سا می یوسف و صدای بسیار دل انگیزش درمدح مادر و حضرت مخمد ( ص)
خدا به سامی و صدایش برکت بدهددر دنیای سرمایه داری به روح آدم صفا می دهد
.> 1->http://video.google.com/videoplay?docid=-1247010992237008473&q=sami+yusuf&pl=true> >
2->http://video.google.com/videoplay?docid=-9027203865219038982&q=sami+yusuf&pl=true>
http://video.google.com/videoplay?docid=1258211311439100299&q=sami+yusuf&pl=true
Translate
یکشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۸۵
شنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۵
تشکر از دوستان خوب برای طرح جدید وب
با تشکر از رضا و دخترشان که زحمت طرح وب لاگ را کشیدند. از انجا که ما در حد ابتدائی وارد هستیم. و دوستان این کار را برای ما انجام دادند.
شاد و خندان باشید
شاد و خندان باشید
چهارشنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۸۵
آيا دست يابي به انرژي اتمي ثبات جمهور ي اسلامي را تضمين ميكند ؟
آيا دست يابي به انرژي اتمي ثبات جمهور ي اسلامي را تضمين ميكند ؟
سعيد سلطانپور
ssultanpour@yahoo.com
يازدهم آوريل2006 -تورنتو
جمهوري اسلامي روز سه شنبه در مراسمي با شركت سفراي كشورهاي اسلامي ازدست يافتن به دانش غني سازي هسته اي خبر داد. هرچند به گفته كارشناسان اتمي تا توليد بمب اتمي نياز به 2 تا 3 سال زمان نياز دارد.
از سوي ديگر سييمون هرش خبرنگار هفتنه نامه نيو يوركر خبر از حمله اتمي عليه تاسيسات اتمي ايران توسط آمريكا داد كه اين خبر بسرعت توسط كاخ سفيد سپس جورج بوش و رامسفيلد با تاكيد بر اينكه ما منظورمان از جلوگيري ، بكا رگير ي حداكثر نيرواز طريق ديپلماسي هست و نه نيروي نظامي و بنوعي تكذيب شد . د راين نوشته مختصر سعي ميكنم كه به باز شدن مطالب كمك كنم.
خط مذاكره با ايران
برژينسكي وزير امورخارجه آمريكا در دوران كارتر و رابرت گيتز در سال 2002 مطالعاتي را منتشر كرد ند (شوراي روابط خارجي ايا لات متحده )1كه در ان موقع بدليل برتري نو محافظه كاران در آمريكا عمدا ناديد ه گرفته شد. به موجب آن نوشته ها ، آنها خواستار مذاكره آمريكا با ايران شدند. . به مو جب اين نوشته آمريكا برتري ايران در منطقه خليج فارس را به رسميت بشناسد و بدين ترتيب آمريكا نيازي به همكاري اروپا و روسيه نخواهد داشت تا ايران را مهار كند.
اين خط توانسته موفقيتي نيز باخود داشته باشد بطور مثال وزير امورخارجه قبلي آلمان بوشكا فيشر و وزير امور خارجه فعلي جداگانه با برژينسكي خواستار مذاكره آمريكا با ايران در زمينه هسته اي شدند.
چندين بار قبل از به بن رسيدن مذاكرات ،اروپائيان نيز خواستار پيوستن آمريكا به مذاكرات شدند كه آمريكا آنرا رد كرد.
نياز آمريكا به جمهور ي اسلامي در عراق
به موازات شكست سياست هاي نو محافظه كاران در عراق كه با برداشتن صدام حسين عملا بزرگترين خدمت را به جمهور ي اسلامي كردند . جمهوري اسلامي توانست با استفاده از نفوذ مذهبي خود در بين شيعيان كه اكثريت را در عراق دارا هستند نفوذ خود را گسترش دهد . روابط جمهوري اسلامي با كردها و رهبران آن جلا ل طالباني كه رئيس جمهور است و مسعود بارزاني كه مسول كردستان عراق هست رابطه بسيار حسنه اي دارد . در عين حالي كه كردها از دوستي با آمريكا استفاده ميكنند ولي براي خنثي كردن تركيه نياز به دوستي جمهور ي اسلامي دارند.
سفر كاندوليزا رايس و جك استرا در هفته گذشته كه به ظاهر براي تشكيل دولت عراق بود به نظر مي ايد كه موفقيت آميز نباشد . زيرا آمريكا بعد از شكستهاي سياسي پي در پي در عراق بدليل نفوذ مذهبي آيت الله سيستاني كه مجبور شدند به انتخابات سراسري براي قانون اساسي و مجلس تن بدهند.. انتخاب ابراهيم جعفري كه مورد تاييد جبهه شيعه منجمله مقتي صدر هست آمريكا را دچار مشكلاتي كرده است . زيراآمريكا مايل نيست كه وزارت كشور كه مسول نيروهاي امنيت كشور رابه عهده خواهد داشت و نيز وزارت نفت رابه دست كساني بسپارد كه طرفدار آمريكا نباشند.
علاوه بر اياد علاوي كه در راس جبهه شيعيان سكولار هست ،كساني مانند شهرستاني از چهر هاي سرشناس با انتخاب جعفري به نخست وزير مخالف هستند. از سوي ديگر عراق به سمت حنگ داخلي پيش ميرود و عقب افتادن تشكيل دولت به منزله در گير شدن كشور در يك جنگ قومي ست كه اتفاقا هيچ كدام از كشوهاي همسايه منجمله ايران با ان موافق نيستند زيرا مي تواند دامنه اش به كشورهاي منطقه كشيده خواهد شد .. اولا د راين صورت عربستا ن به حمايت از سني ها و تركيه در صدد سركوب كردها و جمهوري اسلامي به حمايت از شيعيان بطور علني وارد صحنه خواهند شد.
مذاكره آمريكا و ايران
با اعلام خبر مذاكره بين جمور ي اسلامي و آمريكا د رعراق كه همزمان با تشديد مناقشات هسته اي و مهلت شوراي امنيت بود ، سفر رايس و شكاف د رجبهه شيعه مي توانست به آمريكا دست پر تري در سر ميز مذاكره بدهد. زيرا آمريكا د رعراق نياز به همكار ي جمهور ي اسلامي دارد. نكته قابل توجه در اين است كه طرفين سعي كردند كه اين مسئله را بي اهميت جلوه بدهند . مثلا رايس اعلام كرد علت مذاكره اين است كه ما مي خواهيم به ايران بگوئيم كه د رامور عراق دخالت نكند و نمي خواهيم تنها از طريق رسانه ها باشد. يا اينكه ايران اعلام كرد چون حكيم از ما تقاضا كرده ما اين مذاكره را پذيرفتبم. البته هميشه به طور پنهاني رابطه بوده است. نمونه اخير ان اظهارات رفسنجاني در سفر خود به كويت در روز 10 آوريل برابر با فروردين 21 است كه اعلام كرد “ اين مذاكرات چيز جديدي نيست و قبل از آن نيز مذاكراتي ميان دو كشور زمان جنگ آمريكا عليه افغانستان و عراق نيز وجود داشته است.
وي همچنين فاش كرد: زماني كه آمريكا افغانستان را تحت اشغال خود درآورد، تماسهاي بين طرفين ايراني و آمريكايي در اين خصوص انجام شد به گونهاي كه سفيران دو كشور در افغانستان براي بررسي اوضاع و آخرين تحولات افغانستان با يكديگر ديدار ميكردند. بعد از ورود نيروهاي آمريكايي به عراق در سال 2003 نشستي ميان مسوولان ايراني و نمايندگان دولت آمريكا در خصوص تحولات عراق برگزار شد. اين مذاكرات تا همين حد به پايان رسيد. اخيرا نيز آمريكاييها از سرگيري نشستهاي دو طرف را خواستار شدهاند.“ ايسنا 1385/01/22
ار سوي ديگر خامنه اي با تائيد مذاكره اعلام كرد كه ما به آمريكااعتمادي نداريم بايد آنرا ادامه بدهيم زيرا هر كار ي كه ما بكنيم (انرژي هسته هاي ) آمريكا بهانه ديگري خواهد آورد. اسفند 84 مشهد
سعيد سلطانپور
ssultanpour@yahoo.com
يازدهم آوريل2006 -تورنتو
جمهوري اسلامي روز سه شنبه در مراسمي با شركت سفراي كشورهاي اسلامي ازدست يافتن به دانش غني سازي هسته اي خبر داد. هرچند به گفته كارشناسان اتمي تا توليد بمب اتمي نياز به 2 تا 3 سال زمان نياز دارد.
از سوي ديگر سييمون هرش خبرنگار هفتنه نامه نيو يوركر خبر از حمله اتمي عليه تاسيسات اتمي ايران توسط آمريكا داد كه اين خبر بسرعت توسط كاخ سفيد سپس جورج بوش و رامسفيلد با تاكيد بر اينكه ما منظورمان از جلوگيري ، بكا رگير ي حداكثر نيرواز طريق ديپلماسي هست و نه نيروي نظامي و بنوعي تكذيب شد . د راين نوشته مختصر سعي ميكنم كه به باز شدن مطالب كمك كنم.
خط مذاكره با ايران
برژينسكي وزير امورخارجه آمريكا در دوران كارتر و رابرت گيتز در سال 2002 مطالعاتي را منتشر كرد ند (شوراي روابط خارجي ايا لات متحده )1كه در ان موقع بدليل برتري نو محافظه كاران در آمريكا عمدا ناديد ه گرفته شد. به موجب آن نوشته ها ، آنها خواستار مذاكره آمريكا با ايران شدند. . به مو جب اين نوشته آمريكا برتري ايران در منطقه خليج فارس را به رسميت بشناسد و بدين ترتيب آمريكا نيازي به همكاري اروپا و روسيه نخواهد داشت تا ايران را مهار كند.
اين خط توانسته موفقيتي نيز باخود داشته باشد بطور مثال وزير امورخارجه قبلي آلمان بوشكا فيشر و وزير امور خارجه فعلي جداگانه با برژينسكي خواستار مذاكره آمريكا با ايران در زمينه هسته اي شدند.
چندين بار قبل از به بن رسيدن مذاكرات ،اروپائيان نيز خواستار پيوستن آمريكا به مذاكرات شدند كه آمريكا آنرا رد كرد.
نياز آمريكا به جمهور ي اسلامي در عراق
به موازات شكست سياست هاي نو محافظه كاران در عراق كه با برداشتن صدام حسين عملا بزرگترين خدمت را به جمهور ي اسلامي كردند . جمهوري اسلامي توانست با استفاده از نفوذ مذهبي خود در بين شيعيان كه اكثريت را در عراق دارا هستند نفوذ خود را گسترش دهد . روابط جمهوري اسلامي با كردها و رهبران آن جلا ل طالباني كه رئيس جمهور است و مسعود بارزاني كه مسول كردستان عراق هست رابطه بسيار حسنه اي دارد . در عين حالي كه كردها از دوستي با آمريكا استفاده ميكنند ولي براي خنثي كردن تركيه نياز به دوستي جمهور ي اسلامي دارند.
سفر كاندوليزا رايس و جك استرا در هفته گذشته كه به ظاهر براي تشكيل دولت عراق بود به نظر مي ايد كه موفقيت آميز نباشد . زيرا آمريكا بعد از شكستهاي سياسي پي در پي در عراق بدليل نفوذ مذهبي آيت الله سيستاني كه مجبور شدند به انتخابات سراسري براي قانون اساسي و مجلس تن بدهند.. انتخاب ابراهيم جعفري كه مورد تاييد جبهه شيعه منجمله مقتي صدر هست آمريكا را دچار مشكلاتي كرده است . زيراآمريكا مايل نيست كه وزارت كشور كه مسول نيروهاي امنيت كشور رابه عهده خواهد داشت و نيز وزارت نفت رابه دست كساني بسپارد كه طرفدار آمريكا نباشند.
علاوه بر اياد علاوي كه در راس جبهه شيعيان سكولار هست ،كساني مانند شهرستاني از چهر هاي سرشناس با انتخاب جعفري به نخست وزير مخالف هستند. از سوي ديگر عراق به سمت حنگ داخلي پيش ميرود و عقب افتادن تشكيل دولت به منزله در گير شدن كشور در يك جنگ قومي ست كه اتفاقا هيچ كدام از كشوهاي همسايه منجمله ايران با ان موافق نيستند زيرا مي تواند دامنه اش به كشورهاي منطقه كشيده خواهد شد .. اولا د راين صورت عربستا ن به حمايت از سني ها و تركيه در صدد سركوب كردها و جمهوري اسلامي به حمايت از شيعيان بطور علني وارد صحنه خواهند شد.
مذاكره آمريكا و ايران
با اعلام خبر مذاكره بين جمور ي اسلامي و آمريكا د رعراق كه همزمان با تشديد مناقشات هسته اي و مهلت شوراي امنيت بود ، سفر رايس و شكاف د رجبهه شيعه مي توانست به آمريكا دست پر تري در سر ميز مذاكره بدهد. زيرا آمريكا د رعراق نياز به همكار ي جمهور ي اسلامي دارد. نكته قابل توجه در اين است كه طرفين سعي كردند كه اين مسئله را بي اهميت جلوه بدهند . مثلا رايس اعلام كرد علت مذاكره اين است كه ما مي خواهيم به ايران بگوئيم كه د رامور عراق دخالت نكند و نمي خواهيم تنها از طريق رسانه ها باشد. يا اينكه ايران اعلام كرد چون حكيم از ما تقاضا كرده ما اين مذاكره را پذيرفتبم. البته هميشه به طور پنهاني رابطه بوده است. نمونه اخير ان اظهارات رفسنجاني در سفر خود به كويت در روز 10 آوريل برابر با فروردين 21 است كه اعلام كرد “ اين مذاكرات چيز جديدي نيست و قبل از آن نيز مذاكراتي ميان دو كشور زمان جنگ آمريكا عليه افغانستان و عراق نيز وجود داشته است.
وي همچنين فاش كرد: زماني كه آمريكا افغانستان را تحت اشغال خود درآورد، تماسهاي بين طرفين ايراني و آمريكايي در اين خصوص انجام شد به گونهاي كه سفيران دو كشور در افغانستان براي بررسي اوضاع و آخرين تحولات افغانستان با يكديگر ديدار ميكردند. بعد از ورود نيروهاي آمريكايي به عراق در سال 2003 نشستي ميان مسوولان ايراني و نمايندگان دولت آمريكا در خصوص تحولات عراق برگزار شد. اين مذاكرات تا همين حد به پايان رسيد. اخيرا نيز آمريكاييها از سرگيري نشستهاي دو طرف را خواستار شدهاند.“ ايسنا 1385/01/22
ار سوي ديگر خامنه اي با تائيد مذاكره اعلام كرد كه ما به آمريكااعتمادي نداريم بايد آنرا ادامه بدهيم زيرا هر كار ي كه ما بكنيم (انرژي هسته هاي ) آمريكا بهانه ديگري خواهد آورد. اسفند 84 مشهد
موانع بازدارنده آمريكا
1.
1.
با لا رفتن قيمت نفت
با اعلام خبر غني سازس قيمت نفت به بالا ترين رقم در 7 سال اخير رسيد و به بشكه اي بالاي 71 دلار رسيد. تمامي ناظران اقتصادي معتقدند هر گونه درگير ي د رمنطقه مي تواند قيمت نفت را به بالاي 100 دلار برساند كه در كوتاه مدت م يتوانمد تاثير منفي بر اقتصاد اروپا و چين و هند و ژاپن و د ردراز مدت بر روي اقتصاد آمريكا و بالطبع كل جهان داشته باشد . تحريم نفتي ايران به شدت به عرضه بازار نفت تاثير خواهد گذاشت . زيرا در حال حاضر عراق نتوانسته به توليداتي كه آمريكائيان پيش بيني كرده بودند برسد.
اتفاقا مانور دريائي اخير رژيم و نمايش اژدرهاي ضد زير دريائي و هواپيماهاي غير قابل رديابي و موشك هاي زمين به درياي “ماهي “ كه به هدف واقعي در تنگه هرمز شليك شد پيام روشني به آمريكا و ديگر كشور هاي جنوبي خليج است كه در اثر حمله احتمالي كه به منظور تغيير رژيم بينجامد ، جمهور ي اسلامي سياست سرزمين سوخته را براي همه اجرا خواهد كرد. در ماه بهمن وزير اقتصاد در يك تهديد اقتصادي گفت در صورت تحريم نفت را بشكه اي 8 دلار مي فروشيم . اين تهديدي است برا ي كشوهاي خليج فارس تا جلوي جنگ را بگيرند. زيرا د رصورتي كه انان قادربه صدور نفت باشند ، مانند دوران جنگ ايران و عراق كه ايران نفت را بشكه اي 8 دلار پيش فروش مي كرد و در نتيجه بازار جهاني نفت به 22 دلار تنزل كرده بود . لذا فشار شديد اقتصادي بر روي كشورهاي عربستان ،كويت و عراق و امارات خواهد بود و اقتصاد آنان را آسيب جدي خواهد زد. نبايد اين موضوع را فراموش كرد كه هم عربستان و هم كويت بر عكس 1991 كه مازاد درامد داشتند الان .
با اعلام خبر غني سازس قيمت نفت به بالا ترين رقم در 7 سال اخير رسيد و به بشكه اي بالاي 71 دلار رسيد. تمامي ناظران اقتصادي معتقدند هر گونه درگير ي د رمنطقه مي تواند قيمت نفت را به بالاي 100 دلار برساند كه در كوتاه مدت م يتوانمد تاثير منفي بر اقتصاد اروپا و چين و هند و ژاپن و د ردراز مدت بر روي اقتصاد آمريكا و بالطبع كل جهان داشته باشد . تحريم نفتي ايران به شدت به عرضه بازار نفت تاثير خواهد گذاشت . زيرا در حال حاضر عراق نتوانسته به توليداتي كه آمريكائيان پيش بيني كرده بودند برسد.
اتفاقا مانور دريائي اخير رژيم و نمايش اژدرهاي ضد زير دريائي و هواپيماهاي غير قابل رديابي و موشك هاي زمين به درياي “ماهي “ كه به هدف واقعي در تنگه هرمز شليك شد پيام روشني به آمريكا و ديگر كشور هاي جنوبي خليج است كه در اثر حمله احتمالي كه به منظور تغيير رژيم بينجامد ، جمهور ي اسلامي سياست سرزمين سوخته را براي همه اجرا خواهد كرد. در ماه بهمن وزير اقتصاد در يك تهديد اقتصادي گفت در صورت تحريم نفت را بشكه اي 8 دلار مي فروشيم . اين تهديدي است برا ي كشوهاي خليج فارس تا جلوي جنگ را بگيرند. زيرا د رصورتي كه انان قادربه صدور نفت باشند ، مانند دوران جنگ ايران و عراق كه ايران نفت را بشكه اي 8 دلار پيش فروش مي كرد و در نتيجه بازار جهاني نفت به 22 دلار تنزل كرده بود . لذا فشار شديد اقتصادي بر روي كشورهاي عربستان ،كويت و عراق و امارات خواهد بود و اقتصاد آنان را آسيب جدي خواهد زد. نبايد اين موضوع را فراموش كرد كه هم عربستان و هم كويت بر عكس 1991 كه مازاد درامد داشتند الان .
بدهي دارند. دولت عربستان هم در وضعيت سياسي مناسبي بدليل فعاليت افراطيون مسلمان نيست .
2.
2.
هلال شيعي از بحرين تا زنگبار در شمال آفريقا مي تواند به گسترش ناامني در منطقه بيفزايد . حسني مبارك رئس جمهور مصر مي گويد “شيعيان در كشورهاي عربي به ايران بيشتر از كشور خودشان تمايل دارند. “
3.
3.
مخالفت جدي در آمريكا
پرر نگ شدن خط برژينسكي ، پائين آمدن محبوبيت بوش ، 72% ارتش آمريكا در عراق خواهان بازگشت به آمريكاهستند.، استعفاي 2 تن از جمهور ي خواهان مانند تام دلي رهبر آنان در كنگره بدليل مسائل مالي ، حوادث اخير مانند ؛ليبي ؛ معاون ديك چيني كه بوش را به دادن اطلاعات د رمور د هويت “مامور سيا “ ،لورفتن طرحهاي عمليات آنچه كه سيون هرش گفت و از داخل كاخ سفيد يا پنتاگون به بيرون درز كرده است همه نشان از يك مخالفت قوي با درگيري نظامي با ايران هست. تنها يكسال به انتخابات رياست جمهور ي آمريكا مانده است .جمهور ي خواهان تا تكليف عراق روشن نشود نمي توانند به ايران بپردازند.
4.
مخالفت متحدين آمريكا
شوروي . چين و انگليس و اتحاديه اروپا خواهان شروع هيچ جنگي در منطقه نيستند.
كشورهاي عربي منطقه آمريكا را بر حذر داشته اند
تركيه شديدا در صدد است كه جمهور ي اسلامي را با خطرات بحران آشنا كند. زيرا در صورت درگير ي انها بايد در كنار امريكا باشند ولي مردم تركيه اكثرا عليه آمريكا موضع خواهند داشت.
5.
. عدم تهديد نظامي آمريكا توسط جمهور ي اسلامي
عليرغم تمامي تبليغا تها هيچ گاه مقامات ايراني،آمريكا راتهديد نكرده اند . حتي خامنه اي در سخنان خود گفت “ما قصد حمله به اسرائيل را نداريم “ و به اين ترتيب سخنان احمدي نژاد را تصحيح كرد. يعني نقطه اي كه اخير ا بو ش سعي داشت تا با اتكاي به ان كه “ ما با تمام قوا از متحدمان (اسرائيل ) دفاع مي كنيم ،به نوعي افكار عمومي آمريكا را براي حمله تاكتيكي آماده تربكند.
د رهمين رابطه مي توان خارج نشدن جمهوري اسلامي از معاهد ه “ ان. پي .تي “ عليرغم سعي آمريكا براي خروج ايران و نيز موافقت با كار بازرسان ، دست آمريكا رابراي عمليات هاي بعدي بسته است.
دانش هسته اي نقطه قوت يا ضعف
جمهوري اسلامي با هزينه كردن ميلياردها دلار توانست به دانش هسته اي دست يابد و بقول خودشان هشتمين كشور باشگاه اتمي شدند. شكي نيست كه حداقل جناحي از انها توانسته است با برنامه دراز مدت اصلا ح طلبان دولتي ر ا كنار بزند و د ر عين حالي كه كل رژيم توانست در سياست خارجي زمان كافي براي رسيدن به اين نقطه را كه بقو ل خودش تضمين حفظ نظام است برسد. زيرا آنها معتقدند كه دانش اتمي ، آمريكا را از تغيير رژيم منصرف خواهد كرد. عقب نشيني هاي لفظي كاخ سفيد هم دلالت بر اين دارد كه آنها مجبور خواهند شد تا طرح برژينسكي را دنبال كنند .
- هاشمي رفسنجاني گفت: نياز جدي در تعاملات منطقه و موقعيت استراتژيك ايران، كشور ما را به قدرت بلامناز ع منطقه تبديل كرده است. به گزارش ايسنا، وي با بيان اين مطلب «كه آمريكا دنبال نفع خود است و ما هم بايد منافع خود را در نظر بگيريم» تصريح كرد: بايد با تدبير و درايت، شرايط موجود منطقه و جهان را به يك فرصت تبديل كرد و موازنه را به نفع جمهوري اسلامي تغيير داد.
اردبيل 1 فوريه 2006.
لاريجاني “ ايران قدرت منطقه اي نجيبي است كه آزارش به همسايگانش نميرسد و اين ديگران هستند كه با سفر به منطقه زمينههاي جنگ عليه ايران را فراهم ميسازند 7 مارس 2006
محسن رضائي :دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، با بيان اينكه «نقطهي نهايي چالش ميان ايران و آمريكا نه در مرزها و نه در بيرون مرزها تعيين خواهد شد بلكه در داخل كشور تعيين ميشود»، اظهار داشت: صحنهي اصلي مبارزه داخل كشور است . دولت جمهوري اسلامي ايران بايد بتواند كشور و جامعه را با اقتدار اداره كند، از مسالهي معيشت و مسائل ديگر گرفته تا خنثي كردن برنامهريزيهايي كه عدهاي آن را دنبال ميكنند كه مثلاً ناامنيهايي در چند استان ايران ايجاد كنند. همچنين ايران بايد به نظم و اقتصاد در داخل توجه كند. اگر ما بتوانيم اين دو عنصر را حفظ كنيم از اين حادثه عبور ميكنيم، 22 اسفند 84 (تاكيد از ماست )
از سوي ديگر تضادهاي داخل نظام بين جناح احمدي -مصباح از يك سوبا خامنه اي كه منجر به همسوئي و با رفسنجاني و رفسنجاني با خاتمي شده است بخصوص براي تصرف مجلس خبرگان د رحال ازدياد است . لغو سفر احمدي به اهواز بدليل طرح ترور وي نشان از دست داشتن “ خودي ها “ ي حكومت كه منافع اقتصادي شان به خطر افتاده است ، دارد . در صورت يكدست نشدن سيستم و آرام بودن اوضاع سياسي اين تضادها بشدت عمل خواهد كرد.
جوانان بيكا ر بمب اتمي برا ي حكومت
مسير سياسي و اقتصادي جمهور ي اسلامي سرخور دگي جوانان را از جريان احمدي نژاد كه عدم مديريت و انحصار طلبي از شاخص هاي آن است را بدنبا ل خواهد داشت. زيرا اصولا جريانهاي انحصار گرا امكان بر آورده كردن خواستها و مطالبات اوليه مردم مانند آموزش ،بهداشت ، معضل بيكاري و فقر و رفاه اجتماعي را ندارد .
اساسا آنها بوروكراتهاي غير سياسي را كه د ردوران خاتمي جذب سيستم شده بودند را هم از خود دور كرده اند و كمتر كسي مايل است كه در بخش دولتي كار كند . اين مشكل مانند اوايل انقلاب اثرات تخريبي در سيستم اداري و اقتصادي كشور مانند گذشته خواهد داشت. تقريبا بسياري از طرحهاي اقتصادي بدليل جلوگيري از فساد مالي و رشوه خوار ي به حالت معلق در امده است. هزينه هاي سرسام آور طرحهاي نظامي منجمله دانش هسته اي به منزله فقير تر شدن و بيكار تر شدن بيشتر جوانان خواهد شد كه نقطه ضعفي براي رژيم خو اهد بود
اين سر خوردگي انفجار اتي خود جوشي را بدنبال خواهد داشت كه اگر اپوزيسيو ن مستقل برا ي ان برنامه ريزي داشته باشد و آنرا به سمت درست آگاهانه هدايت كند اين اعتراضات به منزله انفجار بمب اتمي در اصل استبدادي ولايت مطلقه فقيه خواهد بود . فراموش نكنيم كه هميشه قدرتمندترين نظامهاي تاريخ هم بر اثر استبداد متلاشي شده اند و ديكتاتورها يك جا اشتباه خواهند كرد كه استبداد ترك بر خواهد داشت.
منبع :
http://www.crf.org/
ترجمه فارسي http://www.meisami.com/Cheshm/Cheshm/Cheshm/ch%2032/22.htm
عليرغم تمامي تبليغا تها هيچ گاه مقامات ايراني،آمريكا راتهديد نكرده اند . حتي خامنه اي در سخنان خود گفت “ما قصد حمله به اسرائيل را نداريم “ و به اين ترتيب سخنان احمدي نژاد را تصحيح كرد. يعني نقطه اي كه اخير ا بو ش سعي داشت تا با اتكاي به ان كه “ ما با تمام قوا از متحدمان (اسرائيل ) دفاع مي كنيم ،به نوعي افكار عمومي آمريكا را براي حمله تاكتيكي آماده تربكند.
د رهمين رابطه مي توان خارج نشدن جمهوري اسلامي از معاهد ه “ ان. پي .تي “ عليرغم سعي آمريكا براي خروج ايران و نيز موافقت با كار بازرسان ، دست آمريكا رابراي عمليات هاي بعدي بسته است.
دانش هسته اي نقطه قوت يا ضعف
جمهوري اسلامي با هزينه كردن ميلياردها دلار توانست به دانش هسته اي دست يابد و بقول خودشان هشتمين كشور باشگاه اتمي شدند. شكي نيست كه حداقل جناحي از انها توانسته است با برنامه دراز مدت اصلا ح طلبان دولتي ر ا كنار بزند و د ر عين حالي كه كل رژيم توانست در سياست خارجي زمان كافي براي رسيدن به اين نقطه را كه بقو ل خودش تضمين حفظ نظام است برسد. زيرا آنها معتقدند كه دانش اتمي ، آمريكا را از تغيير رژيم منصرف خواهد كرد. عقب نشيني هاي لفظي كاخ سفيد هم دلالت بر اين دارد كه آنها مجبور خواهند شد تا طرح برژينسكي را دنبال كنند .
- هاشمي رفسنجاني گفت: نياز جدي در تعاملات منطقه و موقعيت استراتژيك ايران، كشور ما را به قدرت بلامناز ع منطقه تبديل كرده است. به گزارش ايسنا، وي با بيان اين مطلب «كه آمريكا دنبال نفع خود است و ما هم بايد منافع خود را در نظر بگيريم» تصريح كرد: بايد با تدبير و درايت، شرايط موجود منطقه و جهان را به يك فرصت تبديل كرد و موازنه را به نفع جمهوري اسلامي تغيير داد.
اردبيل 1 فوريه 2006.
لاريجاني “ ايران قدرت منطقه اي نجيبي است كه آزارش به همسايگانش نميرسد و اين ديگران هستند كه با سفر به منطقه زمينههاي جنگ عليه ايران را فراهم ميسازند 7 مارس 2006
محسن رضائي :دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، با بيان اينكه «نقطهي نهايي چالش ميان ايران و آمريكا نه در مرزها و نه در بيرون مرزها تعيين خواهد شد بلكه در داخل كشور تعيين ميشود»، اظهار داشت: صحنهي اصلي مبارزه داخل كشور است . دولت جمهوري اسلامي ايران بايد بتواند كشور و جامعه را با اقتدار اداره كند، از مسالهي معيشت و مسائل ديگر گرفته تا خنثي كردن برنامهريزيهايي كه عدهاي آن را دنبال ميكنند كه مثلاً ناامنيهايي در چند استان ايران ايجاد كنند. همچنين ايران بايد به نظم و اقتصاد در داخل توجه كند. اگر ما بتوانيم اين دو عنصر را حفظ كنيم از اين حادثه عبور ميكنيم، 22 اسفند 84 (تاكيد از ماست )
از سوي ديگر تضادهاي داخل نظام بين جناح احمدي -مصباح از يك سوبا خامنه اي كه منجر به همسوئي و با رفسنجاني و رفسنجاني با خاتمي شده است بخصوص براي تصرف مجلس خبرگان د رحال ازدياد است . لغو سفر احمدي به اهواز بدليل طرح ترور وي نشان از دست داشتن “ خودي ها “ ي حكومت كه منافع اقتصادي شان به خطر افتاده است ، دارد . در صورت يكدست نشدن سيستم و آرام بودن اوضاع سياسي اين تضادها بشدت عمل خواهد كرد.
جوانان بيكا ر بمب اتمي برا ي حكومت
مسير سياسي و اقتصادي جمهور ي اسلامي سرخور دگي جوانان را از جريان احمدي نژاد كه عدم مديريت و انحصار طلبي از شاخص هاي آن است را بدنبا ل خواهد داشت. زيرا اصولا جريانهاي انحصار گرا امكان بر آورده كردن خواستها و مطالبات اوليه مردم مانند آموزش ،بهداشت ، معضل بيكاري و فقر و رفاه اجتماعي را ندارد .
اساسا آنها بوروكراتهاي غير سياسي را كه د ردوران خاتمي جذب سيستم شده بودند را هم از خود دور كرده اند و كمتر كسي مايل است كه در بخش دولتي كار كند . اين مشكل مانند اوايل انقلاب اثرات تخريبي در سيستم اداري و اقتصادي كشور مانند گذشته خواهد داشت. تقريبا بسياري از طرحهاي اقتصادي بدليل جلوگيري از فساد مالي و رشوه خوار ي به حالت معلق در امده است. هزينه هاي سرسام آور طرحهاي نظامي منجمله دانش هسته اي به منزله فقير تر شدن و بيكار تر شدن بيشتر جوانان خواهد شد كه نقطه ضعفي براي رژيم خو اهد بود
اين سر خوردگي انفجار اتي خود جوشي را بدنبال خواهد داشت كه اگر اپوزيسيو ن مستقل برا ي ان برنامه ريزي داشته باشد و آنرا به سمت درست آگاهانه هدايت كند اين اعتراضات به منزله انفجار بمب اتمي در اصل استبدادي ولايت مطلقه فقيه خواهد بود . فراموش نكنيم كه هميشه قدرتمندترين نظامهاي تاريخ هم بر اثر استبداد متلاشي شده اند و ديكتاتورها يك جا اشتباه خواهند كرد كه استبداد ترك بر خواهد داشت.
منبع :
http://www.crf.org/
ترجمه فارسي http://www.meisami.com/Cheshm/Cheshm/Cheshm/ch%2032/22.htm
سهشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۵
At Guantanamo, treatment may be a nice word for torture
At Guantanamo, treatment may be a nice word for torture
By Cesar Chelala Commentary by Thursday, April 06, 2006
The recent protest of over 250 doctors from Britain, Ireland, the United States, Germany, Australia, Italy and the Netherlands was just the latest in a long series regarding the American treatment of prisoners at Guantanamo Bay, Cuba.
The action followed the recommendation of the United Nations that the U.S. release all detainees at Guantanamo Bay, or bring them to trial and shut the facility down. Although the Bush administration strongly rejects both the doctors' and the UN's recommendation, the fate of Guantanamo and its detainees represents among the most serious ethical and medical challenges now facing the U.S.
The administration claims that because Guantanamo is not on American soil, the legal protections provided by the U.S. Constitution don't apply to prisoners there. However, Amnesty International and Physicians for Human Rights have stated that the conditions in Guantanamo amount to the cruel, inhuman or degrading treatment of prisoners and, as such, are prohibited by international conventions to which the U.S. is a party.
The UN report confirms that prisoners have been subjected to cruel and inhuman treatment, including forced feedings to hunger strikers through tubes painfully inserted in their nose. These tactics are tantamount to torture, according to the International Committee of the Red Cross, and Physicians for Human Rights has stated that force feeding of hunger strikers is in direct violation of international codes of medical ethics.
General Bantz J. Craddock, the head of the U.S. Southern Command, admitted that detainees had been strapped into "restraint chairs" and force-fed. During that practice, detainees would urinate or defecate on themselves or, in other cases, vomit and bleed as a result of the forced insertion of the feeding tubes - tactics that, at least, amount to cruel treatment of prisoners, in itself a violation of the Bill of Rights.
Captain John S. Edmonson, former chief medical officer at Guantanamo admitted that "experience teaches us" that such symptoms must be expected "whenever naso-gastric tubes are used." However, Craddock indicated that the hunger strikers had in fact been indulged to the point that they had been allowed to choose the color of their feeding tubes.
Equally troubling from the medical and ethical perspective is the collaboration of U.S. Army doctors in the torture of prisoners, as denounced already in 2004 by the writer Robert Jay Lifton, who has written extensively on issues of medical ethics. According to Lifton, "there is increasing evidence that doctors, nurses and medics have been compliant in torture and other illegal procedures in Iraq, Afghanistan and Guantanamo Bay."
In that regard, the Declaration of Tokyo, agreed in 1975 by the World Medical Association, establishes that "The doctor shall not countenance, condone or participate in the practice of torture or cruel, inhuman or degrading procedures, whatever the offence of which the victim of such procedures is suspected, accused or guilty, and whatever the victim's beliefs or motives, and in all situations, including armed conflict and civil strife."http://www.dailystar.com.lb
Physicians' participation in torture is an ongoing phenomenon, especially in countries under military rule. Many prisons in those countries have medical and paramedical personnel on their staffs. I have been following this kind of perverse conduct for more than 25 years, since I joined in the denunciation of human rights abuses both in my native Argentina and in other Latin American countries.
Doctors' participation in torture can take several forms, ranging from assessing a prisoner's health status before torture is initiated to determining how much longer torture may be continued without immediate danger to the prisoner's life. Complicity also includes reviving torture victims who have fainted from pain, and active participation in the interrogation process.
While the U.S. is adamant in its rejection of the UN recommendations regarding Guantanamo, a top British judge has allowed three British prisoners at the prison to take legal action to force the government to facilitate their release. Judge Andrew Collins' position on this issue is in line with that of the European Parliament in Strasbourg, which condemned the treatment of prisoners at Guantanamo and renewed its calls for the detention center to be closed.
For the U.S., a serious ethical challenge is how to continue its war on terrorism and at the same time reaffirm its adherence to international human rights principles. The U.S. should seriously investigate and prosecute all allegations of torture and cruel and inhuman treatment of Guantanamo inmates. At the same time, it should form a medical committee to evaluate the health status of prisoners and take immediate action to provide those that need it with adequate treatment.
How the Bush administration ultimately deals with the Guantanamo issue offers the U.S. a chance to live up to the ideals framed in the U.S. Constitution.
Cesar Chelala, an international public health consultant, is a co-winner of an Overseas Press
Club of America award for his article "Missing or Dead in Argentina: The Desperate Search for Thousands of Abducted Victims." He wrote this commentary for THE DAILY STAR.
By Cesar Chelala Commentary by Thursday, April 06, 2006
The recent protest of over 250 doctors from Britain, Ireland, the United States, Germany, Australia, Italy and the Netherlands was just the latest in a long series regarding the American treatment of prisoners at Guantanamo Bay, Cuba.
The action followed the recommendation of the United Nations that the U.S. release all detainees at Guantanamo Bay, or bring them to trial and shut the facility down. Although the Bush administration strongly rejects both the doctors' and the UN's recommendation, the fate of Guantanamo and its detainees represents among the most serious ethical and medical challenges now facing the U.S.
The administration claims that because Guantanamo is not on American soil, the legal protections provided by the U.S. Constitution don't apply to prisoners there. However, Amnesty International and Physicians for Human Rights have stated that the conditions in Guantanamo amount to the cruel, inhuman or degrading treatment of prisoners and, as such, are prohibited by international conventions to which the U.S. is a party.
The UN report confirms that prisoners have been subjected to cruel and inhuman treatment, including forced feedings to hunger strikers through tubes painfully inserted in their nose. These tactics are tantamount to torture, according to the International Committee of the Red Cross, and Physicians for Human Rights has stated that force feeding of hunger strikers is in direct violation of international codes of medical ethics.
General Bantz J. Craddock, the head of the U.S. Southern Command, admitted that detainees had been strapped into "restraint chairs" and force-fed. During that practice, detainees would urinate or defecate on themselves or, in other cases, vomit and bleed as a result of the forced insertion of the feeding tubes - tactics that, at least, amount to cruel treatment of prisoners, in itself a violation of the Bill of Rights.
Captain John S. Edmonson, former chief medical officer at Guantanamo admitted that "experience teaches us" that such symptoms must be expected "whenever naso-gastric tubes are used." However, Craddock indicated that the hunger strikers had in fact been indulged to the point that they had been allowed to choose the color of their feeding tubes.
Equally troubling from the medical and ethical perspective is the collaboration of U.S. Army doctors in the torture of prisoners, as denounced already in 2004 by the writer Robert Jay Lifton, who has written extensively on issues of medical ethics. According to Lifton, "there is increasing evidence that doctors, nurses and medics have been compliant in torture and other illegal procedures in Iraq, Afghanistan and Guantanamo Bay."
In that regard, the Declaration of Tokyo, agreed in 1975 by the World Medical Association, establishes that "The doctor shall not countenance, condone or participate in the practice of torture or cruel, inhuman or degrading procedures, whatever the offence of which the victim of such procedures is suspected, accused or guilty, and whatever the victim's beliefs or motives, and in all situations, including armed conflict and civil strife."http://www.dailystar.com.lb
Physicians' participation in torture is an ongoing phenomenon, especially in countries under military rule. Many prisons in those countries have medical and paramedical personnel on their staffs. I have been following this kind of perverse conduct for more than 25 years, since I joined in the denunciation of human rights abuses both in my native Argentina and in other Latin American countries.
Doctors' participation in torture can take several forms, ranging from assessing a prisoner's health status before torture is initiated to determining how much longer torture may be continued without immediate danger to the prisoner's life. Complicity also includes reviving torture victims who have fainted from pain, and active participation in the interrogation process.
While the U.S. is adamant in its rejection of the UN recommendations regarding Guantanamo, a top British judge has allowed three British prisoners at the prison to take legal action to force the government to facilitate their release. Judge Andrew Collins' position on this issue is in line with that of the European Parliament in Strasbourg, which condemned the treatment of prisoners at Guantanamo and renewed its calls for the detention center to be closed.
For the U.S., a serious ethical challenge is how to continue its war on terrorism and at the same time reaffirm its adherence to international human rights principles. The U.S. should seriously investigate and prosecute all allegations of torture and cruel and inhuman treatment of Guantanamo inmates. At the same time, it should form a medical committee to evaluate the health status of prisoners and take immediate action to provide those that need it with adequate treatment.
How the Bush administration ultimately deals with the Guantanamo issue offers the U.S. a chance to live up to the ideals framed in the U.S. Constitution.
Cesar Chelala, an international public health consultant, is a co-winner of an Overseas Press
Club of America award for his article "Missing or Dead in Argentina: The Desperate Search for Thousands of Abducted Victims." He wrote this commentary for THE DAILY STAR.
Vietnam's Forgotten Lessons
Vietnam's Forgotten Lessons
By Richard CohenTuesday, April 11, 2006; A21
Back when Hugh Shelton was chairman of the Joint Chiefs of Staff, he sent all 17 of his four-star generals "Dereliction of Duty" by H.R. McMaster and asked them to a Pentagon breakfast to discuss the book with the author. The book charges that the U.S. military was derelict in its duty by meekly allowing duplicitous and inept civilians from the president on down to lead the nation into a war (Vietnam) that it then fought unsuccessfully. Shelton vowed that this would not happen again.
We all know the cliche about generals fighting the last war, but in Iraq it is not the tactics that were duplicated -- certainly not compared to the Persian Gulf War -- but the tendency of the military to do what it was told and keep its mouth shut. Shelton, who retired in 2001, cannot be blamed for this and maybe no one but Donald Rumsfeld can, but the fact remains that the United States fought a war many of its military leaders thought was unnecessary, unwise, predicated on false assumptions and incompetently managed. Still, no one really spoke up.
Now, some have -- although from retirement. In recent days, three former senior officers have called for Rumsfeld to be sacked. The most recent is Marine Lt. Gen. Greg Newbold, who does not stop at faulting Rumsfeld but blames himself as well. "I now regret that I did not more openly challenge those who were determined to invade a country whose actions were peripheral to the real threat -- al-Qaeda," he writes in a Time magazine article this month. He joins Maj. Gen. Paul D. Eaton, who commanded the training of Iraqi security forces and who has also called on President Bush to fire Rumsfeld. "President Bush should accept the offer to resign that Mr. Rumsfeld says he has tendered more than once," Eaton wrote in a New York Times op-ed piece.
The third retired general is Anthony Zinni, a four-star Marine with vast experience in the Middle East. (He was Bush's Israeli-Palestinian negotiator for a while.) He goes further than (merely) recommending Rumsfeld's political defenestration. He also strongly suggests that something is broken in the American military, that its priories are misplaced. Too many senior officers put their careers first and candor or honesty second. One who did not, the then-Army chief of staff, Eric K. Shinseki, was rebuked by Rumsfeld and his career essentially ended. After that, the brass knew that the path to promotion was to get with the program. They saluted Rumsfeld and implemented a plan many of them thought was just plain irresponsible.
Zinni would be the first to concede that it is not easy for military men to express their own opinions. Officers have been trained to obey and respect civilian leadership -- and, as history instructs, it's a good thing, too. Moreover, they are inculcated with the virtue of loyalty -- to their superiors and to their service. Even in retirement, most of them are loath to speak up and Zinni, for one, says he has felt the opprobrium of former colleagues. "There are certainly generals out there who don't like me speaking out," Zinni told me.
No American institution can escape blame for the disaster of Iraq -- not Congress, not the CIA and certainly not the media. But the military has both a constitutional duty and a solemn obligation to its troops to be candid with the American people. Yet in testimony before Congress and in statements from the field and elsewhere, all we get are ridiculously optimistic assessments, no calls for more troops and no suggestion that Rumsfeld and Bush were mismanaging the war. The occasional peep of dissent is quickly reversed. From the very sound of it, you would be entitled to think that everything has gone swimmingly in Iraq. Instead, the military has participated in a debacle.
In several ways -- some obvious, some not -- the war in Iraq has been likened to Vietnam. Certainly, it has opened the same credibility gap, has been funded by deficit spending and has turned into a quagmire. Maybe, though, this sense of deja vu is felt most keenly at the Pentagon. Within that building, it must be Vietnam all over again -- another asinine strategy, another duplicitous civilian leadership, more conformity and careerism, and, of course, more unnecessary loss of life.
Donald Rumsfeld famously came to the Pentagon to reform it. Instead, as we are coming to realize, he broke it, and H.R. McMaster, now a colonel with Iraq service, has at least one more book in him. Unfortunately, he can use the same title.
cohenr@washpost.com
By Richard CohenTuesday, April 11, 2006; A21
Back when Hugh Shelton was chairman of the Joint Chiefs of Staff, he sent all 17 of his four-star generals "Dereliction of Duty" by H.R. McMaster and asked them to a Pentagon breakfast to discuss the book with the author. The book charges that the U.S. military was derelict in its duty by meekly allowing duplicitous and inept civilians from the president on down to lead the nation into a war (Vietnam) that it then fought unsuccessfully. Shelton vowed that this would not happen again.
We all know the cliche about generals fighting the last war, but in Iraq it is not the tactics that were duplicated -- certainly not compared to the Persian Gulf War -- but the tendency of the military to do what it was told and keep its mouth shut. Shelton, who retired in 2001, cannot be blamed for this and maybe no one but Donald Rumsfeld can, but the fact remains that the United States fought a war many of its military leaders thought was unnecessary, unwise, predicated on false assumptions and incompetently managed. Still, no one really spoke up.
Now, some have -- although from retirement. In recent days, three former senior officers have called for Rumsfeld to be sacked. The most recent is Marine Lt. Gen. Greg Newbold, who does not stop at faulting Rumsfeld but blames himself as well. "I now regret that I did not more openly challenge those who were determined to invade a country whose actions were peripheral to the real threat -- al-Qaeda," he writes in a Time magazine article this month. He joins Maj. Gen. Paul D. Eaton, who commanded the training of Iraqi security forces and who has also called on President Bush to fire Rumsfeld. "President Bush should accept the offer to resign that Mr. Rumsfeld says he has tendered more than once," Eaton wrote in a New York Times op-ed piece.
The third retired general is Anthony Zinni, a four-star Marine with vast experience in the Middle East. (He was Bush's Israeli-Palestinian negotiator for a while.) He goes further than (merely) recommending Rumsfeld's political defenestration. He also strongly suggests that something is broken in the American military, that its priories are misplaced. Too many senior officers put their careers first and candor or honesty second. One who did not, the then-Army chief of staff, Eric K. Shinseki, was rebuked by Rumsfeld and his career essentially ended. After that, the brass knew that the path to promotion was to get with the program. They saluted Rumsfeld and implemented a plan many of them thought was just plain irresponsible.
Zinni would be the first to concede that it is not easy for military men to express their own opinions. Officers have been trained to obey and respect civilian leadership -- and, as history instructs, it's a good thing, too. Moreover, they are inculcated with the virtue of loyalty -- to their superiors and to their service. Even in retirement, most of them are loath to speak up and Zinni, for one, says he has felt the opprobrium of former colleagues. "There are certainly generals out there who don't like me speaking out," Zinni told me.
No American institution can escape blame for the disaster of Iraq -- not Congress, not the CIA and certainly not the media. But the military has both a constitutional duty and a solemn obligation to its troops to be candid with the American people. Yet in testimony before Congress and in statements from the field and elsewhere, all we get are ridiculously optimistic assessments, no calls for more troops and no suggestion that Rumsfeld and Bush were mismanaging the war. The occasional peep of dissent is quickly reversed. From the very sound of it, you would be entitled to think that everything has gone swimmingly in Iraq. Instead, the military has participated in a debacle.
In several ways -- some obvious, some not -- the war in Iraq has been likened to Vietnam. Certainly, it has opened the same credibility gap, has been funded by deficit spending and has turned into a quagmire. Maybe, though, this sense of deja vu is felt most keenly at the Pentagon. Within that building, it must be Vietnam all over again -- another asinine strategy, another duplicitous civilian leadership, more conformity and careerism, and, of course, more unnecessary loss of life.
Donald Rumsfeld famously came to the Pentagon to reform it. Instead, as we are coming to realize, he broke it, and H.R. McMaster, now a colonel with Iraq service, has at least one more book in him. Unfortunately, he can use the same title.
cohenr@washpost.com
یکشنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۸۵
استفاده ابزاري آمريكا از حقوق بشر و دمكراسي در ايران
استفاده ابزاري آمريكا از حقوق بشر و دمكراسي در ايران
بری لوئنکران Barry Lowenkron مدير دفتر دمکراسی و حقوق بشر و اتحاديههای کارگری وزارت امورخارجه آمريکا که به پرسش نمايندگان رسانهها پاسخ میداد پاسخ میدهد ما میدانيم که مشکلات در ايران فراوان است و ما به بسياری از سازمانهای غيردولتی و NGO ها در داخل ايران کمک کردهايم و کمک میکنيم. ما از صدای مردم ايران حمايت میکنيم. از صدای زنان و صدای جوانان و از صدای کسانی که حقوق آنان، حقوق انسانی آنان نقض شده است. ما میدانيم که در ايران مشکلات فراوانی وجود دارداما لازم است که ما از مردم ايران حمايت کنيم و صدای آنها را به همه برسانيم . 6 آوريل 2006 - راديو فردا
اين در حالي است كه رفسنجاني نيز در داخل كشور فعالين حقوق بشري را به هم خطي با آمريكا متهم كرد .
از سوي ديگر رييس قوهي قضائيه مي گويد“ اينكه آمريكا بودجهاي را عليه يك كشور يا دولت تصويب ميكند و درصدد براندازي است، نوع بسيار آشكاري از نقض حقوق بشر است.
با توجه به سابقه نقض حقوق انسانها در ايران ، محدوديت ها بيشتر شده و نيز خطر دستگيري فعالان اجتماعي و سياسي و حقوق بشري را بدنبال خود دارد
بری لوئنکران Barry Lowenkron مدير دفتر دمکراسی و حقوق بشر و اتحاديههای کارگری وزارت امورخارجه آمريکا که به پرسش نمايندگان رسانهها پاسخ میداد پاسخ میدهد ما میدانيم که مشکلات در ايران فراوان است و ما به بسياری از سازمانهای غيردولتی و NGO ها در داخل ايران کمک کردهايم و کمک میکنيم. ما از صدای مردم ايران حمايت میکنيم. از صدای زنان و صدای جوانان و از صدای کسانی که حقوق آنان، حقوق انسانی آنان نقض شده است. ما میدانيم که در ايران مشکلات فراوانی وجود دارداما لازم است که ما از مردم ايران حمايت کنيم و صدای آنها را به همه برسانيم . 6 آوريل 2006 - راديو فردا
اين در حالي است كه رفسنجاني نيز در داخل كشور فعالين حقوق بشري را به هم خطي با آمريكا متهم كرد .
از سوي ديگر رييس قوهي قضائيه مي گويد“ اينكه آمريكا بودجهاي را عليه يك كشور يا دولت تصويب ميكند و درصدد براندازي است، نوع بسيار آشكاري از نقض حقوق بشر است.
با توجه به سابقه نقض حقوق انسانها در ايران ، محدوديت ها بيشتر شده و نيز خطر دستگيري فعالان اجتماعي و سياسي و حقوق بشري را بدنبال خود دارد
.
چرا به صداقت آمريكا در مورد حقو ق بشر و دمكراسي در ايران نمي توان اعتما د كرد؟
چرا به صداقت آمريكا در مورد حقو ق بشر و دمكراسي در ايران نمي توان اعتما د كرد؟
آقاي ليبي معاون ديك چيني در 6 آوريل بطور رسمي اقاي بوش را به چراغ سبز نشان دادن براي لو دادن اطلاعات مربوط به يكي از
ماموران مخفي سازما ن سيا خانم “والري پليم “ را نشان داده بود . همسر خانم “ پليم “ آقاي ويلسون مخالف سياست جنگ طلبانه بوش بود ه است . مخفي نگهداشته شدن عضويت در سازمان “سيا “ يك اصل اساسي برا ي پوشش و موفقيت دركسب اطلاعات محسوب ميشود . بدين ترتيب باافشاي اطلاعات كه مستقميا مربوط به امنيت آمريكا مي شود عملا منافع آمريكا قرباني انتقام گيري شخصي و حزبي ميشود.
از سوي ديگر سرگرد وكيل “ تام فلينر “ د رمصاحبه روز 7 آوريل رامسفيلد وزير دفاع و همكارانش را متهم كرد كه “ قوانيني را كه آقا ي بوش براي بر گزاري دادگاههاي عادلانه در زندان گوانتا نامو وضع كرده بود ناديده ميگيرند“. وي ادامه داد “ اگرقوانين تغيير نكند دادگاهها قانوني نخواهد بود.“
چندي بيش از زماني كه وزير دادگستري آمريكا از ارسال يادداشتي مبني بر توجيه قانوني اعمال شكنجه در زندان ابو غريب نمي گذرد و ي همچنان بر اصولي بودن آن عليرغم رسوائي جهاني دفاع ميكند . خوشبختانه در پي رسوائي شكنجه و رفتار غير انساني ارتش آمريكا بدستور مستقيم پنتاگون در زندان ابو غريب منجر به بسته شدن اين زندان مخوف شد . سازمان سيا شيوه ديگري را براي كسب اطلاعات از متهمان به اجرا گذاشت.
سازمان عفو بين الملل اخيرا در گزارش مورخ 5 آوريل 2006 خود تحت عنوان “ برنامه سري و غيرقانوني تفسير“ مي نويسد : خانم كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا در تاريخ 5 دسامبر 2005 هر گونه استفاده از هواپيما ي دولتي و يا عبور ازآسمان كشورهاي اروپائي را براي حمل و نقل مظنونان به كشوري را كه در ان احتمال شكنجه وجود داشته باشد توسط سازمان سيا تكذيب مي كند.
در حالي كه بنجامين محمد الحبشي مسلمان اهل اتيوپي ساكن انگلستان كه در پاكستان دستگير شده بود مي گويد من هيچگاه تصور اينكه در كشوري شكنجه شوم كه هرگز در آنجا نبوده ام ،را نمي كردم . منظور وي مراكش است . وي در حال حاضر در زندان “خليج گوانانتانا “هست.
صلاح علي قرا 27 ساله اهل يمن مدت 3 سال در زندان بود. وي در اردن شكنجه شده بود . وي يكسال در يك كشوري نگهداري شده بود كه با هواپماهاي “سيا“ به آن كشور نا معلوم منتقل شده بود و نمي دانست كه چه كشورينگاهداري مي شود.
هزاران مسلمان كه به اتهام تروريستي د رامريكا بدون دليل بعد از 11 سپتامبر دستگير شدند و هيچ كدام ازا انان نيز به هيچ جرمي محكوم نشده اند همچنان بطور غير قانوني در زندان بسر مي برند.
از سوي ديگر سرگرد وكيل “ تام فلينر “ د رمصاحبه روز 7 آوريل رامسفيلد وزير دفاع و همكارانش را متهم كرد كه “ قوانيني را كه آقا ي بوش براي بر گزاري دادگاههاي عادلانه در زندان گوانتا نامو وضع كرده بود ناديده ميگيرند“. وي ادامه داد “ اگرقوانين تغيير نكند دادگاهها قانوني نخواهد بود.“
چندي بيش از زماني كه وزير دادگستري آمريكا از ارسال يادداشتي مبني بر توجيه قانوني اعمال شكنجه در زندان ابو غريب نمي گذرد و ي همچنان بر اصولي بودن آن عليرغم رسوائي جهاني دفاع ميكند . خوشبختانه در پي رسوائي شكنجه و رفتار غير انساني ارتش آمريكا بدستور مستقيم پنتاگون در زندان ابو غريب منجر به بسته شدن اين زندان مخوف شد . سازمان سيا شيوه ديگري را براي كسب اطلاعات از متهمان به اجرا گذاشت.
سازمان عفو بين الملل اخيرا در گزارش مورخ 5 آوريل 2006 خود تحت عنوان “ برنامه سري و غيرقانوني تفسير“ مي نويسد : خانم كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا در تاريخ 5 دسامبر 2005 هر گونه استفاده از هواپيما ي دولتي و يا عبور ازآسمان كشورهاي اروپائي را براي حمل و نقل مظنونان به كشوري را كه در ان احتمال شكنجه وجود داشته باشد توسط سازمان سيا تكذيب مي كند.
در حالي كه بنجامين محمد الحبشي مسلمان اهل اتيوپي ساكن انگلستان كه در پاكستان دستگير شده بود مي گويد من هيچگاه تصور اينكه در كشوري شكنجه شوم كه هرگز در آنجا نبوده ام ،را نمي كردم . منظور وي مراكش است . وي در حال حاضر در زندان “خليج گوانانتانا “هست.
صلاح علي قرا 27 ساله اهل يمن مدت 3 سال در زندان بود. وي در اردن شكنجه شده بود . وي يكسال در يك كشوري نگهداري شده بود كه با هواپماهاي “سيا“ به آن كشور نا معلوم منتقل شده بود و نمي دانست كه چه كشورينگاهداري مي شود.
هزاران مسلمان كه به اتهام تروريستي د رامريكا بدون دليل بعد از 11 سپتامبر دستگير شدند و هيچ كدام ازا انان نيز به هيچ جرمي محكوم نشده اند همچنان بطور غير قانوني در زندان بسر مي برند.
ماموران اف. بي. آي يك تبعه كانادائي بنام ماهرحرار را كه سو ري تبار بوردر سال 2003 در راه برگشت از تونس به كانادا در فرودگاه نيويو رك به اتهام همكاري با القاعده دستگير و به سوريه تحويل دادند . وي مدت 9 ماه در زندانهاي سوريه تحت شكنجه بود. آمريكا قاعدتا بايد وي را تحويل كانادامي داد و يا د ر آمريكا بازداشت مي كرد ولي انها مي دانستند كه دولت سوريه تعهدي در رعايت حقوق بشر ندارد و از اعمال شكنجه كوتاهي نخواهد كرد . نكته قابل توجه اين است كه سوريه و آمريكا تبادل اطلاعاتي در مورد القاعده داشتند . ماهر احرار بعد از 2 سال با تلاش مردم به كانادا بر گشت. هم اكنون كميسيوني علت سكوت سازمان امنيت كانادا و كم كاري انان را مورد تحقيق عمومي قرا ر داده ا ست.
با توجه به نمونه هاي فوق نيازي به پچيدگي هاي سياسي ندارد كه ادعا كرد دولت آمريكا براي رد گم كردن و پوشش دادن به جاسوسان
خود در داخل ايران با دادن كد عوضي عملا د رهما هنگي با حاكماني است كه حقوق ايرانيان را روزانه نقض ميكنند و با اين بهانه عرصه را بر فعالين حقوق بشري تنگ تر كرده اند
آمريكا بهتر است كه ميزان كمك هاي مالي را به سازمانهاي حقوق بشري در ايران و يا خارج از ايران را اعلام كند. اگر آنها با تكيه بر دلايل امنيتي از افشاي سازمانهاي مشمول اين كمك ها خوددار ي مي كنند ولي بايستي ميزان كمك مالي را اعلام كنند. آمريكا بجاي اشاره به مبلغ 75 ميليون دلار در كل كه معلوم نيست به چه مصارفي خواهد رسيدب بهتر است رقم واقعي را كه به استناد سخنان خانم رايس كه از اختصاص غالب بودجه اختصاص يافته به پوشش راديو تلويزيوني به زبان فارسي سخن گفته ،اعلام كنند.
براستي وقتي كه كنگره آمريكا بودجه چند صد ميلياردي برا ي مصارف جنگي د رعراق تصويب مبكند ،تخصيص مقدار ناچيز به حقوق بشر نشان از سياسي بودن حركت آمريكا در ادعاي كمك به ارتقا حقوق بشر در ايران را دارد .
هزينه گروه هاي حقوق بشري
د رهر حال تا انجا كه به گروههاي مستقل حقوق بشري در خارج از كشور مربوط ميشود هزينه هاي آنان سالانه از 2 هزار دلار هم تجاوز نمي كند كه ان را هم اعضا تا كنون تقبل كرده اند . و كارهاي زير بنائي هم در سالهاي اخير انجام داده اند . زيرا اين كار به عنوان يك وظيفه انساني براي پيشبرد دموكراسي در ايران توسط اين افراد تلقي مي شود . بطور نمونه ما حتي از نامه نوشتن به نمايندگان دست راستي كانادا اكرا ه داريم چه برسد به دريافت كمك مالي از دولتها وي مانند آمريكا كه سو ء نيت انان در طول تاريخ به مردم ايران ثابت شده است.
استقلال ،آزادي و حقوق بشر اصول تفكيك ناپذير
نه سخنان مقامات جمهوري اسلامي و نه سخنان دولتمردان آمريكا ئي نمي تواند خدشه اي بر درستي و اصول كار فعاليت فعالان حقوق بشري كه حقوق بشر را در راستاي استقلال و آزادي ايران تفكيك ناپذير ميدانند، ايجاد كند. دو صد گفته چون نيم كردار نيست.
آوريل- 7 - 2006 برابر با 17 فروردين 1385
كانون انديشه ،گفتگو و حقوق بشر در ايران (تورنتو)
www.cdhriran.blogspot.com
آمريكا بهتر است كه ميزان كمك هاي مالي را به سازمانهاي حقوق بشري در ايران و يا خارج از ايران را اعلام كند. اگر آنها با تكيه بر دلايل امنيتي از افشاي سازمانهاي مشمول اين كمك ها خوددار ي مي كنند ولي بايستي ميزان كمك مالي را اعلام كنند. آمريكا بجاي اشاره به مبلغ 75 ميليون دلار در كل كه معلوم نيست به چه مصارفي خواهد رسيدب بهتر است رقم واقعي را كه به استناد سخنان خانم رايس كه از اختصاص غالب بودجه اختصاص يافته به پوشش راديو تلويزيوني به زبان فارسي سخن گفته ،اعلام كنند.
براستي وقتي كه كنگره آمريكا بودجه چند صد ميلياردي برا ي مصارف جنگي د رعراق تصويب مبكند ،تخصيص مقدار ناچيز به حقوق بشر نشان از سياسي بودن حركت آمريكا در ادعاي كمك به ارتقا حقوق بشر در ايران را دارد .
هزينه گروه هاي حقوق بشري
د رهر حال تا انجا كه به گروههاي مستقل حقوق بشري در خارج از كشور مربوط ميشود هزينه هاي آنان سالانه از 2 هزار دلار هم تجاوز نمي كند كه ان را هم اعضا تا كنون تقبل كرده اند . و كارهاي زير بنائي هم در سالهاي اخير انجام داده اند . زيرا اين كار به عنوان يك وظيفه انساني براي پيشبرد دموكراسي در ايران توسط اين افراد تلقي مي شود . بطور نمونه ما حتي از نامه نوشتن به نمايندگان دست راستي كانادا اكرا ه داريم چه برسد به دريافت كمك مالي از دولتها وي مانند آمريكا كه سو ء نيت انان در طول تاريخ به مردم ايران ثابت شده است.
استقلال ،آزادي و حقوق بشر اصول تفكيك ناپذير
نه سخنان مقامات جمهوري اسلامي و نه سخنان دولتمردان آمريكا ئي نمي تواند خدشه اي بر درستي و اصول كار فعاليت فعالان حقوق بشري كه حقوق بشر را در راستاي استقلال و آزادي ايران تفكيك ناپذير ميدانند، ايجاد كند. دو صد گفته چون نيم كردار نيست.
آوريل- 7 - 2006 برابر با 17 فروردين 1385
كانون انديشه ،گفتگو و حقوق بشر در ايران (تورنتو)
www.cdhriran.blogspot.com
پنجشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۵
توضيحي درباره خبر کذب سايت بازتاب- دکتر محمد ملکي- 17 فروردين 1385
توضيحي درباره خبر کذب سايت بازتاب- دکتر محمد ملکي- 17 فروردين 1385
دروغ پراکني از جانب رسانه هاي رسمي و غير رسمي جمهوري اسلامي امري عادي شده است که سالهاست مخصوصا هر فعال سياسي در ايران با آن کاملا آشنايي دارد. اما خبر کذب انتشار يافته در سايت بازتاب وابسته به آقاي رضايي مبني بر دعوت اينجانب ازطرف سناي آمريکا ، مرا واداشت تا به ايشان و خبرنگارشان يادآوري کرده باشم که اينروزها کساني به دعوت و حمايت و تضمين مقامات امريکايي نيازمندند که جام زهري ديگر را سر کشيده و در ضعيف ترين وضعيت خويش دست به دامن دولت امريکا براي مذاکره شده اند. امان طلبيدن از آمريکا برازنده آقازاده جناب رضايي است و نه ريش سفيد رفراندم!
برنامه سفر من به کانادا (که البته گزارشگر باهوش سايت بازتاب احتمالا تفاوت آن با امريکا را نميداند) جهت بازديد از فرزندانم که در آخرين حضورشان در ايران پدرشان را از پشت ميله هاي زندان ديده اند، آنقدر علني بوده است که دست اندر کاران سايت بازتاب ميتوانند خبر ممانعت 2 سال قبل همکاران آقاي رضايي در وزارت اطلاعات و سپاه از خروج من - بعد از 25 سال محروم بودن از داشتن گذرنامه- را درسايت هاي اينترنتي و شايد در آرشيو خودشان بيابند. اينبار نيز ممانعت دوباره از ديدار فرزندان را همکاران گمنام ايشان در سفارت کانادا انجام داده اند.
ضمنا ياداوري اين نکته بي مناسبت نيست که اگر دنبال مال و منال اين دنيا بودم، نيازي به دلار امريکا و يوروي اروپا نبود. مي توانستم گوشه چشمي به حاکمان "نظام ولايي" نشان دهم تا بيش از انچه در اختيار کساني چون آقاي رضايي گذاشته شده، در اختيارم مي گذاشتند. من را همين زندگي ساده که با حقوق بازنشستگي دانشگاه مي گذرد افتخاريست که يک لحظه آنرا به عمري زندگي نکبت بار زير سايه صاحبان زر و زور و تزوير معاوضه نميکنم.
در آخر لازم به ذکر است که جنبش رفراندم که ريشه در داخل کشور و مردم آزاديخواه آن دارد، با تهمت ها و برچسب زني هاي بازتابيان صدمه اي نمي خورد و تلاش بي وقفه ايشان در انگ زني و ارتباط دادن اين مساله به بيگانگان، خود دليل محکمي بر ترسشان از حرکت رو به رشد اين جنبش ملي دارد که در آينده اي نه چندان دور به بار خواهد نشست.
دروغ پراکني از جانب رسانه هاي رسمي و غير رسمي جمهوري اسلامي امري عادي شده است که سالهاست مخصوصا هر فعال سياسي در ايران با آن کاملا آشنايي دارد. اما خبر کذب انتشار يافته در سايت بازتاب وابسته به آقاي رضايي مبني بر دعوت اينجانب ازطرف سناي آمريکا ، مرا واداشت تا به ايشان و خبرنگارشان يادآوري کرده باشم که اينروزها کساني به دعوت و حمايت و تضمين مقامات امريکايي نيازمندند که جام زهري ديگر را سر کشيده و در ضعيف ترين وضعيت خويش دست به دامن دولت امريکا براي مذاکره شده اند. امان طلبيدن از آمريکا برازنده آقازاده جناب رضايي است و نه ريش سفيد رفراندم!
برنامه سفر من به کانادا (که البته گزارشگر باهوش سايت بازتاب احتمالا تفاوت آن با امريکا را نميداند) جهت بازديد از فرزندانم که در آخرين حضورشان در ايران پدرشان را از پشت ميله هاي زندان ديده اند، آنقدر علني بوده است که دست اندر کاران سايت بازتاب ميتوانند خبر ممانعت 2 سال قبل همکاران آقاي رضايي در وزارت اطلاعات و سپاه از خروج من - بعد از 25 سال محروم بودن از داشتن گذرنامه- را درسايت هاي اينترنتي و شايد در آرشيو خودشان بيابند. اينبار نيز ممانعت دوباره از ديدار فرزندان را همکاران گمنام ايشان در سفارت کانادا انجام داده اند.
ضمنا ياداوري اين نکته بي مناسبت نيست که اگر دنبال مال و منال اين دنيا بودم، نيازي به دلار امريکا و يوروي اروپا نبود. مي توانستم گوشه چشمي به حاکمان "نظام ولايي" نشان دهم تا بيش از انچه در اختيار کساني چون آقاي رضايي گذاشته شده، در اختيارم مي گذاشتند. من را همين زندگي ساده که با حقوق بازنشستگي دانشگاه مي گذرد افتخاريست که يک لحظه آنرا به عمري زندگي نکبت بار زير سايه صاحبان زر و زور و تزوير معاوضه نميکنم.
در آخر لازم به ذکر است که جنبش رفراندم که ريشه در داخل کشور و مردم آزاديخواه آن دارد، با تهمت ها و برچسب زني هاي بازتابيان صدمه اي نمي خورد و تلاش بي وقفه ايشان در انگ زني و ارتباط دادن اين مساله به بيگانگان، خود دليل محکمي بر ترسشان از حرکت رو به رشد اين جنبش ملي دارد که در آينده اي نه چندان دور به بار خواهد نشست.
چهارشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۵
تفكر شاه سلطان حسيني آقاي خاتمي“ چو فردا رسد فكر فردا كنيم “ !!!
تفكر شاه سلطان حسيني آقاي خاتمي“ چو فردا رسد فكر فردا كنيم “ !!!
پاسخ آقاي خاتمي به خبر نگاران در ارتباط با رد 2 لايحه اختيارات رياست جمهوري توسط شوراي نگهبان
May 21, 2003
س- سلطانپور
در تاريخ امده است سپاه محمود افغان پس از تصرف شهر ها به سمت اصفهان پايتخت ايران در زمان شاه سلطان حسين صفوي آخرين شاه سلسله صفويه در حركت بود. مقامات براي كسب چاره به نزد شاه سلطان حسين مي رفتند و وي استخاره مي كرد و جواب بد مي آمد.
چنين شد كه اصفهان بدون درگيري سقوط كرد و سلطان حسين به اسارت در آمد.
محمود افغان تا ساليان بر ايران سلطنت كرد و گويا يكي از دللا يلي كه بعضي از افغان ها مشهد را جز افغانستان مي دانند به آن دوران بر مي گردد.
بدا به حال ملتي كه رئيس جمهور ش كه مبتكر گفتگوي تمدنها ست نمي تواند با اعضاي شوراي نگهبان كه همزبان ( فارسي) و هم لباس اعضاي آن (روحاني ) و مشترك المنافع در (حفظ نظام ) هستند گفتگو داشته باشد كه وضعيت خطير را به آنان بقبولاند.
آقاي خاتمي د رجواب سوال خبرنگاران در مورد رد نهائي لايحه هاي اختيارات رئيس جمهوري شما چه مي كنيد گفت “چو فردا رسد فكر فردا كنيم “ وبه همين دليل است كه ايشان در فرداي سفر به لبنان فكر مي كند و در اين راستا حفظ منافع ملت ايران در سفر لبنان با تلويزيون حزب الله مصاحبه مي كند و از حزب الله و بنوعي شيخ فضل الله دفاع مي كند.
در حاليكه تحليل گران مستقل خط اسرائيل و آمريكا در حمله نظامي به ايران را همه تائيد مي كنند .(در دنباله خط القاعده و افغانستان و بعد هم عراق) . جاي تعجب نيست كه هنوز يك روز ازبمب گذاري مشكوك عربستان پاك نشده است كه مقامات آمريكائي ادعا مي كنند مسول بمب گذاري عربستان در ايران است. و سخنگوي كاخ سفيد هم از وجود افراد القاعده در ايران ابراز نگراني شديد مي كند.
آقاي خاتمي
يك سياستمدارملي كه به فكر مردم كشورش ،آينده كشورش و منافع مردم كشورش باشد هيچگاه كار امروز را به فردا نمي اندازد بلكه از روزهاي قبل براي فردا و پس فردا ها بر نامه ريزي مي كند.
آمريكا براي تصرف نفت عراق حداقل از دو دهه قبل مطالعه و برنامه ريزي كرده بود و منتظر بهانه بود كه ابلهاني مانند بن لادن و صدام اين بهانه را به آنها دادند.
آقاي خاتمي در دنياي سياست بعضي وقتها فردائي نيست . صدام حسين هم روز سقوط فرود گاه بغداد مانند شما منتظر رسيدن فردا بود تا فكر فردا كند.!
چهارشنبه 31 اردي بهشت
پاسخ آقاي خاتمي به خبر نگاران در ارتباط با رد 2 لايحه اختيارات رياست جمهوري توسط شوراي نگهبان
May 21, 2003
س- سلطانپور
در تاريخ امده است سپاه محمود افغان پس از تصرف شهر ها به سمت اصفهان پايتخت ايران در زمان شاه سلطان حسين صفوي آخرين شاه سلسله صفويه در حركت بود. مقامات براي كسب چاره به نزد شاه سلطان حسين مي رفتند و وي استخاره مي كرد و جواب بد مي آمد.
چنين شد كه اصفهان بدون درگيري سقوط كرد و سلطان حسين به اسارت در آمد.
محمود افغان تا ساليان بر ايران سلطنت كرد و گويا يكي از دللا يلي كه بعضي از افغان ها مشهد را جز افغانستان مي دانند به آن دوران بر مي گردد.
بدا به حال ملتي كه رئيس جمهور ش كه مبتكر گفتگوي تمدنها ست نمي تواند با اعضاي شوراي نگهبان كه همزبان ( فارسي) و هم لباس اعضاي آن (روحاني ) و مشترك المنافع در (حفظ نظام ) هستند گفتگو داشته باشد كه وضعيت خطير را به آنان بقبولاند.
آقاي خاتمي د رجواب سوال خبرنگاران در مورد رد نهائي لايحه هاي اختيارات رئيس جمهوري شما چه مي كنيد گفت “چو فردا رسد فكر فردا كنيم “ وبه همين دليل است كه ايشان در فرداي سفر به لبنان فكر مي كند و در اين راستا حفظ منافع ملت ايران در سفر لبنان با تلويزيون حزب الله مصاحبه مي كند و از حزب الله و بنوعي شيخ فضل الله دفاع مي كند.
در حاليكه تحليل گران مستقل خط اسرائيل و آمريكا در حمله نظامي به ايران را همه تائيد مي كنند .(در دنباله خط القاعده و افغانستان و بعد هم عراق) . جاي تعجب نيست كه هنوز يك روز ازبمب گذاري مشكوك عربستان پاك نشده است كه مقامات آمريكائي ادعا مي كنند مسول بمب گذاري عربستان در ايران است. و سخنگوي كاخ سفيد هم از وجود افراد القاعده در ايران ابراز نگراني شديد مي كند.
آقاي خاتمي
يك سياستمدارملي كه به فكر مردم كشورش ،آينده كشورش و منافع مردم كشورش باشد هيچگاه كار امروز را به فردا نمي اندازد بلكه از روزهاي قبل براي فردا و پس فردا ها بر نامه ريزي مي كند.
آمريكا براي تصرف نفت عراق حداقل از دو دهه قبل مطالعه و برنامه ريزي كرده بود و منتظر بهانه بود كه ابلهاني مانند بن لادن و صدام اين بهانه را به آنها دادند.
آقاي خاتمي در دنياي سياست بعضي وقتها فردائي نيست . صدام حسين هم روز سقوط فرود گاه بغداد مانند شما منتظر رسيدن فردا بود تا فكر فردا كند.!
چهارشنبه 31 اردي بهشت
ترساندن مردم آسان است
ترساندن مردم آسان است
مصاحبه نوم چامسكي با مايكل كينگ از آستين كرونيكل
October 30, 2002
برگردانٍ-س- سلطانپور
Soltanpour@hotmail.com
س: شما چگونه فشار كاخ سفيد را براي يك جنگ وسيع ارزيابي ميكنيد؟
چا: مسلما بخاطر كشور آمريكا نيست. زيرا صدام در حال حاضر خطرناك تر از 4 سال قبل نيست و بطور قطع هم نسبت به 12 سال قبل در شرايطي كه صدام نسبت به حالا كم خطر تر بود وقتي كه بوش پدر با شادي شرايط توليد سلاحهاي كشتار جمعي توسط صدام را فراهم ميكرد .
مسلما شما در سخنراني بوش امشب ( 7 اكتبر) در مورد جنايات صدام خواهيد شنيد كه البته همه درست است مانند استفاده از گاز شيميايي در حلبچه ولي تنها چيزي كه نخواهيد شنيد اين 3 كلمه است ”با كمك ما“ براي اينكه بوش و ريگان در آن دوران صدام را حمايت كردند. آنها فكر مي كردند كه مشكلي نخواهد بود و براستي آنها صدام را تشويق به داشتن سلاحهاي مرگبار كردند.
پس اين دليل حمله به صدام نيست سؤال من اين است زمان ؟
بنظر من زمان 2 تا دليل دارد
1 بوش پسر مانند ريگان در زمان جنگ با ترور يستها به قدرت رسيد آنها همان گروه هستند با سخنرانيهاي قهرمانانه و...
آنها همان چيزي را دنبال ميكنند كه اهداف بلند مدت شوراي امنيت ملي آمريكا ست و مدارك آن توسط كاخ سفيد در 23 اكتبر منتشر شد. يعني برتري بر جهان. يعني آمريكا تنها ابر قدرت جهاني خواهد بود.
اين همان چيزي است كه آنها مي خواستند. آنها به يك پيروزي نياز دارند . آنها هركاري كه ميخواستند در افغانستان كردند. اما حالا بايد در جاي ديگري اين كار را انجام بدهند.
عراق يك هدف آسان است تقريبا بي دفاع و كسي از صدام دفاع نخواهد كرد.
صدام يك هيولاست . عراق را براحتي ميتوان داغان كرد مثل ريگان كه ليبي را بمباران كرد.
اما نكته دوم و مهمتر اين مسئلة اصلي است . دولت بوش تهاجم وسيعي عليه خود آمريكا ييا ن تدارك ديده است. آنها كشور را به سرعت به كسري بودجه رساندند. مثل ريكان 20 سال پيش.
اين بدين معني است كه كاخ سفيد مجبور است هزينه هاي رفاه اجتماعي را كم كند كه در حقيقت هدف اصلي اين است يعني قطع عمده در بهداشت و درمان ، آموزش و توسعه هاي زير بنائي ، حفاظت محيط زيست و غيره .....
اما مردم چنين چيزي را دوست ندارند بدليل اينكه به آنان آسيب ميرساند اين يك تعرض به اكثريت مردم آمريكا بخاطر منافع يك گروه اقليت است و بوش ميخواهد كه افكار عمومي را ار اين قطع بودجه ها منحرف كند.
بهترين وسيله برا ي منحرف كردن افكار عمومي - چه توسط يك رهبر دموكرات يا يك ديكتاتور نظامي -اين است كه مردم را بترسانند.
س:اين استراتژ ي شانس زيادي دارد كه به يك جنگ و سيعتري منجر شود . شما فكر ميكنيد كه اين استراتژ ي يك نسبت منطقي حتي از نقطه نظر امپرياليستي دارد؟
چا: بله من فكر ميكنم يك منطق دارد . مي تواند به يك انفجار بينجامد . اما آن هميشه درست است . امروز 40مين سالگرد بحران موشكها در كوباست . آنچه خروشچف و كندي انجام دادند مي توانست كه دنيا را نابود كند . آنها تقريبا به نابودي دنيا نزديك شدند. اما در حال حاضر جناح “بازها “ ”رامسفيلد -وزير دفاع-“ و چيني (معاون رئيس جمهور) و بقيه يك توقع قابل قبول دارند كه تعريف آنان از خشونت در قياس با دشمن احتمالي نميتواند به اشتباه برود و اگر هم برود آنها تعاريف ديگر دارند . اين محاسبه آنهاست كه ميتواند درست هم باشد.
س: آيا شما فكر ميكنيد كه مخالفت مردم در قياس با 30 -40 سال پيش قوي تر است؟
چا: بدون ترديد. كشور نسبت به 40 سال قبل خيلي فرق كرده است. حتي نسبت به 20 سال پيش. امروز 40مين سال اعلام بمبارات هوايي و يتنام توسط دولت كندي است كه به قصد نابودي كشتزارها انجام شد كه منجر به ارسال مردم به اردوگاههاي اجباري شد.
در آنموقع هيچ اعتراضي عليه جنگ نبود. آمريكا الان تغيير زيادي كرده است حتي قبل از وقوع جنگ.
س : آيا شما معتقديد كه مخالفين قدرت كافي براي تغييرات در كوتاه مدت را دارند؟
چا: من ترديد دارم . اميدوارم . اما فكر نميكنم. خيلي مشكل است . خيلي آسان است
كه مردم را ترساند. خيلي مشكل است كه براي مردم توضيح داد . تا مردم بفهمند كه ترس ساختگي است . وقتي كه“ رامسفيلد“ در تلويزيون اعلام ميكند كه ما اطلاعاتي داريم كه القاعده با عراق همكاري ميكند . چه توقعي ميتوان داشت كه مردم عكس اتعمل نشان دهند؟ آنها مدركي به شما نشان نمي گويند وقتي كه شما از مدرك مي پرسيد آنها ميگويند مدارك محرمانه است.
س: آيا اتحاد ديگر كشورها ميتواند تعادل نظامي جلوي آمريكا داشته باشد؟
چا: اين سوال محدودي نيست. اما من هيچ نشان آشكاري نمي بينم. قدرت نظامي آمريكا قدرت برتر است.
هيچگاه دنيا در چنين موقعيتي نبوده است .مردم ترسانيده شده اند. مردم نشانه گيري شده اند. سلاحهاي كشتار دسته جمعي به عنوان يك عامل ترساننده استفاده ميشوند.
آنها نمي توانند دولت بوش را از طريق عهد نامه ها متوقف كنند.
دقت كنيد سلا حهاي كشتار دسته جمعي به مفهمو موشك نيستند و اين مسئله قبل از 11 سپتامبر فهميده شده بود كه خيلي مشكل نيست بك قطعه از سلاح اتمي را به يك هتل در نيو يورك برده و سرهم كند.
مدارك تكنيكي مي گويند كه ”سيستم دفاع موشكي “ يك جوك بيش نيست بدليل اينكه هيچ كشوري ان اندازه احمق نيست كه يك موشك به طرف آمريكا شليك كند.. انها در چند ثانيه از روي زمين محو ميشوند.
من معتقدك كه بوش براي قطعنامه در سازمان ملل براي گرفتن مجوز حمله به عراق اقدام خواهد كرد . شوروي و فرانسه مخالفت خواهند كرد بد ليل قرارداهاي نفتي در عراق. آمريكا اين 2 كشور را مطمئن خواهد ساخت كه در صورت كنترل عراق به سهم فرانسه و شوروي صدمه اي نخواهد خورد. چين هم كاري انجام نخواهد داد و آنها قطعنامه را خواهند گرفت.
س: شما چه سناريو ئي را براي چند ماه آينده پيش بيني مي كنيد؟
چا: من اطلاع بخصوصي ندارم .ولي من با نظر يه تحليل گران نظامي و روزنا مه نويسان نظامي كه قابل اتكا هستند موافقم كه معتقدند آمريكا به عراق درژانويه يا فوريه حمله خواهد كرد. زمان خيلي مهم است . بايستي عمليات قبل از تابستان باشد زيرادر گرما عمليات خيلي سخت خواهد بود. و يك سال ديگر هم نخواهد بود چون با انتخابات رياست جمهوري متقارن خواهد بود. آنها به يك پيروزي در قبل از انتخابات نياز دارند. براي اينكه تمامي كاهش بودجه رفاهي آمريكا بعد از انتخابات 2004 است و آنها نمي خواهند كه اين مسائل در دوره انتخابات رو شود. آنچه آنها ميخواهند اين است. بعد از پيروزي در عراق،“ ببينيد ما چقدر قدرتمند هستيم “.
اما فراموش نكنيد اين آخرين مرحله نيست. بعدي ايران خواهد بود-- كه قبلا شروع شده است--سوريه كه آنهم شروع شده است. شما هميشه يك سري از اين چيزها داريد كه مردم را بترسانيد و در عين حال كنترل آمريكا را گسترش بدهيد تا اينكه در جائي عكس العمل باشد. آن عكس العمل بايد داخل آمريكا باشد ولي آن هم اتفاق نخواهد افتاد اگر مردم ترسيده باشند.
س: و در خاورميانه اگر اسرائيل هم در جنگ درگير شود آيا در داخل اتحاد نا خرسند شكاف ايجاد نخواهد شد؟
چ: مگر اينكه دولتهاي ديكتانوري منطقه خليج -فارس- بتوانند با كمك آمريما مردم خودشان را كنترل كنند ، كه احتمال كنترل هست.
س: آيا مردان واشنگتن حاضر به قبول آن ريسك هستند؟
چا: اينطور بنظر مي آيد.
Source: the Austin Chronicle vol.22 no 7-Oct. 18, 2002
www.austinchronicle.com/issue/dispatch/2002-10-18/pols_feature3.html
مصاحبه نوم چامسكي با مايكل كينگ از آستين كرونيكل
October 30, 2002
برگردانٍ-س- سلطانپور
Soltanpour@hotmail.com
س: شما چگونه فشار كاخ سفيد را براي يك جنگ وسيع ارزيابي ميكنيد؟
چا: مسلما بخاطر كشور آمريكا نيست. زيرا صدام در حال حاضر خطرناك تر از 4 سال قبل نيست و بطور قطع هم نسبت به 12 سال قبل در شرايطي كه صدام نسبت به حالا كم خطر تر بود وقتي كه بوش پدر با شادي شرايط توليد سلاحهاي كشتار جمعي توسط صدام را فراهم ميكرد .
مسلما شما در سخنراني بوش امشب ( 7 اكتبر) در مورد جنايات صدام خواهيد شنيد كه البته همه درست است مانند استفاده از گاز شيميايي در حلبچه ولي تنها چيزي كه نخواهيد شنيد اين 3 كلمه است ”با كمك ما“ براي اينكه بوش و ريگان در آن دوران صدام را حمايت كردند. آنها فكر مي كردند كه مشكلي نخواهد بود و براستي آنها صدام را تشويق به داشتن سلاحهاي مرگبار كردند.
پس اين دليل حمله به صدام نيست سؤال من اين است زمان ؟
بنظر من زمان 2 تا دليل دارد
1 بوش پسر مانند ريگان در زمان جنگ با ترور يستها به قدرت رسيد آنها همان گروه هستند با سخنرانيهاي قهرمانانه و...
آنها همان چيزي را دنبال ميكنند كه اهداف بلند مدت شوراي امنيت ملي آمريكا ست و مدارك آن توسط كاخ سفيد در 23 اكتبر منتشر شد. يعني برتري بر جهان. يعني آمريكا تنها ابر قدرت جهاني خواهد بود.
اين همان چيزي است كه آنها مي خواستند. آنها به يك پيروزي نياز دارند . آنها هركاري كه ميخواستند در افغانستان كردند. اما حالا بايد در جاي ديگري اين كار را انجام بدهند.
عراق يك هدف آسان است تقريبا بي دفاع و كسي از صدام دفاع نخواهد كرد.
صدام يك هيولاست . عراق را براحتي ميتوان داغان كرد مثل ريگان كه ليبي را بمباران كرد.
اما نكته دوم و مهمتر اين مسئلة اصلي است . دولت بوش تهاجم وسيعي عليه خود آمريكا ييا ن تدارك ديده است. آنها كشور را به سرعت به كسري بودجه رساندند. مثل ريكان 20 سال پيش.
اين بدين معني است كه كاخ سفيد مجبور است هزينه هاي رفاه اجتماعي را كم كند كه در حقيقت هدف اصلي اين است يعني قطع عمده در بهداشت و درمان ، آموزش و توسعه هاي زير بنائي ، حفاظت محيط زيست و غيره .....
اما مردم چنين چيزي را دوست ندارند بدليل اينكه به آنان آسيب ميرساند اين يك تعرض به اكثريت مردم آمريكا بخاطر منافع يك گروه اقليت است و بوش ميخواهد كه افكار عمومي را ار اين قطع بودجه ها منحرف كند.
بهترين وسيله برا ي منحرف كردن افكار عمومي - چه توسط يك رهبر دموكرات يا يك ديكتاتور نظامي -اين است كه مردم را بترسانند.
س:اين استراتژ ي شانس زيادي دارد كه به يك جنگ و سيعتري منجر شود . شما فكر ميكنيد كه اين استراتژ ي يك نسبت منطقي حتي از نقطه نظر امپرياليستي دارد؟
چا: بله من فكر ميكنم يك منطق دارد . مي تواند به يك انفجار بينجامد . اما آن هميشه درست است . امروز 40مين سالگرد بحران موشكها در كوباست . آنچه خروشچف و كندي انجام دادند مي توانست كه دنيا را نابود كند . آنها تقريبا به نابودي دنيا نزديك شدند. اما در حال حاضر جناح “بازها “ ”رامسفيلد -وزير دفاع-“ و چيني (معاون رئيس جمهور) و بقيه يك توقع قابل قبول دارند كه تعريف آنان از خشونت در قياس با دشمن احتمالي نميتواند به اشتباه برود و اگر هم برود آنها تعاريف ديگر دارند . اين محاسبه آنهاست كه ميتواند درست هم باشد.
س: آيا شما فكر ميكنيد كه مخالفت مردم در قياس با 30 -40 سال پيش قوي تر است؟
چا: بدون ترديد. كشور نسبت به 40 سال قبل خيلي فرق كرده است. حتي نسبت به 20 سال پيش. امروز 40مين سال اعلام بمبارات هوايي و يتنام توسط دولت كندي است كه به قصد نابودي كشتزارها انجام شد كه منجر به ارسال مردم به اردوگاههاي اجباري شد.
در آنموقع هيچ اعتراضي عليه جنگ نبود. آمريكا الان تغيير زيادي كرده است حتي قبل از وقوع جنگ.
س : آيا شما معتقديد كه مخالفين قدرت كافي براي تغييرات در كوتاه مدت را دارند؟
چا: من ترديد دارم . اميدوارم . اما فكر نميكنم. خيلي مشكل است . خيلي آسان است
كه مردم را ترساند. خيلي مشكل است كه براي مردم توضيح داد . تا مردم بفهمند كه ترس ساختگي است . وقتي كه“ رامسفيلد“ در تلويزيون اعلام ميكند كه ما اطلاعاتي داريم كه القاعده با عراق همكاري ميكند . چه توقعي ميتوان داشت كه مردم عكس اتعمل نشان دهند؟ آنها مدركي به شما نشان نمي گويند وقتي كه شما از مدرك مي پرسيد آنها ميگويند مدارك محرمانه است.
س: آيا اتحاد ديگر كشورها ميتواند تعادل نظامي جلوي آمريكا داشته باشد؟
چا: اين سوال محدودي نيست. اما من هيچ نشان آشكاري نمي بينم. قدرت نظامي آمريكا قدرت برتر است.
هيچگاه دنيا در چنين موقعيتي نبوده است .مردم ترسانيده شده اند. مردم نشانه گيري شده اند. سلاحهاي كشتار دسته جمعي به عنوان يك عامل ترساننده استفاده ميشوند.
آنها نمي توانند دولت بوش را از طريق عهد نامه ها متوقف كنند.
دقت كنيد سلا حهاي كشتار دسته جمعي به مفهمو موشك نيستند و اين مسئله قبل از 11 سپتامبر فهميده شده بود كه خيلي مشكل نيست بك قطعه از سلاح اتمي را به يك هتل در نيو يورك برده و سرهم كند.
مدارك تكنيكي مي گويند كه ”سيستم دفاع موشكي “ يك جوك بيش نيست بدليل اينكه هيچ كشوري ان اندازه احمق نيست كه يك موشك به طرف آمريكا شليك كند.. انها در چند ثانيه از روي زمين محو ميشوند.
من معتقدك كه بوش براي قطعنامه در سازمان ملل براي گرفتن مجوز حمله به عراق اقدام خواهد كرد . شوروي و فرانسه مخالفت خواهند كرد بد ليل قرارداهاي نفتي در عراق. آمريكا اين 2 كشور را مطمئن خواهد ساخت كه در صورت كنترل عراق به سهم فرانسه و شوروي صدمه اي نخواهد خورد. چين هم كاري انجام نخواهد داد و آنها قطعنامه را خواهند گرفت.
س: شما چه سناريو ئي را براي چند ماه آينده پيش بيني مي كنيد؟
چا: من اطلاع بخصوصي ندارم .ولي من با نظر يه تحليل گران نظامي و روزنا مه نويسان نظامي كه قابل اتكا هستند موافقم كه معتقدند آمريكا به عراق درژانويه يا فوريه حمله خواهد كرد. زمان خيلي مهم است . بايستي عمليات قبل از تابستان باشد زيرادر گرما عمليات خيلي سخت خواهد بود. و يك سال ديگر هم نخواهد بود چون با انتخابات رياست جمهوري متقارن خواهد بود. آنها به يك پيروزي در قبل از انتخابات نياز دارند. براي اينكه تمامي كاهش بودجه رفاهي آمريكا بعد از انتخابات 2004 است و آنها نمي خواهند كه اين مسائل در دوره انتخابات رو شود. آنچه آنها ميخواهند اين است. بعد از پيروزي در عراق،“ ببينيد ما چقدر قدرتمند هستيم “.
اما فراموش نكنيد اين آخرين مرحله نيست. بعدي ايران خواهد بود-- كه قبلا شروع شده است--سوريه كه آنهم شروع شده است. شما هميشه يك سري از اين چيزها داريد كه مردم را بترسانيد و در عين حال كنترل آمريكا را گسترش بدهيد تا اينكه در جائي عكس العمل باشد. آن عكس العمل بايد داخل آمريكا باشد ولي آن هم اتفاق نخواهد افتاد اگر مردم ترسيده باشند.
س: و در خاورميانه اگر اسرائيل هم در جنگ درگير شود آيا در داخل اتحاد نا خرسند شكاف ايجاد نخواهد شد؟
چ: مگر اينكه دولتهاي ديكتانوري منطقه خليج -فارس- بتوانند با كمك آمريما مردم خودشان را كنترل كنند ، كه احتمال كنترل هست.
س: آيا مردان واشنگتن حاضر به قبول آن ريسك هستند؟
چا: اينطور بنظر مي آيد.
Source: the Austin Chronicle vol.22 no 7-Oct. 18, 2002
www.austinchronicle.com/issue/dispatch/2002-10-18/pols_feature3.html
آمريكا يك كشور پيشتاز تروريسم در جهان است
آمريكا يك كشور پيشتاز تروريسم در جهان است
مصاجبه جديد نوام چامسكي
برگردان : سعيد سلطانپور
Soltanpour@hotmail.com
Jan 1, 03
توضيح: اين مصاحبه در مركر مطبوعاتي مستقل ”سانفرانسسيكو بي “ در روز دوشنبه 30 دسامبر 2002 انجام شده است.
س : اگر بتوا نيم با سياست خارجي آمريكا در راتباط با جنگ عراق و تروريسم شروع كنيم بنظر شما در اين لحظه چه مي گذرد؟
چامسكي: اولا من تصور ميكنم كه در حال حاضر بايد خيلي مواظب باشيم در بكار بردن ” جنگ با تروريسم“ .اصلا نمي تواند كه جنگي بر عليه تروريسم باشد . يك غير ممكن منطقي است. براي اينكه آمريكا يك كشور تروريستي پيشتاز در دنيا هست. تمامي كساني كه در حا كميت هستند قبلا در دادگاه دنيا براي اقدامات تروريستي محكوم شده اند. آنها در شوراي امنيت سازمان ملل هم محكوم شده اند مگر اينكه قطعنامه را وتو كردند و انگليس هم در جلسه غايب بود. آنها 20 سال پيش عليه ترور اعلان جنگ كردند و مي دانيم كه چه شد. آنها آمريكاي مركزي را نابود كردند. آنها 1500000 نفر را در آفريقا كشتند. بنا بر اين “جنگي عليه ترور“ نيست.
يك عمل تروريستي نادر در 11 سپتامبر اتفاق افتاد . اولين نوع كه در غرب اتفاق افتاد بر عكس اينكه بطور معمول در ساير نقاط دنيا صورت ميگيرد .حادثه 11 ستامبر سبب شد كه تمام دولتها ظلم و بيرحمي خودشان را افزايش بدهنداز روسيه در چچن تا كشورهاي غربي در وضع كردن قوانين انضباطي بيشتر عليه شهر وندانشان .
اين (11 سپتامبر) اثرات بزرگي داشت براي مثال گرفتن عراق ( دومين منبع نفت دنيا) يك علاقه دراز مدت بود. بهر حال آمريكا كاري در جهت كنترل آن دير با زود بايد انجام ميداد و 11 سپتامبر اين بها نه را بدست آمريكا داد ”حالا ما يك بهانه داريم كه به جلو برويم همانگونه كه برنامه داشتيم.“
در اين راستا در سپتامبر امسال عراق به “ تهديد جدي براي مو جوديت آمريكا “ تبديل شد. خانم رايس هشدار داد كه مدرك بعدي براي اثبات سلاح هسته اي مشاهده ابرهاي قارچي (بمب اتمي) در آسمان نيو يورك است. تبليغ وسيعي با حضور چهر ه هاي سياسي بر روي اين قضيه شد. ”ما بايد صدام را تا تابستان نابود كنيم والا نابود ميشويم“. شما نبايد خيلي با هوش باشيد كه دريابيد كه تنها كساني كه از صدام ميترسند آمريكائيها هستند. همه از صدام متنفرند و البته مردم عراق هم از وي مي ترسند ولي خارج از عراق و آمريكا هيچ كسي از صدام نمي ترسد. نه كويت ، نه ايران و نه اروپا . همه از صدام متنفرند ولي از وي نمي ترسند.
در آمريكا مردم از صدام مي ترسند. در نظر سنجي ها درصد كساني كه از جنگ حمايت ميكنند زياد نيست ولي آن هم بر اساس ترس است. بگذاريد داستان قديمي را برايتان بگويم و داستان مربوط به 40 سال پيش در مدارس است وقتي به دانش آموزان يادداده ميشد كه در صورت وقوع حمله اتمي به زير ميز بروند.!! شوخي نمي كنم. آمريكا هميشه در ترس ازچيزي بوده است يك مثالي برايتان بزنم . درصد جنايات در آمريكا تقريبا برابر جنايت در ساير كشو.رهاي صنعتي دنيا است ولي وحشت از جنايت در آمريكا فراتر از ساير جوامع صنعتي است.
كساني كه در هيئت حاكمه هستند همه از دوران 80 هستند . آنها قبلا در چنين وضعي بوده اند و مي دانند كه چگونه فيلم بازي كنند . آنها در طي دهه 80 دائما طرحهاي تبليغاتي براي ترساندن مردم اجرا كرده اند.
ترساندن مردم سخت نيست اما زمان اين بار چنان انتخاب شده بود كه حني مفسرين سياسي اين پيام را دريافتند. فعاليتهاي نا مزدهاي رياست جمهوري از اواسط 2003 شروع خواهد شد. جمهوري خواهان نياز به يك پيروزي جنگي تحت حاكميتشان دارند. و سپس وارد مرحله بعدي بحران ايجاد كردن ميشوند. در غير اينصورت مردم متو جه خواهند شد كه چه بلايي بر سر آنان مي آيد كه يك هجوم عظيم بر عليه مردم مانند 1980. آنها دارند بازي 1980 را دوباره سازي ميكنند. در 80 آنها قدرت را بدست گرفتند در 81 انها داراي يك كسري بودجه عظيمي شدند .اين بار انها با كاهش ماليات ثروتمندان و بيشترين افزايش درهزينه كردن در بخش فدرالي در 20 سال اخيردچار كسري بودجه شدند. ( مترجم- در زمان كلينتوندر حدود 100 ميليار دلار آمريكااضافه بودجه داشت).
اين دولت يكي از فاسد ترين (مالي) بوده است مانند هيئت مديره شركت ” انران“ . يعني بطور غير معمولي سود هاي كلاني به جيب يك گروه فاسد تبهكار ميرود. براستي شما نمي توانيد همه اين اخبار را در صفحه اول داشته باشيد بالطبع از تيتر اخبار حذف ميشوند. شما بايد افكار عمومي را از اين اخبار منحرف كنيد. و تنها يك راه براي انحراف افكار عمومي هست و آن هم ترساندن مردم است كه در آن مهارت دارند.
بنظر من با توجه به منافع آمريكا در عراق در دراز مدت و مسائل داخلي آمريكا آنها بايد وارد جنگ قبل از انتخابات رياست جمهوري شوند. اما يك مشكل بزرگ بر سر راه است اينكه شما نمي دانيد چه خواهد شد؟ اگر ارتشي (عراق) در كار نباشد احتمالا عراق در 2 دقيقه متلاشي خواهد شد ولي شما نمي توانيد از آن مطمئن باشيد.اآما اگر اخطار هاي “سيا“ را در نظر بگيريد آنها امكان عمليات تروريستي را در صورت جنك توسط عراق منتفي نمي دانند.
ماجراجوئي هاي آمريكا ،دنيا را به سمت توسعه سلاحهاي كشتار جمعي سوق مي دهد. آنها مانع باز دارنده نمي بينند. نيروي كنوانسيون هاي بين المللي كار ا نيست. تنها راه مقابله، ترور و سلاحهاي كشتار جمعي است. و اين محتمل است. بنظر من تحليل هاي ”سيا“ و ام.آي6 (انگليس) بر اين اساس است.
اما شما نمي توانيد و سط انتخابات رياست جمهوري از احتمالات جنگ صحبت كنيد. شما بر روي خبر نگاران و روشنفكران حساب مي كنيد كه در اين مورد صچبت نكنند. چند نفر در مورد افغانستان صحبت ميكنند؟ افغانستان به جاي قبلي اش برگشته و دوباره توسط خوانين و گانگسترها اداره ميشود. چه كسي در باره آن مينويسد؟ تقريبا هيچ كس. اگر به جاي قبلي اش بر گردد ديگر كسي هم اهميتي به آن نخواهد داد.
اگر جنگ داخلي در عراق شروع شود و همه به قتل عام يكديگر بپردازند ”من ميتوانيم الان بنويسم كه” برگشت به عقب مردم . ما سعي كرديم آنها را نجات بدهيم ولي آنها مي خواهند همديگر را بكشند براي اينكه آنها اعراب كثيف هستند.!“ در آنموقع من ميتوانم تصور كنم كه آمريكا جنگ ديگري را عليه ايران با سوريه شروع كرده است.
در حقيقت جنگ عليه ايران در حال شكل گيري است . 12% از نيروي هوايي اسرائيل در تركيه است . آنها براي جنگ عليه ايران هستند نه عراق. عراق يك مشكل صوري است ولي ايران بك مسئله براي اسراييل بوده است. ايران كشوري است در منطقه كه آنها نمي تواننند با آن كنار بيايند و همواره ار آمريكا خواسته اند تا بر آن غلبه كند. بر اساس يك گزارش هواپيما هاي اسراييلي در جوار مرز ايران و تركيه سرگرم پروازهاي شناسايي هستند. نيروي هوائي اسرائيل از همه كشور هاي ناتو قوي تر است . همچنين گزارشاتي در مورد تحريك جدائي خواهان آذري است كه بنظر من جور در مي آيد. كاري كه شوروي در سال 1946 انجام داد و بدينوسيله ايران از سهم درياي خزر كنار خواهد ماند. بعد مي توانيد ايران را تقسيم كنيد. اين داستان در موقع خودش با داستان اينكه بايد از شر ايران خلاص شويم قبل از اينكه ايران بتواند ما را بكشد ادامه خواهد داشت.
ٍسوال : تا چه بعدي شما توليدات ماشينهاي جنگي كه آمريكا براي جنگ نياز دارد را در تبليغات براي اين جنگ افزار مي دانيد؟
چامسكي: شما بايد بدانيد كه آنچه صنعت نظامي ناميده ميشود همان صنعت فرا تكنو لوژي است . نام نظامي بك پوشش براي اين بخش در اقتصاد است. در ام. آي. تي. (انستيتوي تكنولوژي ماساچوست ) در جائئ كه من هستم همه اينرا ميدانند مگر چند تا اقتصاد دان. ةمه اينرا مي دانند براي اينكه حقو قشان را اينها پرداخت ميكنند. اين پول به ام. آي. تي. مي آيد با بستن قرارداد براي توليد نسل بعدي اين اقتصاذ تكنولوژي فرا پيشرفته. اگر شما نگاهي به آنچه اقتصاد نوين ناميده ميشود بياندازيد كامپيوتر و اينترنت - از موسساتي مانند ام. آي. تي بيرون مي ايد كه قرار داهاي با دولت فدرال بسته شده براي تحقيقات و توسعه تحت عنوان توليدات نظامي . سپس اين توليدات براي فروش به عموم تحويل آي. بي. ام. ميشود.
.
در حاشيه محل ام. آي .تي كمپاني هاي كوچك الكترونيك بود كه حالا تبديل به شركنهاي بيو تكنولژي شده است. بنابر اين كمكهاي دولتي به اين شركتها در حال رشد است. اگر شما مي خواهيذ يك شركت كوچك را شروع كنيد كه روزي كسي آنرا به قيمت بالائي بخرد، شما بايد در زمينه مهندسي ژنتيك و بيو تكنو لژيك و غيره فعاليت كنيد. اين مسئله سابقه تاريخي دارد . هميشه يك بخش پوياي فدرال ،رشد اقتصادي بدست خواهد آورد.
يكي از دلايل اصلي كه آمريكا ميخواهد كنترل نفت را بدست بگيرد بدليل برگشت سود آن در راه هاي مختلف است. تنها سود نفت نيست بلكه فروش نطامي هم هست. بزرگترين خريداران اسلحه آمريكا و انگليس عربستان و امارات متحده عربي هستند. آنها بيشتربن اين جنگ افزار را مي خرند و اين سود براي شركتهاي داراي تكنولوژي فرا پيشرفته هست. اين پول به خزانه داري آمريكا و سهام مربوط به خزانه داري سرازير ميشود. به طرق مختلف اين پول به اقتصاد آمريكا و انگليس كمك ميكند.
در سال 1958 وقتي كه عراق كنترل كارتل نفتي ” انگلو -آمريكن“ را بدست گرفت انگليس بشدت وحشت زده شد. در آن زمان انكليس متكي به سود نفت كويت بود و نياز مند دلارهاي نفتي كويت براي حمايت اقتصاد ش بود. در آن زمان انگليس و آمريكا تصميم گرفتند كه يك نوعي از خود كفائي به كويت اعطا كنند تا از خطر ملي شدن صنعت نفت جلو گيري كنند. تا آنموقع كويت يك مستعمره انگليس بود. آنها به كويتي ها گفتند شما مي توانيد اداره پست خودتان را اداره كنيد و مي توانيد پرچم خودتان را هم داشته باشيد و اين جور چيزها. انگليس گفت اگر چيزي از مسير دلخواهشان خارج شد آنها دخالت نظامي بكنند تا از ادامه كنترل نفت كويت مطمئن شوند و آمريكا هم موافقت كرد تا به عربستان و امارات متحده همان امتيازات را بدهد.
ٍسوال: نظرات مختلفي هم در مورد كنترل اروپا و اقيانوسيه هم هست.
چامسكي : مطمئنا. شخص با هوشي مانند جورج كنن اشاره ميكند كه كنترل منابع نفتي خاور ميانه ” قدرت وتو“ را به آمريكا ميدهد. او بطور مشخص به ژاپن اشاره ميكند. بدين دليل ژاپني ها سخت سرگرم پيدا كردن منابع نفتي مستقل هستند. و بدين دليل آنها رابطه خو بي با اندونزي و ايران پر قرار كرده اند تا از سيستم كنترل آمريكا خارج شوند.
يكي از اهداف طرح مارشال( بعد از جنگ جهاني دوم) تغيير سوخت ژاپن و اروپا از زغال سنگ به نفت بود. اروپا و ژاپن منابع زغال سنگ داشتند ولي آنها تغيير سوخت داد ند تا كنترل را به دست آمريكا بد هند. 2 ميليارد دلار از 13 ميليارد دلار طرح مارشال هزينه شركتهاي نفتي شد. براي در دست داشتن قدرت، كنترل منابع نفتي براي چندين نسل لازم بود.
شوراي امنيت ملي يك پروژه اي را درسال0 200 منتشر كرد بنام “ گرايشات جهاني در سال 2015“ . آنها پيش بيني هاي جالبي در مورد افزايش تروريسم بر اثر جهاني شدن كرده اند. آنها مستقيما اينرا مي گويند. آنها اعلام ميكنند كه ما به سمت افزايش فا صله اقتصادي مي رويم بر عكس آنچه كه تتوري اقتصادي پيش بيني مي كند. اما آنها واقع گرا هستند و مي گويند كه ما به سمت نطامي گري بيشتر ، تنش ها و دشمني ها و خشونت بيشتر مي رويم. بسياري ار آنها بر عليه آمريكا خواهد بود.
آنها همجنين پيش بيني مي كنند كه نفت خاورميانه اهميت بيشتري براي انرژي و صنعت دنيا خواهد داشت. اما آمريكا به آن متكي نخواهد بود ولي بهتر است كه كنترل آن را داشته باشد . كنترل نفت بهتر از موضوع دسترسي داشتن به آن است.
سؤال: نطر شما در مورد جنبش ضد جنگ اخير در مقايسه با جنگ ويتنام چيست؟ مردم از شركت در تظا هرات ضد جنگ چه چيزي به دست خواهند آورد.؟ فكر مي كنيد امكان جلوگيري از وقوع جنگ هست؟
چامسكي: خيلي سخت است زيرا زمان كم است. اما شما مي توانيد هزينه آنرا (براي دولت) بيشتر كنيد كه البته خيلي مهم است. حتي اگر اين جنك متوقف نشود اين مهم است كه هزينه جنگ زياد شود كه جنگ بعدي اتفاق نيفتد.
در مقايسه با جنبش ضد جنگ ويتنام اين جنبش جلو هست. مردم در مورد جنبش ويتنام صحبت مي كنند ولي آنها يا فراموش كرده اند و يا نمي دانند كه در عمل چگونه بوده است.
جنگ در 1962 يا حملات هوائي ،بمبا ران هاي شيميائي و اردوگاه هاي كار اجباري شروع شد . اعتراضي تا 4-5 سال بعد از شروع جنگ انجام نشد كه آنهم در مورد شمال بودو عملا اعتراضي در مورد بمبارن هاي جنوب نشد. حمله اصلي هم عليه ويتنام جنوبي بود.
. اين بار تعتراضات قبل از شروع جنگ شده است. من نمي توانم از يك مورد اعتراض عليه جنگي در اروپا و آمريكا در هيچ سطحي قبل از شروع جنگي مثال بياورم. يك تغييرات بزرگي در فرهنگ مردم غرب بوجود آمده است در اين 30-40 سال گذشته كه پديده نادري است.
سوال: بعضي وقتها به محض اينكه تظا هرات در يك چارچوب انحصاري تمام ميشود، يك راهپيماي هر 6 ماه يكبار شايد، شما مورد حمله قرار مي گيريد. اخيرا تظا هرات مردم بر ضد جنگ در ”برايتون“ مورد حمله پليس با اسپري فلفل و باتوم قرار گرفت در حاليكه مردم در خيابان نشسته بودند
.
چامسكي: تظاهرات بيشتر، سخت گير يهاي بيشتر. اين يك شيوه معمول است . وقتي كه تظا هرات ضد ويتنام شروع شد زور گوئي هاي پليس نيز افزايش يافت. من در آستانه يك زندان دراز مدت بودم كه توسط “تت افنسيو“اين حكم متوقف شد وقتي كه تشكيلات “تت آفنسيو“ بر عليه جنگ تغير موضع داد و دادگاهها را لغو كردند. الان هم مردم بسياري ممكن است كه سر از باز داشتگاه ” گوانتانا بي“ در آورند. . مردم ار اين آكاه هستند.
اگر تظاهرات در يك كشور باشد ستم هم خواهد بود. آيا مي توانند با آن مسئله را حل كنند؟ اين بستگي به عكس العمل الهاي بسياري دارد. در دهه 50 دوران مك كارتيزم دليل موفقيت آن عدم مقاومت در مقابل آن بود. وقتي در دهه 60 آنرا امتحان كردند در جا شكست خورد براي اينكه مردم به سادگي به آن خنديدند. حتي يك ديكتاتور هم نمي تواند همه كار هائي را كه مي خواهد انجام بدهد. بايستي درجه اي از حمايت مردمي را داشته باشد. و در كشورهااي دموكراتيك اين موضوع يك سيستم قدرت شكننده تر است.
سوا ل اصلي در كليه اين مسائل اين است كه مردم چقدر مقاومت نشان بدهند.
Payvandnews.com
Source: sf.indymedia.org/news/2002/12/1555839.php
مصاجبه جديد نوام چامسكي
برگردان : سعيد سلطانپور
Soltanpour@hotmail.com
Jan 1, 03
توضيح: اين مصاحبه در مركر مطبوعاتي مستقل ”سانفرانسسيكو بي “ در روز دوشنبه 30 دسامبر 2002 انجام شده است.
س : اگر بتوا نيم با سياست خارجي آمريكا در راتباط با جنگ عراق و تروريسم شروع كنيم بنظر شما در اين لحظه چه مي گذرد؟
چامسكي: اولا من تصور ميكنم كه در حال حاضر بايد خيلي مواظب باشيم در بكار بردن ” جنگ با تروريسم“ .اصلا نمي تواند كه جنگي بر عليه تروريسم باشد . يك غير ممكن منطقي است. براي اينكه آمريكا يك كشور تروريستي پيشتاز در دنيا هست. تمامي كساني كه در حا كميت هستند قبلا در دادگاه دنيا براي اقدامات تروريستي محكوم شده اند. آنها در شوراي امنيت سازمان ملل هم محكوم شده اند مگر اينكه قطعنامه را وتو كردند و انگليس هم در جلسه غايب بود. آنها 20 سال پيش عليه ترور اعلان جنگ كردند و مي دانيم كه چه شد. آنها آمريكاي مركزي را نابود كردند. آنها 1500000 نفر را در آفريقا كشتند. بنا بر اين “جنگي عليه ترور“ نيست.
يك عمل تروريستي نادر در 11 سپتامبر اتفاق افتاد . اولين نوع كه در غرب اتفاق افتاد بر عكس اينكه بطور معمول در ساير نقاط دنيا صورت ميگيرد .حادثه 11 ستامبر سبب شد كه تمام دولتها ظلم و بيرحمي خودشان را افزايش بدهنداز روسيه در چچن تا كشورهاي غربي در وضع كردن قوانين انضباطي بيشتر عليه شهر وندانشان .
اين (11 سپتامبر) اثرات بزرگي داشت براي مثال گرفتن عراق ( دومين منبع نفت دنيا) يك علاقه دراز مدت بود. بهر حال آمريكا كاري در جهت كنترل آن دير با زود بايد انجام ميداد و 11 سپتامبر اين بها نه را بدست آمريكا داد ”حالا ما يك بهانه داريم كه به جلو برويم همانگونه كه برنامه داشتيم.“
در اين راستا در سپتامبر امسال عراق به “ تهديد جدي براي مو جوديت آمريكا “ تبديل شد. خانم رايس هشدار داد كه مدرك بعدي براي اثبات سلاح هسته اي مشاهده ابرهاي قارچي (بمب اتمي) در آسمان نيو يورك است. تبليغ وسيعي با حضور چهر ه هاي سياسي بر روي اين قضيه شد. ”ما بايد صدام را تا تابستان نابود كنيم والا نابود ميشويم“. شما نبايد خيلي با هوش باشيد كه دريابيد كه تنها كساني كه از صدام ميترسند آمريكائيها هستند. همه از صدام متنفرند و البته مردم عراق هم از وي مي ترسند ولي خارج از عراق و آمريكا هيچ كسي از صدام نمي ترسد. نه كويت ، نه ايران و نه اروپا . همه از صدام متنفرند ولي از وي نمي ترسند.
در آمريكا مردم از صدام مي ترسند. در نظر سنجي ها درصد كساني كه از جنگ حمايت ميكنند زياد نيست ولي آن هم بر اساس ترس است. بگذاريد داستان قديمي را برايتان بگويم و داستان مربوط به 40 سال پيش در مدارس است وقتي به دانش آموزان يادداده ميشد كه در صورت وقوع حمله اتمي به زير ميز بروند.!! شوخي نمي كنم. آمريكا هميشه در ترس ازچيزي بوده است يك مثالي برايتان بزنم . درصد جنايات در آمريكا تقريبا برابر جنايت در ساير كشو.رهاي صنعتي دنيا است ولي وحشت از جنايت در آمريكا فراتر از ساير جوامع صنعتي است.
كساني كه در هيئت حاكمه هستند همه از دوران 80 هستند . آنها قبلا در چنين وضعي بوده اند و مي دانند كه چگونه فيلم بازي كنند . آنها در طي دهه 80 دائما طرحهاي تبليغاتي براي ترساندن مردم اجرا كرده اند.
ترساندن مردم سخت نيست اما زمان اين بار چنان انتخاب شده بود كه حني مفسرين سياسي اين پيام را دريافتند. فعاليتهاي نا مزدهاي رياست جمهوري از اواسط 2003 شروع خواهد شد. جمهوري خواهان نياز به يك پيروزي جنگي تحت حاكميتشان دارند. و سپس وارد مرحله بعدي بحران ايجاد كردن ميشوند. در غير اينصورت مردم متو جه خواهند شد كه چه بلايي بر سر آنان مي آيد كه يك هجوم عظيم بر عليه مردم مانند 1980. آنها دارند بازي 1980 را دوباره سازي ميكنند. در 80 آنها قدرت را بدست گرفتند در 81 انها داراي يك كسري بودجه عظيمي شدند .اين بار انها با كاهش ماليات ثروتمندان و بيشترين افزايش درهزينه كردن در بخش فدرالي در 20 سال اخيردچار كسري بودجه شدند. ( مترجم- در زمان كلينتوندر حدود 100 ميليار دلار آمريكااضافه بودجه داشت).
اين دولت يكي از فاسد ترين (مالي) بوده است مانند هيئت مديره شركت ” انران“ . يعني بطور غير معمولي سود هاي كلاني به جيب يك گروه فاسد تبهكار ميرود. براستي شما نمي توانيد همه اين اخبار را در صفحه اول داشته باشيد بالطبع از تيتر اخبار حذف ميشوند. شما بايد افكار عمومي را از اين اخبار منحرف كنيد. و تنها يك راه براي انحراف افكار عمومي هست و آن هم ترساندن مردم است كه در آن مهارت دارند.
بنظر من با توجه به منافع آمريكا در عراق در دراز مدت و مسائل داخلي آمريكا آنها بايد وارد جنگ قبل از انتخابات رياست جمهوري شوند. اما يك مشكل بزرگ بر سر راه است اينكه شما نمي دانيد چه خواهد شد؟ اگر ارتشي (عراق) در كار نباشد احتمالا عراق در 2 دقيقه متلاشي خواهد شد ولي شما نمي توانيد از آن مطمئن باشيد.اآما اگر اخطار هاي “سيا“ را در نظر بگيريد آنها امكان عمليات تروريستي را در صورت جنك توسط عراق منتفي نمي دانند.
ماجراجوئي هاي آمريكا ،دنيا را به سمت توسعه سلاحهاي كشتار جمعي سوق مي دهد. آنها مانع باز دارنده نمي بينند. نيروي كنوانسيون هاي بين المللي كار ا نيست. تنها راه مقابله، ترور و سلاحهاي كشتار جمعي است. و اين محتمل است. بنظر من تحليل هاي ”سيا“ و ام.آي6 (انگليس) بر اين اساس است.
اما شما نمي توانيد و سط انتخابات رياست جمهوري از احتمالات جنگ صحبت كنيد. شما بر روي خبر نگاران و روشنفكران حساب مي كنيد كه در اين مورد صچبت نكنند. چند نفر در مورد افغانستان صحبت ميكنند؟ افغانستان به جاي قبلي اش برگشته و دوباره توسط خوانين و گانگسترها اداره ميشود. چه كسي در باره آن مينويسد؟ تقريبا هيچ كس. اگر به جاي قبلي اش بر گردد ديگر كسي هم اهميتي به آن نخواهد داد.
اگر جنگ داخلي در عراق شروع شود و همه به قتل عام يكديگر بپردازند ”من ميتوانيم الان بنويسم كه” برگشت به عقب مردم . ما سعي كرديم آنها را نجات بدهيم ولي آنها مي خواهند همديگر را بكشند براي اينكه آنها اعراب كثيف هستند.!“ در آنموقع من ميتوانم تصور كنم كه آمريكا جنگ ديگري را عليه ايران با سوريه شروع كرده است.
در حقيقت جنگ عليه ايران در حال شكل گيري است . 12% از نيروي هوايي اسرائيل در تركيه است . آنها براي جنگ عليه ايران هستند نه عراق. عراق يك مشكل صوري است ولي ايران بك مسئله براي اسراييل بوده است. ايران كشوري است در منطقه كه آنها نمي تواننند با آن كنار بيايند و همواره ار آمريكا خواسته اند تا بر آن غلبه كند. بر اساس يك گزارش هواپيما هاي اسراييلي در جوار مرز ايران و تركيه سرگرم پروازهاي شناسايي هستند. نيروي هوائي اسرائيل از همه كشور هاي ناتو قوي تر است . همچنين گزارشاتي در مورد تحريك جدائي خواهان آذري است كه بنظر من جور در مي آيد. كاري كه شوروي در سال 1946 انجام داد و بدينوسيله ايران از سهم درياي خزر كنار خواهد ماند. بعد مي توانيد ايران را تقسيم كنيد. اين داستان در موقع خودش با داستان اينكه بايد از شر ايران خلاص شويم قبل از اينكه ايران بتواند ما را بكشد ادامه خواهد داشت.
ٍسوال : تا چه بعدي شما توليدات ماشينهاي جنگي كه آمريكا براي جنگ نياز دارد را در تبليغات براي اين جنگ افزار مي دانيد؟
چامسكي: شما بايد بدانيد كه آنچه صنعت نظامي ناميده ميشود همان صنعت فرا تكنو لوژي است . نام نظامي بك پوشش براي اين بخش در اقتصاد است. در ام. آي. تي. (انستيتوي تكنولوژي ماساچوست ) در جائئ كه من هستم همه اينرا ميدانند مگر چند تا اقتصاد دان. ةمه اينرا مي دانند براي اينكه حقو قشان را اينها پرداخت ميكنند. اين پول به ام. آي. تي. مي آيد با بستن قرارداد براي توليد نسل بعدي اين اقتصاذ تكنولوژي فرا پيشرفته. اگر شما نگاهي به آنچه اقتصاد نوين ناميده ميشود بياندازيد كامپيوتر و اينترنت - از موسساتي مانند ام. آي. تي بيرون مي ايد كه قرار داهاي با دولت فدرال بسته شده براي تحقيقات و توسعه تحت عنوان توليدات نظامي . سپس اين توليدات براي فروش به عموم تحويل آي. بي. ام. ميشود.
.
در حاشيه محل ام. آي .تي كمپاني هاي كوچك الكترونيك بود كه حالا تبديل به شركنهاي بيو تكنولژي شده است. بنابر اين كمكهاي دولتي به اين شركتها در حال رشد است. اگر شما مي خواهيذ يك شركت كوچك را شروع كنيد كه روزي كسي آنرا به قيمت بالائي بخرد، شما بايد در زمينه مهندسي ژنتيك و بيو تكنو لژيك و غيره فعاليت كنيد. اين مسئله سابقه تاريخي دارد . هميشه يك بخش پوياي فدرال ،رشد اقتصادي بدست خواهد آورد.
يكي از دلايل اصلي كه آمريكا ميخواهد كنترل نفت را بدست بگيرد بدليل برگشت سود آن در راه هاي مختلف است. تنها سود نفت نيست بلكه فروش نطامي هم هست. بزرگترين خريداران اسلحه آمريكا و انگليس عربستان و امارات متحده عربي هستند. آنها بيشتربن اين جنگ افزار را مي خرند و اين سود براي شركتهاي داراي تكنولوژي فرا پيشرفته هست. اين پول به خزانه داري آمريكا و سهام مربوط به خزانه داري سرازير ميشود. به طرق مختلف اين پول به اقتصاد آمريكا و انگليس كمك ميكند.
در سال 1958 وقتي كه عراق كنترل كارتل نفتي ” انگلو -آمريكن“ را بدست گرفت انگليس بشدت وحشت زده شد. در آن زمان انكليس متكي به سود نفت كويت بود و نياز مند دلارهاي نفتي كويت براي حمايت اقتصاد ش بود. در آن زمان انگليس و آمريكا تصميم گرفتند كه يك نوعي از خود كفائي به كويت اعطا كنند تا از خطر ملي شدن صنعت نفت جلو گيري كنند. تا آنموقع كويت يك مستعمره انگليس بود. آنها به كويتي ها گفتند شما مي توانيد اداره پست خودتان را اداره كنيد و مي توانيد پرچم خودتان را هم داشته باشيد و اين جور چيزها. انگليس گفت اگر چيزي از مسير دلخواهشان خارج شد آنها دخالت نظامي بكنند تا از ادامه كنترل نفت كويت مطمئن شوند و آمريكا هم موافقت كرد تا به عربستان و امارات متحده همان امتيازات را بدهد.
ٍسوال: نظرات مختلفي هم در مورد كنترل اروپا و اقيانوسيه هم هست.
چامسكي : مطمئنا. شخص با هوشي مانند جورج كنن اشاره ميكند كه كنترل منابع نفتي خاور ميانه ” قدرت وتو“ را به آمريكا ميدهد. او بطور مشخص به ژاپن اشاره ميكند. بدين دليل ژاپني ها سخت سرگرم پيدا كردن منابع نفتي مستقل هستند. و بدين دليل آنها رابطه خو بي با اندونزي و ايران پر قرار كرده اند تا از سيستم كنترل آمريكا خارج شوند.
يكي از اهداف طرح مارشال( بعد از جنگ جهاني دوم) تغيير سوخت ژاپن و اروپا از زغال سنگ به نفت بود. اروپا و ژاپن منابع زغال سنگ داشتند ولي آنها تغيير سوخت داد ند تا كنترل را به دست آمريكا بد هند. 2 ميليارد دلار از 13 ميليارد دلار طرح مارشال هزينه شركتهاي نفتي شد. براي در دست داشتن قدرت، كنترل منابع نفتي براي چندين نسل لازم بود.
شوراي امنيت ملي يك پروژه اي را درسال0 200 منتشر كرد بنام “ گرايشات جهاني در سال 2015“ . آنها پيش بيني هاي جالبي در مورد افزايش تروريسم بر اثر جهاني شدن كرده اند. آنها مستقيما اينرا مي گويند. آنها اعلام ميكنند كه ما به سمت افزايش فا صله اقتصادي مي رويم بر عكس آنچه كه تتوري اقتصادي پيش بيني مي كند. اما آنها واقع گرا هستند و مي گويند كه ما به سمت نطامي گري بيشتر ، تنش ها و دشمني ها و خشونت بيشتر مي رويم. بسياري ار آنها بر عليه آمريكا خواهد بود.
آنها همجنين پيش بيني مي كنند كه نفت خاورميانه اهميت بيشتري براي انرژي و صنعت دنيا خواهد داشت. اما آمريكا به آن متكي نخواهد بود ولي بهتر است كه كنترل آن را داشته باشد . كنترل نفت بهتر از موضوع دسترسي داشتن به آن است.
سؤال: نطر شما در مورد جنبش ضد جنگ اخير در مقايسه با جنگ ويتنام چيست؟ مردم از شركت در تظا هرات ضد جنگ چه چيزي به دست خواهند آورد.؟ فكر مي كنيد امكان جلوگيري از وقوع جنگ هست؟
چامسكي: خيلي سخت است زيرا زمان كم است. اما شما مي توانيد هزينه آنرا (براي دولت) بيشتر كنيد كه البته خيلي مهم است. حتي اگر اين جنك متوقف نشود اين مهم است كه هزينه جنگ زياد شود كه جنگ بعدي اتفاق نيفتد.
در مقايسه با جنبش ضد جنگ ويتنام اين جنبش جلو هست. مردم در مورد جنبش ويتنام صحبت مي كنند ولي آنها يا فراموش كرده اند و يا نمي دانند كه در عمل چگونه بوده است.
جنگ در 1962 يا حملات هوائي ،بمبا ران هاي شيميائي و اردوگاه هاي كار اجباري شروع شد . اعتراضي تا 4-5 سال بعد از شروع جنگ انجام نشد كه آنهم در مورد شمال بودو عملا اعتراضي در مورد بمبارن هاي جنوب نشد. حمله اصلي هم عليه ويتنام جنوبي بود.
. اين بار تعتراضات قبل از شروع جنگ شده است. من نمي توانم از يك مورد اعتراض عليه جنگي در اروپا و آمريكا در هيچ سطحي قبل از شروع جنگي مثال بياورم. يك تغييرات بزرگي در فرهنگ مردم غرب بوجود آمده است در اين 30-40 سال گذشته كه پديده نادري است.
سوال: بعضي وقتها به محض اينكه تظا هرات در يك چارچوب انحصاري تمام ميشود، يك راهپيماي هر 6 ماه يكبار شايد، شما مورد حمله قرار مي گيريد. اخيرا تظا هرات مردم بر ضد جنگ در ”برايتون“ مورد حمله پليس با اسپري فلفل و باتوم قرار گرفت در حاليكه مردم در خيابان نشسته بودند
.
چامسكي: تظاهرات بيشتر، سخت گير يهاي بيشتر. اين يك شيوه معمول است . وقتي كه تظا هرات ضد ويتنام شروع شد زور گوئي هاي پليس نيز افزايش يافت. من در آستانه يك زندان دراز مدت بودم كه توسط “تت افنسيو“اين حكم متوقف شد وقتي كه تشكيلات “تت آفنسيو“ بر عليه جنگ تغير موضع داد و دادگاهها را لغو كردند. الان هم مردم بسياري ممكن است كه سر از باز داشتگاه ” گوانتانا بي“ در آورند. . مردم ار اين آكاه هستند.
اگر تظاهرات در يك كشور باشد ستم هم خواهد بود. آيا مي توانند با آن مسئله را حل كنند؟ اين بستگي به عكس العمل الهاي بسياري دارد. در دهه 50 دوران مك كارتيزم دليل موفقيت آن عدم مقاومت در مقابل آن بود. وقتي در دهه 60 آنرا امتحان كردند در جا شكست خورد براي اينكه مردم به سادگي به آن خنديدند. حتي يك ديكتاتور هم نمي تواند همه كار هائي را كه مي خواهد انجام بدهد. بايستي درجه اي از حمايت مردمي را داشته باشد. و در كشورهااي دموكراتيك اين موضوع يك سيستم قدرت شكننده تر است.
سوا ل اصلي در كليه اين مسائل اين است كه مردم چقدر مقاومت نشان بدهند.
Payvandnews.com
Source: sf.indymedia.org/news/2002/12/1555839.php
سانسورمطلق خبري در آمريكا
سانسورمطلق خبري در آمريكا
سعيد آزادي
(سعيد سلطانپور)
October 18, 2001
تنها در دو روز اول بعد از حادثه 11 سپنامبر بود كه هنوز مقامات كاخ سفيد در شوك كامل قرار داشتند خبرهائي درز ميكرد ولي بعد از روز سوم به دستور كاخ سفيد؛ به هيجوجه خبري به بيرون درز نكرد .هفته بعد بالاخره وزير دفاع گفت هر كسي در مورد عمليات صحبت كند و خبري بدهد يك جرم جنائي مرتكب شده است و تحت تعقيب قرار گرفته است.
در دو روز اول خبر نگاران مصاحبه هائي راپخش مي كردند كه مردم مي پرسيدند چرا ما؟ چرااز ما متنفر هستند.؟ واين سوالي هست كه افكار عمومي آمريكا وبويژه اقشار مياني آن از خود خواهند پرسيد.
خبرنكار سي ان ان ااز مك نا مارا وزير جان اف كندي پرسيد “ چرا آمريكا چنين مورد تنفر است؟وي پاسخ داد “حمايت از اسرائيل “
سانسور خبري چنان است كه در موردسرنگوني هواپيماي جهارم كه گويا به سمت كاخ سفيد در حركت بوده است جاي سوالها اساسي است كه آآيا آنها توسط جنگنده هاي آمريكائي ساقط شدند؟ چرا كه در هيچ تصويري تلويزيوني هيچ اثري از لاشه هواپيما نبود؟ .طبق يك سناريوئي كه بعداا اعلام شد كه 4 نفر از مسافران . تصميم گرفتند كه هواپيما را پائين بياورند! (بعدا همه نشان قهرماني دريافت كردند). اين در حالي است كه از سرنوشت جعبه سياه بدست آمده خبري داده نشد. يكي از مسافران هواپيما همسر وزير دادگستري خانمي كه جورج بوش را در فلوريدا برنده اعلام كرد و مد ت جند هفته بر صفحه تلويزيون( در ايام شمارش) بود. وي به همسرش تلفن ميكند و ميگويد هواپيما ربوده شده است. همسر وي با مقامات فرودگاه تماس ميگيرد ولي آنها آنرا تكذيب ميكنند.!!
وزير دادگستري به اف بي ا ي اجازه داد كه هر مظنوني را دستگير كنند (بدون حق داشتن وكيل )و تا هر زمان كه لزم بود وي را در بازداشت نگهدارند..
كنگره تشكيل جلسه داد كه 20 ميليارد دلار به عملياتنجات و تجهيز نيروهاي نظامي اختصاص دهند و همچنين اجازه بدهند جورج بوش با تصميم خودش با هر كشوري اعلام جنگ بكند.دادن يك چك سفيد به جورج بوش جنگ طلب. بر هر كسي كه يه الفباي سياست آشنا بود ميدانست كه وي جنگ را راه خواهد انداخت.
تحليلگران آمريكائي قبل از 11 سپتامبرمعتقد بودند بوش به سختي خواهد توانست بودجه هائي را كه در انتخابات وعده داده بود به تصويب برساند. خبرنگار سي ان ان مي پرسد اگر همه اعصا كنگره موافق تخصيص بودجه درخواستي هستند پس چرا جلسه تا نيمه شب ادامه پيدا كرد؟.تنها يك نماينده راي منقي داد.
از روز سوم بوش دستور دادد كه فقط اوصاع را به سران كنگره و سنا و كميته هاي امنيت و دفاع گزارش كنند تا خبري درز نكند.
ژنرال مسول بخش استراق سمع كه بيشترين بودجهدر ميان سا.مانهاي نظامي و امنيتي (10 ميليارد دلار) را دارد و در عين حال سزي ترين نهاد هم هست در مصاحبه با سي بي اس گفت“ ما در اين مورد نتوانسته بوديم هيچ پيامي بگيريم ولي بعد از حادثه پيامها شروع شد“. خبرنگار پرسيد چطوري چنين چيزي امكان دارد با وجود اين دستگاههاي پيشرفتهاستراق سمع؟. وي گفت طرف مقابل (بن لادن) هم از همين تكنولوژي كه قابل دستيابي است در بازارهاي آمريكا؛ برخوردار است. هفته بعد كالين پاول كفت ما پيامهائي گرفته بوديم وبه تمام سفارتخانه ها اعلام آماده باش داده بوديم ولي فكر نميكرديم كه عمليات داخل كشور است.
ژنرالهاي بازنشسته پي در پي در سي ان ان به تحليل هاي تكراري پرداختند تااينكه ويدئوي بن لادن از تلويزيون الجزيره پخش شد و تما م كانالها آنرا پخش كردند ولي بلافاصله كاخ سفيد از تمام ايستگاههاي راديو تلويزيوني در خواست كرد كه نوار را پخش نكنند با طرح يك ادعاي بچه گانه كه در پيام ممكن است پيام سري باشد!!
وزير امور خارجه كه نقش ماله صاف كن بوش را بعهده دارد از قطر انتتقاد كرد چرا پيام لادن را پخش ميكنند.
واين نشان ميداد كه جورج بوش حاضر نيست كمترين فرصتي يه طرف ديگر بدهد و مي خواهد جنگ امواج را هم ببرد.
در حال حاضر هم كمتر رسانه هاي غربي آوراگان افغان و محلهاي بمبا رانها را نشان ميدهند. نكته درد آور اين است كه تبعيض غير انساني را حتي در مورد مرده ها ميتوان ديد. مدرن ترين دستگاهاي ساختماني در محل برجهاي مركز تجار ت جهاني بدنبال انسانهاي بيگناه هستند و در افغانستان مردم محلي با دست و بيل و كلنگ خاكها را جابجا ميكنند تا قربانيان خشم سرمايه داري جهاني را از زير ويرانه ها بيرون بياورند.
وزارت دفاع اعلاام كرد كه يك بمب باهوش با يك كيلومتر اختلاف به منطقه مسكوني اطراف فرودگاه كابل اثابت كرد. (واي به حال به بمبهاي خنگ كه كجا خواهند خورد)
وزير دفاع ژدر پاسخ يك خبرنگار در مورد تلفات غير نظامي افغان گفت “طالبان دروغ ميگويند همه ميدانند كه ما دروغ نمي گوئيم“!!
امروز در خبرها آمده بود كه 700 نفر كه د ر آمريكا بازداشت شده اندوه البته همه از مسلمانان هستند. همچنان در بازداشت به سر ميبرند و هيچ اعلام جرمي هم عليه آنها نشده است. در كانادا يك مرد يمني كه 3 تا پاسپورت داشته است مدت يك ماه است كه در بازداشت است و به وكيل كانادائي وي هم اجازه ملاقات نمي دهند وي در اين مدت در سلول انفرادي است. عليه وي توسط دولت كانادا اعلام جرمي نشده است. وي در هواپيمائي بود كه از آمريكا به كانادا فرستاده شد (11 سيپتامبر)
البته اين بار جنگ جهاني دوم نيست كه مردم با راديو هاي يك موج خبر جنگ را دنبال كنند و به هر آنچه كه از راديو بيرون مي آمد باور داشته باشند. شايد وجود اينتر نت و ارتباطات نوين بود كه خطر جنگ جهاني سوم را موقتا از بشزيت دور كردند. وقتي كه بياد بياوريم رگهاي بر آمده گردن آاقاي بوش و صداي لرزان از فرط خشم توني بلر كه مرد ميدان ميطلبيدند و شعار جنگ جنگ تا پيروزي را سر مي دادند.
سانسور خبري اولين مرحله تهاجم عليه آزاديهاي فردي است كه راه به خفه كردن صداهاي معترصان جنگ و شكستن قلم آزاد انديشان خواهد بود.
جنگ نفرت انگيز است . پولي كه صرف جنگ ميشوداگر صرف آموزش و رفاه انسانها بشود جنگ ضرورتي نخواهد داشت. انسانها در سر تا سر دنيا مشكلي با يكديگر ندارندو اين دولتها هستند كه تخم كينه و نفاق را مي پراكنند.
سكوت در قبال جنك نا برابر عليه مردم افغانستان؛ آمريكا را به ادامه جنگ عليه ديگر كشورهاي منطقه مانند ايران و عراق ترغيب خواهد كرد.
براي صلح جهاني و نابودي جهل در هر شكلي به اندازه توان بكوشيم.
زنده باد صلح و آزادي
سعيد آزادي
(سعيد سلطانپور)
October 18, 2001
تنها در دو روز اول بعد از حادثه 11 سپنامبر بود كه هنوز مقامات كاخ سفيد در شوك كامل قرار داشتند خبرهائي درز ميكرد ولي بعد از روز سوم به دستور كاخ سفيد؛ به هيجوجه خبري به بيرون درز نكرد .هفته بعد بالاخره وزير دفاع گفت هر كسي در مورد عمليات صحبت كند و خبري بدهد يك جرم جنائي مرتكب شده است و تحت تعقيب قرار گرفته است.
در دو روز اول خبر نگاران مصاحبه هائي راپخش مي كردند كه مردم مي پرسيدند چرا ما؟ چرااز ما متنفر هستند.؟ واين سوالي هست كه افكار عمومي آمريكا وبويژه اقشار مياني آن از خود خواهند پرسيد.
خبرنكار سي ان ان ااز مك نا مارا وزير جان اف كندي پرسيد “ چرا آمريكا چنين مورد تنفر است؟وي پاسخ داد “حمايت از اسرائيل “
سانسور خبري چنان است كه در موردسرنگوني هواپيماي جهارم كه گويا به سمت كاخ سفيد در حركت بوده است جاي سوالها اساسي است كه آآيا آنها توسط جنگنده هاي آمريكائي ساقط شدند؟ چرا كه در هيچ تصويري تلويزيوني هيچ اثري از لاشه هواپيما نبود؟ .طبق يك سناريوئي كه بعداا اعلام شد كه 4 نفر از مسافران . تصميم گرفتند كه هواپيما را پائين بياورند! (بعدا همه نشان قهرماني دريافت كردند). اين در حالي است كه از سرنوشت جعبه سياه بدست آمده خبري داده نشد. يكي از مسافران هواپيما همسر وزير دادگستري خانمي كه جورج بوش را در فلوريدا برنده اعلام كرد و مد ت جند هفته بر صفحه تلويزيون( در ايام شمارش) بود. وي به همسرش تلفن ميكند و ميگويد هواپيما ربوده شده است. همسر وي با مقامات فرودگاه تماس ميگيرد ولي آنها آنرا تكذيب ميكنند.!!
وزير دادگستري به اف بي ا ي اجازه داد كه هر مظنوني را دستگير كنند (بدون حق داشتن وكيل )و تا هر زمان كه لزم بود وي را در بازداشت نگهدارند..
كنگره تشكيل جلسه داد كه 20 ميليارد دلار به عملياتنجات و تجهيز نيروهاي نظامي اختصاص دهند و همچنين اجازه بدهند جورج بوش با تصميم خودش با هر كشوري اعلام جنگ بكند.دادن يك چك سفيد به جورج بوش جنگ طلب. بر هر كسي كه يه الفباي سياست آشنا بود ميدانست كه وي جنگ را راه خواهد انداخت.
تحليلگران آمريكائي قبل از 11 سپتامبرمعتقد بودند بوش به سختي خواهد توانست بودجه هائي را كه در انتخابات وعده داده بود به تصويب برساند. خبرنگار سي ان ان مي پرسد اگر همه اعصا كنگره موافق تخصيص بودجه درخواستي هستند پس چرا جلسه تا نيمه شب ادامه پيدا كرد؟.تنها يك نماينده راي منقي داد.
از روز سوم بوش دستور دادد كه فقط اوصاع را به سران كنگره و سنا و كميته هاي امنيت و دفاع گزارش كنند تا خبري درز نكند.
ژنرال مسول بخش استراق سمع كه بيشترين بودجهدر ميان سا.مانهاي نظامي و امنيتي (10 ميليارد دلار) را دارد و در عين حال سزي ترين نهاد هم هست در مصاحبه با سي بي اس گفت“ ما در اين مورد نتوانسته بوديم هيچ پيامي بگيريم ولي بعد از حادثه پيامها شروع شد“. خبرنگار پرسيد چطوري چنين چيزي امكان دارد با وجود اين دستگاههاي پيشرفتهاستراق سمع؟. وي گفت طرف مقابل (بن لادن) هم از همين تكنولوژي كه قابل دستيابي است در بازارهاي آمريكا؛ برخوردار است. هفته بعد كالين پاول كفت ما پيامهائي گرفته بوديم وبه تمام سفارتخانه ها اعلام آماده باش داده بوديم ولي فكر نميكرديم كه عمليات داخل كشور است.
ژنرالهاي بازنشسته پي در پي در سي ان ان به تحليل هاي تكراري پرداختند تااينكه ويدئوي بن لادن از تلويزيون الجزيره پخش شد و تما م كانالها آنرا پخش كردند ولي بلافاصله كاخ سفيد از تمام ايستگاههاي راديو تلويزيوني در خواست كرد كه نوار را پخش نكنند با طرح يك ادعاي بچه گانه كه در پيام ممكن است پيام سري باشد!!
وزير امور خارجه كه نقش ماله صاف كن بوش را بعهده دارد از قطر انتتقاد كرد چرا پيام لادن را پخش ميكنند.
واين نشان ميداد كه جورج بوش حاضر نيست كمترين فرصتي يه طرف ديگر بدهد و مي خواهد جنگ امواج را هم ببرد.
در حال حاضر هم كمتر رسانه هاي غربي آوراگان افغان و محلهاي بمبا رانها را نشان ميدهند. نكته درد آور اين است كه تبعيض غير انساني را حتي در مورد مرده ها ميتوان ديد. مدرن ترين دستگاهاي ساختماني در محل برجهاي مركز تجار ت جهاني بدنبال انسانهاي بيگناه هستند و در افغانستان مردم محلي با دست و بيل و كلنگ خاكها را جابجا ميكنند تا قربانيان خشم سرمايه داري جهاني را از زير ويرانه ها بيرون بياورند.
وزارت دفاع اعلاام كرد كه يك بمب باهوش با يك كيلومتر اختلاف به منطقه مسكوني اطراف فرودگاه كابل اثابت كرد. (واي به حال به بمبهاي خنگ كه كجا خواهند خورد)
وزير دفاع ژدر پاسخ يك خبرنگار در مورد تلفات غير نظامي افغان گفت “طالبان دروغ ميگويند همه ميدانند كه ما دروغ نمي گوئيم“!!
امروز در خبرها آمده بود كه 700 نفر كه د ر آمريكا بازداشت شده اندوه البته همه از مسلمانان هستند. همچنان در بازداشت به سر ميبرند و هيچ اعلام جرمي هم عليه آنها نشده است. در كانادا يك مرد يمني كه 3 تا پاسپورت داشته است مدت يك ماه است كه در بازداشت است و به وكيل كانادائي وي هم اجازه ملاقات نمي دهند وي در اين مدت در سلول انفرادي است. عليه وي توسط دولت كانادا اعلام جرمي نشده است. وي در هواپيمائي بود كه از آمريكا به كانادا فرستاده شد (11 سيپتامبر)
البته اين بار جنگ جهاني دوم نيست كه مردم با راديو هاي يك موج خبر جنگ را دنبال كنند و به هر آنچه كه از راديو بيرون مي آمد باور داشته باشند. شايد وجود اينتر نت و ارتباطات نوين بود كه خطر جنگ جهاني سوم را موقتا از بشزيت دور كردند. وقتي كه بياد بياوريم رگهاي بر آمده گردن آاقاي بوش و صداي لرزان از فرط خشم توني بلر كه مرد ميدان ميطلبيدند و شعار جنگ جنگ تا پيروزي را سر مي دادند.
سانسور خبري اولين مرحله تهاجم عليه آزاديهاي فردي است كه راه به خفه كردن صداهاي معترصان جنگ و شكستن قلم آزاد انديشان خواهد بود.
جنگ نفرت انگيز است . پولي كه صرف جنگ ميشوداگر صرف آموزش و رفاه انسانها بشود جنگ ضرورتي نخواهد داشت. انسانها در سر تا سر دنيا مشكلي با يكديگر ندارندو اين دولتها هستند كه تخم كينه و نفاق را مي پراكنند.
سكوت در قبال جنك نا برابر عليه مردم افغانستان؛ آمريكا را به ادامه جنگ عليه ديگر كشورهاي منطقه مانند ايران و عراق ترغيب خواهد كرد.
براي صلح جهاني و نابودي جهل در هر شكلي به اندازه توان بكوشيم.
زنده باد صلح و آزادي
سياست يك بام و دو هواي آقاي بوش در تعريف جنگ و اسراي جنگي
سياست يك بام و دو هواي آقاي بوش در تعريف جنگ و اسراي جنگي
سعيد آزادي
سعيد آزادي
( سعيد سلطانپور
January 17, 2002
اينروزها در پي انتقال دو دسته از اسراي طالبان و القاعده از فرودگاه قند هار به پايگاه نيروي دريائي آمريكا در خليج كوبا ابتدا شيوه انتقال غير انساني آنها و ديگري
تعريف جديد دولتمردان آمريكا ئي از قوانين ژنو در مورد اسراي جنگي بحث هائي زيادي را دربين نيروهاي مترقي حقوق بشري از جمله خانم رابينسون مسول كمسيون پناهندگان سازمان ملل باعث شده است . با هم به سير اين تحولات از جمله مروري بر كنوانسيون ژنو مي پردازيم.
آقاي بوش بعد از حمله تروريستي 11 سپتامبراين حركت را جنگ عليه آمريكا اعلام كرد و ناتو نيز به استناد آن در جنگ عليه طالبان و القاعده شركت كرد. اما اينك وقتي كه سخن از اسراكه در اين لشگر كشي به اسارت در آمده اند ميشود آمريكا آنان را اسير جنگي تلقي نمي كند. و اتحاريه اروصا در اين مورد سكوت ميكند. وزير دفاع آمريكا آنانرا “ جنگجويان غير قانوني “ ميخواند . و بدين ترتيب آنانرا از معاهده 1949ژنو مستثني ميكند كه دولت آمريكا آنرا امضا كرده است.
به موجب معاهده ژنو هر كسي كه در جنگ شركت كند اعم از سرباز ؛ داوطلب ؛ افراد شبه نظامي ( ميليشيا) ودر جنگ داخل محدوده يا خارج از آن حتي در صورتيكه آن منطقه اشغال شده باشد دستگير شود يك اسير جنگي محسوب ميشود. معاهده تنها جاسوسان و كساني راكه اقدام به خرابكاري (سابو تاژ) كرده و خود را بطور علني جنگجو (سرباز) معرفي نمي كنند شامل اين معاهده نمي داند.
بر طبق اين تعريف از انجا كه جنگجويان طالبان و القاعده بطور علني بر عليه دشمن خودشان مي جنگيدنداسير جنگي هستند. ولي عضوسابق شوراي امنيت آمريكا ميگويد از انجا كه طالبان توسط آمريكا و ديگر كشورها برسميت شناخته نشده بود لذا آنان اسير جنگي تلقي نمي شوند.!! اين در حالي است كه در زماني كه متحدين در قلعه جنگي هزازان نفر از افرا د القاعده و طالبان را كه درپي مذاكره با ژنرال دوستم خودشان را تسليم كرده بودند آمريكا آنان را اسراي جنگي اعلام كرد هرچند كه اكثريت آنان در پي شورش توسط متحدين قتل عام شدند.
آمريكا پس از شكست در دستگيري بن لادن وملا عمرعليرغم داشتن تمامي امكانات نياز به اطلاعات دارد كه در صورت به رسميت شناختن آنان به عنوان اسير جنگي از اين اطلاعات احتمالي محروم خواهد شد.
بر طبق معاهد ژنو يك سرباز ميتواند اسم و رده خويش و شماره نظامي خودش رااعلام كند و مجاز است كه هيچ گونه اطلاعات ديگري را نگويد. بايد با اسرا در همه حال بطور انساني رفتارشود. از هرگونه بي حرمتي به آنان خودداري شود. در حالي كه مشاهده كرديم كه سرهاي زندانيان را تراشيده بودند . سر هايشان را با نقاب پوشانده بودند. به پاهايشان پا بند زده بودند و آنان را در يك محوطه با زنجير بهم وصل كرده بودند در حاليكه به مدت چندين روز زير بازجوئي هاي شديد بودند. رئيس ستاد مشترك آمريكا براي توجيه كردن رفتار غير انساني سربازان آمريكائي در مصاحبه اعلام كرد كه “اينها خيلي خطرناك هستند و ميتوانند هواپيما را منفجر كنند.!“
در كوبا اسرا در قفسهاي تتگ با سقف هاي آهني درزير نور چراغهاي هالوژني نكهداري ميشوند. شيوه اي كه در كشورهاي ذيكتاتوري استفاده ميشود تا مقاومت زنداني را به دليل كم خوابي و آزار نور در هم بشكنند. البته خانم عضو سلبق شوراي امنيت ملي آمريكادر توجيه محل اسرا مي گويد“ در معاهده ژنو صحبت از شكل زندان نشده است بلكه صحبت از نحوه رفتار شده است كه نحوه رفتاربا آنان هم انساني است“! وي اضافه كرد كه در حال ساختن تاسيسات مناسب براي آنان هستند
زندانيان به نوعي مديون خبرنگاران با دوربين هاي قوي هستند كه از مراسم انتقال فيلم برداري كردند. يكي از دلايل اصلي سانسور مطلق خبري هم در راستاي اين سياست دولت آمريكا هست كه مردم آمريكا از واقعيات بي خبر باشند.
صليب سرخ جهاني بايد بطور دائم به زندانيان دسترسي داشته ياشد و نيز اسراي جنگي نمي توانند در يك دادگاه محاكمه شوند كه اين بر خلاف نظر آمريكا ست كه قصد دارد آنانرا در يك دادگاه نظامي سري محاكمه كند.
آمريكا ميداند كه بسياري از شهروندانش هر كسي را در ارتباط با 11 سپتامبر بوده است مستحق چنين رفتاري ميدانند. ولي بهتر است آمريكا اسامي زندانيان را اعلام كندكه مشخص شود چه كساني در ارتباط مستقيم با حوادث 11 سپتامبر دستگير شده اند. كه البته با توجه به شكست نيروهاي اطلاعاتي امريكا در پيشگيري 11 سپتامبر و دستگيري بن لادن آنان ميخواهند همه زندانيان را از افغانستان خارج كنند و تحت باز جوئي قرار بدهند.
اما يك سوال اساسي باقي ميماند بالاخره جنگ علبه تروريزم است يا نه؟ 11 سپتامبر يك عمليات تروريستي بود كه آقاي بوش آنرا جنگ اعلام كرد . خوب همانگونه كه آمريكا حق دفاع از خود را دارد و به افغانستان حمله ميكند پس چرا طرف مقابل همين حق را ندارد كه از خود دفاع كند؟ اگر جنگ است پس چرا دستگير شدگان اسير جنگي قلمداد نميشوند؟
كشورهاي امضا كننده معاهده ژنو بخاطر نوع بشر آن را امضا نكرند بلكه آنرا بخاطر سربازان خودشان امضا كردند كه در صورت اسارت با آنان به خوبي رفتار شود. وشايد هم در 1949 دولتها اخلاقانه تر از دولتهاي فعلي عمل ميكردند.
azadi@sprint.ca
آقاي بوش بعد از حمله تروريستي 11 سپتامبراين حركت را جنگ عليه آمريكا اعلام كرد و ناتو نيز به استناد آن در جنگ عليه طالبان و القاعده شركت كرد. اما اينك وقتي كه سخن از اسراكه در اين لشگر كشي به اسارت در آمده اند ميشود آمريكا آنان را اسير جنگي تلقي نمي كند. و اتحاريه اروصا در اين مورد سكوت ميكند. وزير دفاع آمريكا آنانرا “ جنگجويان غير قانوني “ ميخواند . و بدين ترتيب آنانرا از معاهده 1949ژنو مستثني ميكند كه دولت آمريكا آنرا امضا كرده است.
به موجب معاهده ژنو هر كسي كه در جنگ شركت كند اعم از سرباز ؛ داوطلب ؛ افراد شبه نظامي ( ميليشيا) ودر جنگ داخل محدوده يا خارج از آن حتي در صورتيكه آن منطقه اشغال شده باشد دستگير شود يك اسير جنگي محسوب ميشود. معاهده تنها جاسوسان و كساني راكه اقدام به خرابكاري (سابو تاژ) كرده و خود را بطور علني جنگجو (سرباز) معرفي نمي كنند شامل اين معاهده نمي داند.
بر طبق اين تعريف از انجا كه جنگجويان طالبان و القاعده بطور علني بر عليه دشمن خودشان مي جنگيدنداسير جنگي هستند. ولي عضوسابق شوراي امنيت آمريكا ميگويد از انجا كه طالبان توسط آمريكا و ديگر كشورها برسميت شناخته نشده بود لذا آنان اسير جنگي تلقي نمي شوند.!! اين در حالي است كه در زماني كه متحدين در قلعه جنگي هزازان نفر از افرا د القاعده و طالبان را كه درپي مذاكره با ژنرال دوستم خودشان را تسليم كرده بودند آمريكا آنان را اسراي جنگي اعلام كرد هرچند كه اكثريت آنان در پي شورش توسط متحدين قتل عام شدند.
آمريكا پس از شكست در دستگيري بن لادن وملا عمرعليرغم داشتن تمامي امكانات نياز به اطلاعات دارد كه در صورت به رسميت شناختن آنان به عنوان اسير جنگي از اين اطلاعات احتمالي محروم خواهد شد.
بر طبق معاهد ژنو يك سرباز ميتواند اسم و رده خويش و شماره نظامي خودش رااعلام كند و مجاز است كه هيچ گونه اطلاعات ديگري را نگويد. بايد با اسرا در همه حال بطور انساني رفتارشود. از هرگونه بي حرمتي به آنان خودداري شود. در حالي كه مشاهده كرديم كه سرهاي زندانيان را تراشيده بودند . سر هايشان را با نقاب پوشانده بودند. به پاهايشان پا بند زده بودند و آنان را در يك محوطه با زنجير بهم وصل كرده بودند در حاليكه به مدت چندين روز زير بازجوئي هاي شديد بودند. رئيس ستاد مشترك آمريكا براي توجيه كردن رفتار غير انساني سربازان آمريكائي در مصاحبه اعلام كرد كه “اينها خيلي خطرناك هستند و ميتوانند هواپيما را منفجر كنند.!“
در كوبا اسرا در قفسهاي تتگ با سقف هاي آهني درزير نور چراغهاي هالوژني نكهداري ميشوند. شيوه اي كه در كشورهاي ذيكتاتوري استفاده ميشود تا مقاومت زنداني را به دليل كم خوابي و آزار نور در هم بشكنند. البته خانم عضو سلبق شوراي امنيت ملي آمريكادر توجيه محل اسرا مي گويد“ در معاهده ژنو صحبت از شكل زندان نشده است بلكه صحبت از نحوه رفتار شده است كه نحوه رفتاربا آنان هم انساني است“! وي اضافه كرد كه در حال ساختن تاسيسات مناسب براي آنان هستند
زندانيان به نوعي مديون خبرنگاران با دوربين هاي قوي هستند كه از مراسم انتقال فيلم برداري كردند. يكي از دلايل اصلي سانسور مطلق خبري هم در راستاي اين سياست دولت آمريكا هست كه مردم آمريكا از واقعيات بي خبر باشند.
صليب سرخ جهاني بايد بطور دائم به زندانيان دسترسي داشته ياشد و نيز اسراي جنگي نمي توانند در يك دادگاه محاكمه شوند كه اين بر خلاف نظر آمريكا ست كه قصد دارد آنانرا در يك دادگاه نظامي سري محاكمه كند.
آمريكا ميداند كه بسياري از شهروندانش هر كسي را در ارتباط با 11 سپتامبر بوده است مستحق چنين رفتاري ميدانند. ولي بهتر است آمريكا اسامي زندانيان را اعلام كندكه مشخص شود چه كساني در ارتباط مستقيم با حوادث 11 سپتامبر دستگير شده اند. كه البته با توجه به شكست نيروهاي اطلاعاتي امريكا در پيشگيري 11 سپتامبر و دستگيري بن لادن آنان ميخواهند همه زندانيان را از افغانستان خارج كنند و تحت باز جوئي قرار بدهند.
اما يك سوال اساسي باقي ميماند بالاخره جنگ علبه تروريزم است يا نه؟ 11 سپتامبر يك عمليات تروريستي بود كه آقاي بوش آنرا جنگ اعلام كرد . خوب همانگونه كه آمريكا حق دفاع از خود را دارد و به افغانستان حمله ميكند پس چرا طرف مقابل همين حق را ندارد كه از خود دفاع كند؟ اگر جنگ است پس چرا دستگير شدگان اسير جنگي قلمداد نميشوند؟
كشورهاي امضا كننده معاهده ژنو بخاطر نوع بشر آن را امضا نكرند بلكه آنرا بخاطر سربازان خودشان امضا كردند كه در صورت اسارت با آنان به خوبي رفتار شود. وشايد هم در 1949 دولتها اخلاقانه تر از دولتهاي فعلي عمل ميكردند.
azadi@sprint.ca
كشف كارخانه شيميائي در نجف ،حلقه اي از مجموعه جنگ هاي رواني تبليغاتي آمريكا و انگليس
كشف كارخانه شيميائي در نجف ،حلقه اي از مجموعه جنگ هاي رواني تبليغاتي آمريكا و انگليس
هر گونه كشفي بدون تائيد و نظارت بازرسان سازمان ملل فاقد مشروعيت قانوني و بين المللي است.
سعيد سلطانپور
March 26, 2003
طراحان سيا و سيا پنتاگون سر خورده ازبدست آوردن يك پيروزي سريع كه نشان از نادرست و كامل نبودن اطلاعات و تحليل هاي سازمان سيا و نير وهاي مخالف صدام در خارج عراق مي باسد براي مشروع جلوه دادن حمله خود نياز به“انبار هاي سلاح هاي كشتار دسته جمعي “ دارند.
دولت آمريكا با پا فشاري در مورد وجود سلاح هاي كشتار جمعي در دست صدام حسين يكطرفه به روند مذا كرات سياسي پايان دادند و ماموريت بازرسان سازمان ملل را نيمه تمام گذاشتند.
در ساعات اوليه جنگ تمامي توجه مطبوعات حمله احتمالي موشكي عراق (مو شك هاي اسكاد )به اسرائيل وكويت بود كه تا ابن لظه كه يك هفته از جنگ مي گذرد و مناطق جنوبي عراق به تصرف نيروهاي آمريكا ئي در آمده است نشاني از اين مو شكها بدست نيامده است.
در روز 4 جنگ نير وهاي آمريكائي اعلام كردند كه كارخانه بزرگ شيميائي را در كنار يك پادگان نظامي در نزديكي نجف كه استتار شده بود كشف كردند. و اين كارخانه مواد شيميائي خطرناك توليد مي كند. از انجا كه مي دانستند حداقل غير آمريكائي ها به اين سادگي آن را باور نمي كنند اعلام كردند كه كتر خانه مانند صحرا رنگ آميزي شده بود كه از بالا قابل شنا سائي نبود.
لازم نيست كه شما در مورد ماهواره متخصص باشيدتا به اين ادعا بخنديد. اگر به تبليغ يكي از تلفن هاي دستي يك كمپاني آمريكائي نگاه كرد ه بوديد كه چگونه تلفن و شخص همراه آنرا در يك ساحل زيبا از طريق ماهواره مشخص و بز رگنمائي مي كرد . مسلما كارخانه يك شبه ساخته نشده بود كه قابل شناسائي ماهواره هاي آمريكائي قرار نگرفته باشد.
با ادامه مقاومت نير وهاي عراقي بويژه نيرو هاي عادي بنام فدائيان صدام و زمين گير شدن انگليسي ها در بصره و ناصريه امكان ادامه بزرگ نمائي نبود. با گذشت زمان لحن آمريكائي ها به كارخانه مشكوك تغيير و سپس بكلي از خبرها محو شد.
آمريكا از هول حليم (نفت عراق) به ديگ (در گير شدن در يك جنگ نه چندان آسان و ضربه به اعتبار خود)افتاده است نه از نظر نظامي بلكه از نظر سياسي و رواني.
از آنجائي گه پل هاي پشت سر ش نظير سازمان ملل و اتحاديه عرب و اروپا را نيز خراب كرده است و در عمل هم با اتخاذ تا كتيك هاي غلط د رجنگ عملا مردم عراق را پشت سر صدام متحد مي كند شديدا نياز به يك پيروزي آسان دارد
..
آمريكا با توجه به تجربه افغانستان كه نير وهاي شمال بدون اجازه آمريكا با حمايت روسيه كه كابل را تصر ف كردند و بهمين دليل آمريكا مجبور شد كه به آنان نقش پر رنگي در آينده افغانستان بدهد.( وزاري دفاع،كشور و خارجه از نير وهاي شمال هستند.) آمريكا حاضر نيست به نير وهاي داخلي قدرت زيادي بدهد زيرا در آنصورت مشكل كنترل نفت حل نشده باقي خواهد ماند. اگر از كردها بخواهد كه و ارد عمل شوند باعث دخالت نيروهاي ترك به منظور دفاع از اقليت تركمن در شمال مي شود . اگر از نيروهاي سپاه بدر استفاده كند آنان نقش مهم تري در اداره عراق مي خواهند. امريكا تنها نيروهاي وابسته به خودش مانند احمد چلبي را مي خواهد كه آنان بعلت اقامت در غرب برا ي ساليان دراز بنظر ميرسد كه محبوبيت و قدرت چنداني ندارند.
اگر نير وهاي عراقي اقليت متحد آمريكا وارد جنگ شوند در اين صورت تضميني براي گسترس دامنه جنگ به ايران نيست زيا نيرو هاي پصاه بدر و طالباني با نيروهاي مجاهدين كه چندين پايگاه در مسير د ارند درگير خواهند شد كه مي تواند جبهه جديدي عليه ايران باز شود.
حداقل دولت ايران در حال حاضر خواهان ايجاد چنني در گيريد رداخل مر زهاي ايران نيست و بدين دليل هم هست كه از ورود آوراگان عراقي به ايران جلوكيري مي نمايد.
نيروهاي فعلي آمريكا در عمليات نير وهاي تهاجمي هستند و اگر آمريكا بخواهد عراق را در دست خودش و از طريق فر ماندار نظامي نگه دارد در آن صورت نياز مند لشگر هاي پدافندي است كه در خطوط جبهه ها مستقر شوند. كه نشان از طولاني شدن عمليا ت دارد.
در اين راستا آمريكا براي سر گرم كردن مردم آمريكا كه ساليان دراز است توسط شبكه هاي تلويزيوني شستشوي مغزي شده اند و برنامه ريزي شده اند نياز به شو دارد تا اكثريت آنان را همچنان پشت سر رئيس جمهور كه شايد يكي از كم اطلا ع ترين سياستمداران تاريح آمريكا هست ،نگهدارند. بطور نمونه آنان روسيه را متهم كردند كه به عراق تجهيزات مي رساند و اين دليل عدم موفقيت طرح آمريكا هست. در حاليكه آسمان عراق كاملا در اختيار آمريكا و انگليس است و عراق اصلا پر وازي انجام نداده است . راه در يائي كه از طريق فاو و ام ااقصر انجام مي شود كه تحت كنترل آتگليسي ها ست. تنها راه زميني هم كه ايران است و چنين ريسكي را دولت ايران نمي پذيرد كه با آمريكا در حال حاضر در گير شود.
در اين راستا بد نيست اگر اشاره اي هم به ايران و كشفيات اين چنيني داشته باشم در سالهاي 58تا 60 كه مقر هاي سازمانهاي سياسي مانند مجاهدين مورد هجوم چماقداران وابسته به حزب جمهوري اسلامي در شهر هاي مختلف قرار مي گرفت هميشه مقداري قرص صد حاملگي پيدا مي شد. اين كشفيات مورد استفاده تبليغاتي در منابر و مساجد بر عليه اين نيروها براي زمينه سازي پاكسازي كه در سال 60 انجام شد قرار گرفت.
در هر حال با مقاومت ببشتر بايد شاهد تغيير شيوه آمريكا در تا كتيك و تبليغ جنگ باشيم. آنها با تمامي امكانات خود مانند بمبهاي اتمي خفيف شده استفاده خواهند كرد و تلفات غير نظاميان بالا خواهد رفت.
در هر حال نكته ا يكه مهم است هر كشفي بدون تاييد بازرسان سازمان ملل و دكتر هانس بليكس مشروع نيست و پروسه كشف مدارك سري و مواد شيميائي احتمالي بايد با نطارت سازمان ملل باشد. افشاي نا درست بودن انگليس در گزارش به سازمان ملل كه از پايان نامه يك دانشجو با استفاده از منابع نشريات نوشته شده بود دليل اين تاكيد ماست.
هر گونه كشفي بدون تائيد و نظارت بازرسان سازمان ملل فاقد مشروعيت قانوني و بين المللي است.
سعيد سلطانپور
March 26, 2003
طراحان سيا و سيا پنتاگون سر خورده ازبدست آوردن يك پيروزي سريع كه نشان از نادرست و كامل نبودن اطلاعات و تحليل هاي سازمان سيا و نير وهاي مخالف صدام در خارج عراق مي باسد براي مشروع جلوه دادن حمله خود نياز به“انبار هاي سلاح هاي كشتار دسته جمعي “ دارند.
دولت آمريكا با پا فشاري در مورد وجود سلاح هاي كشتار جمعي در دست صدام حسين يكطرفه به روند مذا كرات سياسي پايان دادند و ماموريت بازرسان سازمان ملل را نيمه تمام گذاشتند.
در ساعات اوليه جنگ تمامي توجه مطبوعات حمله احتمالي موشكي عراق (مو شك هاي اسكاد )به اسرائيل وكويت بود كه تا ابن لظه كه يك هفته از جنگ مي گذرد و مناطق جنوبي عراق به تصرف نيروهاي آمريكا ئي در آمده است نشاني از اين مو شكها بدست نيامده است.
در روز 4 جنگ نير وهاي آمريكائي اعلام كردند كه كارخانه بزرگ شيميائي را در كنار يك پادگان نظامي در نزديكي نجف كه استتار شده بود كشف كردند. و اين كارخانه مواد شيميائي خطرناك توليد مي كند. از انجا كه مي دانستند حداقل غير آمريكائي ها به اين سادگي آن را باور نمي كنند اعلام كردند كه كتر خانه مانند صحرا رنگ آميزي شده بود كه از بالا قابل شنا سائي نبود.
لازم نيست كه شما در مورد ماهواره متخصص باشيدتا به اين ادعا بخنديد. اگر به تبليغ يكي از تلفن هاي دستي يك كمپاني آمريكائي نگاه كرد ه بوديد كه چگونه تلفن و شخص همراه آنرا در يك ساحل زيبا از طريق ماهواره مشخص و بز رگنمائي مي كرد . مسلما كارخانه يك شبه ساخته نشده بود كه قابل شناسائي ماهواره هاي آمريكائي قرار نگرفته باشد.
با ادامه مقاومت نير وهاي عراقي بويژه نيرو هاي عادي بنام فدائيان صدام و زمين گير شدن انگليسي ها در بصره و ناصريه امكان ادامه بزرگ نمائي نبود. با گذشت زمان لحن آمريكائي ها به كارخانه مشكوك تغيير و سپس بكلي از خبرها محو شد.
آمريكا از هول حليم (نفت عراق) به ديگ (در گير شدن در يك جنگ نه چندان آسان و ضربه به اعتبار خود)افتاده است نه از نظر نظامي بلكه از نظر سياسي و رواني.
از آنجائي گه پل هاي پشت سر ش نظير سازمان ملل و اتحاديه عرب و اروپا را نيز خراب كرده است و در عمل هم با اتخاذ تا كتيك هاي غلط د رجنگ عملا مردم عراق را پشت سر صدام متحد مي كند شديدا نياز به يك پيروزي آسان دارد
..
آمريكا با توجه به تجربه افغانستان كه نير وهاي شمال بدون اجازه آمريكا با حمايت روسيه كه كابل را تصر ف كردند و بهمين دليل آمريكا مجبور شد كه به آنان نقش پر رنگي در آينده افغانستان بدهد.( وزاري دفاع،كشور و خارجه از نير وهاي شمال هستند.) آمريكا حاضر نيست به نير وهاي داخلي قدرت زيادي بدهد زيرا در آنصورت مشكل كنترل نفت حل نشده باقي خواهد ماند. اگر از كردها بخواهد كه و ارد عمل شوند باعث دخالت نيروهاي ترك به منظور دفاع از اقليت تركمن در شمال مي شود . اگر از نيروهاي سپاه بدر استفاده كند آنان نقش مهم تري در اداره عراق مي خواهند. امريكا تنها نيروهاي وابسته به خودش مانند احمد چلبي را مي خواهد كه آنان بعلت اقامت در غرب برا ي ساليان دراز بنظر ميرسد كه محبوبيت و قدرت چنداني ندارند.
اگر نير وهاي عراقي اقليت متحد آمريكا وارد جنگ شوند در اين صورت تضميني براي گسترس دامنه جنگ به ايران نيست زيا نيرو هاي پصاه بدر و طالباني با نيروهاي مجاهدين كه چندين پايگاه در مسير د ارند درگير خواهند شد كه مي تواند جبهه جديدي عليه ايران باز شود.
حداقل دولت ايران در حال حاضر خواهان ايجاد چنني در گيريد رداخل مر زهاي ايران نيست و بدين دليل هم هست كه از ورود آوراگان عراقي به ايران جلوكيري مي نمايد.
نيروهاي فعلي آمريكا در عمليات نير وهاي تهاجمي هستند و اگر آمريكا بخواهد عراق را در دست خودش و از طريق فر ماندار نظامي نگه دارد در آن صورت نياز مند لشگر هاي پدافندي است كه در خطوط جبهه ها مستقر شوند. كه نشان از طولاني شدن عمليا ت دارد.
در اين راستا آمريكا براي سر گرم كردن مردم آمريكا كه ساليان دراز است توسط شبكه هاي تلويزيوني شستشوي مغزي شده اند و برنامه ريزي شده اند نياز به شو دارد تا اكثريت آنان را همچنان پشت سر رئيس جمهور كه شايد يكي از كم اطلا ع ترين سياستمداران تاريح آمريكا هست ،نگهدارند. بطور نمونه آنان روسيه را متهم كردند كه به عراق تجهيزات مي رساند و اين دليل عدم موفقيت طرح آمريكا هست. در حاليكه آسمان عراق كاملا در اختيار آمريكا و انگليس است و عراق اصلا پر وازي انجام نداده است . راه در يائي كه از طريق فاو و ام ااقصر انجام مي شود كه تحت كنترل آتگليسي ها ست. تنها راه زميني هم كه ايران است و چنين ريسكي را دولت ايران نمي پذيرد كه با آمريكا در حال حاضر در گير شود.
در اين راستا بد نيست اگر اشاره اي هم به ايران و كشفيات اين چنيني داشته باشم در سالهاي 58تا 60 كه مقر هاي سازمانهاي سياسي مانند مجاهدين مورد هجوم چماقداران وابسته به حزب جمهوري اسلامي در شهر هاي مختلف قرار مي گرفت هميشه مقداري قرص صد حاملگي پيدا مي شد. اين كشفيات مورد استفاده تبليغاتي در منابر و مساجد بر عليه اين نيروها براي زمينه سازي پاكسازي كه در سال 60 انجام شد قرار گرفت.
در هر حال با مقاومت ببشتر بايد شاهد تغيير شيوه آمريكا در تا كتيك و تبليغ جنگ باشيم. آنها با تمامي امكانات خود مانند بمبهاي اتمي خفيف شده استفاده خواهند كرد و تلفات غير نظاميان بالا خواهد رفت.
در هر حال نكته ا يكه مهم است هر كشفي بدون تاييد بازرسان سازمان ملل و دكتر هانس بليكس مشروع نيست و پروسه كشف مدارك سري و مواد شيميائي احتمالي بايد با نطارت سازمان ملل باشد. افشاي نا درست بودن انگليس در گزارش به سازمان ملل كه از پايان نامه يك دانشجو با استفاده از منابع نشريات نوشته شده بود دليل اين تاكيد ماست.
آموزش تروريستها در حيا ط خلوت آمريكا
آموزش تروريستها در حيا ط خلوت آمريكا
به قلم :جورج مانبيوت ـ روزنامه گاردين
www.monbiot.com
December 18, 2001
برگردان : س- آزادي (سعيد سلطانپور
azadi@primus.ca
“ اگر هر دولتي از آدمكش هاي غير قانوني حمايت كند؛آنها ( دولت) خودشان غير قانوني و جنايتكار خواهند بود و راه انزوا را بر خواهند گزيد“
جورج بوش در روز حمله به افغانستان اين را اعلام كرد. و من خوشخال هستم كه ار خودش اعلام كرد “ هر دولتي“ .
براي 55 سال گذشته يك اردوگاه آموزش تروريستي فعاليت داشته كه تعداد قربانيانش به مراتب بيشتر از قربانيان حملات تروريتسي القاعده در نيويورك و سفارتخانه ها بوده است. اردوگاه مذكور به نام موسسه همكاريهاي امنيتي همسفير غربي شناخته شده است كه در شهر فورت بننيگ ايلت جورجيا قرار دارد و توسط دولت آقاي بوش كمك مالي شده است.
تا ژانويه امسال “ ويسك “ كمپ مذكور به نام “ مدرسه آمريكا “ ناميده ميشد. يا “ اس .او.ا“ . از 1964 اس او اي بيشتر از 60000 نفر از سربازان و افراد پليس كشورهاي آمريكاي لاتين را آموزش داده است. در بين اين افراد بسياري از شكنجه كنندگان بد نام ؛عاملان قتل عام هاي دسته جمعي و ديكتاتورها و كشورهاي تروريستي
وجود دارند.
درماه ژوئن امسال سرهنگ بايرون ليما استرادا دانش آموز فارغ التحصيل اين مدرسه به جرم قتل كشيش ژان جراردي در سال 1988 در گواتمالا محكوم شد . كشيش مزبور بدين دليل كشته شد كه به انتشار گزارشي در مورد بير حمي “ دي ـ2“ سازمان اطلاعات ارتش گواتما لا كه توسط استرادااداره ميشد؛ كمك كرده بود. استرادا به كمك دو تن ديگر از همشاگردي هاي مدرسه آمريكا عمليات ضد شورشيان را كه باعث محو 448 دهكده سرخپوستان “ مايان“ و نابودي هزاران روستائي شد سازماندهي كرد. 40% وززاي كابينه هاي قتل عام كننده لوكاس گارسيا و رايوس مانت و مجيش ويكتورس فارغ التحصيل مدرسه مذكور بودند
در 1993 كميته كشف حقيقت سازمان ملل در السالوادر اسامي افسران ارتش را كه درنهايت بيرحمي در جنگ داخلي عمل كرده بودند نام برد. دو سوم متهمان در مدرسه آمريكا دو.ره ديده بودند. در ميان آنان روبرتو دي آبويسون رهبر جوخه مرگ السالوادر ؛ مرداني كه اسقف اسكارراميرو را كشتند و همچنين 19 سرباز از 26 سربازي كه كشيشان جي سووت را به قتل رساندند. در شيلي فارغ التحصيلان مدرسه فوق گردانندگان سازمان پليس مخفي و 3 كمپ اصلي نابودي مخالفان در دوران پينوشه بودند. يكي از آنان كمك كرد كه اورلاندو لي تي ليرو راني مافيت ( از ياران سالوادر آلنده ) در 1976 در واشنكتن به قتل برسند.
ديكتاتورهاي آرژانتين ؛روبرتو ويولا و لئو پولدو كالتئ يري و مانوئل نوريه گا ( پاناما) عمر توريخوس ( پاناما) خوان ولاسكو آلواردو (پرو) ؛ رودريگوز (اكوادر) ؛ همه از تعليمات مدرسه استفاده كردند. همينطور رهبر گروه “كولينا“ جوخه مرگ در دولت فوجيمورو( پرو) ؛اضافه كنيد 4 افسر از 5 افسري كه گردان 16-3 را در هندوراس راداره ميكردند كه (جوخه هاي مرگ را در سالهاي 1980 رهبري مي كردند.) و نيز فرمانده مسئول كشتار “ او كاسينكو“ در مكزيك در 1994.
با همه اينها ؛مدافعان مدرسه اصرار دارند كه همه اينها مربوط به گذشته بوده است . امافارغ التحصيلان اس. او. اي. در گير يك جنگ كثيف با كمك آمريكا در كلمبيا هستند. در سال 1999گزارش وزارت امور خارجه آمريكا در مورد حقوق بشر اسامي 2 نفر از از مدرسه مذكور را به اتهام قتل عام الكس لوپرا؛ نماينده صلح را نام برد. سال گذشته؛ سازمان نظارت بر حقوق بشر نام 7 شاگرد قبلي مدرسه را كه رهبري گروههاي شبه نظامي را كه در ربودن ؛ناپديد شدن و قتلهاي بسيار در كلمبيا را اعلام كرد. در فوريه 2001 يك فارغ التحصيل مدرسه آمريكا در كلمبيا به اتهام همدستي در شكنجه و قتل 30 نفر از بوميان “پينانت“ توسط شبه نظاميان در دادگاه محكوم شد.
اف. بي. آي ؛تروريسم را يك عمل خشونت آميز .... به منظور تهديد و يا مجبور كردن غير نظاميان براي تحت تاثير قراردادنسياست يك دولت ؛تعريف ميكند. اين تعريف يك تعريف جامع از فعاليتهاي اس. او .اي. است . ا ما چگونه مطمئن شويم كه مدرسه در نحوه فكري دانش آموختگان تاثير داشته است؟ بسار خوب در 1996 دولت آمريكا تحت فشار مجبور شد 7 فقره از جزوه هاي درسي مدرسه را منتشر كند.
در ميان دروس بهترين توصيه ها به ترورسيت ها آورده شده است. در ميان اين توصيه ها ميتوان از شكنجه؛در ليست سياه قرار دادن؛ دستگيري شاهدان جنايات و بستگان آنان نام برد.
سال گذشته در نتيجه يك فعاليت تبليغاتي توسط گروه نظارت بر اس. او .ا. تعدادي از نمايندگان كنگره سعي كردند كه مدرسه را ببندند . آنها با 10 راي شكست خوردند. در عوض كنگره تصويب كرد كه اس. او. ا. بلافا صله بسته شده و مدرسه جديدي به جاي آن باز شود. دستان مدرسه آمريكا با عوض شدن نام به موسسه همكاري امنيتي همسفير غربي تطهير شد . سرهنگ مارك مورگان در نامه اي قبل از راي گيري به وزارت دفاع نوشت كه “ از آنجا كه عده اي از روسايشما به ما گفته اند آنها به هيج وجه از ادامه چنينن مدرسه با چنين اسمي نمي توانند حمايت كنند؛ لذا ما پيشنهاد ميكنيم كه اسم مدرسه را عوض كنيد.“ سناتور پل كاوردل سناتور جورجيا كه براي ابقاي مدرسه تلاش ميكرد در مصاحبه با مطبو عات گفت كه اين تغييرات تنها يك “ جراحي صورت “بود.
اما سايت مدرسه ( موسسه فعلي)را مشاهد ه كيد تا دريابيد كه همه سوابق اس. او. ا. حذف شده است حتي در بخش سابقه موسسه هم به آن اشاره نشد ه است. در مورد مو ضوع درسهاي مدرسه بطور كلي مينويسد كه “ دروس شامل يك سري از موضوعات به هم پيوسته مانند طراحي عمليات براي ماموريتهاي صلح؛ مبارزه با حوادث طبيعي ؛عمليات شبه نظامي؛ عمليات تاكتيكي و عمليات مبارزه با مواد مخدر ميباشد“.
صحات مختلفي در سايت به مسائل حقوق بشر پرداخته است . اما هيچ گونه سخني از مبارزه با ناراضيان؛ و نحوه آموزش و تكنيك هاي كو ماندوئي در آن به ميان نيامده است. همچنين دروس مربوط به صلح و حقوق بشر براي جلب كنگره براي دريافت بودجه است . اما بعيد است كه هيچ دانش آموزي چنان واحد درسي را انتخاب كند.
ما نمي توانيم توقع داشته باشيم كه يك اردوگاه آموزش تروريستي تغيير ماهيت بدهد . مدارك وابستگي اين مدرسه در ادامه رفتار بيرحمانه در آمريكاي لاتين به مراتب قوي تر از مدارك ارتياط اردو گاههاي آموزشي القاعده در حوادث نيو يورك است. براستي چه بايد در مورد اين مدرسه شيطاني درجورجيا بكنيم؟
خوب ما مي توانيم كه به دولت فشار بياوريمتا از راههاي سياسي آن فرماندهان را به اتهام همكاري در ارتكاب جنايت عليه بشريت به دادگاه بياورند. بعنوان جايگزين ما ميتوانيم از دولتهاي خودمان بخواهيم كه به آمريكا حمله كنند؛ مراكز نظامي ؛ فرود گاهها و شهر ها راا بمباران كنندتا دولت انتخاب نشده با راي مردم را با يك دولت تحت نظارت سازمان ملل جانشين كنند. در صورتي كه اين پيشنهاد به تصويب مردم آمريكا نرسيد ما ميتوانيم قلب و فكرمردم آمريكا رابا ريختن نان و برنج در كيسه هاي پلاستيكي با پرچم افغانستان بدست بياوريم.
شما ميگوئيد كه اين نسخه مسخره است . منهم موافقت ميكنم . اما من نمي توانمم تفاوتي بين اين جنگ و جنگ در افغانستان ببينم.
www.guardian.co.uk./Archives/Articels
www .monbiot.com - the writer's address
.
1. Western Hemisphere Institute for Security cooperation.
2. Whisc
3. Jesuit priests
4. Peasants
5. S.O.A. (School of America)
اشتراک در:
پستها (Atom)