برا ي رفتن از عر اق پاسخ نمي دهند. وي براستي قصد ندارد جانشين پدرش باشد بلكه مي خواهد يك جوان معمولي باشد مانند هزاران جوان ديگر.و اين حق وي است به مصطفي ها و ديگر جوانان كمك كنيد تا آزادانه آيند خود را رقم بزنند
.

۶ نظر:

ناشناس گفت...

این چیزها را شما از کجا می دانید؟

ناشناس گفت...

تا به امروز همه جور مزخرفات از این بابا شنیده بودم ولی این یکی نوبری بود

ناشناس گفت...

ناشناس عزیز:
مگه تابحال راجع به چیزهای دیگری که گفتند سندی ارائه داده اند که حالا شما باز هم به دنبال سند میگردی؟ دروغ هم که حناق نیست وگر نه تا بحال معلوم نیست چه کسانی تا بحال باید سقط میشدند.

ناشناس گفت...

shoma chetor ba ishon geftegoo kardin ? intor ke maloome in bichare ba kesi ertebat nadare .. man shenide bodam az pesaresh az zamane bachegi khabari nis va ehtemalan ba ye khanevadeye marboot be rejim dare zendegi mkikone vali khob ini ke shenidam dar hade shaye`e hast .

Kanoun-e-Bayan گفت...

دو سه روز پیش مطلبی را که سپتامبر 2006 به نقل قول از مصظفی رجوی نوشته بودم ، دوباره در بالاترین طرح شده بود .
http://kanoun-e-bayan.blogspot.com/2006/09/blog-post_07.html?showComment=1310349210710#c2394978284446091721
چند تا نظر هم داد ه شده بود که منتشر ش کردم .
اکنون بعد از گذشت قریب به 5 سال می توانم بگویم که منبع خبر محمد محمدی ، ساکن ریچموند هیل کانادا هست ، مجاهدین هیچگاه بطور رسمی اظهارات محمد محمد ی را تکذیب نکرد ه است . محمد محمدی که از 15 سالگی تا 20 سالگی علیرغم میل باطنی اش در اشرف بوده است . همراه با امیر وفا یغمایی ( فرزند شاعر سمپات رجوی ) و مصطفی رجوی ( معروف به محمد ضابطی ) که د ربرنامه ها ی ورزشی تلویزیون مجاهد ، مجری است ، دوست و یا ر محفل یکدیگر بوده اند .
گذشت 5 سال زمان کافی برای بررسی صحت و سقم بسیاری از مطالب و اتهامات یاد شده علیه گروه رجوی است.

امیر وفا یغمایی علیرغم اینکه پاسپورت سوئد ی داشته است ، بدلیل عدم حمایت پدرش که در سوند بود و در ان زمان متعصب ، مجبور شد دو سالی را در اردوگاه تیف ( جدا شدگان از مجاهدین ) بسر برد.
محمد محمدی ، هم چون گذشته هیچ علاقه ای به سیاست ندارد ولی همچنان از دوران اشرف مخصوصا دوران اسارت یک ماه اش در کانیتیر بدون پنجره و پنکه در اردوگاه نظامی اشرف در بعد از سقوط صدام ، خاطرات تلخی دارد . محمد محمدی با دخالت سرهنگ مسول حفاظت اشرف ، از بازداشتگاه ازاد شد و از انجا که تبعه کانادا بود توانست به زندگی عادی خود به کانادا برگردد.

ناشناس گفت...

از جانوری مثل رجوی و نوچه های بی دینش هر جنایتی برمی آید.اینان به قدرت نرسیده دستگاه عریض و طویل فرعونی در اشرف راه انداختند، اگر به حکومت می رسیدند مطمئنا روی رژیم های پلید شاه و ولایت منحوسه ی فقیه را سفید می کردند. کسانی که در صحت سخنان مصطفی رجوی شک دارند کمی به ماخلق الله توخالی شان فشار بیاورند و از خود بپرسند که چرا هیچیک از فرزندان رجوی تابحال یکبار مصاحبه ای نداشته اند، البته در یک فضا و اتمسفر آزاد. البته باید گفت کدامیک از اعضای این سازمان عنکبوتی تنیده شده در استبداد و دیکتاتوری تاکنون حق مصاحبه با رسانه ها را داشته اند که اینها داشته باشند. به هر تقدیر، اگر ذره ای عقل و مغز در رجویست ها وجود داشت، دنیا و آخرت خود را فدای هواهای نفسانی مسعود و مریم که ارتفاء ایدئولوژیک گرفت! نمی کردند.